.: مقالات :.

هر آنچه باید پیش از ازدواج بدانید


هر آنچه باید پیش از ازدواج بدانید
4علت غلط برای ازدواج
نمی خواهیم دراین نوشتار کام تان را تلخ کنیم ،اما گاهی تلخی یک دارو، شفابخش است و شیرینی خیلی از خوراکی ها، زهر.
هرچند هدف اصلی این نوشتار، توضیح درباره نکاتی است که شما برای سنجیدن شریک آینده زندگی تان باید آنها را در نظر داشته باشید، اما یادتان باشد هدف ما از اطلاع رسانی، ازدواج به هر قیمتی نیست بلکه می خواهیم شما، ازدواجی موفق و پایدار داشته باشید و هرگز رنگ دادگاه خانواده را نبینید. به همین خاطر ناچاریم پیش از آغاز آموزش مسایل اصلی، درباره ازدواج هایی که بر اساس دلایل اشتباه رخ می دهد، توضیحاتی بدهیم.
بر اساس آخرین آمارها در ایران به طور متوسط از هر پنج ازدواج، یکی به طلاق قانونی می انجامد و البته تخمین زده می شود شمار طلاق های عاطفی، یعنی زندگی زوج ها بدون عشق و ارتباط زیر یک سقف، بیشتر از این باشد و با این حال آمار دقیقی در این باره در دست نیست. خیلی وقت ها علت واقعی طلاق زوج ها این است که دلایل درستی برای ازدواج نداشته اند و پس از ازدواج که اهمیت آن دلایل در نظرشان کمرنگ شده است، از ادامه زندگی مشترک منصرف شده اند!
به همین علت اصرار داریم پیش از ازدواج، صادقانه با خودتان حساب و کتاب کنید و بپرسید هدف واقعی تان از ازدواج چیست؟ اگر مقصد نهایی شما فقط یکی از عللی است که ما در این یادداشت به آن اشاره می کنیم فعلا دست نگه دارید تا دلایل قوی تر و منطقی تری برای دو تا شدن پیدا کنید: پیر شدم، رفت که رفت: اگر تنها بهانه تان برای آغاز زندگی مشترک این است که سن تان از حد متوسط ازدواج گذشته است، دست نگه دارید. طبیعتاً وقتی ما سن متوسط ازدواج را بدون شریک زندگی رد می کنیم، حق داریم نگران باشیم که مبادا جزو همان آمار پنج تا هفت درصدی مجردهای قطعی جامعه شویم اما این دلیل خوبی نیست که شتابزده عمل کنیم و چشم مان را رو به اشکالات طرف مقابل ببندیم فقط به این خاطر که می ترسیم مجرد بمانیم.
لعنت به تو تنهایی: می خواهید ازدواج کنید فقط به این خاطر که وقتی هوا دو نفره می شود شما یک نفرید؟ این دلیل هم کافی نیست. اگر طرف مقابل برای تان مناسب نباشد و ازدواج کنید به هر حال تنها خواهید شد منتها فرقش این است که آن زمان، قلبی شکسته هم در سینه دارید! بهتر است تنهایی تان را با فعالیت های دیگر پر کنید و پی علت های خوب و عمیق برای ازدواج بگردید.تا ازدواجی موفق داشته باشید.
تا چشم شان در بیاید: دخترخاله نوه عموی تان از شما 10 سال کوچکتر است اما ازدواج کرده؟ دختر دایی ها هم از شما کوچکترند اما رفتند خانه بخت؟ از حرف مردم دلخورید؟ از این که می پرسند چرا شوهر نمی کنید عصبانی شده اید و می خواهید زودتر رخت عروسی تن کنید که نشان بدهید چیزی از آن ها که ازدواج کرده اند کم ندارید؟ کدام کاری از سر چشم و همچشمی به نتیجه رسیده است که این یکی برسد؟
مسئولیتم زیاد است، بخشی را روی دوش شریکم می اندازم: این دلیل هم بویژه از زبان برخی پسرها زیاد شنیده می شود. آنها معتقدند همسرشان می تواند تعداد زیادی از مسئولیت های شان را در خانه کم کند و این موضوع را به عنوان دلیل اصلی ازدواج مطرح می کنند حال آنکه شریک کردن دیگری در زندگی تان، مسئولیت های مهم تازه ای را برای شما به دنبال دارد پس اگر هدف تان از ازدواج به جای تعالی و خوشبخت شدن در کنار انسانی دیگر، صرفاً انداختن بخشی از وظایف تان روی دوش اوست در اشتباهید.(
 
سندرم شیفتگی، سیاه بخت تان نکند
 
می گویند « چشمت را باز کن ، طرف آنقدر نشئه است که وقت حرف زدن ناگهان خوابش می برد و زمین می افتد. » می گوید « بمیرم الهی بی خوابی کشیده ... معتاد نیست که ....» می گویند « سابقه اش را پیدا کردیم پر از کتک کاری و زور گیری است » می گوید « این ها تهمت است حسودها برایش پاپوش درست کرده اند ».
می گویند « خودش اعتراف کرده معتاد و دزد است » می گوید « تحت فشار شما اعتراف کرده . خرگوش هم زیر فشار شما اعتراف می کند خرس است!» می گویند « خانواده اش خوشنام نیستند » می گوید « من چه کار به کار خانواده اش دارم . ما می خواهیم با هم زندگی کنیم . » می گویند « توی جیبش چاقو سلاخی و  تیغ  موکت  بری دارد.  » می گوید « برای میوه پوست کندن است » می گویند... می گوید ... می گویند ... می گوید ... این پاسخ ها شاید به خیال شما خنده دار باشد اما خیلی ها با همین حرف های از دیدگاه خودشان کاملا منطقی، سیاه بخت شده اند چون نخواسته اند حقایقی را که دیگران درباره گزینه ازدواج شان، مطرح می کرده‌اند، بررسی کنند و بپذیرند. روانشناس ها به این پدیده روانشناسی می گویند « دلیل تراشی » که یکی از مکانیسم های دفاعی محسوب می‌شود. مکانیسم های دفاعی مجموعه راهکارهایی هستند که معمولا ناخودآگاه انسان ها به آنها متوسل می‌شوند تا با دور کردن فرد از دنیای واقعی، سطح اضطرابش را کاهش دهند اما بدی این مکانیزم آن است که هرچقدر در ناخودآگاه فریب مان بدهند و حواس مان را پرت کنند، دنیای واقعی به قوت خود باقیست و رخدادهایش بر زندگی ما تأثیر می گذارد. معمولا مکانیزم دفاعی دلیل تراشی در روبرو شدن با کسی که دوستش داریم زمانی اتفاق می‌افتد که دچار « سندرم شیفتگی » شده‌ایم. نشانه سندرم شیفتگی این است که طرف مقابل از دیدمان بهترین، بی نظیر ترین، باهوش ترین، جذاب ترین و بی نقص ترین آدم روزگار می‌شود و هیچ خصیصه ناخوشایندی در او نمی بینیم. اگر دچار این سندرم شده‌اید، دست نگه دارید تا هوش و حواس تان برگردد سر جایش و بعد برای ازدواج تصمیم گیری کنید چون وقتی کسی دچار سندرم شیفتگی می‌شود اشکالات طرف مقابل را نمی بیند اما معمولا مدت کمی پس از ازدواج ، وقتی هورمون های بدن متعادل شدند و او به حال عادی برگشت می فهمد کسی که با او ازدواج کرده است، اشکالاتی دارد که نمی تواند تحمل شان کند.
 
خطای هاله‌ای، اشتباهی رایج پیش از ازدواج
 
به نظر شما آقایی که زیاد « ببخشید » می گوید، آدم مؤدبی است؟ خانمی که روی میز رستوران برای گارسون انعام می گذارد دست و دلباز است؟ اگر کسی به موقع سر قرار بیاید یعنی همیشه به تعهداتش پایبند است؟
اگر هنگام نشستن تان، طرف مقابل صندلی رستوران را برای شما با احترام عقب بکشد، یعنی حتماً به حقوق زنان احترام می گذارد؟ اگر خانمی در دیدار با شما آهسته و ملایم صحبت کند یعنی در زندگی خانوادگی هرگز صدایش بلند نمی شود و به طرف مقابل احترام می‌گذارد؟
پاسخ تان مثبت است؟ مثل شرلوک هولمز از نشانه ها نتیجه گیری می کنید؟ شاید در اشتباهید مثلا شاید واژه «ببخشید»، برای او یک تکیه کلام است و شاید هم ادبش ساختگی باشد و با به کار بردن این واژه فقط سعی دارد خودش را فرد با ادبی نشان بدهد.
خانمی که روی میز رستوران برای گارسون انعام می گذارد هم لزوماً سخاوتمند نیست. از کجا می‌دانید او برای فخرفروشی این کار را نکرده است یا شاید در آن شرایط بسته به موقعیتش صلاح دیده انعامی به گارسون بدهد اما در زندگی مشترک، حاضر نباشد پولی خرج کند.
مردی که صندلی را برای بانوی مورد علاقه اش عقب می‌کشد هم لزوماً یک معتقد به حقوق زنان نیست. او در حال رعایت کردن یک عرف اجتماعی است که از سال ها پیش درباره اش آموزش دیده است. خانمی که آهسته صحبت می‌کند هم شاید در حال پیروی از هنجاری اجتماعی باشد یا سبک صحبت کردنش به علت نداشتن اعتماد به نفس این گونه است و.... اگر پاسخ تان به این پرسش ها مثبت باشد، در سنجش طرف مقابل درگیر خطای هاله‌ای هستید. خطای هاله‌ای یعنی تعبیر کردن مجموعه ای از نشانه های بی ارتباط برای ساختن تصویری از شخصیت طرف مقابل .
در خطای هاله‌ای، برخی نشانه‌های بی ارتباط به هم را در طرف مقابل با هم جمع می‌کنیم و از همه آنها در کنار هم نتیجه بگیریم که او صفتی خاص دارد در حالی که این نشانه ها به شکل منطقی نمی‌توانند به معنای داشتن صفتی خاص باشند. این خطا که جزو خطاهای رایج پیش از ازدواج است باعث می‌شود شناختی نادرست و غیر واقعی از طرف مقابل به دست آورید که با ویژگی های واقعی او هیچ انطباقی نداشته باشد.
اگر هیچ طوری توی دلتان جا نشد...
 
قدیم ها، خیلی خیلی قدیم ها ، که صورت مادربزرگ ها و پدربزرگ های مان مثل آیینه صاف بود و روزگار ، خط چروک روی پوست شان نکشیده بود، موهای شان، سپید و قامت شان خمیده نبود، ریش سپیدها اعتقاد داشتند برای ازدواج حتی لازم نیست دو جوان یکدیگر را ببینند یا بشناسند و همین که خانواده های شان از هم خبر داشته باشند کافیست.
به همین خاطر، خیلی از زوج ها یکدیگر را تا پای سفره عقد نمی دیدند و اولین دیدارشان وقتی بود که داماد تور سپید را از روی صورت عروس کنار می‌زد و هر دو با خجالت، سلام و علیک سردی با هم می کردند و زندگی مشترک آغاز می‌شد.
آن روزها طلاق هم پدیده‌ای خارج از عرف بود. زوج ها باید در هر شرایطی پای هم می ماندند و کم پیش می آمد که دو نفر از هم جدا شوند.
حالا اما روزگار تغییر کرده است و جوان ها حق دارند یکدیگر را پیش از ازدواج با آگاهی و نظارت خانواده های شان ملاقات کنند اما برخی عقاید اشتباه روزگار گذشته تغییر نکرده است برای مثال هنوز هم برخی خانواده ها به فرزندان شان می گویند علاقه و محبت بعد از ازدواج بوجود می آید و این که هیچ احساسی به طرف مقابل ندارند، دلیل قانع کننده‌ای برای ازدواج نکردن با او نیست اما حقیقت این است که وقتی فردی برای ازدواج با شما پیش قدم می‌شود باید تأثیری بر قلب تان داشته باشد و اگر دیدنش هیچ حسی در شما ایجاد نمی‌کند یا نسبت به او احساس منفی دارید مثلاً قیافه‌اش، جسمش ، صدایش یا رفتارش را نمی پسندید ، نباید با او ازدواج کنید.
البته ازدواج صرفاً با توجه به ظاهر یک نفر یا به قول جوان ها ازدواج بر مبنای عشق در نگاه اول هم درست نیست.
به هر حال کیفیت احساس آدم ها همیشه مثل آن حس خوش نگاه اول نمی‌ماند. شعله های عشق های تند، زود و به ناگهان خاموش می‌شود و آنچه حقیقتاً یک زندگی مشترک را حفظ می‌کند علاقه قلبی متعادل، وفاداری و تعهد است که معمولاً در عشاق پر تب و تاب و شتابزده ، از آن خبری نیست.
 
کدام طرفی است؟
 
باورهای مذهبی تا چه حد در زندگی شما نقش دارد؟ اگر دو زوج نتوانند پیش از ازدواج این وجه از عقاید شان را با هم مقایسه کنند ممکن است پس از ازدواج با هم به مشکل بربخورند. چه طور امکان دارد زنی مذهبی و اهل نماز و روزه و مسجد در خانه مردی زندگی کند که اعتقادات دینی ندارد و مایل است زندگی آزادانه ای داشته باشد یا بالعکس؟
حتی اگر این دو نفر، در خانه ای کنار هم زندگی کنند، همیشه نوعی احساس نارضایتی ته دل شان باقی است و هرلحظه شاید باورهای آنها با هم اصطکاک داشته باشد چرا که دلمشغولی های یک زن و شوهر باید به هم نزدیک باشد و در غیر این صورت، هر کدام از آنها وقتش را صرف دغدغه‌هایی می کند که برای دیگری بی معناست و به این ترتیب در طول سال ها آنها به واسطه تفاوت در دیدگاه های اعتقادی شان از هم دور می‌شوند البته این نوع مشکلات وقتی پیش می‌آید که دو نفر از نظر اعتقادات مذهبی کاملاً در نقطه مخالف هم قرار داشته باشند وگرنه این که باورهای مذهبی دو زوج تفاوت هایی با هم داشته باشند، طبیعی است. بر این اساس لازم است پیش از ازدواج ، سطح اعتقادات طرف مقابل را بسنجید. آیا او به خدا، دین و آخرت اعتقاد دارد؟ این اعتقاد در چه حد است ؟ آیا واجبات دین را به جا می آورد ؟ تا چه اندازه باورهای دینی اش به شما نزدیک است؟ چقدر به تقدیر و سرنوشت و چقدر به اختیار و توانایی انسان در شکل زندگی اش اعتقاد دارد؟ اعتقادات خانواده های دو طرف نیز باید تا حد زیادی به یکدیگر شبیه باشد و معمولاً وقتی یک خانواده مذهبی و خانواده دیگر غیرمذهبی باشند امکان دارد با یکدیگر به مشکلاتی بر بخورند.
 
حال جیبت چه طور است؟
چشم داشتن به دارایی های طرف مقابل یکی از همان دلایل غلط برای ازدواج است اما سنجش وضعیت اقتصادی او و منابع مالی اش در زندگی مشترک، به هیچ وجه اشتباه نیست و حتی ضروری است.
 
ز نظر عرفی و قانونی ، تامین اقتصادی خانواده وظیفه مرد است و به همین خاطر لازم است خانم های آماده ازدواج درباره مساله استقلال مالی مرد از او بپرسند که آیا دست همسرشان توی جیب خودشان است یا هزینه هایش از سوی والدینش تامین می شود. داشتن استقلال مالی نشانه بلوغ اقتصادی و یکی از ملزومات ازدواج است و اگر مردی هنوز نتوانسته است آن را به دست بیاورد و والدینش نیازهای مالی اش را تامین می کنند ، مناسب ازدواج نیست. البته منظورمان این نیست که هر مردی حتما باید ثروتمند باشد تا ازدواج کند ، به هر حال همسری با در آمد مستقل کم یا متوسط از همسری که هنوز پول تو جیبی اش را از پدرش می گیرد، بهتر است. همچنین شما باید درباره متوسط درآمد همسر آینده تان، از او بپرسید و آنوقت حساب و کتاب کنید که آیا می توانید با وضع اقتصادی که در زندگی مشترک خواهید داشت، کنار بیایید؟ اگر هر دوی شما شاغل هستید باید عقایدتان را درباره شیوه خرج کردن حقوق های تان در زندگی با هم به اشتراک بگذارید؟ اگر یکی از شما در حال تحصیل در دانشگاه است و برای این کار نیاز به هزینه ای دارد باید روشن شود که منابع مالی شهریه دانشگاهش چگونه تامین می شود؟ اگر هم قرضی سنگین دارید یا در حال پرداخت قسط هستید باید پیش از ازدواج ، طرف مقابل را از وضعیت تان مطلع کنید. در سنجش اقتصادی همسر آینده تان باید حواس تان به خلق و خوی او در پول خرج کردن هم باشد. اگر شما دو نفر ، ویژگی هایی متضاد در این زمینه داشته باشید برای مثال یکی آسان و بی خیال پول خرج کند و آن دیگری اهل ثروت اندوزی و ذخیره کردن باشد ، احتمالا در روابط تان دچار مشکل می شوید و باید از همین حالا حلش کنید. توجه به ریزرفتارهای طرف مقابل تا حد زیادی این امکان را به شما می دهد که شیوه خرج کردنش در زندگی مطلع شوید اگر او دایما مشغول بریز و بپاش و خرید کردن است یا برعکس، به سختی پول خرج می کند و درصد زیادی از حرف هایش درباره هزینه ها، گرانی و پول است، احتمالا همین رفتار را در زندگی مشترک هم ادامه می دهد.
بادبادک بی دم نگیرید
دو نفر که می خواهند بقیه عمرشان را کنار هم بگذرانند دو تا برگ کنده شده از درخت نیستند که با دست باد ، هم مسیر شده باشند. آنها دو بادبادک هستند که قرار است در آسمان زندگی کنار هم اوج بگیرند. همه بادبادک های دنیا، دنباله دارند.
 
دنباله هر بادبادک، مجموعه ای از حلقه های متصل به هم است که همراهش کشیده می شوند و نباید از بادبادک جدای شان کرد چون در این صورت بادبادک دیگر اوج نمی گیرد. این حلقه های متصل به هم که همراه آدم ها هستند، می شناسید ؟ آنها، اعضای خانواده هستند که نباید از او جدا شوند و همیشه همراهش خواهند بود. شاید خیلی اشکال نداشته باشد اگر شما در نخستین برخورد نسبت به عضوی بسیار دور و غیر تاثیرگذار در خانواده همسر آینده تان احساس ناخوشایندی داشته باشید اما اگر این احساس بد، نسبت به یک عضو نزدیک خانواده شریک آینده زندگی تان باشد باید نگران شوید. شما نمی توانید مادر یا پدر کسی را با ازدواج از او جدا کنید و حتی اگر هم موفق شوید و او حاضر شود به خاطر شما اعضای خانواده اش را کنار بگذارد، همیشه حس غم، دلتنگی یا عذاب وجدانی از ترک خانواده اش، روی دلش سنگینی می کند پس، اگر می خواهید با کسی ازدواج کنید باید مطمئن شوید که اعضای درجه یک خانواده او هم شما را در حد معقولی پسندیده اند. البته قرار نیست همه آنها شما را بستایند اما یادتان باشد زندگی مشترکی که هنوز شروع نشده با دعوا و کشمکش میان شما و خانواده همسر آینده تان همراه شده است، به سختی به شکل ایده آل ادامه پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر ، اگر شما خانواده طرف مقابل را نمی پسندید، نباید خودتان را گول بزنید که او را در ادامه زندگی به کلی از خانواده اش جدا خواهید کرد. طرف مقابل شما یک جزیره سرگردان نیست. او جزئی از ساحلی است که به بدنه خانواده اش اولش چسبیده است و مسلماً پس از پیوند با شما نیز، بخشی از آن پیوندها را خواه ناخواه حفظ می کند پس اگر اشکالاتی در خانواده همسر آینده تان می بینید از خودتان بپرسید این مسایل تا چه حد برای شما مهم است و آیا می توانید در سال های آینده زندگی مشترک، آنها را تحمل کنید؟
 
شریک تان بلد است مساله حل کند؟
 
یکی از مهمترین مسایلی که لازم است آن را به عنوان نمادی از بلوغ فکری طرف مقابل بسنجید شیوه برخوردش با بحران هاست که به آن در روانشناسی « توانایی حل مسأله » می‌گویند.
کسانی که توانایی حل مساله را ندارند همان هایی هستند که وقتی مشکلی پیش می آید ترجیح می دهند فرار کنند یا هیجانات شان بر منطق شان چیره می شود و به جای آن که به حل مشکل فکر کنند به دیگران پرخاش می کنند یا افسرده می شوند و به گوشه ای پناه می برند یا دست به دامن این و آن می‌شوند و یا مات شان می‌ برد و هیچ واکنشی ندارند. این آدم ها، همان هایی هستند که در اولین طوفان زندگی هم شما را تنها خواهند گذاشت و فرار می کنند یا بار مسئولیت شان را گردن شما می اندازند یا خودشان هم با کج خلقی و شلوغ کاری‌های شان،باری اضافه می‌شوند روی دوش تان. به او توجه کنید که وقتی در حضور شما با مشکلی مواجه می شود چگونه آن را حل می کند ، از میان خاطراتی که درباره خودش تعریف می کند آنهایی را که مربوط به تقابل با بحران است بیرون بکشید و دقت کنید چگونه با آنها برخورد کرده است. از او بپرسید اگر مشکلی فرضی در زندگی تان بوجود بیاید او چگونه برخورد خواهد کرد؟ اهل تک روی است یا مایل است دو نفره مشکل را حل کند ؟ چقدر اعتقاد دارد که زن و مرد هر دو باید در حل مشکلات زندگی نقش داشته باشند؟ شیوه صحیح حل مساله این است که ابتدا مشکل و مساله واقعی را شناسایی کنید چرا که گاهی ما در شناسایی مساله اصلی دچار مشکل می شویم، برای مثال در یک خانواده که ساعت های معینی برای خواب و خوراک ندارند، کودکی هر روز دیر به مدرسه می رسد.
مادر خانواده معتقد است مشکل اصلی پیدا کردن وسیله نقلیه ای سریع تر برای رساندن فرزندش به مدرسه است اما مشکل اصلی در این ماجرا بی برنامگی خانواده است که باید هرچه زودتر رفع شود. گام بعدی پس از شناسایی مشکل این است که باید به همه راه هایی که می‌شود برای رفع آن استفاده کرد فکر کنید و آنها را روی کاغذ بنویسید و از دیگر اعضای خانواده نیز بخواهید راه حل‌های‌شان را پیشنهاد کنند و در گام بعد بهترین راه ها را برای حل مساله انتخاب کنید و یکی از آنها را با رأی اکثریت برای رسیدن به هدف نهایی دنبال کنید و از هر یک از اعضای خانواده بخواهید مسئولیتی را در مسیر حل مشکل عهده دار شود.
 
پرسش درباره مسایل جنسی حق شماست
 
صحبت کردن درباره مسایل جنسی شریک زندگی آینده ، در کشور ما یک تابو محسوب می شود و معمولا دو طرف از صحبت کردن درباره اش طفره می روند اما بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان اعتقاد دارند نارضایتی جنسی در زندگی مشترک از جمله علل عمده طلاق است.
این اعتراف حتی به اهالی حوزه قانون هم رسیده است برای مثال سال گذشته رئیس کل دادگستری استان کرمان در گفتگوی رسانه ای بی پرده اعلام کرد که نارضایتی جنسی زوج ها از جمله دلایل پنهان طلاق است یعنی وقتی از زوج ها پرسیده می شود که چرا می خواهند طلاق بگیرند بر حسب همان تابو بودن مسایل جنسی در باور عمومی ، مسایل دیگری را به عنوان علت طلاق مطرح می کنند حال آن که ته دل شان از رابطه با همسر راضی نیستند. به همین علت است که اصرار داریم پیش از ازدواج مؤدبانه و با حفظ حریم ها از همسرتان درباره گرایش های جنسی اش و نوع انتظاراتش از شما در این زمینه سوال کنید. پرسش در این باره وقتی مهم تر می شود که ازدواج فرد سال ها به تاخیر افتاده باشد که در این صورت شما باید علت به تاخیر افتادن ازدواج را نیز جویا شوید. متاسفانه برخی خانواده ها ، ازدواج را راه حلی برای درمان برخی اختلالات جنسی فرزندان شان می دانند در حالی که این نوع اختلالات باید پیش از ازدواج تشخیص داده و درمان شود. برای یک ازدواج موفق بهتر است طبع جنسی دو طرف ازدواج به هم شبیه باشد برای مثال اگر یک طرف پر انرژی، شلوغ و گرم مزاج است و طرف دیگر سرد و بی حوصله احتمال عدم رضایت جنسی هر دوی آنها پس از ازدواج بالا می رود. به یاد داشته باشید که اغلب می توانید طبع جنسی فرد را با توجه به انرژی روانی او بسنجید یعنی اگر او انرژی روانی بالایی دارد ، پر انرژی است، زیاد حرکت می کند، دست هایش را با شور و شوق حرکت می دهد، در ارتباط جنسی هم احتمالا همین وضعیت را دارد و برعکس همین موضوع درباره کسانی که کم حوصله، بی انرژی ، کم تحرک و ساکن هستند نیز، صادق است. البته این روش سنجش همیشه کارآمد نیست و موارد خلاف آن هم وجود دارد. پرسش های جنسی را نباید در نخستین جلسه مطرح کرد بلکه برای مطرح کردن شان باید چند جلسه بگذرد. لازم نیست مسایل با جزئیات پرسیده شود بلکه باید پرسش هایی کلی برای آگاهی از دیدگاه فرد در این حوزه بپرسید.

