.: مقالات :.

قدرت كلام وارتباط موثر

            

                                    قدرت كلام وارتباط موثر         

مرگ وزندگي در قدرت زبان است.

زبان نرم ،خشم را برميگرداند ؛اما سخن تلخ ،غيظ را به هيجان مي آورد.

تا مرد سخن نگفته باشد         عيب و هنرش نهفته باشد

كليد برقراري ارتباط وگفتمان:

1-طوري سخن بگوئيد كه ديگران دلشان بخواهد گوش بدهند.

زبان حكيمان علم را زينت ميبخشد،واما دهان احمقان به حماقت تنطق مي نمايد.

2-ترغيب كردن را ياد بگيريد.

دل مرد حكيم دهان اوراعاقل مي گرداند و علم را بر لبهايش مي افزايد.

3-قبل از حرف زدن گوش بدهيد.

هر كه سخني را قبل از شنيدن اش جواب دهد،براي وي حماقت وعار ميباشد.

4-در حرف زدن كند عمل كنيد ،وبه دقت مراقب حرف هايتان باشيد.

آيا كسي را مي بيني كه در سخن گفتن عجول است ؟اميد بر احمق زياده است از اميد بر او.

5-هرگز ديگران را خرد نكنيد ؛بلكه آنها را بسازيد.

6-جلوي زياده گوئي خود را بگيريد.

كثرت كلام از گناه خالي نمي باشد،اما آن كه لبهايش را ضبط نمايد  عاقل است.

7-حكمت حقيقي را مطرح كنيد.

دهان صديقان حكمت را مي روياند.

8-همواره حقيقت را بگوئيد.

كسي كه بغض را مي پوشاند دروغگو مي باشد ،وكسي كه بهتان را شيوع ميدهد احمق است.

-اقبال خوب اينست كه بين كساني زندگي كنيم كه ،خوب مي دانند چه بگويند و چگونه و چه وقت آنرا بگويند.

مطالبي ديگر در رابطه با ارتباط:

مي‌توانيم با ارتباط خوب و به كمك ديگران به خواسته‌هايم برسيم.ارتباط خوب باعث دوستي‌هاي خوب مي‌شود و هيچوقت تنها نمي‌مانيم.توانايي برقراري ارتباط فقط مربوط به انسان نيست. حيوانات نيز با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. ولي ارتباطات ما به قدري پيچيده است كه ما را از حيوانات جدا مي‌كند. تصور كنيد كه انسان‌ها مي‌توانند درباره اتفاقاتي كه پيش آمده با هم صحبت كنند. آنها مي‌توانند درباره آن نظر دهند. آنها مي‌توانند درباره آينده فكر كنند و تصميمات جديد بگيرند. انسان‌ها درباره نيازهاي خود با هم حرف مي‌زنند، آنها درباره تخيلات خود كه براي هيچكس قابل ديدن نيست با هم صحبت مي‌كنند. ارتباطات در زندگي ما خيلي اهميت دارد. بدون ارتباط ما نمي‌توانيم زندگي كنيم.

اگر ما با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيم، خواسته‌هاي خود را درست و واضح بيان كنيم، به صحبت‌هاي آن‌ها خوب گوش كنيم، نظرات و خواسته‌هاي آن‌ها را درك كنيم و در شنيدن و درك نظرات ديگران صبور باشيم و به آن‌ها احترام بگذاريم، آن وقت ارتباطات و دوستي‌هايي را تجربه مي‌كنيم كه زندگي ما را شادتر و لذت‌بخش‌تر مي‌كند.

ولي اگر نتوانيم به ديگران احترام بگذاريم، اگر جرات نداشته باشيم درباره خواسته‌ها و يا نيازهايمان با ديگران صحبت كنيم. اگر نتوانيم حرفي غير از حرف‌هاي خودمان را بپذيريم و اگر ما با ديگران بدرفتاري كنيم آن وقت تنهايي را تجربه مي‌كنيم و شادي و لذت دوستي‌هاي خوب را تجربه نخواهيم كرد.

تعريف ارتباط :

ارتباط فرآيندي است كه طي آن افكار، عقايـد و احساسات يك فرد به فرد ديگر منتقل مي شود ارتباط فرآيندي است آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته كه از طريق آن احساسات و نظرات به شكل پيامهاي كلامي و غير كلامي بيان، ارســال، دريافت و ادراك مي شوند. بنا به تعريفي ديگر ارتباط فرآيند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده به شرط اين كه ذهنيات مورد نظر فرستنده به گيرنده پيام انتقال يابد و بالعكس مي باشد.

ارتباط چه كمكي به ما مي كند ؟

مشكل گشايي و تصميم گيري

تائيد و تصديق و يا تعديل باورها

مهار موقعيت

اعتماد به نفس

خوش بيني و مثبت نگري

عشق و علاقه به مردم و موضوع رابطه

حسن نيت

توجه به شباهت ها بجاي تفاوت ها

خواب و استراحت كافي

تغذيه مناسب

ورزش و تفريح مناسب

رعايت زمان و مكان و موقعيت مخاطب

توجه به احساسات خود و ديگري

اغماض كردن

غلبه به حرص وحسد و طمع

شنونده خوبي بودن

تبرئه كردن

 

ارتباط در سه سطح برقرار مي شود كه عبارتند از:


1 ـ‌ ارتباط درون فردي Intrapersonal communication :


همان ارتباط با خود است و شامل فعاليت هايي مثل پرورش افكار ،تصميم گيري، خودنگري و …. مي شود.

