X
تبلیغات
.: مقالات :.

.: مقالات :.

قدرت كلام وارتباط موثر

            

                                    قدرت كلام وارتباط موثر         

مرگ وزندگي در قدرت زبان است.

زبان نرم ،خشم را برميگرداند ؛اما سخن تلخ ،غيظ را به هيجان مي آورد.

تا مرد سخن نگفته باشد         عيب و هنرش نهفته باشد

كليد برقراري ارتباط وگفتمان:

1-طوري سخن بگوئيد كه ديگران دلشان بخواهد گوش بدهند.

زبان حكيمان علم را زينت ميبخشد،واما دهان احمقان به حماقت تنطق مي نمايد.

2-ترغيب كردن را ياد بگيريد.

دل مرد حكيم دهان اوراعاقل مي گرداند و علم را بر لبهايش مي افزايد.

3-قبل از حرف زدن گوش بدهيد.

هر كه سخني را قبل از شنيدن اش جواب دهد،براي وي حماقت وعار ميباشد.

4-در حرف زدن كند عمل كنيد ،وبه دقت مراقب حرف هايتان باشيد.

آيا كسي را مي بيني كه در سخن گفتن عجول است ؟اميد بر احمق زياده است از اميد بر او.

5-هرگز ديگران را خرد نكنيد ؛بلكه آنها را بسازيد.

6-جلوي زياده گوئي خود را بگيريد.

كثرت كلام از گناه خالي نمي باشد،اما آن كه لبهايش را ضبط نمايد  عاقل است.

7-حكمت حقيقي را مطرح كنيد.

دهان صديقان حكمت را مي روياند.

8-همواره حقيقت را بگوئيد.

كسي كه بغض را مي پوشاند دروغگو مي باشد ،وكسي كه بهتان را شيوع ميدهد احمق است.

-اقبال خوب اينست كه بين كساني زندگي كنيم كه ،خوب مي دانند چه بگويند و چگونه و چه وقت آنرا بگويند.

مطالبي ديگر در رابطه با ارتباط:

مي‌توانيم با ارتباط خوب و به كمك ديگران به خواسته‌هايم برسيم.ارتباط خوب باعث دوستي‌هاي خوب مي‌شود و هيچوقت تنها نمي‌مانيم.توانايي برقراري ارتباط فقط مربوط به انسان نيست. حيوانات نيز با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. ولي ارتباطات ما به قدري پيچيده است كه ما را از حيوانات جدا مي‌كند. تصور كنيد كه انسان‌ها مي‌توانند درباره اتفاقاتي كه پيش آمده با هم صحبت كنند. آنها مي‌توانند درباره آن نظر دهند. آنها مي‌توانند درباره آينده فكر كنند و تصميمات جديد بگيرند. انسان‌ها درباره نيازهاي خود با هم حرف مي‌زنند، آنها درباره تخيلات خود كه براي هيچكس قابل ديدن نيست با هم صحبت مي‌كنند. ارتباطات در زندگي ما خيلي اهميت دارد. بدون ارتباط ما نمي‌توانيم زندگي كنيم.

اگر ما با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيم، خواسته‌هاي خود را درست و واضح بيان كنيم، به صحبت‌هاي آن‌ها خوب گوش كنيم، نظرات و خواسته‌هاي آن‌ها را درك كنيم و در شنيدن و درك نظرات ديگران صبور باشيم و به آن‌ها احترام بگذاريم، آن وقت ارتباطات و دوستي‌هايي را تجربه مي‌كنيم كه زندگي ما را شادتر و لذت‌بخش‌تر مي‌كند.

ولي اگر نتوانيم به ديگران احترام بگذاريم، اگر جرات نداشته باشيم درباره خواسته‌ها و يا نيازهايمان با ديگران صحبت كنيم. اگر نتوانيم حرفي غير از حرف‌هاي خودمان را بپذيريم و اگر ما با ديگران بدرفتاري كنيم آن وقت تنهايي را تجربه مي‌كنيم و شادي و لذت دوستي‌هاي خوب را تجربه نخواهيم كرد.

تعريف ارتباط :

ارتباط فرآيندي است كه طي آن افكار، عقايـد و احساسات يك فرد به فرد ديگر منتقل مي شود ارتباط فرآيندي است آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته كه از طريق آن احساسات و نظرات به شكل پيامهاي كلامي و غير كلامي بيان، ارســال، دريافت و ادراك مي شوند. بنا به تعريفي ديگر ارتباط فرآيند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده به شرط اين كه ذهنيات مورد نظر فرستنده به گيرنده پيام انتقال يابد و بالعكس مي باشد.

ارتباط چه كمكي به ما مي كند ؟

مشكل گشايي و تصميم گيري

تائيد و تصديق و يا تعديل باورها

مهار موقعيت

اعتماد به نفس

خوش بيني و مثبت نگري

عشق و علاقه به مردم و موضوع رابطه

حسن نيت

توجه به شباهت ها بجاي تفاوت ها

خواب و استراحت كافي

تغذيه مناسب

ورزش و تفريح مناسب

رعايت زمان و مكان و موقعيت مخاطب

توجه به احساسات خود و ديگري

اغماض كردن

غلبه به حرص وحسد و طمع

شنونده خوبي بودن

تبرئه كردن

 

ارتباط در سه سطح برقرار مي شود كه عبارتند از:


1 ـ‌ ارتباط درون فردي Intrapersonal communication :


همان ارتباط با خود است و شامل فعاليت هايي مثل پرورش افكار ،تصميم گيري، خودنگري و …. مي شود.

2 ـ ‌ارتباط بين فردي Interpersonal communication :


ارتباط بين دو يا چند نفر گفته مي شود و فعاليت هايي مثل مصاحبه، مشاوره، تهيه نوشته يا مقاله را شامل مي شود.

3 ـ ارتباط عمومي (جمعي ) public (mass) communication :


در اين ارتباط پيام براي جمعي از مخاطبين ارسال مي شود. اين نوع ارتباط ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم (راديو، تلويزيون، مجله و … ) باشد.

اجزاء فرآيند ارتباط:

1. پيام دهنده (منبع):برقرار كننده ارتباط

2. پيام گيرنده(مخاطب):دريافت كننده ارتباط

3. پيام :محتوي (آنچه كه بخاطر آن ارتباط برقرار شده است)

4. وسيله ارتباط:ابزاري كه بوسيله آن ارتباط برقرار ميشود

5. باز خورد:عكس العمل به وجود آمده در گيرنده

فرستنده ( انتقال دهنده پيام ) بايد از دو ويژگي مهم برخورددار باشد:


اولاً : بر محتواي پيامي كه قصد ارسال آن را دارد مسلط باشد.
ثانياً : بتواند از نظر عاطفي با گيرنده يا مخاطب توافق نموده و به عبارت ديگر با دقت و علاقـه به مسايل مطـــرح شده توسط مخاطب گوش كند.

گيرنده (مخاطب ) ممكن است پيام را به طور مؤثر دريافت ننمايد. علت اين امــر وجود تعدادي موانع ارتباطي است كه اهم آنها به شرح ذيل مي باشد .


موانع ارتباطي :

الف : موانع پيام: تعد د پيام ،تداخل پيام

ب: موانع وسايل ارتباط:موانع فيزيكي، سر وصدا ،گرما ،پارازيت ، وسعت مدار ارتباطي

ج:موانع گيرنده:احساسات ،عواطف،پيش داوري آموخته هاي قبلي،ادراك كليشه اي

د:موانع فرستنده:استفاده از لغات چند پهلو ومبهم،ضعف مهارت ارتباطي،حالات وحركات نامناسب،و...

ارتباط ممكن است :

با طبيعت باشد : كوه ، دشت ، دريا ، آسمان

با خداوند متعال باشد

با فرد ديگري باشد

با خود باشد

بهترين نوع ارتباط آن است كه ما همزمان با خود و ديگري و خداوند ارتباط برقرار كنيم .

انــواع ارتبـاط :


1 ـ ارتباط كلامي
2 ـ ارتباط غيركلامي

ارتباط كلامي

در اين نوع ارتباط براي انتقال پيام از كلمات استفاده مي شود. انتقال پيام مي تواند به صورت گفتاري يا نوشتاري باشد ارتباط كلامي بيشتر براي بيان ايده ها ، حقايق و نظرات به كار مي رود.

ارتباط غير كلامي

انتقال اطلاعات و احساسات بدون استفاده از كلمات ارتباط غيركلامي است. در اين ارتباط تمام رفتارها، علايم و اشيا باعث مبادله پيام مي شوند.

انواع ارتباط غير كلامي :

1-ظاهر فيزيكي :

شامل آنچه كه يك فرد را در برخورد اول جذاب يا غير جذاب
مي سازد نژاد، جنس، قد، وزن ، قيافه فرد و طرز لباس پوشيدن، حتي چگونگي لبخند زدن فرد مي شود. بسته به ظاهــــر فيزيكي فرد يك تصور اوليه در ذهن افراد درباره سطح سواد، وضعيت اجتماعي و اقتصادي، عقايد و ارزش هــاي او شكل مي گيرد.

2- زبان بدن:

شامل چهار قسمت است كه عبارتند از:


الف:طرز قرار گرفتن

طرز نشستن يا ايستادن و راه رفتن پيام هاي مهمـي را منتقل مي كنند طرز قرار گرفتن فــرد در حين ارتباط، قدرت عمل فرد، طرز فكر فـــرد در آن موقعيت درباره خودش و احساس فرد دربــاره موضوع مورد بحث را نشان مي دهـد. ( هــرچند كه فرد قصد انتقال پيام نداشته باشد)

ب:ژست

شامل حركات ريز و درشت دست ها مي باشد و بيان كننده احساس
فرد در آن موقعيت مي باشد

ج:بيان چهره

نشان دهنده احساس غمگيني، شـــادي، خشم، تعجب و سردردگمي و … است

د:تماس چشمي

به دو منظور به كار مي رود

1 ـ بيان علاقه و صميممت

2 ـ بيان تسلط ،قدرت و كنترل

هر چه رابطه بين دو فرد صميمي تر باشد طول مدت تمـــاس چشمي بين آنها بيشتر مي شود و هر چه قدرت يك فـــــرد در رابطه بيشتر باشد تماس چشمي كمتري برقرار مي نمــــايد. وقتي فرد به گوينده توجه داشته باشد به طور مستقيم در چشمان گوينده نگاه خواهد كرد.