فراغتش را چگونه گز می کند؟
این یکی می پرسد «این آخر هفته با رفقا برویم کوه؟» و آن یکی پاسخ می دهد که در طول سی سال زندگی پایش هم به کوه نرسیده است و همه تعطیلات را مقابل تلویزیون لم داده است و بیشترین فعالیت جسمی اش، حرکت انگشت شصتش بوده است برای عوض کردن کانال ها.
این یکی می گوید پاشو برویم مهمانی و آن یکی ناله می کند که از شلوغی در جمع بودن بیزار است و دلش می خواهد شریک اوقات فراغتش فقط همسرش باشد، نه یک کرور آدم رنگارنگ. این یکی می گوید عاشق پاساژ گردی است و آن یکی از روی کتاب سر بلند می کند و شانه بالا می اندازد که «پاساژ گردی فقط وقت تلف کردن است !»
هرچقدر هم پر کار باشیم برای داشتن یک زندگی خانوادگی سالم باید اوقاتی را برای فراغت در نظر بگیریم؛ اوقاتی که بخش عمده آن در کنار خانواده می گذرد بنابر این طبیعی است که شیوه فراغت گذرانی زن و شوهرها باید به هم شبیه باشد.
شیوه وقت گذرانی آدم ها تا حد زیادی به ساختار شخصیتی آنها ربط دارد. انسان های برون گرا معمولا از حضور و درخشیدن در جمع ، فعالیت های گروهی و شلوغی محیط تفریح لذت می برند اما درون گراها مایلند تفریح شان، آرام، خلوت ، کم سر و صدا و در بسیاری از اوقات بدون حضور غریبه ها باشد.
گروهی از آدم ها هم البته متعادل تر هستند و هر دو مدل تفریح را می پسندند اما از همه بهتر آنهایی هستند که توانایی انعطاف پذیری شان بسیار بالاست و قادرند از تفریح مورد علاقه فردی دیگر هم لذت ببرند، هرچند پیش تر این شیوه وقت گذرانی مورد علاقه شان نبوده است.
ثمره زندگی، چند تا باشد دوست داری؟
روزی که آنها ازدواج کردند عروس خانمی که جلوی دوربین لبخند می زد رویای یک خانه قدیمی داشت با یک دختر گیس گلابتون و سه چهار تا پسر کاکل زری. از آنجا که می دانست تک فرزندها با مشکلات تربیتی فراوانی رو به می شوند ، دوست داشت بر خلاف خیلی از خانواده های تهرانی که خلوت هستند ، خانواده ای شاد و شلوغ داشته باشد.
آقا دامادی که دست عروس خانم را گرفته بود اما، از صدای گریه بچه بدش می آمد، از عوض کردن کهنه بچه بدش می آمد، از بازی کردن با بچه بدش می آمد، از پارک بردن بچه و جواب دادن به سوال هایش بدش می آمد، از بزرگ شدن بچه بدش می آمد، از ورود بچه به دنیای آدم بزرگها بدش می آمد، از مدرسه رفتن، دبیرستان رفتن و دانشگاه رفتن بچه بدش می آمد و رویایش یک خانه مجلل و مدرن بود با تلویزیونی که مانیتورش همه دیوار اتاق را پوشانده بود و او و همسرش به آن زل زده بودند.
به نظر شما این دو نفر می توانند با هم احساس خوشبختی کامل کنند؟ مسلما تا زمانی که این چالش میان آنها حل نشده است، یک پای بساط خوشبختی آنها لنگ است. به همین علت می گوییم پیش از ازدواج درباره مساله فرزند به توافق برسید. آشکارا از طرف مقابل بپرسید که با داشتن فرزند موافق است یا نه. اگر موافق است دلش می خواهد چند فرزند داشته باشد؟
مهمتر این است که او نقش خودش را در نگهداری و تربیت فرزندان بپذیرد. معمولا زنها با پذیرش نقش شان در تربیت فرزند مشکلی ندارند اما برخی مردها اعتقاد دارند نگهداری از کودک و تربیتش فقط وظیفه مادر است حال آن که این مسئولیت باید میان والدین تقسیم شود.
پرسش دیگر در حوزه فرزندان که باید حتما مطرحش کنید این است که اگر او و شما مایل به داشتن فرزند باشید اما زمانی شما به علت مشکلات خاص پزشکی نتوانید فرزندی بیاورید آیا راضی می شود کودکی را از مراکز بهزیستی وارد کانون خانواده کنید و به فرزند خواندگی بپذیرید؟
آیا او مبتلا به اختلالی روانی است ؟ (وسواس)
مبتلا بودن به یک اختلال روانی، پدیده ترسناکی نیست و قرار نیست کارایی آدم ها را به صفر برساند و زندگی شان را مختل کند البته به شرطی که فرد مشکلش را پذیرفته باشد و برای کنترل یا درمانش به پزشک مراجعه کند اما گروهی از بیماران اختلال روانی هم ادعا می کنند کاملا سالم هستند و تمایلی ندارند برای درمان خودشان اقدامی کنند.
این آدم ها همان هایی هستند که پس از ازدواج با مشکل مواجه می شوند چون رفتارشان، طرف مقابل را می آزارد یا نگران می کند و حتی ممکن است احساس رضایت از زندگی را از آنها بگیرد.
به همین علت است که پیشنهاد می کنیم نشانه های برخی اختلالات روانی رایج را بدانید و آنها را در فرد بسنجید.
معنی توضیح مان این نیست که هرکس یکی از این اختلالات را داشته باشد ازدواج با او خطرناک است برای مثال شاید شرایط فردی آنقدر مناسب باشد که شما با وجود آگاهی از وسواسش به او برای تشکیل یک زندگی مشترک اعتماد کنید.
هدف ما از معرفی برخی اختلالات روانی رایج این است که پیش از ازدواج درباره آنها آگاهی داشته باشید و شیوه برخورد با فرد مبتلا و تاثیر اختلال را بر زندگی مشترک بدانید. وسواس: یکی از آن اختلالات رایج روانی است که به نوع فکری و عملی تقسیم می شود. وسواس فکری مجموعه ای از افکار تکرار شونده و آزار دهنده است و وقتی عملی می شود اعمالی غیرضروری و ناراحت کننده هم به آن اضافه می شود که وقت و انرژی مبتلا به آن را تلف می کند. وسواس های فکری معمولا نشانه های بیرونی هم دارند برای مثال متوجه می شوید که فرد در حرف هایش دائماً ماجرایی را که برایش درگیری ذهنی بوجود آورده تکرار می کند و گرچه خودش هم از تکرار آن ناراحت است اما نمی تواند کنترلش کند. وسواس عملی هم به چهار گروه چیدن و مرتب کردن، شستن، شمردن و بررسی کردن ، تقسیم می شود. معنای چیدن و مرتب کردن و شمردن روشن است و بررسی کردن هم یعنی فرد دائماً اشیاء یا شرایط محیط را کنترل می کند مثلاً چند بار در را تکان می دهد که مطمئن شود قفلش کرده است و چند دقیقه بعد باز شک می کند و بر می گردد تا از قفل بودن در اطمینان حاصل کند. البته معنی اش این نیست که اگر طرف مقابل در دیدارهای اول، چندین بار درباره موضوعی صحبت کرد یا چیزی را بررسی کرد، مطمئن شوید که او وسواسی است بلکه باید این علایم را در طول زمان بسنجید. وسواس اگر شدید باشد می تواند همه زندگی فرد مبتلا را اشغال کند و فرصتی برای لذت بردن از خوشی های زندگی برایش باقی نگذارد. علاوه بر این وسواس هایی مانند وسواس شستشو و پاک بودن، وقتی شدید باشد ضررهای مالی زیادی نیز در پی دارد برای مثال ممکن است فرد درگیر وسواس شاید اشیائی را به خیال آلوده بودن دور بیندازد یا برای شستن های وسواسی اش بی امان آب مصرف کند.
 
آیا او مبتلا به اختلالی روانی است؟( خشم )
ما اغلب وقتی خشمگین می شویم که اوضاع آنطور که پیش بینی می کرده ایم، پیش نرفته است. همه آدم ها گاهی عصبانی می‌شوند اما مهم این است که بدانیم خشم مان را چگونه بروز می‌دهیم.
آدم های به شدت تکانشی ، خشم شان را با دست ها و صدای شان نشان می دهند و این نوع آدم ها، اگر راه کشیدن افسار خشم شان را یاد نگیرند، در زندگی خانوادگی نمی توانند مشاجره های خانوادگی را مدیریت کنند و آنوقت شاید بحث های شان با شریک زندگی یا فرزندشان، به درگیری های فیزیکی بکشد.
به اعتقاد روانشناس ها وقتی فردی بیش از دو سه بار در هفته از کوره در می رود ، یعنی فردی خشمگین است باید حتماً راه های مهار عصبانیتش را یاد بگیرد و از سوی دیگر برای تغییر باورهای بنیادی اش که منجر به خشم می شود ، اقدام کند.
البته کسانی که خشونت های خانگی را دامن می زنند ، صرفا آدم های خشمگین نیستند گروهی از افراد هم در خانه کتک کاری می کنند چون از کودکی تعامل بین زن و شوهر را اینگونه دیده اند یعنی در روزگار کودکی شان بارها دیده اند که یکی از والدین در تعامل با والد دیگر ، از دست هایش به جای زبانش استفاده می کند پس آنها هم یاد گرفته اند که در شرایط بحران، به جای گفتگو با طرف مقابل به او پرخاش کنند.
به هر حال چه آنها که خشم شان در قالب پرخاشگری بروز می کند و چه آنهایی که پرخاشگری جزئی از آموزه های تربیتی شان است، آدم های خطرناکی برای ازدواج هستند.
در بررسی موضوع خشم باید به این نکته هم توجه داشته باشید که برخی افراد خشم انفجاری دارند یعنی شاید در چند جلسه اول ملاقات خشم شان را بروز ندهند که البته به معنای آرامش آنها نیست بلکه آنها عصبانیت شان را مثل دانه های سنگ ریز جمع می کنند و ناگهان مثل آتشفشان منفجر می شوند و رفتاری نشان می دهند که انتظارش را نداشته اید!
نکته دیگر این است که پرخاشگری همیشه فیزیکی نیست. اگر طرف مقابل شما بد دهن است و در حال حرف زدن ناخودآگاه فحاشی می کند یا وقتی عصبانی می شود فحش می دهد باید بدانید که در آینده این بد دهنی در چاردیواری خانه هم ادامه دارد و شاید مقدمه ای برای درگیری های فیزیکی که وجه دیگری از پرخاشگری است باشد.
 
آیا او مبتلا به اختلالی روانی است؟ ( پارانویا)
زندگی با آدم هایی که بدبینی بیمارگونه دارند، بسیار سخت است. برای داشتن یک ارتباط مثبت با آنها باید سعی کنید اعتماد شان را به دست بیاورید که البته وقتی کسی بدبینی بیمارگونه یعنی پارانویا دارد این اعتماد بسیار سخت به دست می آید و همیشه لازم است به آنها ثابت کنید که فریب و دسیسه ای در کار نیست، شما نمی خواهید کلک بزنید ، مسخره شان نمی کنید و برای آسیب رساندن به آنها نقشه نکشیده‌اید.
بنابر این بهتر است طرف مقابل را بسنجید و مطمئن شوید که او مبتلا به پارانویا نیست و اگر هست و اصرار دارید با او ازدواج کنید، راه های رفتار با او را پیش از ازدواج یاد بگیرید هرچند نمی‌توان مطمئن بود که استفاده از این راهکارها برای برقراری ارتباط موثر و مفید با یک فرد پارانوئید کافی باشد. افراد پارانوئید سه ویژگی عمده دارند :
نخست آنکه دائماً به دیگران شک دارند و نمی توانند به کسی اعتماد کنند. آنها همیشه به دنبال سرنخ هایی هستند تا ثابت کنند دیگران برای شان نقشه کشیده اند. دومین ویژگی پارانوئید ها حساسیت است . طبیعی به نظر می رسد که وقتی گمان می کنیم دیگران می خواهند به ما آسیب بزنند همیشه آماده دفاع از خود باشیم. پارانوئید ها خودشان را محور جهان اطراف شان می‌دانند و به همین علت به هیچ وجه نمی‌توانند انتقاد دیگران را تحمل کنند و به سرعت دلخور می‌شوند و در عوض خودشان به شدت از دیگران و شرایط انتقاد می‌کنند.
سومین ویژگی آنها گوشه گیری است. از آنجا که در دنیای یک فرد پارانوئید همه قصد دارند به او گزندی برسانند طبیعی است که نمی‌خواهد در جمع حاضر شود و ترجیح می‌دهد تنها و منزوی باشد.
 
ازدواج با کسانی که همه کشتی‌های شان غرق شده
لابد تا تیتر مطلب مان را دیدید آه کشیدید و گفتید « یعنی اگر غمگین دیدمش با او ازدواج نکنم؟! » برداشت تان ناامیدانه و نادرست است. همه ما در شرایطی شاید غمگین شویم. همه مان ممکن است گاهی در تنهایی اشک بریزیم و همه کشتی های مان غرق می شود اما اگر از نظر روانی سالم باشیم ، اما خود خوب مان می‌آید سراغ‌مان، شانه مان را تکان می‌دهد ، صدای مان می زند و دست مان را می گیرد و نجات مان می دهد تا در گرداب اندوه غرق نشویم. معنای این حس اندوه اما این نیست که ما شایسته ازدواج نیستیم، چون گاهی دل مان می‌گیرد .
اما در افسردگی های شدید یعنی زمانی که دیگر آن من خوب، سراغ آدم ها نمی آید ، دست شان را نمی گیرد و نجات شان نمی دهد، در این شرایط است که خلق بیمارها تنگ می شود و دیگر از آن ناخوشی بیرون نمی آیند ، اشک می ریزند، بی حوصله می شوند و اندوهی دایمی، بغض می شود توی گلوی شان.
آنها دیگر به فعالیت های همیشگی که زمانی از آنها لذت می بردند علاقه مند نیستند. زود به زود حوصله شان سر می رود، هیچ چیز خوشحال شان نمی کند، میل گریه دارند و شناخت شان نسبت به سه محور مهم زندگی یعنی خودشان، آینده و محیط اطراف شان ، منفی و خالی از امید می شود.
یعنی از توانایی های شان ناامیدند و دائما خودشان را سرزنش می کنند ، آینده را تاریک و ترسناک می بینند و محیط اطراف را پر از گزند ، حوادث و برخوردهای ناراحت کننده . وقتی زندگی به خیال کسی این همه سخت و عذاب آور و ناعادلانه است، طبیعتا آنها حوصله آغاز هیچ فعالیت تازه ای را ندارند. در کار و تحصیل و زندگی خانوادگی ناموفق هستند. دچار بی خوابی یا پرخوابی می شوند، اشتهای شان هم عجیب و غریب می شود مثلا شاید میل شان به غذا خوردن به شدت کم یا به شدت زیاد شود. افسردگی وقتی شدیدتر می شود ممکن است بیماران حتی تصمیم بگیرند از شر زندگی که این همه تلخ و دردناک به نظرشان می رسد، خلاص شوند.
اختلال افسردگی با استفاده از دارو و تغییراتی در شناخت و باور آدم ها کاملاً قابل کنترل و درمان است اما به هر حال کسانی که برای درمان اقدامی نمی کنند و غم، یار غارشان شده است و علاقه ای به تغییر ندارند، برای ازدواج مناسب نیستن
 
خیلی عاشق خودش باشد، عاشق تو نمی‌شود!
این که به خودمان احترام بگذاریم ویژگی بدی نیست و حتی در دین مان احادیثی وجود دارد که تاکید کرده اند باید از کسانی که به خودشان احترامی نمی گذارند، پرهیز کرد ، چون این نوع آدم ها برای دیگران هم ارزشی قایل نیستند اما این احترام گذاشتن به خود ، هم در دین اسلام و هم در روانشناسی ، حدودی دارد و وقتی به غرور و خودپسندی و دست آخر خودشیفتگی تبدیل می شود، یک ویژگی مضموم و خطرناک به حساب می آید که باید اصلاحش کرد.
همه ما خودمان را دوست داریم اما نارسیست ها یا خودشیفته ها از دیدگاه روانشناسی کسانی هستند که بیش از حد طبیعی خودشان را دوست دارند و شخصیت شان را بزرگ، خاص و بی مانند می دانند.طبیعتا کسی که خودش را بیش از اندازه مهم بداند دیگران برایش بی ارزش می شوند و صرفاً تأمین منافع شخصی اش را در نظر می گیرد و به همین علت نمی تواند وارد مرحله صمیمیت و تعهد نسبت به انسان های دیگر شود. این دو مرحله، جزو مهمترین مراحل عشق انسان ها به یکدیگر است و بنابر این پای عشق نارسیست ها همیشه می لنگد چون آنها حقیقتاً و از ته دل نمی توانند عاشق کسی باشند یا برایش فداکاری کنند یا حتی حقوق اولیه اش را در نظر بگیرند.
دارندگان این ویژگی شخصیتی، چند ویژگی عمده دارند که تشخیص شان را آسان می کند: نخستین خصوصیت آنها همانطور که اشاره کردیم احساس مهم و متفاوت بودن و نیاز شدید و بیمارگونه به ستایش شدن است اما تشویق برای آنها مثل آب شور است که سیراب شان نمی کند بلکه فقط عطش شان را بیشتر می کند. خودشیفته ها سرزنشگرهایی سرسخت هستند که جهان و آدم های اطراف را پر از عیب و ایراد می بینند.
آنها معتقدند افراد به قول خودشان عادی، قادر به درک عظمت و توانایی های شان نیستند و دائماً به آنها حسودی می کنند و به همین علت نمی توانند به آسانی با دیگران ارتباط برقرار کنند مگر آن که همه به خاص بودن آنها اعتراف کنند و با این همه راضی نمی شوند و نگاه شان نسبت به بقیه قاهرانه و از بالا به پایین باقی می ماند. طبیعی است که وقتی کسی از نظر خودش خیلی بزرگ باشد آنقدر تأمین منافعش برایش مهم می شود که بدون هیچ عذاب وجدانی برای رسیدن به اهدافش، از دیگران بهره کشی کند و اهمیتی نداشته باشد اگر حقوق شان در این میان پایمال شود.
در مجموع نارسیست ها کسی را دوست ندارند چون قلب شان چنان از عشق به خودشان اشباع شده که در آن، جای عشق به دیگری باقی نمانده است. احساساتی مانند همدلی، همدردی و درک متقابل در این گروه ها یا وجود ندارد یا بسیار کم است و با این حال جالب است بدانید آنها چه در رابطه دوستی و چه در ازدواج فدایی هایی دارند که میل شدید شان را برای پرستش شدن ارضا کنند. می پرسید چه کسانی حاضرند این آدم ها را تحمل کنند؟ شخصیت های وابسته و بویژه کسانی که از اعتماد به نفس پایین برخوردارند و چون خودشیفته ها را مرجع قدرت می دانند، مایلند زیر سایه بلند آنها پناه بگیرند.
با کلیپس جماعت، ازدواج نکنید!
رویایی است که همسرتان دایما کنارتان باشد و حتی یک لحظه هم تنهای تان نگذارد ؟ رویایی ست که برای همه کارهایش با شما تماس بگیرد و بگوید حرف، حرف توست ؟ رویایی ست که هیچ وقت ، هیچ نظری نداشته باشد و همیشه پی نظر شما باشد؟
رویاییست که از او بپرسید چی می پوشی ، بگوید هر چی تو امر کنی؟ بپرسید چی میل داری ، بگوید هر چی تو میل داری ؟ بپرسید کجا می روی ، بگوید هر جا تو بروی؟ بگویید وقت چه طور می گذرانی، بگوید هر جور که تو وقت می گذرانی؟ بپرسید در تنهایی چه کار می کنی ، بگوید هر کاری تو پیشنهاد کنی ؟
نه اصلا رویایی نیست ! باور کنید این وضعیت خطرناک است. این نوع آدم ها، مبتلا به اختلال روانی به نام اختلال شخصیت وابسته هستند. آنها دچار ضعف اعتماد به نفس هستند و به همین علت نمی توانند برای امور مهم زندگی و حتی گاهی کارهای کوچک روزمره شان تصمیم گیری کنند و بار مسئولیت تصمیم گیری های شان را می اندازند گردن دیگری.
مشکل اما به همین جا ختم نمی شود. آنها دقیقا مثل کلیپس هستند. می چسبند به شما و دیگر رهای تان نمی کنند. اوقات تنهایی برای تان باقی نمی گذارند و اگر بخواهید زمانی را به خودتان اختصاص دهید خیال می کنند عشق تان به آنها کم شده است و واکنش نشان می دهند . از طرفی در زندگی با آنها همیشه باید به جای دو نفر فکر کنید یکی خودتان و یکی هم شریک تان که در واقع یک شبح است و هیچ استقلال فکری و شخصیتی از خودش ندارد یعنی شما باید به او بگویید کجا برود ، چگونه رفتار کند، چه فعالیتی کند، چه رشته ای بخواند، با چه کسانی در ارتباط باشد، فراغتش را چگونه بگذراند و چه شغلی داشته باشد.
این گروه انقدر از بی پشت و پناه شدن می ترسند که حاضرند برای تنها نشدن به دیگران باج بدهند یا شرایطی طاقت فرسا را تحمل کنند فقط برای این که زیر سایه فرد دیگری باشند برای مثال ممکن است زنی سال ها از همسرش کتک بخورد اما حاضر نباشد او را ترک کند چون باور دارد بدون او و اوامرش نمی تواند زندگی کند.
مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته نمی توانند به تنهایی کاری را شروع کنند، نمی توانند به تنهایی آن را ادامه دهند و نمی توانند به تنهایی و با موفقیت تمامش کنند حتی اگر از نظر منطقی و به چشم اطرافیان شان، صاحب امتیازهای برجسته ای باشند و قدرت و توانایی بالقوه شان از فردی که او را به عنوان حامی قبول دارند، بیشتر باشد.
وابسته ها ، به شدت به تایید و توجه آدم های مهم زندگی شان نیاز دارند و همین رفتار شان گاه باب سوء استفاده دیگران هم باز می کند برای نمونه آنها گرچه توانایی های شان را قبول ندارند ، حاضرند اوامر دیگران را برده وار انجام دهند فقط به این خاطر که بقیه حامی خیالی شان باقی بمانند.
وابسته ها در تنهایی، مضطرب و بی تصمیم هستند و همیشه باید کسی را برای تکیه دادن پیدا کنند و در عین حال گروهی از آنها همیشه می نالند که چرا بقیه از مهربانی شان سوء استفاده می کنند و انجام کارهای شان را گردن آنها می اندازند حال آن که ویژگی خاص این افراد، که دیگران از آن سوء استفاده می کنند مهربانی نیست، وابستگی و میل شدید به کسب رضایت دیگران است.
برخی از این افراد پس از ازدواج به همسر وابسته می شوند و گروهی دیگر ، وابستگی به والدین شان را پس از ازدواج هم حفظ می کنند. آنها که به همسر وابسته شده اند با چسبیدن به شریک زندگی و تکیه کردن مدام به او ، عاصی اش می کنند و گروهی که هنوز به والدین شان وابسته اند شرایط دخالت خانواده اول شان را در زندگی مشترک فراهم می کنند.
 