2 ـ ‌ارتباط بين فردي Interpersonal communication :


ارتباط بين دو يا چند نفر گفته مي شود و فعاليت هايي مثل مصاحبه، مشاوره، تهيه نوشته يا مقاله را شامل مي شود.

3 ـ ارتباط عمومي (جمعي ) public (mass) communication :


در اين ارتباط پيام براي جمعي از مخاطبين ارسال مي شود. اين نوع ارتباط ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم (راديو، تلويزيون، مجله و … ) باشد.

اجزاء فرآيند ارتباط:

1. پيام دهنده (منبع):برقرار كننده ارتباط

2. پيام گيرنده(مخاطب):دريافت كننده ارتباط

3. پيام :محتوي (آنچه كه بخاطر آن ارتباط برقرار شده است)

4. وسيله ارتباط:ابزاري كه بوسيله آن ارتباط برقرار ميشود

5. باز خورد:عكس العمل به وجود آمده در گيرنده

فرستنده ( انتقال دهنده پيام ) بايد از دو ويژگي مهم برخورددار باشد:


اولاً : بر محتواي پيامي كه قصد ارسال آن را دارد مسلط باشد.
ثانياً : بتواند از نظر عاطفي با گيرنده يا مخاطب توافق نموده و به عبارت ديگر با دقت و علاقـه به مسايل مطـــرح شده توسط مخاطب گوش كند.

گيرنده (مخاطب ) ممكن است پيام را به طور مؤثر دريافت ننمايد. علت اين امــر وجود تعدادي موانع ارتباطي است كه اهم آنها به شرح ذيل مي باشد .


موانع ارتباطي :

الف : موانع پيام: تعد د پيام ،تداخل پيام

ب: موانع وسايل ارتباط:موانع فيزيكي، سر وصدا ،گرما ،پارازيت ، وسعت مدار ارتباطي

ج:موانع گيرنده:احساسات ،عواطف،پيش داوري آموخته هاي قبلي،ادراك كليشه اي

د:موانع فرستنده:استفاده از لغات چند پهلو ومبهم،ضعف مهارت ارتباطي،حالات وحركات نامناسب،و...

ارتباط ممكن است :

با طبيعت باشد : كوه ، دشت ، دريا ، آسمان

با خداوند متعال باشد

با فرد ديگري باشد

با خود باشد

بهترين نوع ارتباط آن است كه ما همزمان با خود و ديگري و خداوند ارتباط برقرار كنيم .

انــواع ارتبـاط :


1 ـ ارتباط كلامي
2 ـ ارتباط غيركلامي

ارتباط كلامي

در اين نوع ارتباط براي انتقال پيام از كلمات استفاده مي شود. انتقال پيام مي تواند به صورت گفتاري يا نوشتاري باشد ارتباط كلامي بيشتر براي بيان ايده ها ، حقايق و نظرات به كار مي رود.

ارتباط غير كلامي

انتقال اطلاعات و احساسات بدون استفاده از كلمات ارتباط غيركلامي است. در اين ارتباط تمام رفتارها، علايم و اشيا باعث مبادله پيام مي شوند.

انواع ارتباط غير كلامي :

1-ظاهر فيزيكي :

شامل آنچه كه يك فرد را در برخورد اول جذاب يا غير جذاب
مي سازد نژاد، جنس، قد، وزن ، قيافه فرد و طرز لباس پوشيدن، حتي چگونگي لبخند زدن فرد مي شود. بسته به ظاهــــر فيزيكي فرد يك تصور اوليه در ذهن افراد درباره سطح سواد، وضعيت اجتماعي و اقتصادي، عقايد و ارزش هــاي او شكل مي گيرد.

2- زبان بدن:

شامل چهار قسمت است كه عبارتند از:


الف:طرز قرار گرفتن

طرز نشستن يا ايستادن و راه رفتن پيام هاي مهمـي را منتقل مي كنند طرز قرار گرفتن فــرد در حين ارتباط، قدرت عمل فرد، طرز فكر فـــرد در آن موقعيت درباره خودش و احساس فرد دربــاره موضوع مورد بحث را نشان مي دهـد. ( هــرچند كه فرد قصد انتقال پيام نداشته باشد)

ب:ژست

شامل حركات ريز و درشت دست ها مي باشد و بيان كننده احساس
فرد در آن موقعيت مي باشد

ج:بيان چهره

نشان دهنده احساس غمگيني، شـــادي، خشم، تعجب و سردردگمي و … است

د:تماس چشمي

به دو منظور به كار مي رود

1 ـ بيان علاقه و صميممت

2 ـ بيان تسلط ،قدرت و كنترل

هر چه رابطه بين دو فرد صميمي تر باشد طول مدت تمـــاس چشمي بين آنها بيشتر مي شود و هر چه قدرت يك فـــــرد در رابطه بيشتر باشد تماس چشمي كمتري برقرار مي نمــــايد. وقتي فرد به گوينده توجه داشته باشد به طور مستقيم در چشمان گوينده نگاه خواهد كرد.