3- لمس و تماس بدني:

بايستي از لمس استفاده كرد، البته بكارگيري آن بايستي متناسب با انتظارات فرهنگي و قابليت قبول مخاطب باشد.

4 ـ صدا :

تن صـــــدا و طول كلام دو جنبه غيركلامي گفتار هستند كه پيام هايي را به شنونده منتقل مي كند سرعت، قدرت، طنين، مكث و شدت صدا هر كدام معنايي خاص دارند.38% از اولين برداشت شنوندگان از ما بر اساس صداي مااست.

5ـ زمان و فضا:

خود به سه قسمت تقسيم مي شود كه عبارتند از:


الف ـ وقت:

استفاده عمدي و غيرعمدي از زمان، انتقال دهنده پيام است. افراد بر اساس استفاده از زمان با ديگران ارتباط برقرار مي كنند.


ب ـ محيط :

محيط فيزيكي كه در آن ارتباط رخ مي دهد پيام منتقل مي كند نحوه چيدن وسايل و لوازم در محيط باعث انتقال پيام مي شود.

ج ـ فاصله :

فاصله اي كه افــــراد بين خود و گيرنده پيام ايجاد مي كنند انتقال دهنده پيام است.

تفاوت ارتباط كلامي و غيركلامي:


1 ـ ارتباط غيركلامي مداوم و پيوسته است زيرا ما به صورت مداوم صحبت نمي كنيم، اما از طريق ارتباط غيركلامي به صور مختلف ارتباط برقرار

مي كنيم.


2 ـ ارتباط غيركلامي مبهم و پيچيده است به اين علت كه به صورت همزمان از چندين كانال (طرز لباس پوشيدن، بيان چهره و … ) براي انتقال اطلاعات استفاده مي شود.

 

3 ـ ارتباط غيركلامي براي انتقال احساسات بهتر است، زيرا افراد قدرت كنترل كمتري روي آن دارند.


4 ـ در يك ارتباط چهره به چهره سهم ارتباط غير كلامي در انتقال پيام 65 درصد و سهم ارتباط كلامي 35 درصد مي باشد پس در انتقال پيام توجه به ارتباط غير كلامي اهميت بيشتري دارد.


5 ـ ارتباط غير كلامي وظيفه تنظيم جريان مكالمه، تكميل و تأكيد آن را به عهده دارد.

بنابر اين براي برقراري ارتباط موثر

به نكات ذيل توجه فرمائيد :

1- از گفتگوهاي كوتاه استفاده كنيد و آنها را جدي بگيريد.

به اين منظور از سوال در مورد مسائل خصوصي پرهيز كنيد.

از جملاتي مطمئن كه احتمال خطا و اشتباه كمتر در آنها وجود دارد استفاده كنيد . اين جملات معمولاً مسائل كاملاً عادي و روزانه است .

2 - مهارتهاي گوش كردن فعال را در خود تقويت كنيد:

از قطع كردن صحبت ديگران بپرهيزيد.

انعكاس احساس و محتوا داشته باشيد.

در صورت عدم تمايل به ادامه گفتگو به راحتي با سكوت كردن به صحبت خاتمه دهيد.

3- مثبت باشيد:

مختصر ، شيرين و خوب صحبت كنيد .

4- از لطيفه و شوخي استفاده كنيد.

5 - سوالهاي خود را گزينش كنيد.

6- به علائم غير كلامي توجه كنيد:

حالات بدني

لحن صدا

لبخند

ارتباط چشمي

ادامه مطالب:

برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد. اهل هر جا كه باشيد،  براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بالاخره بايد يك چيزهايي را بدانيد و رعايت كنيد.

ژاپني ها ساكت اند، امريكايي ها پر سر و صدا، آلماني ها خشك و مقرراتي، انگليسي هامعروف اند به اين كه در لفافه حرف مي زنند و از منظور اصلي طفره مي روند و استراليايي ها، دقيقا برعكس، به رك گويي مشهورند و . . .

اما برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد! اهل هر جا كه باشيد، براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بايد چيزهاي خاصي را بدانيد و از اصول ثابتي پيروي كنيد.


۵ ثانيه اول مهم تر است!


                رابرت هلر مي گويد: 5 ثانيه اول هر ملاقاتي از 5 دقيقه بعدي اش، مهم تر است. نمي دانم شما خودتان هم اين موضوع را تجربه كرده ايد يا نه، ولي او واقعا راست مي گويد.

ههههببم اساسي در برقراري ارتباط موثر در بربقراري ارتباط موثر

                                                       هفت گام اساسي دربرقراري ارتباط موثر

مقدمه :

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

 

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:

- اينكه گوينده كيست؟

- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن

 

صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را  حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم: همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.  بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد  غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت  كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا  مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )

-حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

 خالق محمدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:20  توسط محمدی  | 

قوانين و مقررات رشته ورزشي يوگا (قسمت چهارم)

 

                                              «قوانين و مقررات رشته ورزشي يوگا »

تعريف يوگا: ورزشي است جسمي و ذهني كه تعادل لازم بين جسم و ذهن را ايجاد مي‌نمايد و معمولاً به عنوان راهكاري براي دستيابي به آرامش ذهني و بالابردن توان جسمي كاربرد دارد.

اين رشته ورزشي داراي سبك‌هاي متعددي مي‌باشد كه در تمامي آنها تمرينات بشرح زير مشترك است كه اين تمرينات عبارتند از:

الف) تمرينات اخلاقي (‌ياما ونياما)

ب) تمرينات بدني ( آسانا)

ج) تمرينات تنفسي ( پراناياما)

د) تمرينات آرام‌تني ( يوگا نيدرا)

و) تمرينات تمركزي ( پراتي‌آهارا)

هـ) تمرينات تأملي (‌ديانا)

كه اين تمرينات با روشهاي متفاوت در كشورهاي مختلف و با توجه به فرهنگ و سيستم فيزيكي بدني ورزشكاران انجام مي‌گردد.  در ايران روشي تحت نام روش هماهنگ يوگا كه در  برگيرنده موارد قيد شده  مي‌باشد، طراحي و اجراء مي‌گردد. رشته يوگا بيشتر جنبه تمريني و آمادگي جسماني دارد  وافرادي كه به اين ورزش مي‌پردازند قصد دارند سطح قابليت‌هاي ذهني و جسماني خود را با انجام تمرينات مستمر و طبقه بندي شده بالا برده و از  بدني سالم و ذهني آگاه برخوردار گردند. براي ايجاد انگيزه و بالابردن هرچه بيشتر سطح آمادگي جسماني و ايجاد رقابتي سالم در جهت تعميم و گسترش اين رشته ورزشي مسابقات و رقابتهاي توسط فدراسيون جهاني پيش‌بيني گرديده كه از سال 1990 به مرحله اجراء گذاشته شده كه مسابقات جهاني آن هرساله در يكي از كشورهاي متقاضي برگزار مي‌شود.

مسابقات : مسابقات اين رشته در رده‌هاي سني مختلف و به تفكيك آقايان و بانوان پيش‌بيني گرديده‌است كه اين مسابقات هم بصورت گروهي با نمايش آسانه‌هاي يوگا و هم بصورت  انفرادي انجام مي‌شود.

محل مسابقات: براي انجام مسابقه اين رشته از تشك يا تاتامي استفاده مي‌گردد كه ابعاد اين تشك 6×6 متر و بصورت مربع مي‌باشد.

رده‌هاي سني: در حال حاضر مسابقات رسمي و بين‌المللي اين رشته هم در بخش خانمها و هم در بخش آقايان در رده‌هاي سني زير برگزار مي‌گردد:

1-      كودكان (در 3 سطح 4 تا5 سال و 6تا7 سال و 8تا 12 سال)

2-      نوجوانان  ( 13 تا 17 سال)

3-      جوانان (در 2 سطح 18تا 25 سال و 26 تا35 سال)

4-      ميانسال ( 36 تا 40 سال)

5-      بزرگسالان( 41 تا 60 سال)

6-      بالاتر از بزرگسالان ( 61 سال به بالا )

نحوه اجراي مسابقات:

مسابقات اين رشته در دو بخش انفرادي و تيمي يا گروهي برگزار مي‌گردد.

مسابقات انفرادي: در اين بخش ورزشكار بصورت انفرادي در رده سني خود در مدت زمان تعيين شده  توانائيهاي خود را به معرض نمايش مي‌گذارد به رقابت مي‌پردازند و در سه مرحله مجموعاً 22 حركت آسانا را به معرض نمايش مي‌گذارد . كه در مجموع بهترين فردي كه بتواند بيشترين امتياز را كسب نمايد برنده مسابقه شناخته مي‌شود.

در واقع مسابقات اين رشته، ارائه نمايشي از حركات زيباي آساناهاي يوگا خواهد بود كه در آن انعطاف‌پذيري-تعادل- كشش –قدرت- استقامت و هماهنگي اعصاب و عضله و آرامش مورد سنجش قرار خواهد گرفت كه مدت مسابقه از زمان اعلام داور تا آماده شدن وي  جهت ارائه نمايش و پايان آن 5 دقيقه خواهدبود.

مسابقات گروهي يا تيمي: در اين بخش كه تعداد نفرات تيم مي‌تواند از 2 تا 10 نفر باشد هر فرد يك يا چند آسانا را به نمايش مي‌گذارند كه اين نمايش بايد در يك زمان توسط اعضاء به تيم انجام شود.

كه تركيب نمايشي و زيبايي و هماهنگي نفرات ملاك كسب امتياز بيشتر ميباشد.

تعداد داوران و  هيأت ژوري – براي امر قضاوت مسابقات 3 نفر هيأت ژوري و 4 داور امر قضاوت را بعهده دارند. داوران در چهارنقطه تشك قرار گرفته و به امر قضاوت مي‌پردازد امتيازات ورزشكاران با علامت اعلام توسط ثبات در برگه ثبت و به رئيس هيات ژوري ارائه مي‌گرددو بهترين ورزشكار و گروه مشخص خواهد شد.