عزیزم، کاش یک لحظه، نقابت را بر می‌داشتی!
زندگی کردن روی صحنه نمایش سخت است و بویژه اگر بازیگر نقش مقابل تان هرگز نقابش را زمین نگذارد و بدتر آن که نقش او، شما را آزار بدهد و برای تان دردسر درست کند. این توصیفی مختصر از زندگی کسانی است که با مبتلایان به اختلال نمایشی زندگی می کنند؛ همان اختلالی که امروز می خواهیم آن را به شما معرفی کنیم تا اگر طرف مقابل‌تان برای ازدواج، به آن مبتلاست با آگاهی نسبت به اختلالش، درباره ازدواج تان تصمیم بگیرید.
متاسفانه ناچاریم اشاره کنیم همانطور که برخی اختلالات مثل پرخاشگری در مردان شیوع بیشتری دارد، اختلال شخصیت نمایشی هم با جنسیت مرتبط است و در زنان بیشتر از مردان دیده می شود.
مبتلایان به این اختلال شخصیت، همانطور که از اسمش بر می آید دائماً سعی می کنند با نشان دادن بیش از حد احساسات و هیجان های شان و جلوه دادن خودشان به شیوه های مختلف، در کانون توجه دیگران قرار بگیرند و وقتی مرکز توجه دیگران نیستند عذاب می کشند و تلاش می کنند به هر روشی خودنمایی کنند. این روش ها گاهی آرایش کردن های عجیب و غریب و زیاد است، گاهی رفتارهای غیر عادی و خارج از عرف و گاهی استفاده از لباس های عجیب و غریب.
ارتباط مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی با انسان های اطراف عمیق و صادقانه نیست. معمولا روابط عاشقانه شان عمر زیادی ندارد و گرچه ممکن است نتوانند قلب شان را برای مدت طولانی متعلق به یک نفر نگه دارند اما به هر حال سعی می کنند همه قلب ها را به تسخیر خودشان در آورند و بعد از مدتی که خیال شان از پیروزی راحت شد، آن ها را کنار بگذارند.
یک مبتلای به شخصیت نمایشی برای تسخیر قلب دیگران معمولا رفتارهای فریب کارانه جنسی و البته ظاهری بسیار جذاب و متفاوت با بقیه دارد. زن های مبتلا به این اختلال، بیش از حد عشوه گری می کنند و خودشان را خوش مشرب، تو دل برو، بسیار صمیمی، مشتاق داشتن روابط دوستانه و اجتماعی نشان می دهند اما امکان دارد دقیقا زمانی که دیگران به واسطه پیام های غیر مستقیم شان، مجذوب آنها شده اند و قصد دارند روابط صمیمانه ای با آنها برقرار کنند، آنها را پس بزنند و از خود برانند.
تشخیص این نوع آدم ها خیلی سخت نیست برای مثال خانمی که در یک مهمانی رسمی لباس هایی جلف و آرایشی زننده دارد یا سعی می کند با خنده های بلند و غیر عادی یا شوخی های مکرر با آقایان یا بیان بیش از حد هیجاناتش در جمع، جلب توجه کند، شاید مبتلا به این اختلال شخصیت باشد.
بسیاری از زنان مبتلا به شخصیت نمایشی ارادت ویژه ای به مردان صاحبان قدرت دارند و به شدت جذب آنها می شوند و دستورهای شان را بی چون و چرا اجرا می کنند.
نکته دیگر درباره ویژگی های مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی ، باورهای نادرست آنها درباره سطح روابط شان با دیگران است. برای نمونه اگر شما مرد باشید و یک بار خانمی مبتلا به شخصیت نمایشی را ملاقات کرده باشید و او قلب تان را نشان کرده باشد، ممکن است در جلسه دوم شما را با الفاظی بیش از حد صمیمی یا با نام کوچک تان صدا بزند یا فعل های تان را مفرد بگوید و طوری از عمق احساساتش نسبت به شما حرف بزند که انگار سال هاست می شناسدتان. یادتان باشد این گروه به سرعت احساساتی می شوند و معمولا در هر جمعی کسانی که زودتر از همه گریه می کنند یا به خنده می افتند و به طور کلی بیش از بقیه در خاطر دیگران می مانند، آنها هستند.
به هر حال رفتار دلبرانه و ظاهر درخشان و پر زرق و برق یک مبتلا به شخصیت نمایشی فقط برای معشوقش نیست و امکان دارد در هر محیط اجتماعی سعی در جلب توجه و تظاهر داشته باشد که این مساله باعث بوجود آمدن سوء تفاهم های خطرناک و آسیب های بعدی در ازدواج می شود.
 
عشاق شبیه خوش ترند یا متضاد ؟
شما هم شنیده‌اید که می گویند زن و شوهر اگر ویژگی هایی بر عکس هم داشته باشند با هم خوشبخت می شوند ؟ به نظرتان درست است ؟ مثلا زن و شوهری که یکی برونگرا و دیگری درونگراست با هم خوشبخت تر می شوند یا زوجی که هر دو گرایش هایی نزدیک به هم برای سطح روابط اجتماعی دارند؟ زوجی که هر دو اهل تفریح و گشت و گذار باشند دلخوش ترند یا این که یکی اهل تفریح باشد و آن دیگری به خانه نشینی خو کرده باشد ؟ اگر یکی خجالتی و کم حرف باشد و آن دیگر بمب انرژی و بگو بخند ، با هم بیشتر دوام می آورند یا آن که هر دو کمرو یا هر دو پرتحرک باشند ؟
این روزها پژوهش های روانشناسی ثابت کرده است، ایده متضاد بودن ویژگی های زن و شوهر، به هیچ وجه درست نیست و گرچه زن و مرد تفاوت های غریزی با هم دارند اما اگر ویژگی های شان کاملا با هم متضاد باشد به سختی با هم کنار می آیند.
انسان ها بر اساس نظریه انتخاب ، که یکی از کاربردی ترین نظریه های روانشناسی معاصر محسوب می شود، 5 نیاز عمده دارند که در طول زندگی در پی تامین آنها هستند. در هر انسانی بر اساس ویژگی های ذاتی و آموزش هایش در طول زندگی معمولا یکی از این نیازها پر رنگ تر است.
5 نیاز مطرح شده در نظریه انتخاب عبارتند از نیاز به بقا، نیاز به دوست داشتن و احساس تعلق، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی و نیاز به تفریح. برای نمونه وقتی در کسی نیاز به تفریح از بقیه نیازها پررنگ تر است او تمایل دارد بخش عمده زندگی اش را به لذت بردن و خوشی بگذراند اما وقتی نیاز غالب کسی قدرت باشد مهمترین دغدغه او در زندگی حکمرانی و تسلط بر شرایط است.
آنها که نیاز به تعلق شان بیشتر است بیشتر عمرشان به جستجو برای دوست داشتن و دوست داشته شدن می گذرد و کسانی که نیاز به بقا در آنها قوی تر است مایلند وقت شان را صرف فراهم کردن شرایطی برای زنده ماندن کنند مثلا دلمشغولی شان فراهم کردن سرپناه یا مایحتاج زندگی یا حفظ سلامت شان است و دست آخر، کسانی که نیاز به آزادی شان پر رنگ تر است جان شان را هم بدهند حاضر نیستند اختیار امورشان را بدهند دست دیگری .
ما اغلب بخش عمده زندگی مان را صرف تأمین نیازهای مان می کنیم و البته بیشترین انرژی، وقت و هزینه را صرف بر آورده کردن آن نیازی می کنیم که از بقیه نیازها در ما قوی تر است. بر همین اساس وقتی قرار است دو نفر با هم ازدواج کنند یعنی باید نیازهای قوی مشابهی داشته باشند تا به شکل مشترکی اوقات شان را صرف تأمین آنها کنند و در غیر این صورت گرچه زیر یک سقف زندگی می کنند اما شیوه صرف کردن وقت و انرژی شان با هم کاملاً متفاوت است و این فاصله بالاخره جایی برای شان مشکل ایجاد می کند.
برای این که تشخیص دهید اصلی ترین نیاز زندگی کسی چیست به تاریخچه زندگی اش توجه کنید تا بفهمید او بخش عمده زندگی اش را صرف تأمین چه چیزهایی کرده است ؟ از او بپرسید چرا می خواهد ازدواج کند ؟ برنامه اصلی اش برای زندگی چیست ؟ وقتش را تا کنون چگونه می گذرانده است ؟ از او بخواهید برای تان درباره اهداف دراز مدتش در زندگی توضیح بدهد. با این روش تا حد زیادی متوجه می شوید که نیاز غالبش چیست و آنوقت از خودتان سوال کنید آیا مسیر زندگی شما دو نفر به هم می خورد یا دو تا جاده اید که هر کدام به سویی می روید و فقط در بخشی از راه شاید با یکدیگر هم مسیر شوید.
عشقم! فکرت همگراست یا واگرا ؟
پیش از آن که این مبحث را آغاز کنیم می خواهم برای تان یک پرونده غم انگیز خانوادگی را باز کنم. ماجرا درباره زندگی یک زوج جوان است که روند پیشرفت مالی آنها یکسال پس از ازدواج سرعت گرفت و ناگهان به شدت ثروتمند شدند.
مرد خانواده، کار در رشته تحصیلی اش یعنی ادبیات را رها کرد و وارد حرفه پدرش شد که صادرات فرش بود. جهش اقتصادی در زندگی مشترک آنها اما زیاد طول نکشید یکی از شرکای مرد خیانت کرد و او ناگهان ورشکست شد. طبیعتاً هرچه جای تان روی نردبان دنیا بالاتر باشد، استخوانهای تان سخت تر می شکند. این اصل برای آنها هم صدق کرد و طوری سقوط کردند که اطراف مرد از انواع طلبکارها و چک های برگشتی پر شد.
یک هفته بعد از ورشکستگی ، مرد به همسرش گفت می خواهد به ویلای شمال شان برود و مدتی آنجا تنها باشد و درباره مشکل شان فکر کند. او غروب شنبه با خودروی شخصی اش به سوی شمال حرکت کرد و صبح روز بعد وقتی هیچ تماسی را پاسخ نداد زن ناگهان دلنگران شد و حسی عجیب او را کشاند تا ویلای شمال که مرد در آن خودش را کشته بود با نامه ای که در آن نوشته بود با توجه به ورشکستگی اش، هیچ راه دیگری برای حل مشکل به نظرش نمی رسد جز این که از زندگی کردن انصراف بدهد!
طرز تفکر زن اما با شوهرش کاملاً متفاوت بود و گرچه مرد هیچ وقت اجازه نمی داد زن درباره مشکلات اقتصادی شان نظر بدهد او سکان زندگی را بدون شوهرش در دست گرفت. از برخی طلبکارها مهلت گرفت، شغلی ساده بر اساس تخصصش پیدا کرد و بخشی از حقوقش را به پرداخت بدهی ها اختصاص داد اما بخش عمده بدهی ها را با فروش وسائل اشرافی زندگی شان تأمین کرد که از ابتدا هم با خریدشان مخالف بود. به این ترتیب فرش های ابریشم ، عتیقه ها ، خانه ، ویلای شمال ، خودروها و ... همه به پول نقد تبدیل شد و جیب طلبکارها را پر کرد و دل شان را راضی.
مشکل زن حالا تقریبا حل شده است و اگر مرد هم بود و همراه او کار می کرد شاید خیلی زودتر می توانستند بخش باقی مانده بدهی های شان را بپردازند. مرد اما حالا خودش را از شیرینی زندگی محروم کرده است؛ زندگی که به خیال زن، یک ورشکستگی ، برای پایان دادن به آن بهانه ای احمقانه محسوب می شود.
متوجه تفاوت در شیوه فکر کردن این زوج شدید؟ نقطه بحران در این پرونده یک ورشکستگی بزرگ در سال های آغاز زندگی مشترک است. مرد برای حل این بحران فقط به یک راه فکر کرده است : کشتن خودش !
زن اما به چندین راه فکر کرده است مثلا اول کشتن خودش، دوم فرار کردن از صحنه ماجرا و رفتن به کشوری دیگر ، سوم باقی ماندن و پرداخت بدهی ها از طریق کار کردن و فروش وسائل زندگی، چهارم بهت زده باقی ماندن و بازی کردن نقش یک قربانی بی دست و پا ، ششم قرض گرفتن های بیشتر و پرداخت بدهی های طلبکارهای فعلی و بوجود آوردن طلبکارهای بعدی و ....
او پس از فکر کردن به همه این راه ها باقی ماندن و پرداخت بدهی های شوهرش را انتخاب کرد و سپس وارد عمل شد.
ما در روانشناسی به شیوه تفکر مرد این داستان، همگرای مطلق و به شیوه تفکر زن داستان، واگرای منجر به همگرا می گوییم. منظور از تفکر همگرای مطلق یعنی اعتقاد به این که برای حل هر مساله ای صرفاً یک راه حل وجود دارد و جز آن، ممکن نیست. در تفکر واگرای منجر به همگرا اما، فرد خلاقانه به همه روش های حل مساله فکر می کند و پس از آن که ده ها گزینه مختلف را برای حل مساله ابداع می کند ، با تفکری همگرایانه، گزینه ها را غربال می کند و بهترین راه حل را انتخاب می کند.
در حقیقت، یک دارنده تفکر واگرا، باور دارد برای هر مساله ای بیش از یک راه حل وجود دارد و به همین علت وقتی یکی از راه هایش برای حل مساله به نتیجه نمی رسد راهی دیگر را انتخاب می کند و متوقف نمی شود یا از صحنه فرار نمی کند یا ناامید نمی شود اما کسی که تفکر همگرای مطلق دارد، وقتی شکست می خورد، مستأصل می شود.
واضح است که زندگی در کنار کسانی که فکر خلاق دارند و برای حل هر بحرانی در زندگی ده ها راه حل پیدا می کنند احساس امنیت بیشتری به همراه دارد تا زندگی با کسانی که همیشه فقط یک راه به نظرشان می رسد و دیگر هیچ!
گوشی که سپید بخت تان می کند
شریک زندگی تان حرف می زند و شما به سقف نگاه می کنید. شما حرف می زنید و او گرچه زل زده است به دهان تان اما نگاهش آنقدر مات است که می فهمید به شما گوش نمی کند. او از شما می پرسد « مگه نه ؟» و شما سر تکان می دهید که « بله » بی آن که بدانید داشته درباره چه چیز صحبت می کرده است و باز او با تعجب می پرسد « واقعا موافقی ؟!» و شما که تعجبش را دیده اید این بار سر تکان می دهید که « نه » و اگر باز بپرسد « پس مخالفی ؟» و شما اگر باز هم نگرانی را در چشم هایش ببینید یک طوری سر تکان می دهید که یعنی مطمئن نیستید و می گویید « مطمئن نیستم !» تا از شرش خلاص شوید.
گوش دادن فعال یکی از مهارت هایی است که اگر آن را پیش از ازدواج یاد بگیرید نه تنها در دوران سنجش طرف مقابل تان موفق تر عمل می کنید و ویژگی های او را با دقت بیشتری ارزیابی می کنید بلکه یکی از راه های داشتن یک زندگی پر از تفاهم پس از ازدواج است .
اول باید مطمئن شویم که شما هم میان معنای گوش دادن و شنیدن ، تفاوتی قائل هستید. فرق شنیدن و گوش کردن این است که شنیدن یک عمل خودکار است و هرکس دستگاه شنیداری اش کامل باشد و مغزش هم مشکلی نداشته باشد می تواند صداهای اطراف را بشنود. برای مثال وقتی در خیابان شلوغ در حال حرکت هستید صدای مردمی را که با یکدیگر گفتگو می کنند یا بوق خودروهای عبوری را می شنوید ، اما اگر همزمان دوستی به شما تلفن بزند و برای تان درباره افزایش حقوق خبرهای خوشی داشته باشد شما یک گام از شنیدن صدای او جلوتر می روید و به حرف های او با دقت گوش می کنید.
گوش دادن یک مهارت ذهنی است که ما آن را در طول زندگی یاد می گیریم و هر چه سن انسانی کمتر باشد ممکن است کمتر از این مهارت برخوردار باشد برای نمونه اگر به رفتار کودکان کمتر از 6 سال دقت کنید ، متوجه می شوید که نمی توانند برای مدت طولانی به حرف های تان گوش کنند و دائماً حواس شان پرت می شود چون هنوز این مهارت را یاد نگرفته اند اما آنها شنیدن را یاد گرفته اند مثلا می توانند مدت ها با آهنگی که می شنوند دست بزنند و برقصند.
گوش کردن فعال، شیوه حرفه ای تر گوش کردن است و ما را قادر می کند علاوه بر آن که از گفته های مخاطب مان بیشترین بهره را می بریم بلکه به او می فهمانیم گفته هایش برای ما ارزش دارد و به او و حقوق انسانی اش در یک ارتباط دو طرفه احترام می گذاریم و به این ترتیب باعث قوی تر شدن ارتباط و کاهش سوء تفاهم ها و مشاجره ها می شود.
ما با گوش کردن فعال ، تمرکز و توانایی یادگیری مان را هم افزایش می دهیم و قادر می شویم با سرعتی بیشتر ، اطلاعات بیشتری را از یک مکالمه به دست بیاوریم.
گوش کردن فعال چند تخصص اصلی لازم دارد که به دست آوردن شان چندان سخت نیست. نخستین نکته این که وقتی طرف مقابل ، در حال صحبت با شماست شش دنگ حواس تان پیش او باشد به عبارت دیگر همه توجه تان را معطوف به او کنید. وقتی نیاز است که همه حواس تان پیش کسی باشد دیگر پیامک بازی با موبایل ، چت کردن با تبلت، یواشکی اخبار تماشا کردن از تلویزیون، بازی با فنجانی که مقابل تان است، گرگم به هوا با انگشت های تان یا باز و بسته کردن دگمه های آستین تان ممنوع است و بنابر این همه لوازم و اشیای حواس پرت کن را باید متوقف کنید یعنی کف دست های تان را بگذارید روی میز، دست از سر دگمه ها و فنجان و موهای تان بردارید، تلویزیون و رایانه را خاموش کنید، تلفن همراه تان را بگذارید توی جیب تان، تبلت را از خودتان دور کنید و وقتی سکوت و آرامش برقرار شد، مکالمه را آغاز کنید.
برای نشان دادن توجه بیشتر لازم است اگر پشت میز نشسته اید کمی بدن تان را به سمت جلو خم کنید که تمایل تان را به حرف های او در ظاهر هم نشان دهید. یکی از اصول جالب روانشناسی این است که وقتی فردی با شما قصد گفتگوی رو در رو دارد برای جلب اعتماد بیشتر، در حالی که به اندازه مناسبی از او فاصله دارید، اشیاء میان خودتان و او را بردارید مثلا اگر بین شما دو نفر، یک سینی چای یا مشتی کاغذ ریخته است می توانید پیش از شروع صحبت ها، سینی را کنار بکشید.
شما باید به او نگاه کنید اما طوری در چشم هایش براق نشوید که احساس ناامنی کند و یادتان باشد که نه خیلی نزدیک و نه خیلی دور از او قرار بگیرید.
نکته دیگر اثبات گوش کردن تان به مخاطب است. لازم است هر از گاه به طرف مقابل تان نشان دهید که متوجه حرف هایش هستید. برای مثال بد نیست گاهی یا با گفتن اصطلاحاتی مانند « که این طور » یا « درسته » یا « اوهوم » یا « خب ، بعد چی شد ؟ » یا « چه جالب ! بعد ؟» یا « ایول ... چه با حال ...» به او نشان دهید که حرف هایش برای شما اهمیت و جذابیت دارد و مایلید بقیه اش را بشنوید.
البته طبعا خودتان با خبرید که این اصطلاحات بسته به میزان شناخت شما از فرد و سطح ارتباط تان انتخاب می شوند.
حتی می توانید گاهی در وقفه های میان حرف های طرف مقابل، از او جزئیاتی را سوال کنید مثلاً اگر خاطره خوش کوه پیمایی اش را تعریف می کند بپرسید « چه سالی بود ؟» یا « چه فصلی رفتید؟»
گفتن کلمات البته کافی نیست باید با زبان بدن هم این توجه را ثابت کنید مثلا در حالی که به او خیره شده اید سرتان را گاهی به نشانه تایید تکان بدهید.
یکی از فنونی که روانشناس ها برای گوش کردن فعال از آن استفاده می کنند انعکاس دادن احساسات و گفته های مخاطب است. برای مثال طرف مقابل تان می گوید « فهمیدم که دوست صمیمی ام فوت شده . دنیا روی سرم خراب شد . » معنی حرف او این است که پس از با خبر شدن از مرگ دوستش ، او به شدت متأثر شده است. بنابر این در سکوتی که او ایجاد می کند تا شما پاسخی به حرف هایش بدهید سرتان را به نشانه تاسف تکان می دهید و در حالی که سعی می کنید تا حدی اندوه قلبی تان را بابت ناراحتی طرف مقابل تان در چهره نشان دهید می گویید « می فهمم، آدم با همچین خبرهایی غمگین می شود ....» یا « درک می کنم. تو خیلی متاثر شدی بعد از شنیدن ماجرا . »
در رفتار انعکاسی شما نباید احساساتی متضاد با حرف های طرف مقابل داشته باشید چون او را وادار به موضع گیری می کنید. برای مثال در حالی که او از مساله مرگ دوستش حرف می زند شما چهره ای بی تفاوت به خود بگیرید یا بگویید « بی خیال ... خودت را ناراحت نکن !» یا لبخند بزنید یا پرسشی بی ربط مطرح کنید یا سعی کنید به سرعت و پیش از آن که نشان دهید احساسات او را درک کرده اید بحث را عوض کنید.
دائم به جواب دادن فکر نکنید. اگر تمام مدتی که طرف مقابل مشغول صحبت کردن است شما هم به گفتگوی درونی با خودتان بپردازید و حساب و کتاب کنید که چه طور به او پاسخ بدهید ، نمی توانید به حرف های او گوش کنید.
در یک گفتگوی فعال ، به سکوت های گاه به گاه احترام بگذارید و آنها را فرصتی مناسب برای پردازش اطلاعات در مغزتان بدانید و مطمئن باشید اصلا بد نیست اگر گاهی در پاسخ به طرف مقابل بگویید « فرصت می دهی درباره این موضوع، فکر کنم و بعد نظرم را بگویم ؟»
 