3- لمس و تماس بدني:

بايستي از لمس استفاده كرد، البته بكارگيري آن بايستي متناسب با انتظارات فرهنگي و قابليت قبول مخاطب باشد.

4 ـ صدا :

تن صـــــدا و طول كلام دو جنبه غيركلامي گفتار هستند كه پيام هايي را به شنونده منتقل مي كند سرعت، قدرت، طنين، مكث و شدت صدا هر كدام معنايي خاص دارند.38% از اولين برداشت شنوندگان از ما بر اساس صداي مااست.

5ـ زمان و فضا:

خود به سه قسمت تقسيم مي شود كه عبارتند از:


الف ـ وقت:

استفاده عمدي و غيرعمدي از زمان، انتقال دهنده پيام است. افراد بر اساس استفاده از زمان با ديگران ارتباط برقرار مي كنند.


ب ـ محيط :

محيط فيزيكي كه در آن ارتباط رخ مي دهد پيام منتقل مي كند نحوه چيدن وسايل و لوازم در محيط باعث انتقال پيام مي شود.

ج ـ فاصله :

فاصله اي كه افــــراد بين خود و گيرنده پيام ايجاد مي كنند انتقال دهنده پيام است.

تفاوت ارتباط كلامي و غيركلامي:


1 ـ ارتباط غيركلامي مداوم و پيوسته است زيرا ما به صورت مداوم صحبت نمي كنيم، اما از طريق ارتباط غيركلامي به صور مختلف ارتباط برقرار

مي كنيم.


2 ـ ارتباط غيركلامي مبهم و پيچيده است به اين علت كه به صورت همزمان از چندين كانال (طرز لباس پوشيدن، بيان چهره و … ) براي انتقال اطلاعات استفاده مي شود.

 

3 ـ ارتباط غيركلامي براي انتقال احساسات بهتر است، زيرا افراد قدرت كنترل كمتري روي آن دارند.


4 ـ در يك ارتباط چهره به چهره سهم ارتباط غير كلامي در انتقال پيام 65 درصد و سهم ارتباط كلامي 35 درصد مي باشد پس در انتقال پيام توجه به ارتباط غير كلامي اهميت بيشتري دارد.


5 ـ ارتباط غير كلامي وظيفه تنظيم جريان مكالمه، تكميل و تأكيد آن را به عهده دارد.

بنابر اين براي برقراري ارتباط موثر

به نكات ذيل توجه فرمائيد :

1- از گفتگوهاي كوتاه استفاده كنيد و آنها را جدي بگيريد.

به اين منظور از سوال در مورد مسائل خصوصي پرهيز كنيد.

از جملاتي مطمئن كه احتمال خطا و اشتباه كمتر در آنها وجود دارد استفاده كنيد . اين جملات معمولاً مسائل كاملاً عادي و روزانه است .

2 - مهارتهاي گوش كردن فعال را در خود تقويت كنيد:

از قطع كردن صحبت ديگران بپرهيزيد.

انعكاس احساس و محتوا داشته باشيد.

در صورت عدم تمايل به ادامه گفتگو به راحتي با سكوت كردن به صحبت خاتمه دهيد.

3- مثبت باشيد:

مختصر ، شيرين و خوب صحبت كنيد .

4- از لطيفه و شوخي استفاده كنيد.

5 - سوالهاي خود را گزينش كنيد.

6- به علائم غير كلامي توجه كنيد:

حالات بدني

لحن صدا

لبخند

ارتباط چشمي

ادامه مطالب:

برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد. اهل هر جا كه باشيد،  براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بالاخره بايد يك چيزهايي را بدانيد و رعايت كنيد.

ژاپني ها ساكت اند، امريكايي ها پر سر و صدا، آلماني ها خشك و مقرراتي، انگليسي هامعروف اند به اين كه در لفافه حرف مي زنند و از منظور اصلي طفره مي روند و استراليايي ها، دقيقا برعكس، به رك گويي مشهورند و . . .

اما برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد! اهل هر جا كه باشيد، براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بايد چيزهاي خاصي را بدانيد و از اصول ثابتي پيروي كنيد.


۵ ثانيه اول مهم تر است!


                رابرت هلر مي گويد: 5 ثانيه اول هر ملاقاتي از 5 دقيقه بعدي اش، مهم تر است. نمي دانم شما خودتان هم اين موضوع را تجربه كرده ايد يا نه، ولي او واقعا راست مي گويد.

ههههببم اساسي در برقراري ارتباط موثر در بربقراري ارتباط موثر

                                                       هفت گام اساسي دربرقراري ارتباط موثر

مقدمه :

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

 

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:

- اينكه گوينده كيست؟

- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن

 

صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را  حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم: همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.  بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد  غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت  كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا  مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )

-حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

 خالق محمدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:20  توسط محمدی  |