در هيأت ژوري يك نفر به عنوان رئيس و يك نفر وقت نگهدار و يك نفر ثبات امتيازات انجام وظيفه مي‌نمايند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 14:15  توسط محمدی  | 

آموزش یوگا-تای چی (قسمت سوم)

 

 

قسمت سوم

آموزش يوگا - تاي‌چي


كمي درباره يوگا :
در گستره ای پهناور از تاریخ كه آغاز آن بر كسی آشكار نیست , گروهی از انسانها كه روحی لطیف و فكری خلاق داشتند در جست و جوی خواسته های فطری و عمیق جان خود, علمی را پی افكندند كه هندیان آن را « یوگا» خواندند . آنها با راهنمایی و الهام نداهای آسمانی توانستند روشها و فنونی را برای بر انگیختن نیرو و توانایی های بالقوه و همچنین توسعه حوزه دید و رویت درونی خود طراحی و ابداع كنند. منظور و مقصود از این فنون ،رسیدن و غرقه شدن در عمیق ترین خواسته های اصیل خویش یعنی سرور و آرامش ناب ( آناندام ) توسعه دید درون و امكان رویت اشیاء در میدان های مختلف آگاهی یا آگاهی ناب ( چیتام ) , و سرانجام درك حقیقت خویش یا حقیقت ناب ( ساتیام ) بود .
یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است . این معرفت شهودی در پی سلوكی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می شود . در پی این سلوك فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن ، احساسات و افكار خود پیدا می كند ودر نهایت می تواند خود را از حیطه تغییرات احساسی و نگرانیهای فكری فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار یابد. جایی كه تلاطمات فكری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری برآن داشته باشد.
در مورد معنای واژه « یوگا » تنوعی دیده می شود . آن را به معنای : « اتحاد و وصال » ، « رویت و نظاره » و « كنترل و به زیر یوغ در آوردن » به كار برده اند. یوگا تعریفی از یك یا گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست . بلكه بیشتر اشاره به مجموعه ای از فنون ، از ساده تا بسیار پیشرفته و احوال باطنی مختلف و در واقع یك سیر و سلوك كامل دارد .
روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزكیه نفس و مراقبه های ژرف، حالاتی از آگاهی را كشف و تجربه كردند . مجموعه این حالات و فنون و تعالیم كه برای درك و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد « یوگا» خوانده می شود .
● تاریخچه یوگا چیست؟
از لحاظ تاریخی سابقه معرفت و سلوك یوگا را تا دو منبع كهن می توان ردیابی كرد .
۱) تمدن دره سند
۲) تمدن ودایی
بر اساس كشفیات باستان شناسان تمدن دوره سند لااقل قدمتی بالغ بر ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد دارد . این تمدن كهن اولین بار در محلی به نام موهنجو درو (تپه مردگان) در دره لركنه(Larkana) در پاكستان امروزی پیدا شد . بعدها قسمتهای دیگری از این تمدن در منطقه ای به نام هرپا ( Harappa) در فلات پنجاب كشف شد . این تمدن در منطقه وسیعی گسترده بود و از فلات پنجاب و سند تا راجستان شمالی و ناحیه كتیهاور (Kathyavar) در هند غربی را در بر می گرفته است.
بعدها پیش آهنگ این تمدن را در آبادیهای كوه پایه ای بلوچستان یافتند كه به نام فرهنگ نال و كولی(Nal-Kulli) مشهورند اما عصر ودایی را با ورود بعضی طوایف آریایی به شمال هند از حدود هزار و پانصد تا پانصد پیش از میلاد تخمین زده اند.
اصولاً در تمدن ودایی ، بیشتر تقدیس قوای طبیعی و توصیف نیروهای شگفت هستی به چشم می خورد .
● این توصیفات كه در چهار كتاب به نام های
۱) ریگ ودا
۲) ساماودا
۳) یاجور ودا
۴) آتاروا ودا نوشته شده اند که ظاهراً مجموعه ای تنظیم شده بر اساس كشف و شهود روشن بنیان « ریشی ها » بوده اند.
تا اینجا مطالبی درباره تاریخچه وماهیت یوگا از پیش رو گذراندیم . با تعریفی كه از یوگا داشتیم به نظر می رسد كه یوگا, علم كهن و جامعی است برای نیل به خود شناسی و بیداری تمام قوای ذهن و بدن و از همه مهمتر استقرار در طبیعت حقیقی خود . با این وجود ، به خصوص در كشورهای غربی دیده شده است كه بعضاً از یوگا به عنوان ورزش ،راههایی برای لاغری ، زیبایی و تناسب اندام و حتی روشی در مانگر ، یاد شده .
هر چند كه هدف غایی یوگا هیچ كدام از موارد یاد شده نیست اما در عین حال می تواند تمام موارد فوق را برای انسان به ارمغان آورد .
● چه تحقیقات و مطالعاتی در مورد تاثیرات یوگا بر سلامتی انسان وجود دارد ؟
یوگی ها و اصولاً یوگا با بلند نظری و مناعت طبع خود، بدون درنظر گرفتن نژاد و ملیت ،خواستار بهره مند شدن تك تك انسانها از این علم هستند . خوشبختانه درنیم قرن اخیر تحقیقات وسیع و دامنه داری در ارتباط با یوگا و سلامتی به عمل آمده كه نمی توان از نتایج آن صرف نظر كرد .
در واقع نتایج این تحقیقات چنان حیرت انگیز و تكان دهنده بوده است كه امروزه از یوگا به عنوان یك طب پیشگیر و مكمل نیز یاد می شود. از آنجایی كه در علم پزشكی ثابت شده است كه بیش از ۷۰ در صد بیماری ها ریشه عصبی دارند ، می‌توان از یوگا به عنوان طبی پیشگیر و درمانی موثر در هر دو حوزه تن و روان سود جست . از مهمترین شاخص های یوگا ، بررسی دقیق ذهن ، مغز ، اعصاب و اصولاً روان انسان است . در این راستا یوگا به عنوان علمی در متعادل كردن نیم كره های مغزی و هماهنگی بین ذهن و بدن ، پیش تاز است .
در ۵۰ سال گذشته تحقیقات گوناگونی در نقاط مختلف دنیا بروی یوگا و ارتباط آن با سلامت جسم و روان انجام شده این تحقیقات در زمینه هایی چون :
۱) تاثیر تمرینات بدنی ( آساناها ) بر روی جسم
۲) تاثیر تمرینات ذهنی ( كه در بعضی مواقع با حركات جزئی بدنی نیز همراه است )
۳) تاثیر تمرینات نظافتی ( شات كارماها ) بر روی ذهن وبدن
۴) تاثیر مراقبه در كاهش استرس و فشارهای عصبی و درمان بیماری هایی كه منشاء عصبی دارند .
وقتی كلمه یوگا را می‌شنوید چه چیزی را در ذهن‌تان مجسم می‌كنید؟
اگر یك گروه از خانم‌هایی را مجسم می‌كنید كه در حال انجام حركات به‌نظر عجیب و غریب هستند ، پس كمی ‌از یوگا اطلاع دارید اما فقط همین. برای‌اینكه كاملا یوگا را بشناسید باید بیشتر با آن آشنا شوید.
یوگا مجموعه‌ای از آگاهی‌‌های كهن از كشور هندوستان است كه به بیش از پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. كلمه از كلمه سانسكریت به‌معنی وصل یا هماهنگی گرفته شده است. بنابراین یوگا به‌معنی اتحاد بین آگاهی فردی و آگاهی از كاینات است.
یوگی‌‌های عهد باستان براین عقیده بودند كه برای‌اینكه فردی با خود و محیط اطرافش هماهنگی پیدا كند، باید جسم و روح و ذهن خود را با هم یكی كند. برای یكی كردن آنها، احساسات، اعمال و شعور آدمی ‌باید با هم در تعادل باشند. یوگی‌‌ها راهی را برای رسیدن به این تعادل و حفظ آن ابداع كردند كه به وسیله ورزش، تنفس و مراقبه انجام می‌گیرد و اینها سه ساختار اصلی یوگا هستند.
در یوگا، با بدن با ملایمت و احترام رفتار می‌شود چون بدن اولین وسیله انسان برای حركت و رشد است. حركت‌های یوگا باعث تقویت جریان خون و دستگاه‌‌های شكمی‌ می‌شوند و سیستم غددی بدن را تحریك می‌كنند و در نتیجه كیفیت سلامت ما را بالا می‌برند.
تكنیك‌‌های تنفسی بر طبق فرضیه‌ای به‌وجود آمده‌اند كه می‌گوید نفس سرچشمه زندگی است. در یوگا، شاگردان با افزایش تدریجی تنفس خود، روی آن تسلط پیدا می‌كنند. با‌این كار، ذهن خود را برای مرحله بعدی یعنی مراقبه آماده می‌سازند.
افراد بسیاری هستند كه فكر می‌كنند در مدیتیشن باید ذهن را از هر فكری آزاد نمود اما اصلا ‌این‌طور نیست. در مراقبه، شاگردان فعالیت ذهنی خود را تحت كنترل درآورده و در نتیجه ذهن خود را آرام می‌كنند. در یوگا با انجام حركت‌های بدنی و تكنیك‌‌های تنفسی، آگاهی جسمی‌ما بالا رفته و تمركز ما بهتر می‌شود و از فشار‌های روزمره زندگی‌مان نیز كاسته می‌شود.
● شش شاخه یوگا
‌هاتا یوگا یا یوگای حركتی: ‌هاتا یوگا متداول‌ترین روش یوگاست و در كشور‌های غربی طرفداران زیادی دارد. در‌این شاخه از یوگا، از حركات بدنی یا آسانا، تكنیك‌های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می‌شود كه باعث می‌شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیك‌تر شود. در‌این بخش از حركات متعددی استفاده می‌شود.
اگر به دنبال ذهنی آرام و جسمی‌سالم هستید،‌‌هاتا یوگا می‌تواند برایتان بسیار سودمند باشد.
باكتی یوگا یا یوگای ازخودگذشتگی: باكتی یوگا متداول‌ترین روشی است كه در هندوستان از آن استفاده می‌شود. باكتی یوگا، روش دل و ازخودگذشتگی است. یوگی‌‌هایی كه از‌این روش استفاده می‌كنند، در همه كس و همه چیز ‌ایزد یكتا را می‌بینند. باكتی یوگا توسط پرورش عشق فردی و قدرت او برای پذیرفتن هر چیز ممكن، به شخص می‌آموزد كه به ایزد یكتا و یا به براهما (خدای هندو‌ها) وفادار بماند.
راجا یوگا یا یوگای خودداری: راجا به ‌معنی همایونی است و‌این روش، شاه یوگا به‌حساب می‌آید كه ممكن است به‌‌دلیل ‌این باشد كه بیشتر افرادی كه این روش را انتخاب می‌كنند، در انجمن‌‌های مذهبی و یا معنوی به نوعی مشغول به فعالیت می‌باشند. راجا یوگا بر پایه تعلیمات هشت‌گانه یوگا بنا شده است كه در یوگا سو‌ترا مشاهده می‌شود.
یك راجا، یوگی خود را مركزیت می‌بیند و برای همین احترام گذاشتن به خود و به تمامی ‌مخلوقات هستی امری واجب برای راهش به‌شمار می‌آید. آنها اول یاد می‌گیرند كه بر نفس خود غلبه كنند و به این ‌ترتیب خود را محترم بشمارند.
اگر دوست دارید به خودتان و كار‌هایتان نظم دهید، پس راجا یوگا برایتان بسیار مفید خواهد بود.
جنانا یوگا یا یوگای ذهن: جنانا یوگا شاخه‌ای از یوگا است كه اساسا با فكر و ذهن سروكار دارد و روی هوش و شعور فرد تمركز می‌كند. جنانا یوگی‌‌ها شعور و آگاهی را با هم برابر می‌دانند و هدف‌شان یكی ساختن ‌این دو به‌منظور از میان برداشتن محدودیت‌‌هاست. از آنجایی كه می‌خواهند به آگاهی برسند، به تمامی‌فلسفه‌‌ها و مذاهب نیز در سبز نشان می‌دهند چون باور دارند كه یك ذهن باز و منطقی برای شناخت روح، حیاتی است.
كارما یوگا یا یوگای خدمت‌گذاری: كارما یوگا روش خدمت‌گذاری است چون در‌این روش اعتقاد بر این است كه شرایط حال فرد بر اساس اعمال گذشته او شكل گرفته است. بنابراین چنانچه در زمان حال مخلصانه خدمت‌گذاری كند،‌ آیند‌ه‌ای به دور از جنبه‌‌های منفی و خودخواهی برای خود انتخاب خواهد كرد. كارما یوگی‌‌ها رفتار خود را اصلاح می‌كنند و با‌این عمل روح خود را تغییر می‌دهند و مسیر سرنوشت خود را عوض می‌كنند
تانترا یوگا یا یوگای تشریفاتی: تانترا یوگا از مراسم تشریفاتی استفاده می‌كند تا به راز‌ها و چیز‌های مقدس پی برد. چون هدف از‌ این روش درك راز‌ها و چیز‌های مقدسی است كه ما به‌طور روزمره با آنها سروكار داریم. تانترا یوگی‌‌ها باید صفاتی نظیر خلوص نیت، انسانیت، فداكاری و ازخودگذشتگی نسبت به استادشان عشق به هستی و صداقت درباره چیز‌های دیگر داشته باشند.
مردمان زیادی از مسلمانان گرفته تا بودایی‌‌ها، یهودیان و مسیحیان، یوگا انجام می‌دهند بنابراین یوگا وابسته به دین و مذهب خاصی نیست.
بسیاری از مردم به اشتباه فكر می‌كنند یوگا نوعی ورزش است كه می‌توان از طریق آن تناسب ‌اندام به‌دست آورد.‌ این تا حدودی درست است اما اگر فكر می‌كنید یوگا فقط و فقط به همین‌جا ختم می‌شود، به شدت در اشتبا‌هید. یوگا بدن را می‌سازد چون یك بدن ضعیف و مریض مانع از رشد معنوی می‌شود. بنابراین فقط برای بدن‌سازی ساخته نشده و روی جنبه‌‌های روحی و معنوی نیز تمركز دارد.
● نقش یوگا در زندگی شما
شاید سوال كنید به‌طور حتم شما هم می‌توانید. هركسی كه می‌خواهد می‌تواند یوگا انجام دهد. احتیاج به هیچ دستگاه و لباس خاصی ندارد. تنها چیزی كه به آن احتیاج دارید، اراده شما برای دست یافتن به یك زندگی سالم‌تر و بدون فشار است. ممكن است در ابتدا از یوگا فقط برای كاهش وزن و تناسب‌اندام استفاده كنید و ‌این هم هیچ اشكالی ندارد. یوگا در تقویت سلامت شما بسیار موثر است چون انجام حركات كششی باعث سفت شدن عضلات و ورزش دادن به ستون فقرات و به‌طور كلی سیستم اسكلتی شما می‌شود 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 12:37  توسط محمدی  | 