صداقت تلخ، عشق را به باد می دهد
یکی از تخصص هایی که باید آن را پیش از ازدواج یاد بگیرید و چه در دوران آشنایی و چه پس از ازدواج به کار ببرید « تکنیک پرهیز از «صداقت تلخ » است. هرچند که ما می دانیم احتمالا مطرح کردن این مبحث چالش بر انگیز است و پیامدهایی خواهد داشت و شاید خیلی ها را دچار سوء برداشت کند اما باید آن را برای تان توضیح بدهیم چون زیاد پیش می آید که زوجی به خاطر ندانستن همین تکنیک در دوران پیش از ازدواج یا پس از آن دچار مشکلات جدی شده اند.
پیش از آغاز توضیح مان درباره این تکنیک، باز هم می خواهیم یک پرونده خانوادگی را برای تان باز کنیم. پرونده ای که سرانجامش با وجود تلاش مشاور، به طلاق رسید. خانم الف و آقای ب حدود 2 سال پیش با هم آشنا شدند. آشنایی آنها از طریق یکی از دوستان مشترک شان بود.
آقای ب پیش از این آشنایی یک بار ازدواج کرده بود اما همسرش ناگهان تصمیم به ترک کشور گرفت و از آنجا که آقای ب بر اساس تخصصش اصرار داشت در ایران کار کند پیشنهاد همسرش را نپذیرفت و با وجود علاقه ای که به او داشت، به طلاقش رضایت داد . گرچه شاید مساله طلاق ، یک امتیاز منفی برای آقای ب محسوب می شد اما خوش خلقی ، صداقت، شغل پر در آمد و تحصیلات بالای او نکات مثبتی بود که امتیاز منفی اش را تا حدی جبران می کرد.
این همان باوری بود که باعث شد خانم الف در مرحله خواستگاری به او « بله » بگوید. از این گذشته خانم الف با خودش حساب و کتاب کرده و به نتیجه رسیده بود وقتی در کشوری بر اساس آمارها از هر 5 ازدواج 2 تا به طلاق می رسد حذف همه مردانی که طلاق گرفته اند از فهرست خواستگارهایش به معنای خط زدن بخش عمده ای از گزینه های ازدواجش است.
به این ترتیب خانم الف و آقای ب وارد مذاکره های پیش از ازدواج شدند. همه چیز خوب پیش می رفت و آنها ویژگی های مشترک فراوانی داشتند تا روزی که خانم الف ، خیره شد به انگشت های دست چپ آقای ب، که کنار فنجان قهوه روی میز ، با ریتم موسیقی کافی شاپ، ضرب گرفته بودند و ناگهان حسود شد و فکر کرد « یکی از این انگشت ها روزی حلقه ای داشته... چرا موضوع را جدی نگرفته بودم ؟... حلقه نماد یک عشق بوده ....از کجا معلوم که حالا عشقی در کار نباشد ؟....»
به این ترتیب تصمیم گرفت یک جلسه از مذاکرات پیش از ازدواج را به گفتگو درباره روابط پیشین آقای ب با همسر سابقش اختصاص دهد. سوال های او در ابتدا کلی بود مثلا پرسید که آیا او همسرش را دوست داشته است؟ چه مدت با هم زندگی می کردند؟ چه وقت از هم جدا شدند؟ علت جدایی شان چه بود؟ و آیا آقای ب هم اکنون مهریه همسر سابقش را می پردازد؟
آقای ب باحوصله به پرسش ها پاسخ داد چون حس می کرد همسر آینده اش حق دارد درباره زندگی مشترک گذشته او که یک سال و نیم بیشتر طول نکشیده بود بداند اما خانم الف به پرسش های کلی بسنده نکرد. زیاده روی کرد و وارد جزئیاتی خطرناک و بی فایده شد برای مثال از چند و چون رابطه خاص او و همسرش پرسید و آرام آرام پرسش هایش را به خصوصی ترین حریم های زندگی قبلی او کشاند و درباره شان کنجکاوی کرد. آقای ب گرچه اذیت می شد اما به همه این پرسش ها پاسخ های تفضیلی می داد چون شعارش این بود که صداقت در زندگی مشترک حرف اول را می زند.
پس از عقد، پرسش های خانم الف، بیشتر و بیشتر شد تا جایی که وقتی برای نخستین بار به خانه همسرش آمد، به همه اتاق های خانه سرک کشید و در هر اتاق، درباره کارهایی که همسر سابق آقای ب انجام می داده است سوال کرد حتی درباره نوع ارتباط زناشویی آن دو نفر، نوع لباس هایی که زن قبلی می پوشید و چگونگی رفتارش در اوقات صمیمیت.
هیچ چیز در ظاهر خانم الف نشان نمی داد که او از شنیدن آن جزئیات متأثر شده است و به این ترتیب آقای ب با آن که خجالت می کشید و شرمسار می شد سعی کرد با همان شعار صداقت، به همه پرسش های خانم الف پاسخ بدهد.
اما خونسردی خانم الف فقط مربوط به روزهایی بود که هنوز زندگی مشترک زیر یک سقف را تجربه نکرده بود. پس از ازدواج او هر ساعت، هر دقیقه و هر ثانیه ، در هر خاطره مشترکی ، همسر سابق آقای ب را به یاد می آورد و طعنه ای به مرد می زد.
این طعنه ها در درگیری های شان، بیشتر می شد. هر بار آقای ب قصد داشت با خانم الف رابطه صمیمانه تری داشته باشد زن سوال می کرد که آیا او با همسر سابقش هم همینطور رفتار می کرده است؟ یا از شوهرش می خواست طوری دیگر رفتار کند چون در مرور خاطرات قبلی اش شنیده بود که او با زن قبلی اش هم همینگونه بوده است.
به مرور زمان خانم الف شروع به نشخوار ذهنی خاطرات زندگی پیشین از دست رفته آقای ب کرد و گاهی از رو کردن اجزایی از آن، به عنوان دست آویزی برای گرفتن امتیاز در زندگی مشترک استفاده کرد و پس از مدتی آنقدر مرور خاطرات زندگی پیشین شوهرش آزارش داد که به هر بهانه ای مشاجره کرد و دست آخر تصمیم گرفت از شوهرش جدا شود.
به نظر شما آقای ب کار درستی کرد که با شعار صداقت ، جزئیات بسیار ریز زندگی قبلی اش را در اختیار همسر آینده اش گذاشت؟ فکر می کنید این معنای واقعی صداقت است؟ ما به شما تضمین می دهیم که چنین نیست و این نوع رفتارها چه از سوی زن و چه از سوی مرد، دردسرهای بزرگی را پس از آغاز زندگی مشترک به همراه دارد.
توجه داشته باشید که ما نمی گوییم ارتباط نزدیک عاطفی، دوران نامزدی یا عقد یا ازدواج قبلی تان را پنهان یا انکار کنید. این مصداق بارز دروغگویی است و زندگی که با دروغ آغاز شود به سرانجام نمی رسد اما توصیه مشاوران خانواده این است که بیش از حد وارد جزئیات نشوید برای مثال وقتی طرف مقابل می پرسد که آیا شما پیش تر ازدواج کرده بودید ؟ در صورتی که پاسخ تان مثبت است باید حقیقت را بیان کنید اما صداقت تلخ وقتی پیش می آید که در پاسخ به پرسش های او درباره جزئیات ارتباط جنسی با همسرتان ، بخواهید همه چیز را شرح دهید در حالی که می توانید بگویید « مانند هر زن و شوهر دیگری ، با هم ارتباط داشتیم و بیش از این مایل نیستم توضیح بدهم. چون ذکر این جزئیات به ارتباط ما کمکی نمی کند و مایل نیستم آنها را یادآوری کنم. »
برای درک این که چه وقت به مرزهای صداقت تلخ نزدیک می شوید همیشه پیش از پاسخ دادن به پرسش های طرف مقابل، از خود بپرسید چه میزان این پرسش ها مربوط به حریم شخصی تان است، چه حد از آنها جزو حقوق انسانی او برای آغاز یک ارتباط عاطفی با شماست و اصلاً بیان نکات ریز و خصوصی درباره رابطه قبلی تان، تا چه حد برای زندگی مشترک آینده تان مفید است و بر آن تأثیر می گذارد.
 
ساندویچ منتقدانه، در زندگی عاشقانه
پیش از آن که درباره موضوع امروز بنویسیم می خواهیم یک استثناء در نوشتارمان قایل شویم و قانون را بشکنیم تا به اندازه چند جمله بی ارتباط با موضوع اصلی، با شما گفتگو کنیم. در یک ماه گذشته که مجموعه مطالب مربوط به دانسته های پیش از ازدواج را برای شما منتشر کرده ایم، آمار بازدید مطالب و پیام های محبت آمیز شما به ما ثابت کرده است این یادداشت ها را دوست دارید و تلاش ما بی نتیجه نمانده است.
ما می خواهیم برای این مهربانی از شما دوستان قدیمی و ندیده مان تشکر کنیم و همچنان یادآوری می کنیم که پیام های تان برای مان ارزشمند است و دست مان باز، تا به سوژه های پیشنهادی تان هم بپردازیم و اما موضوع اصلی امروز :
ازدواج شبیه یک سفر است. هرچه دست تان برای این سفر پرتر باشد و ابزارهای بیشتری برای پیمودن این راه داشته باشید، احتمال موفقیت تان بیشتر است و سفر، لذت بخش تر. این ابزارها، همان اطلاعات هستند که شما برای شناخت خودتان ، شریک زندگی آینده تان و واکنش های صحیح در مواجهه با چالش های زندگی مشترک به دست می آورید.
واکنش های صحیحی که از آنها حرف می زنیم، با استفاده از تکنیک هایی به دست می آید که اگر آنها را یاد بگیرید نه تنها در زندگی مشترک موفق تر عمل می کنید بلکه در تعامل با انسان های دیگر در محیط هایی غیر از خانواده هم بهتر رفتار خواهید کرد. ما تا کنون در مجموعه یادداشت های مشاوره پیش از ازدواج به برخی از این تکنیک ها پرداخته ایم و امروز به یکی از مهمترین شان یعنی تکنیک انتقاد ساندویچی اشاره می کنیم.
بالاخره در هر زندگی مشترکی ممکن است شرایطی پیش بیاید که ما بخواهیم از شریک مان انتقاد کنیم. انتقاد در زندگی مشترک فقط در صورتی قابل پذیرش است که اولاً دایمی و زیاد نباشد بلکه یک استثنا باشد و ثانیاً با هدف بهبود شرایط باشد، نه سرزنش یا توهین یا تحقیر.
اگر واقعاً انتقاد چنین شرایطی داشته باشد، آنوقت بهترین تکنیک برای انتقاد کردن همان روش ساندویچی است که کمترین میزان دلخوری طرف مقابل را به دنبال دارد و علاوه بر آن ، به او برای اصلاح و تغییر انگیزه می دهد.
برای این که بدانید قرار است چگونه در انتقاد ساندویچی عمل کنید، یک ساندویچ همبرگر را تصور کنید. این ساندویچ مجموعه ای از همبرگر، گوجه، کاهو، خیار شور، سس است که دو طرفش، دو لایه نان قرار می گیرد. انتقاد ساندویچی دقیقاً شبیه همین ساندویچ است که برای تان توصیف کردیم. نخستین لایه نان در این نوع انتقاد ، ذکر یک ویژگی مثبت است. دومین بخش یعنی همبرگر، انتقاد است و لایه بعدی نان که پس از همبرگر قرار می گیرد، یادآوری یک ویژگی مثبت دیگر.
شاید به نظر کمی پیچیده برسد به همین علت ما آن را با یک مثال توضیح می دهیم : در شش دفعه ای که لیلا و نامزدش با هم برای خرید لوازم خانه قرار گذاشته اند ، شوهر آینده او هر بار حدود یک ساعت تاخیر داشته است و قضیه را با شوخی و با ارائه عذری غیر موجه تمام کرده است اما لیلا از این وضع راضی نیست و بالاخره تصمیم می گیرد برای بهبود وضعیت و نشان دادن احترامی که برای وقتش قایل است، از او انتقاد کند.
لیلای این مثال اگر بخواهد غیر حرفه ای انتقاد کند می گوید « تو نمی فهمی من از معطل شدن در خیابان متنفرم ؟ هرکس رد شد متلک گفت ... اصلاً فکر کرده ای این شش دفعه که دیر کردی من واقعا خسته و عصبی شدم ؟ برایت اهمیتی دارد ؟ به نظر من بهتر است دیدارهای مان را متوقف کنیم تا وقتی که تو یاد بگیری سر ساعت ، به قرارت برسی! »
به نظرتان واکنش نامزدش به این رفتار چیست ؟ بیشتر انسان ها در برابر یک رفتار پرخاشگرانه، موضعی پرخاشگرانه و دفاعی می گیرند . شاید نامزد لیلا هم با جملاتی تند پاسخ او را بدهد و ناگهان اوضاع بدتر شود و این انتقاد ساده بشود یک چالش عمیق و حتی کار به دعوا و قهر برسد.
اما اگر لیلا روش انتقاد ساندویچی را انتخاب کند برای لایه اول نان ساندویچ می گوید « می دانی عزیزم ، هر بار با هم بیرون می رویم به من حسابی خوش می گذرد و روحیه ام تا چند روز عالی است. »
نامزد لیلا در این لحظه احساس می کند همسر آینده اش ، قدر شناس ویژگی های مثبت اوست و به این ترتیب احساس خوبی پیدا می کند. در این مرحله لیلا به همبرگر یعنی همان انتقاد اصلی می رسد و می گوید « گرچه هر بار که با هم بیرون می رویم من یک دنیا شاد و پر انرژی می شوم اما راستش، ایستادن یک ساعته ام در خیابان ، وقتی که تو تاخیر می کنی ، جلوه خوبی ندارد. خیلی به چشم می آید که زنی جوان، حدود یک ساعت در خیابان منتظر باشد. فکر می کنم باید زمان قرارهای مان را طوری تنظیم کنیم که تو هم بدون مشکل و سر ساعت برسی و من هم دیگر معطل نشوم. » نامزد لیلا در این مرحله ، در حالی که هنوز احساس خوش لایه اول نان را دارد متوجه انتقاد ملایم همسر آینده اش می شود و درک می کند که او از شرایط ناراضی است و متأسف و شرمسار می شود.
اما لیلا او را با این حال ناخوش رها نمی کند و سراغ لایه دوم نان می رود و لبخند می زند « دلم می خواهد بدانی که تو ، همراه بسیار خوش مشربی برای بیرون رفتن و خرید هستی . مردهای زیادی حوصله همراه شدن با خانم ها را برای خرید ندارند اما تو همیشه سخاوتمندانه در این زمینه وقت می گذاری و من این ویژگی ات را دوست دارم. »
به این ترتیب نامزد لیلا متوجه می شود که ویژگی بد او، یعنی دیر کردن هایش، گرچه لیلا را آزرده اما باعث نشده است او خوبی هایش را کاملاً از یاد ببرد و هنوز دوستش دارد و خوبی هایش را هم می بیند. احتمالاً با این مثال حالا دیگر متوجه معنای کامل انتقاد ساندویچی شده اید. چرا همین امروز، این روش را امتحان نمی کنید؟
در اتاق مشاوره پیش از ازدواج، معجزه نمی کنند
تاکنون برای مشاوره پیش از ازدواج به یک کلینیک مشاوره و روانشناسی مراجعه کرده اید ؟ جوان هایی که این روش را برای سنجش شرایط ازدواج شان برگزیده‌اند، تجربه های کاملاً متفاوتی در این باره دارند.
برخی می گویند به محض ورود به کلینیک از آنها خواسته شده است آزمون های روانشناسی را بگذرانند و برخی دیگر می گویند مشاور یا روانشناس در جلسه اول با آنها گفتگو کرده و سپس تشویق شان کرده که تستی بدهند و گروهی دیگر هم مدعی اند که مشاور از آنها تستی نگرفته است بلکه در چند دیدار به شکل انفرادی و همراه با زوج شان، با آنها گفتگو کرده و پرسش هایی را مطرح کرده است.
نتیجه مشاوره هم برای جوان ها کاملاً متفاوت بوده است. گاهی متخصص مستقیماً به آنها گفته است که با طرف مقابل ازدواج کنند یا نکنند و گاهی هم جواب واضحی به آنها داده نشده است.
مهم است که بدانید چه زمانی باید برای مشاوره پیش از ازدواج به یک مرکز مراجعه کنید، چه انتظاری از مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید و در طول جلسات مشاوره قرار است چه اتفاقی بیفتد و تا چه حد پاسخی که مشاور یا روانشناس در این باره به شما می دهد صحیح و قطعی است.
وقتی مراجعه نکنید که کار از کار گذشته
بهترین زمان برای مراجعه به یک مرکز مشاوره پیش از ازدواج، وقتی است که شما یک یا دو بار با طرف مقابل ملاقات کرده اید و او را تا حدی شناخته اید با ویژگی های مختلفش مثلا شرایط اقتصادی ، خانوادگی و فرهنگی و میزان تحصیلاتش آشنا شده اید اما هنوز هیچ دلبستگی بین او و شما پیش نیامده است و اکنون مایلید بدانید با توجه به شرایطی که دارید، او و شما تا چه حد برای تشکیل یک زندگی مشترک مناسب هستید.
بدترین زمان برای مراجعه به یک مرکز مشاوره پیش از ازدواج وقتی است که تصمیم تان را گرفته اید و می گویید زمین به آسمان برود یا آسمان به زمین بیاید، می خواهید یا نمی خواهید با طرف ازدواج کنید یا وقتی دلباخته هم شده اید و فقط می خواهید یک « بله » ناقابل هم از مشاور بگیرید که اگر آن بله را نگوید هم برای تان اهمیتی ندارد و آنقدر مشاورهای تان را عوض می کنید تا دست آخر یکی حاضر شود پاسخ مثبت را بگذارد کف دست تان.
در اتاق مشاوره چه اتفاقی می افتد
در جلسات مشاوره پیش از ازدواج، مشاور با طرح پرسش هایی از شما و همسر آینده تان سعی می کند تصویری کلی از ویژگی ها و موقعیت شما به دست بیاورد و همزمان ذهن شما و طرف مقابل را نسبت به موقعیت، روشن تر می کند. او همان چیزهایی را می پرسد که جزو ملاک های اصلی یک زندگی مشترک موفق است و امکان دارد شما، آنها را ندانید یا با وجود دانستن شان سرسری از کنارشان گذشته باشید.
مشاور یا روانشناس در طول جلسات با سنجش شما و طرف مقابل تان به نتایجی دست پیدا می کند اما معمولاً جز در موارد بسیار استثنایی، به مراجعانش امر نمی کند که با یکدیگر ازدواج کنند یا ازدواج نکنند. آن موارد استثنایی، نبایدهای محدودی است که هر مشاور و روانشناسی با اطمینان 99 درصد می تواند بگوید زندگی مشترک را جهنم می کنند. برای مثال اگر یکی از طرفین اعتیاد شدید دارد یا از یک بیماری روانی خطرناک که سلامت بقیه را هم تهدید می کند رنج می برد.
اما به طور کلی هیچ متخصصی از نظر حرفه ای اجازه اظهار نظر قاطع درباره این که اگر دو نفر با هم ازدواج کنند خوشبخت یا بدبخت می شوند ندارد. بلکه شما را متوجه نکاتی می کند که احتمالا پیش تر نمی دانسته اید و به شکل تجربی نشان می دهد که افرادی دیگر با شرایطی شبیه به شما و همسر آینده تان، بر اساس پژوهش ها چقدر احتمال موفقیت در زندگی مشترک داشته اند و دست آخر به هر دو نفرتان فرصت تأمل و تصمیم گیری نهایی می دهد.
در واقع او شبیه یک آیینه است که آدم ها وقت پرو لباس جلوی آن می ایستند. بدون آینه ، لباس پرو کردن کاری سخت با ضریب خطای بالاست اما گرچه آیینه نمی گوید فلان لباس به شما می آید یا نه، صادقانه نشان تان می دهد لباس، به تن تان گریه می کند یا با آن زیباتر شده اید و با این حال انتخاب نهایی به عهده شماست.
آیا می شود به آزمون ها اعتماد کرد؟
چند آزمون روانی مشخص و رایج برای سنجش کسانی که قصد دارند با هم ازدواج کنند وجود دارد. این آزمون ها نمی گویند که دو نفر می توانند با هم ازدواج کنند یا نه اما ثابت می کنند که تا چه حد از نظر ویژگی های روانی به هم شبیه هستند یا با هم سازگاری دارند و کدام ویژگی های شخصیتی شان ممکن است در زندگی مشترک چنان با هم در تضاد باشد که مشکلات جدی ایجاد کند.
اینترنت هم پر است از انواع آزمون هایی که طراحان مدعی اند می تواند به عنوان ابزاری برای سنجش شریک زندگی کارآمد باشد اما حقیقت این است که تفاوت زیادی میان آزمون های روانی تخصصی با آزمون های سرگرم کننده اینترنتی وجود دارد و اصولا آزمون های گروه دوم، قابل اعتماد نیست.
بسیاری از مشاوران و روانشناسان هم اعتقادی به آزمون گرفتن ندارند. این گروه ترجیح می دهند در تعامل مستقیم با دو طرف سنجش را انجام دهند. علاوه بر این، گرچه آزمون ها تا حدی میزان شباهت یا تفاوت ویژگی ها و باورهای دو طرف را عیان می کند اما اگر دو نفر مهارت های زندگی مشترک را نیاموخته باشند حتی با وجود شباهت به هم ممکن است زندگی مشترک موفقی را نداشته باشند.
 
اختلاف سنی عشاق، خوب، بد، زشت
عاشقانه ها درباره آدم هایی که سن و سال شان به هم نزدیک نبوده، کم نیست و پژوهش های فراوانی در سراسر دنیا درباره این که تفاوت سنی ایده آل میان زن و مرد چقدر می تواند باشد، انجام شده که گرچه تقریبا همه تاکید می‌کنند خوش تر آن است که زن از مرد کوچکتر باشد اما نتایج شان درباره میزان این تفاوت سنی با هم بسیار متفاوت است.
برخی از این پژوهش ها مقدار تفاوت سنی را بین 3 تا 7 سال، برخی بین 5 تا 10 سال می دانند و برخی دیگر 4، 5 و 6 سال را به عنوان بهترین فاصله سنی اعلام کرده اند. این تفاوت آشکار میان نتایج نهایی پژوهش ها ثابت می کند هنوز در دنیا، اتفاق نظری درباره تفاوت سنی ایده آل زوج ها وجود ندارد.
مشاوران ازدواج، علل گوناگونی را برای کوچکتر بودن زن از مرد ذکر می کنند، به طور متوسط زنان زودتر از مردان به بلوغ عقلی و عاطفی می رسند که یعنی یک دختر و پسر دقیقا همسن از دیدگاه شناختی و توانایی در فکر کردن، ثبات عواطف و تصمیم گیری مثل هم نیستند.
در ازدواج هایی که زن خیلی از مرد بزرگتر است همیشه این نگرانی وجود دارد که زن، نقش همسری اش را با نقش مادری یا پرستاری از مرد عوض کند و معمولا یک مرد سالم از دیدگاه روانی، چنین شرایطی را نمی پذیرد.
از سوی دیگر گرچه مردان هم دچار یائسگی می شوند اما دوران یائسگی زنان پیامدهای منفی زیادی دارد که امکان دارد شرایط نارضایتی مرد بسیار جوان تر را را از روابط زناشویی ایجاد کند.
شک و اضطراب زن هایی که از شوهرشان بزرگتر هستند درباره خیانت بیشتر است و افزایش سن همراه با گم شدن زیبایی شان در گذر از میانسالی، اعتماد به نفس آنها را به مرور زمان کم می کند و گوش بزنگی شان را درباره تهدیدات زندگی مشترک شان، بیشتر.
زمانی که مردی سراغ زنی بسیار کوچکتر از خودش می رود هم مشکلات زیادی بروز می کند. برای نمونه امکان دارد همان شک و نگرانی خیانت که پیش تر درباره زنان بزرگتر از مردان به آن اشاره کردیم، سراغش بیاید.
امکان دارد نتواند پاسخگوی نیازهای جنسی همسرش باشد تا شور و نشاط او را برای زندگی، کودکانه و مسخره برداشت کند. همچنین ممکن است در نقش پدر یا والدی مطلقاً حمایت گر، فرو برود و نقش همسری اش را از یاد ببرد.
تا اینجای کار آن عاشق هایی که تفاوت سنی شان با محبوب شان زیاد است دلواپس شده اند و شاید هم حساب و کتاب می کنند که آیا ادامه ارتباط عاشقانه شان کار درستی است یا نه اما حالا ما می خواهیم یک قانون دیگر رو کنیم که جامع تر از پژوهش های قبلی است و اگر نگران اختلاف سنی خودتان و طرف مقابل هستید، فقط کافیست شرایط تان را با آنچه ما در این قانون می گوییم مقایسه کنید تا به یک تصمیم نهایی برای ازدواج برسید.
قانون ما، مقایسه « سن نشاط » دو طرف ازدواج است. این سن با سن شناسنامه ای آدم ها تفاوت دارد. سن نشاط بر اساس روحیه و شادابی هر فرد تخمین زده می شود برای نمونه سن نشاط مرد 55 ساله ای که به شدت پر انرژی و شاد است و تمایل دارد در فعالیت های افرادی جوان تر از خودش شرکت کند، شوق زیادی برای زندگی کردن و تفریح دارد، ممکن است کمتر از 45 سال باشد اما سن نشاط جوان 22 ساله ای که اغلب اوقات در خانه نشسته است، حوصله حرف زدن با کسی را ندارد و ترجیح می دهد همه وقتش را روی کاناپه دراز بکشد و ترک های سقف را بشمرد، از 22 سال بسیار بیشتر است.
اگر سن نشاط دو طرف با هم منطبق باشد و از نظر هیجانی شبیه هم باشند و مطمئن باشیم که آنها این ویژگی ها را در آینده هم حفظ می کنند و این سرخوشی شان فقط تاثیر سرتونین همان هورمون عاشقی که آدم ها را سرخوش می کند، نیست، ازدواج آنها تا حد زیادی موفقیت آمیز است.
به هر حال اختلاف سنی تا اندازه ای مجاز است که تفاوت میان عقاید، باورها، خاطرات و سطح فرهنگی و اعتقادی زوج ها چالش برانگیز نشود و علاقه و انعطاف پذیری دو طرف به هم آنقدر زیاد باشد که حاضر باشند تفاوت های روانی و جسمی هم را بپذیرند.
راه فرار را برای محبوب تان باز بگذارید
تکنیکی که امروز می خواهیم درباره اش به شما آموزش بدهیم تا حدی عجیب است و احتمالا تا کنون درباره اش نشنیده اید و از آن دست تکنیک های حساس، خطرناک و در عین حال چالش برانگیز است که اگر اشتباه برداشتش کنید، دردسرساز می‌شود.
نام این تکنیک « راه فرار » است و گرچه پس از شروع زندگی مشترک پر کاربردتر است اما ما پیش از ازدواج آن را به شما یاد می دهیم تا برای چالش های آغاز زندگی دو نفره آماده تر باشید . به این مثال دقت کنید؛
امیر، نامزد طاهره، روز پنجشنبه که با هم قرار گفتگو در کافی شاپ داشتند، یک ساعت دیر کرد. ماجرا از این قرار بود که او می خواست برای نامزدش یک دسته گل بخرد اما وقتی از محل کارش بیرون آمد، انگار باد همه گلفروشی های شهر را برده بود و آنقدر گشت که متوجه دویدن عقربه های ساعت نشد و سرانجام هم دیر کرد و هم دست خالی سر قرار رسید.
طاهره از این تأخیر نیم ساعته به شدت دلخور شد. وقتی امیر را دید نتوانست خشمش را کنترل کند و با صدایی گرفته از شدت عصبانیت پرسید « چرا نیم ساعت دیر کردی؟» امیر نخواست بگوید در پیدا کردن گلفروشی شکست خورده است پس سعی کرد غرور مردانه اش را حفظ کند به همین خاطر گفت:« گرفتار شدم عزیزم . » طاهره گفت: « چه جور گرفتاری ؟» امیر ناچار شد دروغ دوم را بگوید « توی ترافیک گیر کردم ...»
طاهره به چشم های نگران نامزدش که نگاه کرد فهمید دروغ می گوید. به همین خاطر پوزخند زد « کدام ترافیک؟ سر ظهر وسط گرما ترافیک کجا بود؟ برای چی هی دروغ می گی ؟ فکر کردی من احمقم ؟ » امیر بیشتر دستپاچه شد و به اجبار دروغ سوم را گفت « با جواد همکارم بودم از یک مسیر تازه آمد ...» و بعد دروغ چهارم « سر اتوبان تصادف شده بود...» خشم طاهره به مرحله انفجار رسید « حالا هی دروغ بگو ... همیشه دروغ می گی...حالم از دروغ گفتنت به هم می خوره....»
استدلال طاهره درست نبود. امیر همیشه دروغ نمی گفت و در واقع، نخستین باری بود که طاهره از او دروغ می شنید اما به ظاهر مستأصل و نگران نامزدش رحم نکرد و گفت « خب ! زود باش ! اگر راست می گویی به همکارت زنگ بزن که تایید کنه با تو بوده !» امیر شوکه شد و ناگهان خشم و کینه ای عمیق از تحقیر شدن، جای اضطرابش را گرفت و فریاد زد « به درک که دیر کردم! برای چی بازجویی می کنی ؟ اصلا عمداً دیر کردم. حالا که چی ؟ » طاهره دیگر نخواست بقیه حرف های امیر را بشنود رفت سمت خیابان و یک تاکسی دربست گرفت به مقصد خانه؛ بی خداحافظی یا حتی نگاهی به پشت سرش.
امیر و طاهره فعلاً قهر هستند و گرچه شاید آشتی کنند اما به هر حال خاطره این اتفاق از ذهن هیچکدام پاک نمی شود چون آنها حریم هایی را شکسته اند که نباید می شکستند. دروغ گفتن، عملی مضموم است و هیچکس در هیچ شرایطی تاییدش نمی کند اما پرخاشگری، توهین و رها کردن افسار خشم هم ناپسند است. اگر قرار بود اوضاع این دیدار خوب پیش برود امیر باید حقیقت را می گفت اما او اشتباه کرد و در این شکی نیست اما به هر حال رفتار طاهره هم در واکنش به خطای نامزدش، پسندیده نبوده است.
تکنیک راه فرار می گوید اگر می دانید دروغگویی ویژگی غالب شخصیتی طرف مقابل تان نیست اما هم اکنون از سر ناچاری در شرایطی گیر کرده است که حقیقت را کتمان می کند در حالی که سعی می کنید با رفتاری مؤدبانه نشان دهید که متوجه راست نگفتنش شده اید، یکی دو بار برای او راه فرار باقی بگذارید تا اولاً مجبور نشود بیشتر دروغ بگوید، ثانیاً مکالمه به چالش تبدیل نشود و به جایی نرسد که او حس کند اعتبارش نزد شما به کلی از بین رفته است و به سیم آخر بزند یا پرخاش کند، ثالثاً حس نکند که مورد بازجویی قرار گرفته است. چون بازجویی کردن از شریک زندگی ، صمیمیت به عنوان یکی از اجزای مهم عشق را از بین می برد.
اگر در این ماجرا طاهره قصد داشت از تکنیک راه فرار استفاده کند ، وقتی امیر به او گفت « گرفتار شدم» باید می گفت « دلت می خواهد درباره اش توضیح بدهی؟ حتما خیلی سخت گذشته وسط این گرما » امیر با این رفتار نامزدش سه حق انتخاب داشت نخست آن که حقیقت را بگوید؛ دوم، از طاهره عذرخواهی کند و بخواهد در فرصتی مناسب تر ماجرا را توضیح دهد و سوم، دروغ بگوید.
اگر او راه سوم را برمی گزید و می گفت « در ترافیک گیر کرده بودم.» طاهره می توانست با لبخندی ملایم بگوید « عجیب است عزیزم. من که می آمدم خیابان ها خیلی خلوت بود. به هر حال مهم این است که حالا اینجا کنار هم هستیم. بهتر است سر این موضوع بحث نکنیم. » در این چند جمله طاهره نشان می دهد که متوجه شده امیر راست نمی گوید اما نمی خواهد مچ گیری کند، اهل بازجویی نیست، علاقه ای ندارد او را گیر بیندازد یا به دروغگویی متهمش کند بلکه مایل است مانع دروغ گفتن بیشتر نامزدش شود و راه فراری برایش باقی بگذارد و استثنائاً این بار از گناه دروغ گفتنش بگذرد.
در روزهای بعد، طاهره می توانست به امیر بگوید که یکی از ملاک هایش برای انتخاب همسر، راست گویی است و تمایل دارد امیر صادقانه صحبت کند و اگر نمی خواهد او از موضوعی با خبر شود بهتر است رک و راست بگوید که مایل نیست درباره آن توضیحی بدهد.
چند نکته بسیار ظریف در استفاده از تکنیک راه فرار وجود دارد؛
نباید این تکنیک را برای دروغگوهای حرفه ای استفاده کنید چون نوعی امتیاز دهی به آنهاست که یادشان می دهد همیشه می توانند با کتمان حقیقت از مخمصه خلاص شوند. اگر نمی خواهید از تکنیک راه فرار استفاده کنید یا متوجه شده اید که شریک زندگی تان در حال سوء استفاده از این تکنیک است و شما می خواهید او را با این حقیقت که می دانید راست نگفته مواجه کنید ، هرگز و در هیچ شرایطی « دروغگو» خطابش نکنید.
خیلی از تهمت ها یا اصطلاحاتی که ما به کار می بریم قبح اعمال ناپسند را از میان می برد و طرف مقابل را برای تکرار رفتار نامناسب، جری تر می کند. به تفاوت احساسی میان این دو عبارت دقت کنید؛ « برای چی هی دروغ می گویی؟ حالم به هم می خورد از دروغ گفتنت »، « احساس می کنم بخش هایی از حقیقت را نگفتی. درست حس می کنم ؟ من دلم می خواهد بیشتر از این ها با هم روراست باشیم. »
در ارتباط با شریک زندگی تان، زمان را هل ندهید. گاهی لازم است گلایه ای را در دل نگه دارید و صبر کنید تا او خودش، پس از گذشت زمان مناسب و فکر کردن درباره مسأله، به حرف بیاید در حالی که اگر عجله داشته باشید و او را تحت فشار بگذارید ممکن است نسنجیده عمل کند و به ناچار دروغ بگوید.
 
ظرف عشق شما چقدر است؟
خیلی ها باید هر روز دستکم سه چهار تا « خیلی دوستت دارم » از همسرشان بشنوند وگرنه دل شان می گیرد و غمگین می‌شوند. خیلی‌ها نیازی به عاشقانه شنیدن، حس نمی‌کنند و همینکه شریک زندگی کنارشان است، کافی می دانند.
بعضی ها می گویند عشق باید در عمل ثابت شود چه فایده که هی به زبان ابرازش کنیم. بعضی ها سر تأسف تکان می دهند که عشق باید ذکر زبان عاشق باشد وگرنه در آمد و رفت روزها و شب ها از یاد می رود و فراموش می شود.
یادتان هست که پیش تر درباره پنج نیاز اصلی انسان ها توضیح دادیم؟ یکی از آنها نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ( تعلق ) بود.
این نیاز ممکن است در برخی افراد اصلی ترین نیاز باشد و در برخی یک نیاز فرعی. برای کسانی که دوست داشتن و دوست داشته شدن اصلی ترین نیاز محسوب می شود همه « عزیزم » ها ، « عشقم » ها و « دوستت دارم » ها ارزش دارند و دل شان می خواهد همین ها را هم به محبوب شان بگویند.
در برخی افراد اما این نیاز، جزو نیازهای اصلی نیست و آنقدرها اهل ابراز عشق نیستند و ناراحت هم نمی شوند طرف مقابل مثل خودشان رفتار کند.
لازم است که در گفتگوهای اولیه پیش از ازدواج بفهمید شیوه ابراز عشق طرف مقابل تان چگونه است و سپس آن را با شیوه ای ابراز عشقی که انتظار دارید طرف مقابل داشته باشد مقایسه کنید. به نظرتان شاید این مطلب بسیار ساده به نظر برسد اما همین مسأله اگر به درستی بررسی نشود، در طول سال های پس ازازدواج به یک چالش تبدیل خواهد شد.
تصور کنید زنی که عادت دارد محبتش را هر روز با گفتن « دوستت دارم » به همسرش ابراز کند و روزی یکبار در ساعت اداری با تلفن همراه شوهرش تماس بگیرد و حالش را بپرسد با مردی زندگی کند که حتی عادت به ابراز علاقه ندارد و احساس می کند اگر همسرش چیزی نیاز ندارد، تماسش با تلفن همراه او در ساعت اداری بی معناست و تمرکز او را به هم می ریزد.
به نظرتان این دو نفر دچار چالش نمی شوند؟ زن این داستان همانطوری با شوهرش رفتار می کند که انتظار دارد شوهرش با او رفتار کند. مرد هم انتظار دارد مانند خودش با او رفتار شود.
در واقع ظرف نیاز به محبت مرد، صبح ها با دیدن لبخند همسرش پر می شود و دیگر بیش از آن احتیاج ندارد اما ظرف نیاز به محبت زن، با گوش کردن به عاشقانه های همسرش پر می شود.
خطر وقتی پدیدار می شود که یکی از دو طرف، از لبریز شدن ظرف محبتش دلزده شود و آن دیگری، برای پر کردن ظرف محبتش به مرجعی خطرناک پناه ببرد یا از شرایطش ناراضی و در نهایت خشمگین شود.
گرچه وظیفه شما سنجش شیوه ابراز علاقه طرف مقابل و سطح نیاز او به دوست داشته شدن است اما در نظر داشته باشید که شیوه صحیح ابراز عشق از دیدگاه روانشناسی هم کلامی و هم غیرکلامی است یعنی اولاً همیشه یادتان باشد ابراز عشق برای زندگی مشترک در هر سن و سالی که باشید، به اندازه نان شب واجب است و ثانیاً، به همان اندازه که سعی می کنیم در رفتار نشان دهیم طرف مقابل را دوست داریم باید هر از گاه در قالب کلمات هم این محبت را اثبات کنیم.
 
حال مثلث عشق تان چه طور است؟
ما از آن گوی های شیشه ای مخصوص پیشگویی نداریم تا آینده رابطه تان را بگوییم اما امروز می خواهیم درباره مثلثی برای تان بنویسیم که می توانید عشق تان را نسبت به آن بسنجید تا بفهمید از چه نوعیست و احتمالاً رابطه عاشقانه تان در آینده با چه کیفیتی پیش می رود. روانشناس ها این مثلث را « مثلث عشق» می‌گویند و ابداع کننده اش روانشناسی به نام رابرت استرنبرگ در سال 1997 میلادی بوده است.
عشق در تئوری استنبرگ یک مثلث است که زاویه هایش عبارت است از صمیمیت، کشش جنسی و وفاداری. صمیمیت یعنی احساس نزدیکی ، پیوستگی و یکرنگی با طرف مقابل. کسی که با شریک زندگی اش صمیمیت دارد به شادی او و تأمین نیازهایش اهمیت می دهد. به او احترام می گذارد. آسایش او برایش مهم است و قصد دارد در زندگی داشته هایش را با او قسمت کند.
شور و کشش، میل جنسی دو نفر به یکدیگر را نشان می دهد که مسلماً یکی از عناصر مهم زندگی مشترک است و وفاداری نیز ، میزان تعهد دو عاشق و میل آنها به ماندن در زندگی مشترک برای مدتی طولانی و نقشه کشیدن برای آینده ای دور را کنار یکدیگر نشان می دهد.
کم و زیاد شدن این زاویه ها یعنی تغییر در کیفیت عشق. بررسی پرونده های زناشویی در سراسر دنیا ثابت کرده است رابطه ای که صرفا بر اساس یکی از این سه عنصر باشد ، نسبت به عشق هایی که هر سه زاویه در آنها وجود دارد، بی ثبات تر است.
بر این اساس، عشقی که زاویه های کشش جنسی و تعهد را نداشته باشد فقط یک نوع علاقه است و دو طرف برای یکدیگر، دو دوست عادی می شوند که از هم لذت نمی برند و از سوی دیگر ممکن است از کنار هم بودن خسته شوند و زندگی مشترک را ترک کنند چون تعهدی وجود ندارد.
عشقی که صرفاً بر مبنای تعهد باشد اما صمیمیت و کشش جنسی نداشته باشد شبیه یک جور انجام وظیفه است یعنی دو طرف به وظایف و مسئولیت هایی در قبال هم عمل می کنند و کنار هم می مانند اما باز هم لذتی از وجود هم نمی برند و علاوه بر آن مهری نسبت به هم ندارند. به این عشق می گویند عشق تهی اما عشقی که صمیمیت و تعهد در آن نباشد و فقط کشش و شور جنسی داشته باشد هوس است.
این نوع آدم ها عاشق جسم هم شده اند و پس از مدتی هم از جسم یکدیگر خسته می شوند و هر کدام می روند سراغ جسم های جذاب تر . این مدل عشق گاهی در برخی دوستی های خیابانی هم دیده می شود و به همین خاطر است که در این نوع دوستی ها معمولا یکی از دو طرف یا هر دو ، پس از مدتی از ارتباط جنسی با هم انصراف می دهند و رابطه را ترک می کنند.
ما تا اینجای کار درباره مثلث عشق به شما توضیح داده ایم اما عجله نکنید امروز را فقط اختصاص بدهید به فکر کردن درباره این که عشق تان چه نوع عشقی است آیا رابطه شما همه این زوایا را دارد؟ کدام زوایا در ارتباط تان قوی تر است؟ کدام زوایا را در رابطه نادیده گرفته بودید؟ آیا مطمئن هستید طرف مقابل هم درباره رابطه تان چنین اعتقادی دارد؟ و به هر سه زاویه پایبند خواهد بود؟
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 16:16  توسط محمدی  | 

یاما و نیاما

یاما و نیاما

 