آشنائی بایوگا-الفبای یوگا-(قسمت دوم)

قسمت دوم

آشـنایی با یوگا :الفبای یوگا

تاریخچه یوگا


● فلسفه مکتب یوگا
یوگا یکی از مکاتب فلسفی عرفانی رایج در هند است که مبتنی بر آداب خویشتن داری، ورزش بدنی و ذهنی می باشد. هر یک از مکاتب بنا به روش خود تزکیه نفس و اصول اخلاقی را به پیروان خود تعلیم می دهند.
این مکاتب فهرست وار عبارتند از :
١) مکتب «نیایه» به معنی آنچه که فکر را به نتیجه هدایت کند و این مکتب منسوب به حکیمی است به نام «اکش پادگوتم».
٢) مکتب «وی شیشکا» که این نام مأخوذ از کلمه «وی شیشه» به معنی خاص است و این دو مکتب نماینده روش تحلیلی فلسفه اند.
٣) مکتب «سانکهیا» که مبتنی بر دوگانگی وجود است و یکی از مکاتب فلسفی بعد از ویدانت است.
٤) مکتب «جوک» یا یوگ، که به معنی اتحاد است و به تفصیل درباره آن صحبت می شود.
٥) مکتب «پوروامیمانسا» که مکتب آداب و مناسک هندو است و اساس آن بحث و تجسس در «دارما» است که تکلیف و وظیفه است.
٦) مکتب ویدانت که به معنی مقصد بید (وید) است و در وحدت وجود سخن می گوید.
یوگا یکی از مکاتب فلسفی عرفانی هند و مبتنی بر آداب خویشتن داری، آموزش های جسمانی و ذهنی است.
مواجهه با رنج، مشقت، ناکامی و نادانی از مباحث عمده در یوگاست.
یوگا یک روش فلسفی - کاربردی در فهم و درک مسائل وجودی، مراتب ذهنی، ریشه های رنج و متعادل سازی و رفع آنهاست.
● مبانی آئین یوگا
یکی از مبانی یوگا مبحث رنج است، جهان دیری است فانی مملو از ناکامی و مشقت، جسم جایگاه رنج است و حواس و ادراکات حسی رنج آفرین اند و لذایذ نیز آبستن ناکامی و اندوه اند، لذا همه چیز برای انسان فرزانه در جهان ادراکات حسی رنج آور است، پس باید به هر نحو خود را از این رنج آزاد کرد.
راه آزادی در مکاتب هندی به طرق گوناگون حاصل می شود، در «نیایاسوترا» توسط شناخت درست مقولات شانزده گانه و روش استدلالی حاصل می شود. در «وی شیشکا» به کمک تفکیک و شناخت مقولات ششگانه بدست می آید. در «سانکهیا» توسط شناخت تفکیکی بین روح و ماده حاصل می شود و در «ودانتا» به وسیله اشراق وردماسوی الله کسب می گردد.
در «یوگا» توسط تمیز حق از باطل و روح از ماده که در این جهان بر اثر مشارکت ظاهری بصورت واحد جلوه می کنند بدست می آید. دوم مبحث نادانی است، پیوند روح و ماده بر اثر عدم شناخت تحقق می یابد و مادام که نادانی وجود دارد زایش دوباره خواهد بود و انسان در گردونه باز پیدایی اسیر است.
نادانی در حقیقت عدم تشخیص روح از مراتب ذهنی است، مانند اینکه می پنداریم «من می دانم»، «من رنج می برم» و «من می فهمم» و کلمه من را به روح یعنی «پوروشا» نسبت می دهیم و این خود نادانی و توهم است. به عبارت دیگر نادانی پیوند روح با عقل است و عقل مخزن تأثرات و ترکیبات ذهنی و تجارت پیشین است. به عقیده «ویاسا» عقل متکی بر تاثرات ناشی از نادانی است و به نتیجه کار خود که نمایش روح است، دست نمی یابد.
از این رو دوباره با همان وظیفه ظاهر می گردد. اما در صورتی که عقل به نتیجه کار خود که هدفش اظهار و نمایش روح است نائل گردد از وظیفه خود فارغ می شود و از نادانی رهایی می یابد و دیگر بار بوجود نمی آید.
با توجه به شناخت علت نادانی و اینکه ریشه و منشاء درد و مشقت بی پایان است، یوگا به جنبه های علمی این موضوع می پردازد و معتقد است که تنها فلسفه اولی قادر به رهبری و نجات انسان از چرخه حیات نیست و به همین دلیل آداب و فنونی ضمیمه این فلسفه می نماید تا آگاهی که تاکنون صرفاً از طریق تعقل ادراک می شده فعلیت یابد و به واسطه آمیزش این معرفت به سرشت خویش وجدان و مخزن تأثرات دیرینه را نابود سازد و آگاهی دیگر و شعوری برتر را جایگزین سازد، هشیاری عالیتری که عقل را بدان راه نیست و استدلال از درک آن ناتوان است.
پس هر دیدگاه فلسفی برای تحقق اندیشه ها باید به رویه های علمی ریاضت و ورزش خاص آراسته گردد.
● تاریخ پیدایش مکتب یوگا
هنوز به خوبی روشن نشده است که فنون و آداب یوگ اولین بار به وسیله چه کسانی تدوین و بکار برده شده، تاریخ پیدایش یوگا را کهنتر از زمان تدوین کتاب «یوگا سوترا» می دانند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات را به خدایان هندی (مظاهر احدیت) نسبت می دهند، اما اتفاق رأی محققین بر این است که حکیم و فیلسوف هندی (پاتانجلی) مبانی آئین یوگا را در رساله خود به نام یوگا سوترا (Yoga Sutra) تدوین کرده است.
ترجمه، تفسیر و تدوین یوگا سوترا از لحاظ تاریخی به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت داده شده هر چند آراء دیگری درباره پیدایش و نگارش این رساله وجود دارد. به عقیده یاکبی و کیث این اثر در سده های سوم الی پنجم میلادی نگاشته شده زیرا در این رساله به تیره «ماهایانای» بودائی اشاره شده است اما داسگوپتا (Dasgupta) در خصوص نظریه یاد شده معتقد است که غرض از مکاتب بودائی که در یوگا سوترا بدان اشاره شده مکاتبی است که به اصالت ذهن معتقد بودند مانند مکتب «ویجینیاناوادا» آئینی که بنیانگذار اصالت خلاء جهانی بود.
یوگا تاریخچه ای چندین هزار ساله دارد (بین ۲ تا ۱۵ هزار سال قبل از میلاد را آغاز یوگا می دانند) با آنکه کلمه یوگا برای نخستین بار در نوشته های آریایی ها آمده است ولی تاریخ شناسان عقیده دارند یوگا پیش از آریایی ها در هند وجود داشته است و تقریبا چهار قرن قبل از میلاد یک دانشمند و فیزیک دان به نام پاتانجالی در کتابی به نام یوگا سوترا مراحل هشتگانه یوگا را که اساس یوگای امروز است، شرح داد. بعدها کتاب پاتانجالی توسط دانشمند ایرانی "ابوریحان بیرونی" به زبان عربی ترجمه شد و این دانشمند یوگا را به عنوان روشی برای خلوص نفس و خلوص تن ذکر کرد.
و متحمل است مقصود مکتب قدیمتری است که پیش از تکوین و ایجاد مکاتب فوق موجود بوده است. داسگوپتا در تحقیقات خود در زمینه یوگا به کتاب ابوریحان بیرونی به نام «پتنجل الهندی فی اخلاص من المثال» که ترجمه عربی یوگا سوترای پاتانجلی است اشاره کرده و پس از تجزیه و تحلیل و مقایسه آن با یوگا سوترا به این نتیجه رسیده است که ترجمه حکیم ابوریحان بیرونی از روی متن دیگری بوده که در آن مبانی پاتانجلی تا حدی تغییر کرده و تمایل به یکتا پرستی در آن مشهود است و به نظر داسگوپتا رساله بیرونی معترف تحولی است که به واسطه آن یوگا سوترا وارد مجرای تازه ای شده که به سهولت می توانست منجر به مکاتب ودانتا و شیوایی و حتی تانترا گردد.
در گیتا یوگا، معانی مختلفی دارد و معنی کلی آن بنظر داسگوپتا از ریشه (Yuj) به معنی پیوستن است و چون پیوستن به امری مستلزم گسستن از امری است لذا پیوند با یوگا منجر به جدائی از تعلقات عالم و تجرد از عالم ماده و ضمائم آن تعبیر می شود.
اما در گیتا یوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفسانی نیست بلکه اتصال به بارگاه ارزلی است که با پیروی از روشهای یوگا از جمله «کارمایوگا» طریقت کردار و تکالیف شرعی و «دیانایوگا» روش مراقبه و معرفت تحقق می یابد. طریقت یوگا در گیتا به عنوان راه میانه مطرح است.
برخی از پژوهشگران تاریخ تدوین این علم کهن را به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت داده اند.
برخی تعالیم یوگا را به خیلی قبل از این تاریخ نسبت می دهند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات را به مظاهر احدیت نسبت می دهند.