● واژه ”یاما و نیاما“ چیست؟
یاما و نیاما اصل اول و دوم از یوگای ۸ مرحله‌ای ”پاتانجلی“ است. در این دو مرحله عناوینی مطرح می‌شود که جنبه‌های ”خودشناسی“، ”خودسازی“ و ”رفتار درمانی“ را در بر می‌گیرد.
الف ـ یاما: به معنای کنترل و منظور از آن اجتناب از یک‌سری عوامل خودکار و واکنشی رفتاری می‌باشد. که به ۵ مرحله تقسیم می‌شود:
۱. آهیمسا (Ahimsa) عدم خشونت (بی‌آزاری(
۲. ساتیا (Satiya) عدم ریا (صداقت(
۳. آستیا (Asetia) دزدی نکردن (درستکاری(
۴. آپاریگراها (Aparigraha) عدم وابستگی (رها بودن(
۵. براهماچاریا (Brahmacharia) عدم افراط در روابط جنسی (کنترل و تبدیل انرژی جنسی(
ب ـ نیاما: به معنای انضباط در زندگی و رفتاری و خودشناسی است و کسی‌که پیرو آن است، عواملی در فضای تعهد و اجراء آن، به زندگی شخصی خود وارد می‌کند، نیاما نیز به ۵ مرحله تقسیم می‌شود:
۱. ساواشا (Saosha) نظافت (جسم و احساسات و ذهن(
۲. سانتوش (Santosh) رضایت
۳. تاپاس (Tapas) قربانی دادن
۴. سوادهیایا (Sowad hiaya) مطالعه صحیح
۵. ایشوار پرانیدهانا (Ishvarpranidhana) به یاد خدا بودن
پاتانجلی، فیزیکدان و طبیب هندی که در ۲۶۰۰ سال پیش می‌زیسته است و یوگا را از حالت انحصاری بیرون آورده و به‌صورت تعریف شده و طبقه‌بندی شده به عموم معرفی نمود و مراحل سلوک آن به ۸ مرحله تقسیم می‌شود که امروزه به (آشتانگایوگا) معروف است. از میان ۱۰ عامل فوق ۴ عامل هستند که برای انسان امروزی، کاربردی فراوان دارند و هرکس با پویش در آنها می‌تواندن بر زندگی شخصی و اجتماعی خود تأثیرگذار باشد و علاوه بر این که مجری آن، در رفتار خودشناسی و خودسازی و پالایش رفتار خود، کار می‌کند، زندگی اجتماعی و ابعاد مادی می‌تواند بر ابعاد بیرونی خود نیز مؤثر باشد.
۱. عدم خشونت (Ahimsa)
۲. عدم وابستگی (Aparigraha)
۳. عدم افراط در روابط جنسی (Brahmacharia)
۴. قربانی دادن (سرعت بخشیدن به اهداف (Tapes)
انسان امروز در شرایطی زندگی می‌کند که شدیداً نیازمند تجربه‌هائی است که ۴ عامل فوق را در برداشته باشد. خشونت عاملی است که ابعاد آن روزبه‌روز در زندگی کنونی گسترش یافته و اکثر مردم از (وابستگی) و (عدم وابستگی) سوءتعبیرهائی دارند و متوجه این امر نیستند که واقعاً با وابستگی‌هائی که برخی از آنها شدیداً مانع زندگی مؤثر می‌باشد چه باید بکنند؟...
می‌توان گفت که به‌طور کلی سیستم زندگی امروز با آهنگی پیش می‌رود که وابستگی را مرتب افزایش داده و همین‌طور دنیای امروز درماندگی عجیبی در مقابل میل و رابطه جنسی پیدا کرده و بیشتر انسان‌ها واقعاً نمی‌دانند که فضای معتدل بین افراط و تفریط در رابطه جنسی کجاست؟
در چهارمین اصل انتخابی از ۱۰ عامل یاد شده یعنی قربانی دادن (Tapas) با فضائی آشنا می‌شویم که راه رسیدن به اهداف مادی و معنوی و سرعت بخشیدن برای دست‌یابی به آنها را توسط تکنیک‌های مؤثر آموزش می‌گیریم.
● آهیمسا
چرا آهیمسا در ابتدا آمده است؟
آهیمسا به معنای ”عدم خشونت“ یا ”بی‌آزاری“ است. این مرحله اولین جزء پنج‌گانه ”یاما“ از یوگای ۸ مرحله‌ای ”پاتانجلی“ است. ”آهیمسا“ در معنای لغوی خود ”در صلح و آرامش بودن“ می‌باشد که خودبه‌خود انعکاس و بازتاب چنین فضائی ”عدم خشونت و بی‌آزاری“ نیز تعریف می‌شود.
در بسیاری از کتب مربوط به این قسمت، ”آهیمسا“ را به ”آزار نرساندن“ و ”اعمال خشونت نکردن“ تعریف کرده‌اند، در حالی‌که عناوین و تعاریف مذکور، نتیجه و حاصل تلاش‌هائی است که شخص برای رسیدن به صلح و آرامش، آشنا و مرتبط می‌کنند و مرحله ”بی‌آزاری“ در واقع فضائی است که همه انسان‌ها، آن را بالقوه در خویش دارند و شخص پوینده با تلاش پی‌گیر و آگاهانه خویش، خود رفتار او نیز از آن فضا سرچشمه می‌گیرد و او به ”بی‌آزاری“ می‌رسد، در آن جایگاه دیگر خشونتی وجود ندارد که تصمیم بگیرد انجام دهد یا نه. خشونت نکردن یا آزار نرساندن در جائی معنا می‌یابد که فرهنگ یا موج خشونت وجود داشته باشد و شخص تصمیم بگیرد که خشونت را انتخاب نکند، بلکه ”عدم خشونت“ را انتخاب کند، ولی وقتی او در آن جایگاه واقعی آهیمسای درونی خود بایستد، دیگر خشونت نکردن مفهومی نمی‌یابد، چون او دیگر در فضای دوگانگی ”خشونت“ یا ”عدم خشونت“ نیست. او در این حالت در مکانی خاص ایستاده و به همین دلیل در این‌جا ”آهیمسا“، ”بی‌آزار بودن“ تعریف می‌شود نه ”آزار نرساندن.“ 
● تعریف آهیمسا
یوگای پاتانجلی رسیدن به ”وحدت وجود“ است و در این راه، یوگی تمامی توجه و تلاش خود را بر این منوال می‌گذارد که انعکاس وحدت جهان هستی را، ابتدا در وجود خود ببیند و سپس با آن متحد و یکی شود، برای این منظور او کلیه وابستگی‌های آشکار و نهان خود را یک‌به‌یک می‌بیند و به موازات رشد و تکامل در این راه آنها را پشت‌سر می‌گذارد و با کاهش هر یک از آنها، آزادتر و سبک‌تر، در نتیجه ”پویاتر“ این راه واقعی را طی می‌کند. هنگامی‌که شما با دست و زبان و یا پندار خویش از خود آثار تخریب و خشونت برجای می‌گذارید و قلب موجود زنده‌ای را می‌شکنید، یک رشته وابستگی متناسب با میزان تأثیر تخریب بین قلب شخص آزرده و آگاهی شما برقرار می‌شود. اگر آگاهی شما ”رشد“ کرده باشد، این رشته را همیشه می‌بینید و اگر آگاهی شما ”خام“ باشد، باز هم این رشته وجود دارد، ولی از آن آگاه نیستید و این وابستگی بین قلب آن شخص و ناخودآگاه ”شما“ برقرار می‌شود، در این هنگام شما نمی‌توانید با ”خاطری سبک و آزاد“ تمرینات عمیق ”مراقبه“ و سایر تمرینات ”یوگا“ را انجام دهید و یا به‌طور کلی زندگی ”شاد“ و ”پویائی“ داشته باشید زیرا این رشته وابستگی بنا به میزان استحکام و هویت خودش، شما را به جهان مادی پیرامونتان (ارتباط‌ها و فضاهای دیگر...) متصل می‌کند و این اتصالات مانند لنگرهای سنگین کشتی هستند که جسم بزرگ آن را به کف اقیانوس وصل کرده و مانع حرکت آن می‌شود. کسی‌که راه معنوی ”خودشناسی“ را می‌پیماید مانند سفینه‌ای است که نیاز دارد خود را سبک کند و به سرعت پرواز خود بیافزاید. نبودن در فضای ”آهیمسا“ و تلاش بسیار برای دستیابی به آن، مانند همان ”کشتی“ است که لنگرهایش را به کف اقیانوس محکم وصل کرده‌اند و ”ناخدا“ سوخت زیادی را به موتور محرکه تزریق می‌کند تا حرکت ایجاد کند ولی تلاش او بی‌ثمر خواهد ماند.سنگین‌ترین شکل وابستگی، تأثیری است که انسان بر اثر ظلم بر هم‌نوع و موجودات زندهٔ دیگر از خود برجای می‌گذارد. اگر شما اشیاء منزل خود را تخریب کنید و یا مال خود را از عمد ببازید، و یا آتش بزنید. ممکن است در یکی از دو جایگاه زیر قرار بگیرید: یا به زندگی فقیرانه پس از نابودی آنها قانع هستید و یا می‌خواهید دوباره آنها را به‌دست آورید. در هر یک از دو انتخاب فوق، شما بدون این‌که تأثیر سریعی روی موجودی دیگر بگذارید، کم‌وبیش به زندگی خود ادامه می‌دهید و حتی می‌توانید در جایگاه ”عدم وابستگی“ نیز زندگی کنید، ولی اگر از این تخریب و نابودی سوی احساسات و قلب فرد دیگری نشانه‌گیری شود، نتیجه به این سادگی نخواهد بود.
در عالم واقعی، پشت پرده پندارها و اکتسابات، قلب تمامی انسان‌ها ارتباطی مشابه به ارتباط اتم‌های یک عنصر دارند. قلب تک‌تک انسان‌ها مانند گیرنده (رادیو) و فرستند (میکروفن) عمل می‌کند، یعنی قلبی‌که توسط شما آزاردیده، انعکاس این آزار تا ابد به‌سوی شما باز می‌گردد و قلبی که از شما مهر گرفته است انعکاس مثبت آن نیز تا ابد از سوی او به سمت شما آمده و بر شما تأثیر می‌گذارد. آگاهی رشدیافته، این روند واقعی کیهانی را می‌بیند ولی شخص جاهل از دیدن این واقعیت همیشه محروم است، به‌همین دلیل او خواسته یا ناخواسته دشمنی می‌کند چون خود را موجودی جدا از عالم هستی می‌بیند و از قانون ارتباطات انعکاس و بازگشت (کارما) بی‌خبر است.
پاتانجلی بنیانگذار یوگای هشت مرحله‌ای به‌درستی آگاه بود که مرحله ”بی‌آزاری“ یا ”آهیمسا“ می‌تواند امن‌ترین و واقعی‌ترین سکو برای پرتاب سفینه وجود به سمت واقعیت درک ”وحدت وجود“ باشد.
● بودن یا نبودن سلاحی به نام خشونت
”آهیمسا“ یعنی عدم خشونت و در بیشتر کتب و جزوات مرتبط با آن ”آهیمسا“ را به معنای ”خشونت نکردن“ معرفی کرده‌اند و عموم خوانندگان و کسانی‌که راه رشد را می‌پیمایند، تصور می‌کنند که منظور پاتانجلی عصبانی نشدن و آزار نرساندن است و شخص می‌باید در این مرحله خشم و نفرت و آزار و اذیت را کنترل نموده و آن‌را بر روی دیگران اعمال نکند. به‌عبارتی دیگر او فضای خشونت خویش را می‌شناسد و می‌داند که همیشه با او همراه است و ارادی و آگاهانه آن‌را بر روی دیگران اعمال نمی‌کند، درست مانند این‌که شما اسلحه‌ای مرگبار را با خود حمل می‌کنید و این اسلحه را همیشه برای حفظ جان خود و پیشبرد نظم و انضباطی که خود به آن معتقدید، همراه خود دارید ولی منطق یا قانونی را آموخته‌اید که می‌گوید ”به کسی شلیک نکن“ و هرگاه که منافع شما به خطر می‌افتد، از این بابت دچار خشم می‌شوید و وسوسه دفاع از خود باعث می‌شود که دست‌تان ناخودآگاه به سمت اسلحه برود و از خود یا منافع‌تان دفاع کنید و خودتان را از خطر برهانید و در آن هنگام، این جمله که ”نباید به کسی صدمه برسانم“ در ذهن شما آمده و مانع عملی‌که می‌خواهید انجام دهید، شده و شما را از آن منصرف می‌کند. ممکن است این حالت را بارها و بارها تکرار کنید و همواره تا پایان عمر با این عمل خویش، اصطکاک و کشمکش داشته باشید در آن صورت هیچ تغییر بنیادی و ریشه‌ای صورت نخواهد گرفت، زیرا شما منطقی در ذهن خویش دارید که می‌گوید ”اسلحه را همیشه باید همراه داشت، ولی فقط در مواقعی که به آن نیاز هست و عدالت حکم می‌کند باید از آن استفاده نمود“ به‌عبارتی، خشم و خشونت به تنهائی ”بد“ نیستند ولی باید به‌جا و در موقع مناسب به‌کار گرفته شوند (خشم توجیه شده).
فضائی دیگر: این است که از خود می‌پرسید که: ”به چه دلیل و چرا احساس خطر می‌کنم؟“ و به‌دنبال پیدا کردن ترس بنیادی خویش از خطری که هنوز به‌وجود نیامده است، می‌روید و از خود سؤال می‌کنید که چرا به همه مردم و کسانی‌که با آنها زندگی می‌کنید به چشم مهاجمین و افراد خطرناک می‌نگرید؟... حتی ممکن است خود شما نیز یکی از آنها باشید.
”آهیمسا“ بودن در یک فضای آرامش و اطمینان است و شخص با اتکا به ”دیدن“ و ”باور کردن“ این فضا، در آنجا احساس امنیت می‌کند، از این‌رو هیچ‌گاه به فکر دفاع کردن از خود و یا حمله نمی‌افتد، زیار کسی از خود دفاع می‌کند که خود را در محدوده خطر و تجاوز احساس کند، در این حالت است که ”حس تنازع برای بقا“ در او به‌صورت، دفاع از حریم خویش و حمله به طرف دشمن، خودبه‌خود و به‌طور غیرارادی آشکار می‌شود. احساس امنیت یا خطر، صرفاً یک فضای درونی شما و فردی است. ممکن است شما در خط اول جبهه بوده و احساس درونی شما، به تمامی، حس آرامش توأم با حضور و شهامت و تهور باشد، در این حالت شما در یک دنیای منحصربه‌فرد که خاص خودتان است قرار دارید، و این فضای درونی شما را هیچ تحرک و یا شرایط تهدید‌‌‌آمیز بیرونی نتواند به‌هم بریزد، ممکنه است کسی در خانه خود که مجهز به انواع وسایل و تجهیزات رفاهی مادی و معنوی از قبیل: وسایل مدرن صوتی و تصویری، البسه‌های مورد علاقه، دورنما و منظره مناسب، دوستان صمیمی و مهربان و حتی سیستم امنیتی قابل اعتماد باشد ولی در باطن دچار اضطراب و نگرانی و خشم و عناد نسبت به خود و دیگران بوده و در این حالت تمامی شرایط بیرون خود را که از دیدگاه عموم، کامل و عاری از هر عیب و نقصی است، مانند تیرها و سلاح‌های تهدیدآمیز می‌بینید که همه به‌سوی او نشانه گرفته شده است و احساس و دنیای درون او به تمامی در ناامنی و خطر قرار گرفته است.
داشتن ”امنیت“ یا عدم وجود آن، فقط یک احساس درونی است و به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان برای آن چهارچوب یا استانداردی تعیین کرد هنگامی‌که شما از درون احساس ”آرامش“، ”امنیت“ و ”شوق“ ادامه زندگی را داشته باشید، دلیلی ندارد که همیشه ”سلاح“ خود را به کمر بسته و در آماده‌باش قرار داشته باشید و تمامی امور خود را از طریق آن انجم دهید. زمانی‌که در شرایط آرامش و اطمینان داشتن، به امنیت بیرون باشید، باز دلیلی ندارد که حتی به فکر تهیه و حمل اسلحه باشید.
”آهیمسا“ تجربه داشتن ”آرامش عمیق“ است. در این فضا هرگز این فکر بیهوده به‌وجود نمی‌آید که آیا خشونت بکنم یا خیر؟...
اگر ”شما“ هر خشمی را تجزیه و تحلیل کنید، در پشت آن ”ترسی“ پنهان شده است که درست به اندازه خود آن خشم وجود دارد. ”خشم“ بدون ریشه ”ترس“ امکان‌ناپذیر است، علت آن ترس نگرانی برای از دست دادن یک موضوع مادی یا یک ارزش درونی است و شخص مهاجم به این دلیل عصبانی می‌شود که نمی‌خواهد ترس بر او غلبه کند و دوام یابد، به‌طور مثال در محلی‌که زندگی می‌کنید، مشغول انجام کاری ذهنی مانند مطالعه و یا نوشتن هستید و کسی در همان مکان، صدای موزیک را بلند کرده و آرامش شما با این صدای بلند به‌هم خورده است و حالت تحریک‌پذیری پیدا می‌کنید و درخواست شما از فردی که موزیک را گوش می‌دهد این است که صدا را کم کند و او بی‌توجه به درخواست ”شما“ کار خود را انجام می‌دهد. این‌بار شما بدون این‌که دست خودتان باشد به او پرخاش کرده و درخواست خود را بار دیگر با خشونت تکرار می‌کنید.
در این حالت شما در آرامش و فضای خلوت درون خود حضور داشته‌اید و چون وجود آن فضا برای شما به نوعی تعیین‌کننده و مؤثر بوده و تضمین‌کننده بقای آرامش شما می‌باشد و از طرفی آن‌را در محدودهٔ تهدید و خطر توسط ”صدای بلند موزیک“ حس می‌کنید، پس درصدد دفاع از فضای درون خود برمی‌آئید و سلاح خود را که تا پیش از آن با خود داشتید اکنون آماده کرده و با شلیک پرخاش، از خود دفاع می‌کنید. پیش از آن‌که به او پرخاش کنید، برای لحظاتی و دقایقی، نگران این موضوع شدید که آرامش و خلوت درونی شما در حال از بین رفتن است، در واقع ترس شما را وادار به پرخاشگری نمود، حال تصور کنید که در هنگام مطالعه از امکانات و شرایط درونی واقعی خود، در جهت احساس آرامش امنیت برخوردار هستید و ”تمرکز فکر“ و ”فضای حضور“ شما به‌حد کافی هویت و اقتدار خویش را دارد و علیرغم سروصدا و اغتشاش و ناامنی بیرون، احساس آرامش و امنیت کافی را دارید، آیا در چنین حالتی نیز حس خطری وجود دارد که از خود دفاع کنید؟ پس در چنین حالتی وجود اسلحه کمری بی‌مورد می‌باشد.تکنیک‌های واقعی که می‌توانند فضای ”آرامش عمیق“ را به‌وجود آورند، آنهائی هستند که کمبودهای ما را، تغذیه می‌کنند، یعنی اگر آرامش او را بر هم زده بود، در اصل به تمرکز، حضور، حس خلوت در درون خود نیاز دارد و کمبود از همین نقطه آغاز می‌شود و می‌تواند روی ابعاد درون خود کار کند و هنگامی‌که توانست، آرامش خود را در مکانی پرسروصدا حفظ کند، صاحب ”آهیمسا“ شده است. کسی‌که در صدد رشد این فضا در درون خویش است، بدون سرکوب واکنش‌ها و خشونت‌های در حال ابراز خویش و فرو فرستادن آنها به درون خود، می‌تواند آنها را عمیقاً ببیند و پس از اینکه ترس و کمبودش را در پشت آن واکنش دید، در صدد جبران کمبودهای خود برمی‌آید و به این شکل نه تنها خشم خود را سرکوب نکرده و به آن اجازه رشد و میدان نداده و با خود عناد پیدا نکرده، بلکه با ”واکنش‌های خشم“ خود به‌صورت راهنمائی ارتباط برقرار می‌کند که جهت آن، او را به‌سوی کمبودهای بنیادی خویش می‌برد و به این‌صورت از این واکنش‌ها به‌عنوان پلی یا وسیله‌ای برای رسیدن به خویشتن خویش استفاده می‌کند.
هنگامی‌که ما از موضوعی آزاردهنده دچار لطمه و خسارت می‌شویم و در پی آن خشونت از ما ابراز می‌شود، معمولاً دو فضای تکراری شناخته شده را به‌کار می‌بریم:
۱. ابراز:
صاحب این فضا یا تحت‌تأثیر واکنش خشم بوده و غیرارادی عمل می‌کند و یا این‌که در باطن معتقد به این است که باید در ارتباطی خاص عصبانی شوم و خشونت را به این‌صورت یا به‌صورت کاربرم و به‌خود اجازه ابراز خشم را، به‌صورت نامحدود می‌دهد.
۲. سرکوب:
صاحب این فضا چون عواقب خشم را می‌شناسد و در خود یا دیگران این عواقب را دیده است و به‌نظرش ناخوشایند آمده است و به مسائل و واکنش‌های جبران‌نشدنی که گاه به‌وجود می‌آید و خسارت‌های ناشی از این خشم را مشاهده کرده است، آنها را به‌صورت مانعی در برابر ابراز خشم خود می‌بیند، از این‌رو خشم خود را سرکوب و به‌دورن خود می‌فرستد و فرو می‌خورد. شخص ابرازگر بدون هیچ ملاحظه‌ای انبار ”باروت“ درون خویش را منفجر کرده و خود و اطرافیان را در زیر شعاع انفجار آن قرار می‌دهد، زیرا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد راه دیگری را به‌کار گیرد. تمامی عوامل و عناصری که در زیر چتر این انفجار آن قرار دارند، تحت‌تأثیر آن، خسارت‌دیده و او زندگی خویش را در ارتباط با دیگران به همین صورت می‌گذراند. شخص سرکوب‌گر فقط تغییر جهت از سوی این انفجار آسیب رساننده را به‌سوی خویش آموخته است و پی‌درپی فرستادن امواج خشم را به‌درون خویش تجربه می‌کند.
در حالت ابراز غیرهوشمندانه و بدوی، جهت خشم به سمت بیرون است و می‌تواند به‌سوی توده مردم و یا میلیون‌ها شهروند بی‌خبر و بی‌گناه باشد و زندگی آنها را از بین ببرد، شخص سرکوب‌گر نیز همین عمل را انجام می‌دهد، ولی به شکل دیگر، یعنی به‌جای دیگران، تمامی سلاح‌ها، هواپیماها و موشک‌های خشونت او که قرار بود به سرزمین‌های دیگر بروند، سرزمین‌های درونی او را نشانه می‌گیرند در هر سرکوب خشم ممکن است هزاران سلول زنده عصبی کشته و یا نیمه‌جان شوند و هزاران فضای مفید و مؤثر ذهن فرد، مسموم شده و پر از ارتعاشات ضدحیاتی شوند و فرد پس از هر سرکوب، خشم‌های ابراز نشده خویش را به کینه و نفرت تبدیل نموده و آنها را در انبار درون خویش ریخته و سالیان سال آنها را حفظ و بایگانی کند. در دیدگاه جامعه‌شناسی، مردم‌‌شناسی و قوانین مدنی فضای اول یعنی ابراز و آزار و اذیت دیگران قابل گذشت و اغماض نبوده و حتی سال‌ها و نسل‌های بعدی، پس از آن تجاوز و کشتار جمعی، مسبب آن‌را محکوم کرده و در تاریخ به ثبت می‌رسانند، ولی هیچ‌یک از قوانین بشری فضای دوم را محکوم نکرده و حتی بعضی‌ها به‌صورت ارزش به آن نگاه می‌کنند، زیرا او را شخصی فداکار، با گذشت، صبور و... می‌شناسد. در حالی‌که اگر ما دید خود را از قوانین مدنی و چارچوب‌هائی که بشر امروز برای خود ساخته است بیرون آورده و از جایگاهی بسیار دورتر و بالاتر به این فضا نگاه کنیم، در می‌یابیم که ”خشونت، خشونت است“ و در حالت دوم (شخص سرکوب‌گر) جهت خشونت خویش را به‌سوی هزاران و میلیون‌ها واحد زندهٔ بدن خود می‌فرستد.
او نیز همان کشتار جمعی را انجام می‌دهد و تمامی فضاهای فرهنگی، کتابخانه‌ها، آثار ملی درونی خویش را به آتش خشم خویش کشانیده و سرانجام دنیای درون خویش را منهدم و تخریب می‌کند و هیچ‌کسی هم از این ماجرا باخبر نمی‌شود و در هیچ تاریخ بشری نیز ثبت نمی‌گردد و مجازاتی نیز برای آن وجود ندارد، در حالی‌که در آن جایگاه واقعی کیهانی، کشتار و تخریب چه در بیرون (جهان آشکار، عالم کبیر) و چه در درون (جهان پنهان، عالم صغیر) یکی بوده و ”خشونت“ خشونت است و هر نوع توجیهی برای آن فقط نقض قوانین کیهانی است. کسی‌که بمب‌ها و سلاح‌های ”خشونت“ را با خود حمل می‌کند، در هر جائی‌که باشد، خواه بیرون از خود (در اجتماع و ارتباطات روزانه خویش) و خواه در خلوت درون خود، این بمب‌ها آماده انفجار می‌باشند و کافی است که یکی از شرایط بیرون، مانند کسی یا عامل تحریک‌کننده‌ای، چاشنی آن را بکشد یا در خلوت خویش ممکن چاشنی آن را توسط افکار خود او کشیده شود.
شخصی که همواره دچار واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های اعمال خویش است و فقط این دو راه را می‌شناسد، یعنی آموخته است اگر خشم خود را بدون هیچ عامل یا آگاهی هوشمندی به بیرون ابراز نکند، بایستی آن‌را سرکوب کرده و هنگامی‌که مدتی در سرکوب کردن احساس خشم خویش مهارت یافت و عواقب آن‌را لمس کرد، تصمیم می‌گیرد از این پس آنها را ابراز کند و طبیعی است پس از مدتی خواهد دید که در همه جا از خود آثار زیانباری برجای گذاشته است و کلیه ارتباط‌ها و فضاهای اجتماعی او تحت‌تأثیر خشونت‌های وی قرار گرفت است و دوباره تصمیم می‌گیرد که عکس جریان سابق عمل کند، در این حالت او به‌طور تناوبی سلاح آماده و مرگبار خویش را به‌سوی بیرون شلیک می‌کند و هرگز از این دور و تسلسل باطل، رهائی نخواهد یافت.

 
 
 

منبع : مجله دانش یوگا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 12:1  توسط محمدی  | 

شعری از غلامحسین ابراهیمی پرگو

شعری از غلامحسین ابراهیمی پرگو

 " کیوی" نین خوش حالینا "احمدی" تک اولادی وار

اولمز- ایتمز ابــــدی مللــی بویوک اوستادی وار

قئدری یوکسک دی توتوب شوکتی ایران زمینی

نوبلین جــــــایزه سین آلماقــــــــــا لایق آدی وار

قوی اوجالسین شرفــــــــــی ائللریمین بو آدیلان

بیزده فخر ایلئیریک یوردوموزون فرهــــادی وار

اللی ایل دی قازیری جهلی کوکوندن بــــــو خوجا

ادبیات اوجــــــــــــــاقیندا دئیری- ایمدادی وار

هر باغین بیرگولی وار هــر بولاغین بیر گوزه سی

قئرخ بولاغدی دییسن هر گـوزه دن بیر زادی وار

هرشئین بیر دادی وار تورش-شیرین ، یاغلی – یاوان

" کـــــــیوی " نین هیواسینیندا ادبیات دادی وار

باشقا عالیم لـــــــــره اوستادلارادا عشق اولسون

"وجی " تک اولکه میزین اللــــی نئچه حدادی وار

ریشه سیز هانسی آغاج بارگئتیریب بهره وئــره ر

اوت کوک اوستونده بیتر "یالنیز" اونون بنیادی وار

من "گونئی" دن سئسیمی ازنوا سالدیم سئنیچون

الی بوش کئتدیدی آمما بیر اوجا فــــــــریادی وار

شیرازین سعدی و حافظ واریدی فخر ائـــــله ریک

" کیوی" نین خوش حالینا احمدی تک اولـــادی وار

غلامحسین ابراهیمی پرگو

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 7:2  توسط محمدی  | 

تفاوت افراد

تفاوت افراد

باران که می بارد همه پرندها به دنبال 
سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن 
بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که 
تفاوت را خلق میکند

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد 1393ساعت 6:58  توسط محمدی  | 

اهمیت نوشیدن آب در زندگی

اهمیت نوشیدن آب در زندگی

۱- رطوبت مورد نیاز بدن را تامین کرده به پوت لطافت می بخشد و سبب شفافیت چشم ها می شود.
۲- به سلول های بدن حبات می بخشد.
۳- درجه حرارت بدن را تنظیم می کند.
۴- از خشکی مفصل ها جلوگیری کرده آنها را نرم می کند.
۵- کلیه ها را فعال میکند.

عوارض زیاد نوشیدن آب:

عواقب خطرناک زیاده‌روی در نوشیدن آب بدن بخشی بزرگی از آب مورد نیازش را از طریق نوشیدنی‌ها و غذاهای مختلف به دست می‌آورد، از جمله میوه و سبزیجات و همینطور غداهای رقیق مانند سوپ. باقی آب مورد نیاز بدن از طریق واکنش‌های درون بدن تأمین می‌شود، به این صورت که مواد غذایی در بدن هنگام ترکیب با اکسیژن مقداری آب تولید می‌کنند. این آب تولید شده آب متابولیک نام دارد.

اکسایش مواد غذایی فرایند بسیار حساسی در بدن است و در صورت زیاده‌روی در نوشیدن آب می‌تواند حتی منجر به مرگ شود. این خطر بیشتر از همه برای دوندگان و ورزشکاران رشته‌های استقامتی وجود دارد. نوشیدن بیش از حد آب برای آنها به اندازه کم نوشیدن خطرناک است. زیرا آب زیاد از حد می‌تواند تعادل نمک در بدن را برهم زند.

دانشمندان آمریکایی در جریان پژوهشی متوجه شده‌اند که رسیدن حجم زیاد آب به بدن می‌تواند باعث “هیپوناترمی” شود. هیپوناترمی کاهش سطح یون سدیم در خون است. تهوع، سردرد، گرفتگی عضلات و در نهایت تشنج و کما از پی‌آمدهای هیپوناترمی هستند.این دانشمندان سه سال پیش پانصد دونده‌ ماراتن را مورد بررسی قرار دادند.دانشمندان میزان سدیم موجود در بدن ورزشکاران داوطلب در جریان این پژوهش را پس از دویدن اندازه گرفتند. آنها همچنین به مقایسه وزن دوندگان قبل و بعد از فعالیت بدنی پرداختند.

هر قدر که این داوطلبان در حین دویدن آب بیشتر می‌نوشیدند، میزان سدیم خونشان بیشتر کاهش می‌یافت. برای جلوگیری از اختلال در تعادل نمک موجود در خون توصیه می‌شود که ورزشکاران قبل و بعد از فعالیت بدنی خود را وزن کنند. اگر وزنشان بعد از ورزش بیشتر از قبل باشد، نشان می‌دهد که آنها هنگام فعالیت بدنی بیش از اندازه آب نوشیده‌اند.

میزان آب مورد نیاز بدن در روز

اما نمی‌توان برای تمام افراد حجم آب یکسانی را برای آشامیدن تجویز کرد. زیرا میزان نوشیدن آب می‌تواند با توجه به فیزیک بدنی و میل افراد متفاوت باشد. به طور مثال مردان روزانه نسبت به زنان به مقدار بیشتری آب احتیاج دارند. همینطور فرد مضطرب سریع‌تر از فرد آرام تشنه می‌شود.در عین حال عادات غذایی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. افرادی که به خوردن میوه و سبزیجات گرایش دارند کمتر نیاز به مایعات دارند تا افرادی که بیشتر نان و گوشت مصرف می‌کنند.

عوارض کم نوشیدن آب :

خستگی و کم تخرکی، یبوست، سنگ کلیه، خشکی چشم، دهان و پوست، از دست دادن تعادل، از دست رفتن توانایی تنظیم درجه حرارت بدن.

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 7:11  توسط محمدی  | 

مشخصات فنی انواع ميلگردها

مشخصات فنی انواع ميلگردها

 

مشخصات انواع ميلگردهاي آجدار توليد ذوب آهن اصفهان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-آج ميلگردهاي آج 340

 

در اين ميلگرد برجستگيهاي عرضي به صورت يكنواخ با زاويه  0 45  نسبت به محور اصلي يا دوكي شكل مارپيچ  در دو طرف برجستگي طولي مطابق شكل (1-  الف ) و (1- ب) مي باشد .

 

 

 

 2-آج ميلگردهاي آج 400

 

در اين ميلگرد برجستگيهاي عرضي به صورت يكنواخت با زاويه حداقل 450  نسبت به محور اصلي يا دوكي شكل در دو طرف برجستگي طولي و به صورت دو نيم مارپيچ غير هم جهت در دو نيمه طولي ميلگرد مطابق شكلهاي (2- الف) (2- ب) مي باشد .

 

 

3- تركيب شيميايي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طبقه بندي

علامت مشخصه

كربن

سيليسيم

منگنز

فسفر

گوگرد

حداكثر كربن معادل

 

 

(c)

(Si)

(Mn)

(P)

(S)

(Ceq)0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساده

س240

22/0

55/0

75/0

050/0

050/0

-

 

 

آجدار مارپيچ

آج340

32/0

60/0

30-يناير

045/0

045/0

50/0

 

 

آجدار جناقي

آج 400

37/0

60/0

60/1

045/0

045/0

*

 

 

آجدار مركب

آج 500

40/0

90/0

80/1

045/0

045/0

*

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-خواص مكانيكي :

 

خواص مكانيكي شامل : آزمون كشش و خمش مي باشد .