یوگا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) به معنی اتحاد گرفته شده و آن اتحاد و هماهنگی بین تن و روان و نیروهای مثبت و منفی وجود انسان است.
در گیتا آمده است : «یوگا برای آن کس که در خوردن افراط می کند میسر نیست و نه برای آن کس که از خوردن پرهیز می کند، نه مناسب حال کسی است که بسیار می خوابد و نه مناسب کسی که شب زنده داری می کند، اما برای آن کس که در خوراک و تفریح و خواب و بیداری معتدل است یوگا راه انهدام کلیه مصائب است.»
این روش میانه یوگا در گیتا با روش یوگای کلاسیک پاتانجلی متعارض است زیرا در یوگا سوترای پاتانجلی کمتر به نیازهای طبیعی انسان توجه می شود و انسان را مقید می سازد خلوت به درون نگری، خودکاوی و قطع مراتب ذهنی و نفسانی گزینی، سکون و اعتکاف را جایگزین تحرک و فعالیت اجتماعی می نماید.
این نوع یوگا فراتر از اخلاقیات بشر عادی و ورای ارزشهای جاری جوامع سیر می کند و کمتر به عواطف انسانی و عشق و محبت ارتباط دارد.
بدون شک یوگا قدیمی ترین روش ارتقاء شخصیت آدمی است و تاثیرات شگرفی بر انسان می گذارد به همین دلیل است که مدت هزاران سال پایدار مانده است و حتی با گذشت زمان جنبه های مقدس اعتقادی و پیروان فراوان کسب کرده است یوگا قرن ها در سرزمین های هند و خاور دور به حیات خویش ادامه داد تا آنکه در پایان قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا اشاعه یافت و اندیشه غربی سرانجام یوگا را به آزمایشگاهها کشاند. یکی از مراکز مهم تحقیقاتی بیمارستان "کارولینسکا" در استکهلم بود که تایید کرد، کنترل ذهن و جسم در نتیجه یوگا نه تنها افسانه نیست بلکه حقیقت محض می باشد و این چنین بود که یوگا مقبولیت عام یافت و اینک هر روز میلیونها نفر از طریق کتب و نشریات و وسایل ارتباطی دیگر با یوگا آشنا می شوند و از آن بهره می گیرند.
ایرانیان از دیر باز با یوگا آشنایی داشته اند چنانکه حسین منصور حلاج عارف بزرگ ایرانی مدت ۵ سال در هند با یوگیان تعلیم دید و پس از بازگشت به ایران صاحب قدرتهای روحی چشمگیری شده بود.
عرفای خراسان نیز با یوگا آشنا بودند که از آن جمله علاءالدوله سمنانی است که بدون آنکه نامی از یوگا ببرد راجع به مراکز انرژی که در یوگا بسیار حائز اهمیت هستند صحبت می کند. دیگر نشان آشنایی ایرانیان با یوگا ترجمه کتاب پاتانجالی توسط ابوریحان بیرونی می باشد.
متاسفانه با سقوط مکتب اصیل عرفانی و ایجاد خانقاههایی که مملو از خرافات و اعمال انحرافی بود یوگا هم به اشتباه و به نام جوکی مورد بی مهری قرار گرفت و با وجود اینکه همواره در فرقه های مختلف عرفانی رد پایش دیده می شد تقریباً به دست فراموشی سپرده شد تا اینکه در صد سال اخیر میرزا حبیب خراسانی و یاران او که یکی از آنها به نام دکتر هندی معروف بود، بار دیگر یوگا را در روشهای عرفانی خود به کار بردند. در دهه های اخیر همراه با توسعه تمدن فرنگی در ایران، یوگا نیز از طریق غرب و نوشته های غربیان به ایران آمد به طوری که اکثر کتاب های موجود در بازار ایران از زبان های اروپایی ترجمه شده است و هنوز جز نوشته های ابوریحان بیرونی ترجمه های مستقیمی از یوگا نداریم.
● یوگا چیست ؟
یوگا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) گرفته شده و بمعنی اتحاد است و هنوز در زبان لاتین بصورت کلمه (Yungr) باقی است اتحاد بین تن و روان، بین نیروهای مثبت و منفی وجود انسان، بین جریانات (Yin) و (Yang) اتحاد بین نیروی «پرانا» و «آپادانا»، اتحاد بین نیروی مثبت خورشیدی و نیروی منفی ماه.
مترادف همین کلمه در زبان انگلیسی (Yoke) است که بمعنی آلت یا وسیله اتحاد است.
در زبان فارسی کلمه «یوغ» به معنی وسیله اتحاد است و آن چوب مخصوصی است که به گردن دو گاو می بندند تا از ترکیب قدرت آنها در شکافتن زمین و شخم زدن استفاده کنند. لذا یوغ که بمعنی قید است ابزاری برای وحدت نیروی دو موجود و یوگا نیز روشی است که نیروهای مثبت و منفی و جنبه های جسمی و روانی انسان را نخست پرورش داده شکوفا می سازد و سپس بین این دو اتحاد و توازنی برقرار می کند که در سایه آن فرد بر خویشتن حاکم می شود و خودیت خویش را باز می یابد و از تنهایی و سرگردانی در اقیانوس متلاطم جوامع بشری به سکون و آرامشی می رساند که توفان حوادث و فشارهای خرد کننده عصبی او را از خط تعادل خارج نساخته آرامش او را بر هم نمیزند.
● یوگی کیست ؟
یوگی کسی است که وجود خود را فتح کند. کسی که آرامش درونی او را، سرما و گرما، اندوه و شادی، احترام و توهین نتواند برهم زند، کسی که هستی اش بر شخصیت عالی استوار است و قدرتهای باطنی اش با دانش و معرفت خارج از جهان مادی سیراب شده، احساس بزرگ او به خاک و طلا یکسان می نگرد.
آری یوگی، کسی که از تعلیمات مکتب یوگ سرشار است، چنین شخصیتی است.
در جهان پرآشوبی که اکنون ما زندگی می کنیم مشکلات بی حد و حصری وجود دارد که ناشی از کثرت جمعیت، عدم هماهنگی افکار و اندیشه ها، مسائل اقتصادی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی و... است برخورد انسان با هر یک از این مشکلات اگر با خامی و عدم آمادگی قرین باشد موجب گسیختن تعادل روانی در فرد خواهد شد.
پاتانجلی مفسر یوگا در رساله خود (یوگاسوترا) می گوید : «یوگا حذف مراتب ذهنی است که شامل مراتب عقلی و نفسانی نیز می گردد.» و درباره تموجات ذهنی مفسر سوتراهای پاتانجلی می گوید : «خاصیت واقعی ذهن حالت وصال مطلق است و مراتب ذهنی عبارتند از :
١) پراکندگی
٢) پریشانی و گسیختگی
٣) قرار یافته
٤) متوجه به چیزی واحد
٥) کاملاً خاموش
حالات یک و دو وضعیت ذهنی کلیه افراد است و مرتبه سوم زمانی حاصل می شود که نیروی ذهنی شخص متوجه مطالعه و تحقیق است و مستلزم ورزش ذهنی مانند حل مسئله ریاضی، دو مرتبه آخر که تمرکز ذهنی در شی واحد است و آرامش مطلق از جمله مراتبی است که در اثر تعلیمات یوگا حاصل می شود و این معرف حالات و شعور خاصی است که با شعور عادی ما متفاوت است و بدان نمی رسیم مگر بمدد ریاضت و ورزش ذهنی.
هدف واقعی یوگا از بین بردن منیت و شخصیت کاذب ذهنی است و برای نیل بدین منظور مقرراتی دارد که بر خلاف خوی و خصلت غریزی انسان فرمان می دهد.
این دستورات منجر به تمرکز قوای ذهنی در نقطه ای واحد می گردد که هر چند رسیدن به آن مرحله دشوار است اما بمدد دستورات و ورزشهای خاص یوگا قابل دسترسی است پاتانجلی در مورد آداب یوگ که منجر به آزادی روح و فنا فی الله می گردد نظراتی دارد از جمله :
بزرگترین مانع یوگی در نفس کشی و رسیدن به درون نگری و انهدام امواج ذهنی همین تأثرات ذهنی ضمیر ناخودآگاه است، تأثرات ذهنی که خود محصول تأثرات و کردار پیشین است به نوبه خود می تواند انگیزه پدید آوردن کردار و مراتب ذهنی دیگری باشد و در واقع دایره ای از تسلسل علت و معلولی بوجود آورد، نفس در زندگی همواره بیقرار و مشوش است زیرا به رنجهای پنجگانه زیر گرفتار است :
١) جهل و اشتباه فانی (غیر ابدی)
٢) خطای تشخیص در اینکه فرد خود را با بدن و خرد یکی بداند
٣) علاقه به لذایذ
٤) تنفر از اشیاء نامطبوع
٥) عشق غریزی به حیات و ترس از مرگ از مشخصات برجسته یوگ انضباط و نظم عملی است که به وسیله غلبه بر امیال و تسلط بر حالات ذهنی به دست می آید.
یوگا در معنای عمیق یک حرکت کمال گرایانه برای پیوستن به بحر بیکران هستی و غوطه خوردن در امواج فیض الهی است.

 خالق محمدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 12:35  توسط محمدی  | 

معرفی یوگا واقسام آن-(قسمت اول)

مطالیی در رابطه با یوگا (قسمت اول) 

يوگا از کلمه‌ی يوگ که يک لغت سانسکريت است گرفته شده و آن به معنی يکی شدن يا ملحق شدن است. معادل فارسی آن يوغ و انگليسی آن to yoke به معنی جفت شدن يا جفت کردن يا يکی کردن است، و يوگا يعنی الحاق يا وحدت با جهان هستی.

 اقسام يوگا  
يوگا چهار شاخه دارد كه اين چهار شاخه خود به زير شاخه های ديگری تقسيم می شوند. اين چهار شاخه ی اصلی عبارتند از :

۱. كارما يوگا ( Karmayoga): رسيدن به وحدت ازطريق كاروخدمت.

۲. بهاكتی يوگا (Bhaktiyoga) : رسيدن به وحدت از طريق محبت به همنوع و عشق به خدا .

۳. گيانايا جنايايوگا (Jnanayoga): رسيدن به وحدت از طريق ياد گيری علم و دانش.

۴. آشتانگايوگا (Ashthangayoga): رسيدن به وحدت از طريق كنترل وانضباط و پرورش تن و روان.

اصول و مبانی يوگا حدود سه هزار سال پيش توسط دانشمندی هندی به نام پاتانجلي(Patanjeli) در كتابی به نام «يوگا سوتراس» (Yogasotrus) به رشته ی تحرير در آمد، پاتانجلی يوگا را به هشت مرحله تقسيم بندی كرد كه به نام يوگای هشت مرحله ای كه در زمان سانسكريت با آن آشتانگا (yoga Ashthanga) و در فارسی به آن هشت می گويند معروف شد. در كتاب فوق آمده است كه از هر كس در هر شرايط ميتواند با تمرينات يوگا تكامل جسم و ذهن را تجربه كند.

يوگای هشت مرحله‌ای يا آشتانگا يوگاعبارت است از:

۱. ياما (Yama): به معنای كنترل و آن خودداری و پرهيز از عوامل تباه كننده تن و روان است.

۲. نياما (Niyama): به معنای داشتن نظم و انضباط در زندگی روزمره در تمام مدت زندگي.

۳. آسانا (Asana): باستقرار بدن در حالتی خاص با انجام حركات بدنی يوگا و استقرار در حالت بدنی خاص.

۴. پراناياما (Pra nayama): ama): به معنای نيروی حيات و يا مايتی كنترل و منظور از آن كنترل نيروی حياتی باانجام تمرينات تنفسی يوگا می‌باشد.

۵. پراتی آهارا :(Pratayahara) به معنای تربيت و انضباط حواس

۶. دهارانا (Dharana): به معنای كنترل و انضباط فكر (بدست آوردن تمركز فكر).

۷. دهيانا (Dhyana): به معنای به جريان انداختن فكر متمركز شده يا تفكر عميق يامراقبه (Meditation).

۸. سامادهی (Samadhy): به معنای رسيدن به وحدت يا هو شدن با جهان هستی،

لازم به ذكر است كه مراحل ۱ و۲ و۷ و۸ بيشتر دستورهای اخلاقی و تمرينات خود سازی است. مراحل ۳ تا ۷ تمرينات جامع بدنی ،تنفسی و فكری است كه بيشتر مورد توجه بود و امروزه در اكثر مراكز يوگای جهان از تكنيك های بدن برای سالم سازی تن وروان استفاده می كنند. اين ۸ مرحله خود به دونوع يوگای كلی تقسيم می شوند: ۱. هاتايوگا (Hathayoga) و ۲.راجا يوگا (Rajayoga).

هاتايوگا به تمرينات بدنی و تنفسی يوگا گفته می شود و شامل تمرينات ۱. بدنی ۲. تنفسی ۳. رهاسازی می‌باشد. راجا يوگا به تمرينات ذهنی وتمركزی يوگا گفته می شود و شامل ۱. تمرينات كنترل احساسات ۲. تمرينات كنترل افكار (تمركزفكر) ۳. تمرينات تفكر عميق يا مراقبه (Meditation) می باشد.

به طور كلی می توان گفت يوگا علم وهنری است كه می توان برای پيشگيری از بيماريها ،حفظ و ارتقا سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بهره گرفت. يوگا آرامش روانی، تعادل و هماهنگی اركان متشكله روان انسان را تامين می‌نمايد. يوگا استرسهای بيماری زای جسمی و روانی فرد و جامعه را بر طرف می‌کند. يوگا از طريق آرامش روانی، ارتباط آرام و سالم را بين افراد تقويت نموده، با اين روش راههای رسيدن به سلامت اجتماعی را ميسر می سازد. انجام تمرينات يوگا نيازمند وسايل خاصی نمی باشد و می‌تواند توسط هر فرد با حداقل امكانات نسبت به ساير ورزشها از كودكی تا كهنسالی و در تمام مدت عمر انجام شود و نهايتاً اينكه سلامت تن و روان را برای فرد به ارمغان آورده انسان را به آرامش درون نائل گرداند.

مطالبي ديگر:

وقتی كلمه یوگا را می‌شنوید چه چیزی را در ذهن‌تان مجسم می‌كنید؟
اگر یك گروه از خانم‌هایی را مجسم می‌كنید كه در حال انجام حركات به‌نظر عجیب و غریب هستند ، پس كمی ‌از یوگا اطلاع دارید اما فقط همین. برای‌اینكه كاملا یوگا را بشناسید باید بیشتر با آن آشنا شوید.
یوگا مجموعه‌ای از آگاهی‌‌های كهن از كشور هندوستان است كه به بیش از پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. كلمه <یوگا> از كلمه سانسكریت <یو> به‌معنی وصل یا هماهنگی گرفته شده است. بنابراین یوگا به‌معنی اتحاد بین آگاهی فردی و آگاهی از كاینات است.
یوگی‌‌های عهد باستان براین عقیده بودند كه برای‌اینكه فردی با خود و محیط اطرافش هماهنگی پیدا كند، باید جسم و روح و ذهن خود را با هم یكی كند. برای یكی كردن آنها، احساسات، اعمال و شعور آدمی ‌باید با هم در تعادل باشند. یوگی‌‌ها راهی را برای رسیدن به این تعادل و حفظ آن ابداع كردند كه به وسیله ورزش، تنفس و مراقبه انجام می‌گیرد و اینها سه ساختار اصلی یوگا هستند.
در یوگا، با بدن با ملایمت و احترام رفتار می‌شود چون بدن اولین وسیله انسان برای حركت و رشد است. حركت‌های یوگا باعث تقویت جریان خون و دستگاه‌‌های شكمی‌ می‌شوند و سیستم غددی بدن را تحریك می‌كنند و در نتیجه كیفیت سلامت ما را بالا می‌برند.
تكنیك‌‌های تنفسی بر طبق فرضیه‌ای به‌وجود آمده‌اند كه می‌گوید نفس سرچشمه زندگی است. در یوگا، شاگردان با افزایش تدریجی تنفس خود، روی آن تسلط پیدا می‌كنند. با‌این كار، ذهن خود را برای مرحله بعدی یعنی مراقبه آماده می‌سازند.
افراد بسیاری هستند كه فكر می‌كنند در مدیتیشن باید ذهن را از هر فكری آزاد نمود اما اصلا ‌این‌طور نیست. در مراقبه، شاگردان فعالیت ذهنی خود را تحت كنترل درآورده و در نتیجه ذهن خود را آرام می‌كنند. در یوگا با انجام حركت‌های بدنی و تكنیك‌‌های تنفسی، آگاهی جسمی‌ما بالا رفته و تمركز ما بهتر می‌شود و از فشار‌های روزمره زندگی‌مان نیز كاسته می‌شود.
● شش شاخه یوگا
‌هاتا یوگا یا یوگای حركتی: ‌هاتا یوگا متداول‌ترین روش یوگاست و در كشور‌های غربی طرفداران زیادی دارد. در‌این شاخه از یوگا، از حركات بدنی یا آسانا، تكنیك‌های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می‌شود كه باعث می‌شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیك‌تر شود. در‌این بخش از حركات متعددی استفاده می‌شود.
اگر به دنبال ذهنی آرام و جسمی‌سالم هستید،‌‌هاتا یوگا می‌تواند برایتان بسیار سودمند باشد.
باكتی یوگا یا یوگای ازخودگذشتگی: باكتی یوگا متداول‌ترین روشی است كه در هندوستان از آن استفاده می‌شود. باكتی یوگا، روش دل و ازخودگذشتگی است. یوگی‌‌هایی كه از‌این روش استفاده می‌كنند، در همه كس و همه چیز ‌ایزد یكتا را می‌بینند. باكتی یوگا توسط پرورش عشق فردی و قدرت او برای پذیرفتن هر چیز ممكن، به شخص می‌آموزد كه به ایزد یكتا و یا به براهما (خدای هندو‌ها) وفادار بماند.
راجا یوگا یا یوگای خودداری: راجا به ‌معنی همایونی است و‌این روش، شاه یوگا به‌حساب می‌آید كه ممكن است به‌‌دلیل ‌این باشد كه بیشتر افرادی كه این روش را انتخاب می‌كنند، در انجمن‌‌های مذهبی و یا معنوی به نوعی مشغول به فعالیت می‌باشند. راجا یوگا بر پایه تعلیمات هشت‌گانه یوگا بنا شده است كه در یوگا سو‌ترا مشاهده می‌شود.
یك راجا، یوگی خود را مركزیت می‌بیند و برای همین احترام گذاشتن به خود و به تمامی ‌مخلوقات هستی امری واجب برای راهش به‌شمار می‌آید. آنها اول یاد می‌گیرند كه بر نفس خود غلبه كنند و به این ‌ترتیب خود را محترم بشمارند.
اگر دوست دارید به خودتان و كار‌هایتان نظم دهید، پس راجا یوگا برایتان بسیار مفید خواهد بود.
جنانا یوگا یا یوگای ذهن: جنانا یوگا شاخه‌ای از یوگا است كه اساسا با فكر و ذهن سروكار دارد و روی هوش و شعور فرد تمركز می‌كند. جنانا یوگی‌‌ها شعور و آگاهی را با هم برابر می‌دانند و هدف‌شان یكی ساختن ‌این دو به‌منظور از میان برداشتن محدودیت‌‌هاست. از آنجایی كه می‌خواهند به آگاهی برسند، به تمامی‌فلسفه‌‌ها و مذاهب نیز در سبز نشان می‌دهند چون باور دارند كه یك ذهن باز و منطقی برای شناخت روح، حیاتی است.
كارما یوگا یا یوگای خدمت‌گذاری: كارما یوگا روش خدمت‌گذاری است چون در‌این روش اعتقاد بر این است كه شرایط حال فرد بر اساس اعمال گذشته او شكل گرفته است. بنابراین چنانچه در زمان حال مخلصانه خدمت‌گذاری كند،‌ آیند‌ه‌ای به دور از جنبه‌‌های منفی و خودخواهی برای خود انتخاب خواهد كرد. كارما یوگی‌‌ها رفتار خود را اصلاح می‌كنند و با‌این عمل روح خود را تغییر می‌دهند و مسیر سرنوشت خود را عوض می‌كنند
تانترا یوگا یا یوگای تشریفاتی: تانترا یوگا از مراسم تشریفاتی استفاده می‌كند تا به راز‌ها و چیز‌های مقدس پی برد. چون هدف از‌ این روش درك راز‌ها و چیز‌های مقدسی است كه ما به‌طور روزمره با آنها سروكار داریم. تانترا یوگی‌‌ها باید صفاتی نظیر خلوص نیت، انسانیت، فداكاری و ازخودگذشتگی نسبت به استادشان عشق به هستی و صداقت درباره چیز‌های دیگر داشته باشند.
مردمان زیادی از مسلمانان گرفته تا بودایی‌‌ها، یهودیان و مسیحیان، یوگا انجام می‌دهند بنابراین یوگا وابسته به دین و مذهب خاصی نیست.
بسیاری از مردم به اشتباه فكر می‌كنند یوگا نوعی ورزش است كه می‌توان از طریق آن تناسب ‌اندام به‌دست آورد.‌ این تا حدودی درست است اما اگر فكر می‌كنید یوگا فقط و فقط به همین‌جا ختم می‌شود، به شدت در اشتبا‌هید. یوگا بدن را می‌سازد چون یك بدن ضعیف و مریض مانع از رشد معنوی می‌شود. بنابراین فقط برای بدن‌سازی ساخته نشده و روی جنبه‌‌های روحی و معنوی نیز تمركز دارد.
● نقش یوگا در زندگی شما
شاید سوال كنید <آیا من هم می‌توانم یوگا انجام دهم؟> به‌طور حتم شما هم می‌توانید. هركسی كه می‌خواهد می‌تواند یوگا انجام دهد. احتیاج به هیچ دستگاه و لباس خاصی ندارد. تنها چیزی كه به آن احتیاج دارید، اراده شما برای دست یافتن به یك زندگی سالم‌تر و بدون فشار است. ممكن است در ابتدا از یوگا فقط برای كاهش وزن و تناسب‌اندام استفاده كنید و ‌این هم هیچ اشكالی ندارد. یوگا در تقویت سلامت شما بسیار موثر است چون انجام حركات كششی باعث سفت شدن عضلات و ورزش دادن به ستون فقرات و به‌طور كلی سیستم اسكلتی شما می‌شود

 

مطالبي ديگر:

تمرینات بدنی یوگا به شما می آموزد كه چگو نه هر قسمت از بدن خود را كنترل نموده و آن را بهبود بخشید. تمرینات یوگا ساده و لذت بخش است. بدون در نظر گرفتن سن و یا این كه چه اندازه شما ممكن است نا متناسب باشید می توانید تمرینات یوگا تمام اعضای داخلی و خارجی بدن شما را ورزش می دهد. چنا نچه قسمتی از پیكر بندی شما پا یین تر از حد تعادل – خشك ،سفت و یا ضعیف است یوگا با كمی پشتكار و زمان بر تمام انها چیره خوا هد شد .
تمرینات بدنی یوگا ، هاتایوگا نامیده می شود . ها تا یوگا شامل تمرینات نظا فتی و كششی و تنفسی می باشد . نتیجه این حر كات لذ تبخش وا قعاًحیرت اور است. هاتایوگا وزن شما را مناسب، بر خستگی و سستی غذایی مغذی استفاده می كنید. چنانچه عا قلانه بخورید می توا نید با مصرف غذا ی كمتر از سلامتی و نیر وی زند گی لذت ببرید. كسی كه به غایت بخورد لزو ماُ یك فرد سالم از نظر جسمی و فكری نیست .
یك مبحث مجذوب كننده تغذیه یو گا بر این باور است كه نوع غذایی كه می خورید می تواند سطح ا گا هی شما را تغییر دهد. شخصی كه این را درك كند می تواند با تغییر عا دات خوردن درجه هو شیاری خو یش را افزایش و یا كاهش دهد . در یوگا هو شیاری و یا كیفیتهای بودن را گونا می نامند.
در بخش تغذیه جز ییات بیشتدی در مورد گو ناها خو اهید یا فت و اینكه چگونه ممكن است این مبحث به شما كمك كند تا به فكری ثا بت تر و شا دمانی بیشتر دست یا بید . تمرین ها تا یوگا تر كیب شده با اصول غذایی یوگا می تواند جزبخشی از زندگی روز مره شما در امده و برای شما اثرات مطلو بی به ار مغان اورد .

مطالبي ديگر:

یوگا از طرفی به معنای «کنترل کردن» آمده‌است و در آن صورت یوگا را می‌توان علم کنترل امواج فکر و علم مهار قوای ذهن به منظور تسلطی همه جانبه بر توان بالقوة خود دانست. در این صورت به «روش» این دانش که همانا کنترل قوای تن و فکر است تأکید می‌شود. با توجه به چنین درکی، یوگا، در کتاب شاندیلیوپانیشاد (Shandilyopanishad)، این گونه تعریف شده‌است: «یوگا عبارت از کنترل امواج ذهنی است.» از طرف دیگر می‌توان یوگا را به معنای نظاره کردن و دیدن، در نظر گرفت که در نتیجه یوگا علم نظارة خود و خودشناسی است. بدین ترتیب غایت این دانش آشکار می‌شود. یعنی واقع شدن در طبیعت اصیل خویش و شکافتن تمامی حجابهای نفسانی. بر همین اساس در باگاواد گیتا (Bhagavad gita) اوج یوگا، رویت ذات درونی از طریق ذهن پاک و خالص شده توصیف شده‌است، و سرانجام یوگا را به معنی «وصل و یکی شدن» نیز ترجمه کرده‌اند که در آن صورت غرض از انجام تمرینات یوگا آشکار و هویدا می‌شود. به این معنا، یوگا عبارت است از عملکرد هماهنگ قوای فردی و اتحاد قوای ذهنی (Chitta shakti) با قوای حیاتی تن و حواس (Prana shakti) که منجر به تلخیص انرژی، توسعة آگاهی و در نهایت اتحاد با آگاهی متعال خواهد شد. بنابر این تصور، در رودرایا مالاتانترا (Rudrayamatantra) گفته شده : «یک یوگی، فقط در اتحاد با آگاهی متعال، به تجربة یوگا نایل می‌گردد.» بدین ترتیب هر کدام از معانی واژة یوگا، قسمتی از این معرفت عمیق باطنی را آشکار می‌سازد و اختلاف ذاتی در میان آنها دیده نمی‌شود. یک واژه سانسکریت است .