 

 

4-1-آزمون كشش :

 

 

 شامل اندازه گيري تنش تسليم (Y.P ­N/mm2) و اندازه گيري استحكام كششي (U.T.S ­N/mm2) و همچنين درصد ازدياد طول نسبي براي ميلگردهاي ساده و آجدار مي باشد كه بايستي با جدول زير مطابقت داشته باشد :

 

 

طبقه بندي

علامت مشخصه

آزمون كشش 4

آزمون خمش 5

آزمون خمش مجدد 5

 

حداقل تنش تسليم 

حداقل مقاومت كشش  

حداقل ازدياد طول 

زاويه خمش 

قطر فك خمش نسبت به قطر اسمي ميلگرد

 

(N/mm2 )

(N/mm2 )

(%)

(درجه )

 

 

 

A5

A10

 

 

ساده

س240

240

360

25

18

180

دوبرابر

 

 

آجدار مارپيچ

آج340

340

500

18

15

180

سه برابر

 

آجدار جناقي

آج 400

400

600

16

12

180

پنج برابر

 

آجدار مركب

آج 500

500

650

10

8

90

پنج برابر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-2- آزمون خمش :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين آزمون عبارت است از خم كردن يك نمونه ( به عنوان مثال ميلگرد آجدار ) تا حد تغيير شكل خميري بدون تغيير جهت درخمش ( حين آزمون ) مطابق شكل زير :


 

 

 

علامت ها و شرح آنها 

 

 

 

 

 

 

شماره روي شكل

علامت

توضيحات

 

 

 

 

 

 

1

A

كلفتي يا قطر نمونه

 

 

 

 

 

 

2

B

پهناي نمونه

 

 

 

 

 

 

3

-

فاصله بين تكيه گاهها ( شكلهاي 1 و 2) يا دهانه يك قطعه V شكل يا U شكل ( شكل 2)

 

 

 

 

 

 

4

 

زاويه خميدگي

 

 

 

 

 

 

5

R

شعاع تكيه گاههاي استوانه اي

 

 

 

 

 

 

6

D

قطر استوانه اي فشار دهنده

 

 

 

 

 

 

7

-

شعاع انحناي قطعه فشار دهنده

 

 

 

 

 

 

8

r

شعاع داخلي قسمت خم شده نمونه پس از خمش

 

 

 

 

 

 

لازم بذكر است كه نتايج حاصله در صورتي قابل استفاده مي باشد كه آزمونهاي مربوطه مطابق شرايط قيد شده در استاندارد 3132 از جمله ISIRI 1014 و ISO 6892 انجام گرفته باشد هر گونه اخذ نتايج نامعتبر كه ناشي از انحراف تغيير شرايط استاندارد آزمون باشد بعهده بهره بردار مي باشد .

 

 

 

 

ميلگرد نرم يا بدون آج كه استفاده از آن در بتن آرمه ممنوع ميباشد .
ميلگردهاي ساختماني آجدار كه از نوع گروه 2 و گروه 3 ميباشد . عموما ميلگرد در ساختمان با مشخصه A2 و A3 و A4 مشخص ميشود . در المانهايي كه بايستي شكل پذيري از خود نشان دهند همانند تير و ستون و ديوار برشي بايد از ميلگردهاي A2 استفاده شود . در فونداسيون از هر 2 آرماتور A2 و A3 استفاده ميشود . عموما آرماتورهاي طولي در فونداسيون از نوع A3 و آرماتورهاي عرضي از نوع A2 ميباشند .


بنابر اين اگر بگوييد ميلگرد 400 عوامل ساختماني متوجه منظور شما نخواهند شد . ولي مهندسين عمران ميدانند كه اين عدد مويد تنش تسليم ميلگرد مورد نظر ميباشد . با افزايش درصد كربن فولاد سخت تر ميشود و استفاده از آرماتورهاي A3 به دليل ترد بودن و عدم شكل پذير بودن در المانهايي كه بايد در حين زلزله از خود شكل پذيري بالا نشان دهند ( ستون , تير , ديوار برشي , دال , تيرچه ) ممنوع و بر خلاف آيين نامه ميباشد .

ميلگردهاي گروه A4 نيز كه در كارهاي ساختماني كاربرد ندارد و در كارهاي سنگين مورد استفاده قرار ميگيرد .

اما براي آنكه ميلگرد A2 و A3 رو از روي شكل ظاهري بتوانيد تشخيص دهيد بصورت زير عمل كنيد :

اگر آج ميلگرد به شكل جناغي باشد ميلگرد از نوع A3 و در صورتيکه روي بدنه ميلگرد آج ها بصورت گامهاي موازي با هم باشد ميلگرد مورد بحث از نوع A2 ميباشد .

جدول وزن میلگرد    

 

میلگرد آجدار

 

(kg/12m)وزن

(kg/m)وزن

نمره

 

7.8

0.616

10

 

11

0.875

12

 

15

1.16

14

 

20

1.5

16

 

25

1.91

18

 

30

4.83

20

 

37

2.83

22

 

47

3.5

25

 

66

5.5

30

 

75

6.25

32

 

85

7.08

34

 

95

7.91

36

 

106

8.83

38

 

118

9.83

40

 

میلگردهای  تولیدی ذوب آهن  اصفهان  بر اساس استاندارد  ملی  ایران  به  شماره  3132  مطابق  جدول   شماره  یك  طبقه بندی  شده  است  . شركت  سهامی  ذوب آهن  اصفهان   امكان  بكارگیری  فرآیند  تبرید  سریع میلگردهای  بتون  مسلح  در  خط  تولید  نورد  را  جهت  بهبود  خواص  مكانیكی  دارا  می باشد  و بخشی از  میلگردهای  قابل  عرضه  با  این  روش  تولید  می گردند.  

   
           

 

جدول شماره 1 : مشخصات ابعادی و وزن میلگرد (ساده و آجدار) ساختمانی

 

میلگردهای نمره 8 تا 16 بصورت کلاف و نمره 10 تا 32 بصورت شاخه تولید می گردند.

 

جدول شماره 2 : خواص مکانیکی میلگردهای تولیدی

 

 قطر نمونه آزمون = d

جدول شماره 3 : ترکیب شیمیایی میلگردهای تولیدی

 

* در جوشکاری این نوع میلگردها در زمان مصرف بایستی شرایط پیشگرم مطابق مندرجات استاندارد ملی ایران به شماره 3132 رعایت گردد.

جدول شماره 4 : طبقه بندی میلگردهای ساده و آجدار

 

تفاوت میلگرد آجداررا چگونه می توانیم متوجه شویم ؟

بدون شك مرغوبترين ميلگردها ميلگردهاي شناسنامه دار ساخت كارخانجات داخلي مي‌باشند و از ميان آنها ذوب آهن اصفهان داراي مرغوبترين نوع فولاد و ميلگرد مي‌باشد.. بر روي بندل اين ميلگردها شناسنامه فني ميلگردها نصب مي‌گردد و مي‌توان با توجه به آن اين نوع ميلگردها را شناسايي نمود. اما بايد توجه داشت كه ميلگردهاي توليد داخل هم اكنون در سه گروه :

تولید میشودA1-A2-A3

میلگردهای گروه A1كه از جنس فولاد نرم هستند معمولا به شكل صاف (بدون آج) توليد مي‌شوند و بدليل نداشتن آج كاملا قابل تشخيص مي‌باشند.

چنانچه آج ميلگرد به شكل فنري باشد ميلگرد از نوعA2 میباشند.

در میلگرد A2آج ها به بصورت موازی هستند .

در میلگرد های A3 آج ها بصورت هفت و هشت وبه صورت ضربدری ومنفرد هستند .

 

طبقه بندی فولاد میلگرد :

در کشورهای مختلف فولاد میلگرد با استانداردهای متفاوتی تولید می‌شوند و در هر استانداردی طبقه بندی مشخصی در ارتباط با خواص مکانیکی فولادها وجود دارد. در ایران قسمت عمده فولادهای میلگرد که توسط کارخانه ذوب آهن اصفهان  تولید می‌شوند با استاندارد روسی مطابقت دارند. فولاد میلگردی که در ایران تولید می‌شود (طبق استاندارد روسی) به سه گروه تقسیم می‌شود: فولاد نوع A-1، فولاد نوع A-2 و فولاد نوع A-3.

فولاد A-1 از نوع صاف بوده و مقاومت تسلیم و مقاومت کششی آن به ترتیب ۲۳۰۰ و۳۸۰۰ کیلوگرم بر سانتی متر مربع می‌باشد. فولاد A-2 از نوع آجدار با مقاومت تسلیم ۳۰۰۰ و مقاومت کششی ۵۰۰۰ کیلوگرم بر سانتی متر مربع است، و فولاد A-3 نیز از نوع آجدار با مقاومت تسلیم ۴۰۰۰ و مقاومت کششی ۶۰۰۰ کیلوگرم بر سانتی متر مربع می‌باشد.

از نظر تنوع قطر میلگردها نیز استانداردهای تولید کنندگان متفاوت است. در سیستم روسی که در کارخانجات ذوب آهن اصفهان مورد استفاده‌است میلگردها تا قطر ۴۰ میلیمتر ساخته می‌شوند.

تشخیص ابعاد میلگرد آجدار

- قطر میلگرد عبارتست از روی یک آج تا روی صاف میلگرد.

-چون بر اساس کارخانه سازنده نوع میلگردها یکسان نیست ،یعنی بعضی از میلگردها صاف و بعضی از آنها بیضوی میباشند ،بنابر این ازروی وزن بندیل و مشخصات فنی روی بندیل تشخیص داده میشود.

خالق محمدی (سام)          09303301350

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 9:26  توسط محمدی  | 

عامل کلیدی و اصل مهم در فوتبال کودکان

    عامل کلیدی و اصل مهم  در فوتبال کودکان ،  ايجاد شادی و نشاط  در آنهاست

     عوامل کلیدی در فوتبال بچه ها

      مقدمه

       تفاوت های فردی

       شناخت از کودک

       وظیفه مربی

       کار جدی از پایه

 

       زیر 8 سال

      هیجان زیاد- رشد سریع- عاشق بازی

       زیر 10 سال

      نگرش واقعی- عدم ثبات در تمرکز- نیاز به تمرین، ارتباط جمعی

      زیر 12 سال

      رشد همگون و متعادل- سازگاری- لذت از بازی- رفاقت- ارتباط

      در فوتبال کودکان

      مهمترین اصل شادی و نشاط آنهاست

 

        نکته مهم

        مهمترین بخش تمرین بچه ها، داشتن هماهنگی در موارد ذیل است:

       جهت یابی

       تفکیک

       عکس العمل

       تعادل و ریتم

       ساده تر کردن هماهنگی تکنیک و تاکتیک

 

       10 اصل مهم در فوتبال کودکان

1- بازی و شادی

2- دوستان

3- توجه یکسان

4- مردانگی و شرایط برد و باخت

5- تمرین

6- تنوع

7- لذت

8- بازی برای خود

9- احترام

10- وسائل

 

               5عامل کلیدی در رشد فوتبال بچه ها

           کلید (1)    عشق به توپ

  • §          تماس بیشتر با توپ
  • §          تمرین بیشتر از بازی
  • §          توجه به کلیات
  • §          درگیر شدن در بازی

 

                 5 عامل کلیدی در رشد فوتبال بچه ها

                  کلید (2)    بازی در محوطه های کوچک

  • §          تناسب
  • §          جنبه های یادگیری
  • §          دسترسی
  • §          درگیر بازی

 

                 5 عامل کلیدی در رشد فوتبال بچه ها

                      کلید (3)    انگیزه های روانی

  • §          خود بازی
  • §          جوائز

 5 عامل کلیدی در رشد فوتبال بچه ها

کلید (4)    بچه ها محور یادگیری هستند

بنابراین ...

  • §          شادی
  • §          ساده
  • §          روشن
  • §          پویا
  • §          اجتماعی
  • §          سالم

 

                 5عامل کلیدی در رشد فوتبال بچه ها

                 کلید (5)    ماجراجویی

               هر بازی یا تمرین= یک حادثه+ شادی+ تشویق به  ریسک ،ابتکار عمل

             چند توصیه برای مربیان تیم های جوانان و پائین تر

1- میانه میدان

2- چگونگی حمله

3- پاس با ارتفاع کم از دور

4- دریافت توپ در جلو

5- نگاه کردن

6- حوصله و راه حل

7- ظرفیت ها

8- هم سطحی

9- موفقیت نسبی

10- سوق دادن به سوی ایده و هدف

11- نیاز به انگیزه

12- اجازه سئوال

13- سادگی تمرین

14- اهمیت تکنیک

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 9:22  توسط محمدی  | 

اوزان و گروه های سنی کشتی

اوزان و گروه های سنی مشخص شد

       

اوزان و گروه های سنی برای حضور در مسابقات پیش رو مشخص شد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون کشتی، اوزان و گروه های سنی برای حضور در رقابت های داخلی پیش روی به شرح زیر است:


مسابقات قهرمانی کشور و انتخابی تیم های ملی در سال 1393

پیشکسوتان 7 گروه سنی
35 تا 40 سال- 41 تا 45 سال- 46 سال تا 50 سال- 51 سال تا 55 سال- 56 سال تا 60 سال 61 سال تا 65 سال- 66 تا 70 و 71 تا 75 سال

بزرگسالان 18 سال به بالا
10-10-76 لغایت ...
اوزان آزاد: 52 تا 57- 61- 65- 70- 74- 86- 97 و  97 تا 125 کیلوگرم
اوزان فرنگی: 54 تا 59- 66- 71- 75- 80- 85- 98- 98 تا 130 کیلوگرم


جوانان 18- 20 سال (1995- 1996- 1997(
11-10-73 لغایت 10-10-76
اوزان: 46 تا 50- 55 – 60- 66- 74- 84- 96 و 96 تا 120 کیلوگرم


نوجوانان 16- 17 سال (1998-1999(
11-10-76 لغایت 10-10-78
اوزان 39 تا 42 – 46- 50- 54- 58- 63- 69- 76- 85 و 85 تا 100 کیلوگرم


نونهالان 14-15 سال (2000- 2001(
11-10-78 لغایت 10-10-80
اوزان 29 تا 32- 35- 38- 42- 47- 53- 59- 66- 73 و 73 تا 85 کیلوگرم


پهلوان های کوچک (خردسالان) (2002- 2003(
11/10/80 لغایت 10/10/82
اوزان 28 تا 30- 32- 35- 38- 42- 47- 53- 59- 66- 73 و 73 تا 85 کیلوگرم

 خالق محمدی 09303301350

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 9:20  توسط محمدی  | 

راهکارهاي عملي براي کنترل چشم چراني

راهکارهاي عملي براي کنترل چشم چراني

چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد, آمده است که اميد واريم مفيد باشد.

معناي چشم چراني:

چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي, به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و کلامي داريم و به آنها نگاه مي کنيم, نگاهي که به هيچ وجه در آن بحث تحريک شهوت و لذت جنسي مطرح نيست, اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند, ولي نگاه هاي ادامه داري که با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريک شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد, تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.
در قرآن آمده است : «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم » به مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده "غض" به معني نگاه و صوت کوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است . منظور اين است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد ؛ هر گاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گيرد که آن نامحرم از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود, يعني به او نگاه خيره نکند اما راه و چاه خود را نيز ببيند. درحديثي که ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را توصيف مي کند چنين آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتي که خوشحال مي شد چشمانش را به صورت نيمه بسته در مي آورد . مرحوم مجلسي اين جمله را در بحارالانوار چنين تفسير کرده است: پلک چشم را مي شکست و سر را پايين مي انداخت و چشمها را نمي گشود, چنين مي کرد تا از سبکسري و سرمستي به دور باشد . پس غض بصر يعني کم کردن نگاه و خيره نشدن.

چشم پوشي, وظيفه شرعي يک مسلمان:

قرآن کريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصيه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، اين براي آنها پاکيزه تر است و خدا به آنچه مي کنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِکَ اَزْکي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ .
و پس از آن فرمود : به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ...(2)پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي زن و مرد است و اين کار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.
نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه احتياط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نيز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است .
در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديکي ميان نگاهداري چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد .
اما در مورد چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد : « حفظ فرج پي آمد طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني ، از اين رو بين آن دو ، در يک آيه جمع کرده تا نشان دهد يکي سبب و ديگري نتيجه آن است . و هر دو گامهايي هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي !

بيماري چشم چراني:

از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي, چشم چراني هنگامي که به صورت يک عادت مزمن در مي آيد, يک بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري که بيماري ساديسم نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل بيماري خودنمايي است . خودنما فردي است که خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد و چشم چران کسي است که ازتماشا ونگاه به ديگران لذت مي برد. خودنمايي در زنها به نسبت بيشتري ديده مي شود . در حالي که بيماري چشم چراني در مردها بيشتر رايج است. زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه و اين مربوط به تفاوتي است که در آستانه تحريک آن ها وجود دارد.

زناي چشم:

اسلام براي پاکدامني پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن سخنان نامحرم را نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع کرده است . اين خود هشداري بجا و حساب شده است که تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت مي کند. البته رويارويي جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب کامل اسلامي و با رعايت ادب و ساير مسايل اخلاقي اشکالي ندارد.
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه نامشروع براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛ زناي چشم، نگاه کردن، زناي زبان، سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است. لِکُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْکَلامُ وَ‌الأُذُنان زِناهُما السَّمْعُ .
همچنين درباره شوخي کردن با نامحرم فرمود : هر کسي با زن نامحرمي شوخي کند براي هر کلمه اي که با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زنداني مي شود. مَنْ فاکَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّارِ...
حضرت علي ـ عليه السلام ـ به نقل از انجيل مي فرمايد : « در تورات نوشته شده زنا نکن ، ولي من مي گويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به کسي نگاه کني همان وقت در دلت با او زنا کرده اي . و نيز مي فرمايد : « نابينا بودن بهترازنگاه هاي نامشروع است » پس فاصله بين نگاه و گناه اندک است .

عوامل بروز بيماري چشم چراني:

محروميت جنسي:

ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و مي گويند : محروميت هاي جنسي باعث مي شود که (لي يبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با اين تمرکز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته وشخص از چشم چراني لذت مي برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريک مي شود.

خود نمايي زنان:

بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريک مي نمايند. در تفاسير شيعه وسني ذيل آيه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گرديد
قرآن کريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتند و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.» چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(8) تمام اين برنامه و تأکيدها براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند. و چشم طمع ندوزند. و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت، مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.» تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.

عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:
عامل غفلت و فراموشي:

چشم چراني يکي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است که انسان در سر راه کمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حرکت در اين مسير است. چشم چراني باعث مي شود که انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چيزي در بدن کم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد که شما را از ياد خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ‌ شَيءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل

اولين گام انحراف عملي:

چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي کند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي کارد و چنين کاري براي نگاه کننده کافي است که منشأ فتنه گردد.
نگاه کردن به ناموس ديگران،‌ خواست شيطان است. چشمي که تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي کند، محل کمين شيطان است. شيطان از کمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ في الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفي بِها لِصاحِبِها فِتْنَ
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است. انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ ...
پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.

حسرت و اندوه طولاني:

امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي که غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني که چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني ميدان آستانه تحريک چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريکات حسي را دريافت مي کند و اين دل است که بعد از نگاه به کار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ، دل طلب مي کند و چون امکان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود .
از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ که فرمود: همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي که از ترس خدا بگريد، چشمي که از نامحرم فرونهاده شود، چشمي که در راه خدا (و پاسداري از کيان اسلام) شب زنده دار باشد, فهميده مي شود که علاوه بر حسرت دنيوي, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. کُلُّ عَيْنٍ باکِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله

به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه:

در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند، رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.

ايجاد نگراني و اضطراب :

آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»(19) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
که هر چه ديده بيند دل کند ياد
اين همه آفت که به تن مي رسد
از نظر تو به شکن مي رسد
ديده فرو پوش چو دُر در صدف
تا نشوي تير بلا را هدف

عذاب اخروي:

علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر کند، تا وقتي که به حساب مردم رسيدگي کند، سپس امر مي شود که او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ‌ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِِِ(20)

چشم پاکي و نتايج آن :

هر يک از اعضاي بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصي بر عهده دارد که اگر بدان وظيفه عمل کرد، ارزشمند است.

چشمي که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها:

رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد. غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ

2- راحتي قلب:

امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (22)

3- نيک خويي:‌

همچنين آن حضرت فرمود: کسي که نگهاه هايش کنترل شود، صفاتش نيکو گردد. مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (23)

4- پاداش الهي:

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر کسي زني را ببيند و بلافاصله ديده اش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اينکه خداوند حوريان بهشتي را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلي امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِليَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ اِلَيْهِ بَصَرُهُ حَتّي يُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العينِِ.

5- چشيدن شيريني ايمان:

پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ايماني به او عطا کند که شيريني اش را در دل خويش احساس کند. اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْليسَ‌ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ايماناً يَجِد حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِِ .

6- بروز صفت شجاعت:

شجاع ترين مردم کسي است که بر خواهش نفساني اش چيره شود. اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ .

معالجه خوي زشت چشم چراني:

قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مي کند تا جوانان مسلمان که در پي قهرمان يابي و الگوپذيري هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ که شجاعترين مرد روزگار خود در مخالفت با هواي نفس و شيطان بود پيروي کنند.
نکته شايان توجه در داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ"استمداد" از خداي سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدي اوست که هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس سرکش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
از اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ سؤال کردند : به کمک چه چيزي مي توان چشم از نامحرم پوشيد؟ پاسخ داد : با خاموش کردن آتش شهوت، زير نظر قدرتمندي که بر مخفيگاهت آگاه است. بما يستعان علي غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلي سَتْرِکَ.
نکته ظريف ديگري که در مسأله ناموس ‌نهفته است و روايات نيز آن را تأييد کرده اند اين است که به هر دستي بدهي به همان دست پس مي گيري، چنان که فرموده اند : آن طور که جزا دهي جزا بيني. «کَما تُدينُ تُدانُ (28) امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا کرد وقتي به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت موسي آورد و از او شکايت کرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس ديگران تجاوز کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسي به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند.


بنابراين، مؤمن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي کند، چرا که نمي خواهد کسي به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر که باشد نظرش در پي ناموس کسان
پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: آيا نگاه کردن به پشت سر زنهايي که عبور مي کنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين گونه نگاه کنند، خوشنود مي شويد؟! آنگاه فرمود: براي مردم همان را بخواهيد که براي خود مي خواهيد.
يکي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است که مؤمن با نامحرم در جاي خلوت اجتماع نکند، چرا که دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف فراوان است.
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: آن که به خدا و روز جزا ايمان دارد نبايد در جايي بخوابد که صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود .مَنْ کانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ و اليَوْمِ الاخِرِ فَلا يَبيتَ في مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ امْرأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند که کسي در آنجا نباشد در حالي که ديگري هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون بروند .
اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ مردي با زني(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردي با زن بيگانه اي خلوت کند، سوّمي آن دو شيطان است .لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا کانَ الشًّيطانُ ثالِثَهُما
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ براي گريز از خطر آلوده شدن و رهايي از دام شيطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، اين گونه رهنمود مي دهد:
اگر يکي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود که آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد که شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن که متأهل نيست، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند .
به اميد آنکه با ياري خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده شدن حفظ کنيم و عفت و پاکدامني بر جامعه اسلامي سايه گستر باشد ان شاء الله.

خدای متعال مواهب ارزنده ای را برای همه ما انسانها قرار داده است. از جمله ی این مواهب، نعمتها و مواهب جسمی است.

برای شنیدن گوش،برای استشمام بینی،برای خوردن و چشیدن زبان،برای درک کردن و فهمیدن، قلب را و برای دیدن و نگریستن چشم ها را؛ کمترین انتظاری که خالق مهربان از بندگان خود دارد این است که از مواهب او در مسیر دشمنی با او استفاده نشود.

با گوش؛ آنچه را که او نمی پسندد نشنویم. با زبان آنچه که او راضی نیست را نچشیم و با چشمان با ارزشی که هدیه ی ویژه او برای عبرت گیری و تماشای عالم فرینش است حرامی را مرتکب نشویم.

اما انسانهای غافل، توجهی به این امر ندارند و علیرغم آنکه همه چیز را از جانب خدا می دانند و نسبت به استفاده صحیح از آنها واقف می باشند، در عین حال با نعمت های خدادادی نافرمانی و معصیت خدا را می کنند و به دست خود از آفریدگار بزرگ، فاصله می گیرند.