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی می‌باشد. به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد. تمرینات یوگا می‌تواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند، تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است. این معرفت شهودی در پی سلوکی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می‌شود. در پی این سلوک، فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن، احساسات و افکار خود پیدا می‌کند. و در نهایت می‌تواند خود را از حیطة تغیرات احساسی و نگرانیهای فکری فراتر برده، در عمق قلب خود قرار یابد، جایی که تلاطمات فکری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری بر آن داشته باشد. در مورد واژة «یوگاً اختلافاتی دیده می‌شود، و آن را به معانی :»اتحاد و وصال«، »رؤیت و نظاره«و»کنترل و به زیر یوغ آوردن" به کار برده‌اند. نه تنها در مورد ریشة واژة یوگا اختلافاتی دیده می‌شود، بلکه در تعاریف و توضیحات مشروحی که دربارة یوگا در متون گوناگون آمده نیز تفاوتهایی وجود دارد. این در حالی است که متون کهن و مختلف یوگا، تعاریف متنوع یکدیگر را تأیید کرده‌اند. ولی در واقع هیچ تعریف مشترکی پیرامون این تجربة عمیق ارائه نشده‌است. ظاهراً در اکثر موارد، زاویة دید اساتیدی که یوگا را تعریف کرده‌اند با یکدیگر متفاوت بوده‌است.

یوگا تعریفی از یک گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست، بلکه بیشتر اشاره به مجموعه‌ای از فنون، از ساده تا بسیار پیشرفته، و احوال باطنی مختلف و در واقع یک سیر و سلوک کامل دارد.

روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزکیه نفس و مراقبه‌های ژرف، حالاتی متفاوت از آگاهی را کشف و تجربه کردند. مجموعة این حالات و فنون و تعالیمی که برای درک و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد "یوگاً خوانده می‌شود.

هر کدام از این خردمندان، جنبه‌هایی خاص از این معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده، براساس آن تعریفی ارائة کرده‌اند. البته این تعاریف از هم بیگانه نیستند. آنها تماماً در حول خودشناسی و بالا بردن توان فردی و توسعة آگاهی متمرکز می‌باشند. ولی برخی روش این علم و بعضی غرض از اجرای این فنون و گروهی نیز غایت این تعالیم را توصیف و تشریح کرده‌اند. بنابر این برای درک بهتر از این معرفت گسترده و نه چندان روشن، مطلوبتر آن است که این تعابیر مختلف را در کنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بریم.

مطالبي ديگر:

فوايد و روش هاي يوگا



لغت "يوگا" بمعناي "اتحاد" است. يوگا شكلي از ورزش ميباشد كه بر پايه اعتقادي بنـا شـده اسـت كـه بـدن و تنـفـس ارتـبـاط تـنـگاتنگي با ذهن و فكر دارند. با كنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي ثابت يا همان "آساناس" يوگا ايجاد توازن(هارموني) مي كند. بهرحال يوگا سحر و جادو نيست. يوگي ها (اساتيد يـوگـا) قادر به ناپـديـد شدن و يا بـلـنـد شـدن از روي سـطح زمـيـن نيستنـد. امـا آنها ميتوانند كارهاي غير عادي و شـگفت آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان براي سـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، انجام دهند.

تمرين يوگا شامل 5 عنصر كليدي ميباشد: تنفس مناسب , تمرين, تمدد اعصـاب, رژيـم غذايي, تفكر مثبت و تعمق (مديتيشن). تمرينها - و يا آساناس- به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـاي بدن طرحريزي شده اند.

تنفس و تمدد اعصاب مناسب

تنفس زندگي ميبخشد، اين هم به هـمـان سـادگيـست. بـدون اكـسيژن هـيـچ كـدام از سلول هاي بدن نميتوانند بيش از چند دقيقه زنده بمانند. اغلب مردم تنها از بخشي از ظرفيت كامل تنفسشان استفاده ميكنند، درحدود يك سوم اكسيژني كه شـشهايشان قادر به استفاده است را بدرون ششها ميبرند. اين منجر بخـسـتگي و استرس ميشود. روش تنفس يوگايي به شـما ميـامـوزد كه از طـريق بـيني تنفس كنيد، به بازدم بيش از دم توجه و تمركز كنيد و ششها را پاكيزه و از سموم عاري گردانيد. اين تكنيكها منسوب به افزايش سلامتي جسمي و روحي شما هستند. تـنفـس صـحـيـح متـمـركز بر تكنيك تنفس با بيني براي رها كردن انرزي و سرزندگي ميباشد. تـمـريـنـهاي تـنفسي بر عمل بازدم و نه برعمل دم تمركز ميكنند، تا بـتوانند ششها را از هواي مانده و غير تازه پاك، و سموم را از بدن بيرون كنند. آزاد سازي تـنـش از طريق تمدد اعصاب براي سلامتي بدن حياتي است. هر جلسه آساناس يوگا را با تـمدد اعـصـاب شـروع و خاتمه دهيد و مابين حالتها استراحت كنيد. اين كار اجازه ميـدهد تـا اينكه انرژي آزاد شده آزادانه جاري گردد.

تفكر مثبت و مديتيشن تعمق-مديتيشن
حالت حس آگاهي است. هنگامي كه مديتيشن را تمرين مي كـنـيد، ابـتـدا شـمـا بـايد بياموزيد كه چگونه ذهن خود را آرام، و انرژي فكري خود را به درون متمركز كنيد. مديتيشن ميتواند بشما كمك كند تا استرس را تسكين داده و انرژي از دست رفته يتـان را بازگردانيد. هرگاه بصورت مرتب تمرين كنيد، متوجه خواهيد شد مـي توانيد واضح تر و مثبت تر بينديشيد.

 مطالبی دیگر:

تعریف مقدماتی یوگا در زبان سانسکریت ، بیان وحدت با جهان هستی یا تجربه یگانگی با واقعیتی عظیم است . یوگا به معنای تجربه ای از حقیقت، آگاهی از واقعیت و وحدت با ملکوت است . معنای دیگری هم از یوگا وجود دارد و آن سری تکنیک های عملی است که به شکل علمی تکامل یافته و بصورت هوشمندانه ای تدوین شده است .
این تکنیک ها انسان را قادر می سازد تا تمام آلودگی هایی که از طبیعت بر روی جسم ، ذهن و احساسش بوجود آمده است را بیرون ریخته، اندیشه هایش را به شکلی والاتر متمرکز کند . یوگا به معنای هر چیزی است که ممکن است انسان انجام دهد تا طبیعت پست ترش را پاک ، احساسش را مهار و ذهنش را تا رسیدن به سطح عمیق درونی و نهایتاً تا رسیدن به خداوند هدایت کند و سرنجام اینکه یوگا درک وحدت درونی است برای یکی شدن با جهان هستی . استفاده از یوگا عمومی و جهانی است ، این تقاضا ممکن است در چهار چوب مذاهب باشد .
مسلماً یوگا مذهب نیست ولی هرکس با هر مذهب و هر تعصب و هر آئین و مکتبی می تواند یوگا را انجام دهد، تمرینات معنوی یوگا که گستردگی و مدت زمان اجرای آن از زمان خلقت انسان تاکنون تداوم داشته است در این قرن پر ماجرا و پر حادثه هم می تواند برای حفظ و رهایی انسان ها مورد استفاده قرار گیرد که در اینجا سعی می کنیم به گوشه هایی از آن اشاره کنیم .
در ابتدا و در مقدمه باید بگویم، بعضی مردم فکر می کنند یوگا اساساً مهار بدن به شکل های عجیب و غریب است مثل چرخاندن ستون فقرات و یا وانمود کردن ژست های عجیب و غریبی که در کتاب یوگا آمده است . به کاربردن این تکنیک ها به درستی نمونه واضح از تمرین یوگا است اما قسمت اساسی و ضروری یوگا را تشکیل نمی دهد . حالت های فیزیکی بدن تنها جزئی از تمرینات یوگا به حساب می آید .
یوگا نمایش کارهای جادویی و سحرآمیز نیست . من مخصوصاً یاد آور می شوم که خیلی ها که تعدادشان کم نیست به غلط این تصور را در مورد یوگا دارند . این ادعا توسط یوگی های بدلی و یوگاهی دروغین ساخته می شود .
مطمئناً یوگا نه سحر و جادو است، نه نمایش شاهکاری فوق العاده و یا کار صوفیانه غیر عادی. یوگا مرتاضیسم نیست که معمولاً توسط مسافران و توریست ها بخصوص از طریق اخبار با یک میل شدید و هیجان انگیز منتشر می شود تا این عقیده را بوجود آورد که یوگا شکلی از خود آزاری است . خوابیدن روی تخت میخ دار، مدفون شدن زیر زمین ، جویدن یا بلعیدن تکه های شیشه ، نوشیدن اسید ، قورت دادن میخ یا سوراخ کردن خود با سنجاق و سوزن ، هیچکدام آنها از طریق یوگا انجام نمی شود و یوگی های واقعی چنین کارهایی را انجام نمی دهند .
یوگا یک سنت ( مراسم ) عجیب و غیر عادی یا مناسک مخصوص نیست . یوگا هندوئیسم نیست ، یوگا بی دینی نیست ، یوگا کف بینی نیست ، یوگا پیش گویی نیست ، یوگا طالع بینی نیست ، یوگا فکر خوانی نیست ، اعمال سحر و افسون برای دفع ارواج شیطانی یا تسخیر آن هم نیست ، یوگا هیپنوتیزم یا خود هیپنوتیزم نیست . یوگا انجام سحر و جادو و یا نمایش کارهای یکنواخت دست و پا نیست . یئگا تجربه ای نیست که از مصرف اسید ها یا داروهای محرک یا قارچ های الهی بدست آید .
این تجربه ها نه یوگا است نه محصولات یوگا ، اینها اصلاً یوگا نیست ، بدانید اگر افرادی با انجام چنین کارهای غیر عادی خود را یوگی بنامند مطمئن باشید که آنها از نام یوگا سوء استفاده کرده اند .

خالق محمدی-تلفن تماس ۰۹۳۸۴۰۸۹۸۸۱

 

 

 

 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 12:29  توسط محمدی  |