بحث این نوشتار عمدتاً پیرامون نعمت چشم است. نعمتی که می توان به وسیله آن جهان را به دقت مشاهده کرد و از آن عبرت گرفت و درسهای فراوان آموخت.

می توان با آن نگاه های محبت آمیز را به والدین و فرزندان نثار کرد و به این وسیله تقرب و نزدیکی به خدا یافت.

می توان با آن صفحات نورانی قرآن را مشاهده نمود و از این طریق در درک آیات الهی بهره برد.

اما چرا با این نعمت ارزشمند، گناه می کنیم و خدا را از خود ناراضی می نماییم؟

نگاه آلوده در بیان روایات و احادیث به طور بسیار جدی و صریح مورد نکوهش قرار گرفته است.

امام صادق علیه السلام بارها و بارها نگاه آلوده را به تیر مسموم شیطان تشبیه فرموده اند.
اساساً هر گناهی از جمله گناه چشم که آن را چشم چرانی می نامند، ابتدا با هدف تداوم و تکرار از آدمی سر نمی زند بلکه به عنوان اولین و آخرین بار تلقی می شود. اما با سماجت و حیله گری ابلیس، این گناه به شکل یک عادت زشت و ناپسند در می آید و صفحات طلایی و نورانی کتاب زندگی افراد را کدر می کند و او را از معنویت دور می نماید

حضرت می فرمایند:

"النَّظَرُ سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نَظرَة اَورَثَت حسرة طویلة "

نگاه آلوده؛ تیری است آلوده و زهرآگین که از چله کمان ابلیس رها شده و چه بسا نگاه هایی که حسرت و پشیمانی طولانی در پی داشته باشد.

اساساً هر گناهی از جمله گناه چشم که آن را چشم چرانی می نامند، ابتدا با هدف تداوم و تکرار از دمی سر نمی زند بلکه به عنوان اولین و آخرین بار تلقی می شود.

اما با سماجت و حیله گری ابلیس، این گناه به شکل یک عادت زشت و ناپسند در می آید و صفحات طلایی و نورانی کتاب زندگی افراد را کدر می کند و او را از معنویت دور می نماید.

برخی بر این باورند که می توان تا حدٌ اشباع به صحنه های نا پسند نگاه کرد چرا که فرد پس از حد اشباع به شکل طبیعی از آن فاصله می گیرد!!

غافل از اینکه اگر نفس امّاره، انسان را درگیر گناه آن هم این نوع از گناه کند، هرگز سیری نمی یابد و لحظه به لحظه بر عطش آن افزوده می شود.

اسلام اصل صیانت را برای سالکان وادی عبادت پیشنهاد می نماید. بدین معنا که خود را نگه داریم و دامانمان را آلوده ی به گناه نکنیم تا نخواهیم به رفع و دفع شرور شیطان فکر کنیم.

به تعبیری اسلام بیش از درمان به پیشگیری توصیه می کند.

اما آثار مخرب گناه چشم بسیار فراوان است.

حضرت عیسی بن مریم (علیهماالسلام) می فرمایند:

"ایاکم و النظرة فَاِنَّها تَررَعُ فی قلب صاحبها الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة"

برحذر باشید از نگاه آلوده. پس همانا نگاه حرام در قلب انسانِ چشم چران، بذر شهوت می کارد و برای این که شخصی گرفتار در فتنه شود همین کافی است.

اگر کسی به فضایی برای ابتلا به این گناهِ شوم دسترسی دارد؛ باید از اساس آن فضا و شرایط را از بین ببرد.

اگر جوانی در تلفن همراه خود تصاویری که مورد رضای خدا نیست را ذخیره کرده، صرفاً به خاطر اینکه به نیازهای کاذب و لذّت های زودگذر خود پاسخ مثبت دهد، باید شجاعانه آثار آن را محو کند و راه نفوذ شیطان را مسدود نماید.

اگر به ماهواره و صفحات نامناسب اینترنت دسترسی دارد، بی ملاحظه و بدون درنگ باید از آن فاصله بگیرد و خود را از لوث گناه دور نگه دارد.

اگر در ارتباطات فامیلی و دوستانه و یا در فضای جامعه و روابط با نامحرمان است ،برای اسیر شدن در دام نگاه های بیمار، باید با قوت و شهامت بر روابط خود مدیریت کند و زمینه ی تسلط شیطان را بر خود و روابط فی ما بین خود و دیگران غیر ممکن سازد.

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

"... فَمَن تَرکَهاًَ حوفاً من الله اعطاهُ الله ایماناً یَجِدُ حلاوَتََهُ فی قلبه"

هر کس از بیم خدا نگاه خود را از حرام نگه دارد، خدای متعال هم به او ایمانی خواهد داد که شیرینی آن را در قلب خود خواهد چشید.

چشم - گوش - زبان

ذهن و تفکر و طرز کار مغز

انسان با اینها سر وکار دارد و باید مراقب آنها باشد و آنها را کنترل کند.

 

خالق محمدی
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 14:30  توسط محمدی  | 

کنترل چشم (کنترل نگاه)

 

به نام خالق زیبائیها

کنترل چشم (کنترل نگاه)

شکی نیست که نگاه سرآغاز لغزش و گاه سقوط و انحراف است. ممکن نیست کسی نگاه خود را کنترل نکند اما موفق به «مهار نفس و شهوت» بشود، زیرا پس از دیدن «میل و هوس» تحریک می‌شود.
بنابراین اولین قدم اساسی و عملی در کنترل میل و هوس ـ به خصوص برای مرد ـ مراقبت از نگاه است. اسلام دستور داده که اگر کسی به طور غیر ارادی چشمش به نامحرم افتاد، از نگاه مجدد که مسلّماً عمدی و آلوده است بپرهیزد، حتی چهره طرف مقابل را در ذهن خود تداعی نکند و از هر گونه فکر و خیال وسوسه‌انگیز خودداری نماید.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «نگاه به نامحرم تیری زهرآلود از ناحیه شیطان است. هر کس از ترس خدا آن را ترک گوید، خدا به او ایمانی می‌دهد که شیرینی‌اش را در دل احساس کند».
براى کنترل نگاه از گناه راهکارهایى وجود دارد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از:
1- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این که انسان در محضر او است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان کمک مى‏کند نگاه خود را کنترل نماید. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این که انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش دیده باشد».
از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر کنترل چشم چگونه حاصل مى‏شود؟ فرمود: «این که خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل بدانى و تسلیم او باشى».
2- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند کنترل نگاه چه آثار و برکاتى دارد، قطعاً به ادامه آن تشویق خواهد شد. آثار و فوائدى که بر چشم پوشى مترتب است، عبارتند از:
أ) راحتى دل: کسى که چشمش را فرو بندد، دلش را آرام کرده است.
با چشم چرانى انسان احساس آرامش نمى‏کند، زیرا آنچه دیده می‌بیند، دل به سوی آن روان می‌شود.
زدست دیده و دل هر دو فریاد هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد
امیرمؤمنان‏(ع) مى‏فرماید: «کسى که چشمش را فرو بندد، دل را آسوده کند».
احساسات و غرایز شهوانى تمام نشدنى و سیرى‏ناپذیر است و نفس اماره انسان را به بدى و زشتى هر چه بیشتر وادار مى‏کند.
امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».
ب) کشف حقایق: رسول اکرم(ص) مى‏فرماید: «چشمتان را فرو بندید تا شگفتی‌ها را ببینید».
ج) شیرینى عبادت را حس کردن: پیامبر مى‏فرماید: «مسلمانى چشم خود را از زن نامحرم فرو نمى‏بندد مگر آن که خداوند شیرینى عبادتش را در دل او ایجاد مى‏کند».
د) تزویج حور العین: امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که نگاهش به زن نامحرمى بیفتد، پس چشمش را به سوى آسمان افکند و یا نگاهش را فرو بندد، خداوند حورالعین را به ازدواج او در مى‏آورد».
3- توجه به پیامدهای چشم چرانى: کسى که بداند چشم چرانى چه پیامدهاى ناگوارى دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد کرد و نگاهش را کنتزل خواهد کرد.
چشم چرانى، زاینده گناهان و از ترفندهاى شیطان است. امام علی(ع) مى‏فرماید: «چشم‏ها کمینگاه شیطان است».
به نظر کارشناسان، چشم‏چرانى منشأ عوارضى چون دشوارى تنفس، درد اطراف قلب، تپش قلب، ضعف و خستگى عمومى، سردرد، بى قرارى و خستگى فکرى است. پس چشم چرانى عوارض جسمانى و روحى بسیارى دارد که شناخت این امور در درمان چشم چرانى مؤثر است. کسى که خواهان روانى شاد و آرام است، باید از این عادت دست بردارد.
رسول اکرم(ص) مى‏فرماید: «کسى که چشمش را از حرام پر کند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد کرد، مگر آن که توبه کند و برگردد».
در روایت دیگر مى‏فرماید: «نگاه تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است».
حضرت مسیح(ع) فرمود: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت و رشد دهنده فسق است».
4- راندن افکار شیطانى: براى کنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانى دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که در باره گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن کشیده خواهد شد».
5- پرهیز از عوامل تحریک‌زا: تخیّلات تحریک کننده، رفت و آمد در جاهایى که نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلم‏ها و عکس‏هاى مبتذل، زمینه را براى چشم چرانى فراهم مى‏کند.
6- دقت در دوست‌یابى: بررسى‏ها نشان مى‏دهد که نوجوانان، اوّلین قدم‏هاى انحراف و تباهى را به کمک دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبى سقوط قرار گرفته‏اند. آلودگى و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاک و سالم سرایت مى‏کند و چشم چرانى از این قاعده مستثنا نیست.
امام على(ع) مى‏فرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاکى را از طبع آن‏ها دریافت مى‏کند».
7- ازدواج: یکى از راه‏هاى مؤثر در کنترل نگاه، ارضاى صحیح غریزه جنسى از طریق ازدواج است. رسول خدا(ص) مى‏فرماید: «اى گروه جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا این بهترین وسیله است که چشم را از نگاه‏هاى آلوده و عورت را از بى عفتى نگه می‌دارد».
8- تقویت اراده: چشم چرانى اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون ویژگی‌های طبیعى و ذاتى، دامنه دار و پر نفوذ مى‏گردد و به صورت طبیعت دوم در مى‏آید. در این حال رهایى از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمى راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است. براى مبارزه با چشم چرانى باید دو کار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیده‏اى جایگزین گردد و خود را به کارهاى پسندیده مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول سازد

كنترل نگاه
يكى از بيمارى هاى بزرگ اجتماعى كه بيشتر مردم ، به ويژه جوانان به آن مبتلا هستند، مسئله نگاه به نامحرمان است كه متاسفانه نزد برخى ، آن قدر عادى شده است كه اين نگاه جاى خود را به چشم چرانى و نگاه هاى طولانى و شهوت آلود داده است .
قرآن مجيد و پيامبر (صلى الله عليه وآله) و اهل بيت عصمت (عليهم السلام (، با مطرح كردن مسائل بسيار مهمى ، آثار منفى اين پديده شوم را گوشزد نموده از مسلمانان خواسته اند تا چشم خود را از نگاه به نامحرمان باز دارند.
حكم نگاه از ديدگاه قرآن
سوره مباركه نور در دو آيه به حكم اين مسئله پرداخته است در آيه نخست خطاب به مومنان و در آيه دوم خطاب به زنان مى فرمايد: قل للمومنين يغضوا من اءبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك اءزكى لهم ان الله خبير بما يصنعون و قل للمومنات يغضضن من اءبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها...(106) به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گيرند و دامان خود را حفظ كنند، اين براى آن ها پاكيزه تر است از آن چه انجام مى دهيد و به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز در آن مقدارى كه ظاهر است آشكار نكنند.
در شان نزول آيه ، كلينى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام ( روايت كرده كه جوانى از انصار در يكى از كوچه هاى مدينه ، با يك زن رو به رو شده بود و اين هنگامى بود كه پوشش زنان تا پشت گوششان بود؛ بدين معنا كه مقنعه خود را طورى مى بستند كه اضافه بر گردن ، دو گوش آن ها نيز پيدا بود آن جوان كه پيوسته به او نگاه مى كرد تا بر او گذشت و داخل كوچه ديگرى رفت ولى او همچنان از پشت سر به او نگاه مى كرد و به راه خود ادامه مى داد ناگاه صورتش به استخوان يا شيشه اى كه از ديوار بيرون آمده بود، خورد صورتش را زخمى و خون آلود نمود.
جوان به خود آمد و ديد خون بر سينه و پيراهنش سرازير است با خود گفت : سوگند به خدا كه نزد رسول خدا )صلى الله عليه وآله) خواهم رفت و از ماجرا آگاهش خواهم ساخت .
پس نزد رسول خدا رفت . همين كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) او را ديد، پرسيد: چرا چنين شده است ؟
در همان حال جبرئيل بر پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرود آمد و اين آيه را بر آن حضرت قرائت كرد
غض : در اصل به معناى كم كردن و در بسيارى از موارد در كوتاه كردن صدا يا كم كردن نگاه نيز به كار مى رودو در قرآن همين كلمه درباره كوتاه كردن صدا نيز آمده است ، آن جا كه مى فرمايد: و اغضض من صوتك  آيه نمى گويد كه مومنان بايد چشم هايشان را فروبندند، بلكه مى گويد بايد نگاه خود را كم و كوتاه كنند و اين تعبير لطيفى است به اين منظور كه اگر انسان به راستى هنگامى كه با زن نامحرمى رو به رو مى شود، بخواهد چشم خود را به كلى ببندد، ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممكن نيست ؛ اگر نگاه را از صورت و اندام او برگيرد و چشم خود را پايين اندازد، گويى از نگاه خود كاسته است و آن صحنه را از منطقه ديد خود به كلى حذف نموده است .
مفهوم آيه اين نيست كه مردان در صورت زنان خيره نشوند تا بعضى چنين استفاده كنند كه نگاه هاى غير خيره مجاز است ؛ بلكه منظور آن است كه انسان هنگام نگاه كردن معمولا منطقه گسترده اى را زير نظر مى گيرد. هر گاه زن نامحرمى در حوزه ديد او قرار گرفت ، چشم را چنان فرو بندد كه آن زن از حوزه ديد او خارج شود؛ يعنى به او نگاه نكند، اما راه و چاه خود را ببيند.
كنترل چشم يكى از حقوق واجب است همان گونه كه انسان ها هر يك بر ديگرى حقى دارند، اعضا و جوارح خود انسان نيز بر او حقى دارند كه اگر امروز اين حق رعايت نشود، فردا در موقع سوال از چشم در مقام پاسخ گويى در دادگاه عدل الهى به يقين انسان شرمنده خواهد شد؛ چرا كه اين عضو در مقام پاسخ گويى از هيچ چيز فرو گذار نخواهد كرد.
در تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام ) در توضيح اين حق چنين آمده است : خداى تبارك و تعالى ايمان را بر اعضا و جوارح بنى آدم فرض ‍ كرد و آن را بر تمام اعضا و جوارحش قسمت كرد از جمله اين امر، دو چشم او است كه با آن دو نگاه مى كند. همچنين دو پاى او كه به وسيله آن دو راه مى رود پس بر چشم فرض كرده كه به سوى آن چه بر او حرام است نگاه نكند و از آن چه كه خداوند نهى كرده چشم فرو پوشاند... و آن گاه به آيه شريفه استدلال فرمود: و لا تقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسؤ لا
در توضيح همين حق واجب ، امام زين العابدين (عليه السلام ) مى فرمايد: و حق البصر اءن تغضه عما لا يحل لك و تعتبر بالنظر به ؛ و اما حقى كه چشم بر تو دارد اين است كه آن را فرو پوشانى از آن چه كه بر تو حلال نيست و به وسيله آن از گذشته و حال عبرت بگيرى .
كنترل نگاه در سيره و سخن پيامبر
از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در برخورد با سهل انگارى درباره اين حكم قرآنى موارد گوناگونى ثبت شده كه به دو مورد از آن ها اشاره مى كنيم .
1- سكين بن عبدالعزيز گويد: از پدرم و او از ابن عباس شنيد كه مى گفت : در روز عرفه هنگام بيرون آمدن از صحراى عرفات ، شخصى  در پشت سر پيامبر (صلى الله عليه وآله) سوار شده بود در حالى كه چشم چرانى مى كرد، چند مرتبه پيامبر (صلى الله عليه وآله) صورت او را برگرداند، تا به زنان نامحرم نگاه نكند؛ اما او همچنان به زنان نگاه مى كرد اين جا بود كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به او فرمود: فرزند برادرم ، اين روز، روزى است كه اگر كسى مالك چشم و گوش و زبانش باشد، خداوند او را خواهد آمرزيد.
همچنين امام صادق (عليه السلام ) از امام باقر (عليه السلام ) نقل فرموده كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) هنگام رفتن به سوى عرفات ، اسامه را سوار كرده بود و همين كه از عرفات افاضه كرد و، فضل بن عباس را كه جوانى خوش سيما بود پشت سر خود سوار كرد در آن هنگام مرد عربى كه همراه خواهرش بود و او نيز زيبا روى بود، با پيامبر رو به رو شده و از ايشان سؤ الاتى كرد. و فضل بن عباس به خواهر او چشم دوخته بود.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) چون چنين ديد، دست خود را روى چشم فضل گذارد تا چشمش را از نگاه به نامحرم بپوشاند؛ اما او از سوى ديگر به آن زن نگاه مى كرد تا اين كه مرد عرب پاسخ پرسش هاى خود را از پيامبر (صلى الله عليه وآله) دريافت كرد و به راه خود ادامه داد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) نگاهى به فضل كرد و در حالى كه شانه اش را گرفته بود فرمود: آيا نمى دانى كه اين روزها از ايام المعدودات و ايام المعلومات است كه هر كس در مثل چنين روزهايى چشم و زبان و دستش ‍ را نگه دارد، خداوند براى او همانند ثواب حج آينده را مى نويسد.
 2ابن ام مكتوم كه فردى نابينا بود بر رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) وارد شد ورود اين شخص نابينا مصادف بود با حضور ميمونه و ام سلمه . حضرت دستور داد تا خود را بپوشانند (و يا مخفى كنند) آن دو به رسول خدا عرض كردند مگر او نابينا نيست ؟ او كه چشم ندارد تا ما را ببيند.
حضرت در پاسخ به آن دو فرمود: آيا شما دو نفر هم نابينا هستيد؟ آيا او را نمى بينيد؟
آثار منفى چشم چرانى
همه مى دانيم كه چشم چرانى اثرات بسيار زشتى را در سلامتى و روح انسان به ويژه يك جوان دارد؛ چرا كه به وسيله چشم بسيارى از گناهان را انجام خواهد داد و در برخى موارد، براى رسيدن به خواسته خود كه از راه چشم تحريك شده است ، زندگى خود را نيز به مخاطره مى اندازد پس بهتر آن است كه جوان ، به وسيله كنترل نگاه ، سلامت فكر و طهارت روح خود را حفظ كند و زندگى با صفاى خويش را با بسيارى از گناهانى كه به وسيله يك گناه انجام مى شود، آلوده نسازد با اين بيان مى توان گفت كه آثار منفى چشم چرانى بسيار است ، اما از باب اختصار به چند نمونه اكتفا مى كنيم :
- تحريك شهوت حيوانى
در روايتى كه از امام جعفر صادق (صلى الله عليه وآله) رسيده ، آمده است كه : اياكم و النظرة فانها تزرع فى قلب صاحبها الشهوة و كفى بها لصاحبها فتنة  از نگاه به نامحرمان خوددارى كنيد، چرا كه تخم شهوت را در دل مى كارد و همين بس كه بيننده را در فتنه مى اندازد.
-ايجاد حسرت دائمى
چه بسيار افرادى كه به وسيله چشم خود، چيزى را اراده كردند اما براى هميشه حسرت آن بر دلشان نشست و هيچ گاه به آرزوى خود نرسيدند براى اين كه در دام اين لذت هاى زودگذر گرفتار نشويم ، امام صادق (عليه السلام ) ما را چنين راهنمايى مى كند: النظره سهم من سهام ابليس ‍ مسموم ، و كم من نظره اءورثت حسرة طويله  نگاه تيرى از تيرهاى زهرا آگين شيطان است و چه نگاه هايى كه به دنبال آن حسرت بسيار زيادى را براى بيننده بر جاى گذارده است .
- افتادن در دام شيطان
شايد بسيارى از جوانان عزيز به دشمن اصلى و گستردگى دام هاى او به خوبى پى نبرده اند. اما اين را بدانيد كه هيچ حركت ضد اخلاقى در جامعه و فرد پيدا نخواهيد كرد، مگر آن كه به وسيله شيطان پليد شكل گرفته . او پس ‍ از طرد شدن از درگاه الهى ، به عزت خداوند سوگند ياد كرد كه تمام بندگان را از راه به در برد؛ مگر آنان كه مخلص بوده و از تير رس آن خبيث دور باشند حال كه چنين است يقين كنيد كه در اين جا شيطان كار خود را دنبال كرده و به وسيله تيرهاى زهر آگين خويش ، شما را به گناه دوباره وامى دارد و همين نگاه دوباره عليه شما تمام شده و باعث گناهان ديگرى خواهد شد بدين جهت است كه معصومين (عليهم السلام ) ما را از نگاه مجدد نهى فرموده اند.
از جمله سفارش هايى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به على (عليه السلام ( داشت اين بود: يا على اءول نظرة لك و الثانية لا لك  نخستين نگاه ، از آن تو است ، ولى نگاه دوم از آن تو نيست ؛ (زيرا دومين نگاه بوسيله شيطان هدايت مى گردد). آرى ، اين سفارش ، درسى براى ما بود نه براى على (عليه السلام )؛ چرا كه او امام است و هرگز گناه نمى كند.
-سلب آسايش فكرى
چهارمين آسيبى كه در اثر چشم چرانى به انسان وارد مى شود، آن است كه چشم چران ، هيچ گاه آسايش فكرى ندارد و پيوسته فكر و ذهنش مشغول ديده هاى چشم او است ؛ به گونه اى كه اگر از منظره اى خود را برهاند، گرفتار فكر و منظره اى ديگر مى شود.
اميرمومنان (عليه السلام ) مى فرمايد: من اءطلق ناظره اءتعب خاطره ؛هر كه ديد خود را رها سازد، آسايش خود را سلب كرده است .
-چشمان پر از آتش
آخرين آسيبى كه به چشم چران در اثر اين كار زشت وارد مى شود، اين كه خداوند در روز قيامت در چشمان او ميخ آهنى فرو مى كند و آن را از آتش پر خواهد كرد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: من ملاء عينه حراما يحشوها الله القيامة مسامير من نار، ثم حشاهما نار الى اءن تقوم الناس ثم يؤ مر به الى النارهر كه چشم خود را از حرام پر كند، خداوند در روز قيامت در آن چشم ميخ ‌هاى آتشينى فرو مى برد، و سپس آن را پر از آتش مى كند تا حساب مردم تمام شود آن گاه دستور مى دهد تا او را به آتش جهنم ببرند.
آثار مثبت كنترل چشم
همان گونه كه چشم چرانى آثار بدى در پى دارد، پرهيز از اين بيمارى پليد نيز اثرات خوبى بر روح و روان جوان خواهد گذاشت كه به چند اثر از آن اشاره مى كنيم :
- كنترل چشم ؛ بالاترين غنيمت
در دنيا بسيارى از چيزها داراى سود است ، امام صادق (عليه السلام ) كنترل چشم از نامحرمان را سود بزرگى دانسته اند كه بالاتر از آن تصور نمى شود.
امام فرمود: ما اءغتنم اءحد بمثل ما اغتنم بغض البصر، فان البصر لا يغض عن محارم الله الا و قد سبق الى قلبه مشاهدة العظمة و الجلال  هيچ كس سودى بالاتر از سود فرو پوشاندن چشم به دست نياورده است ؛ چون هر اندازه كه چشم را از محارم خدا فرو پوشانده و كنترل كند، دريچه قلبش باز شده تا آثار عظمت و جلال را ببيند.
-چشيدن شيرينى ايمان
از پيامبر بزرگوار (صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اءعطاها ايمانا يجد حلاوته فى قلبه نگاه به نامحرم تيرى است زهر آگين از تيرهاى شيطان ؛ پس هر كس به خاطر ترس از خدا از آن چشم بپوشد، خداوند ايمانى را به او عنايت مى كند كه شيرينى آن را در قلب خود احساس ‍ كند.
-چشيدن شيرينى عبادت
عبادت خدا هنگامى لذت بخش و شيرين است كه جوان ، طعم شيرينى عبادت را احساس كند. قطب راوندى از پيامبر (صلى الله عليه وآله) روايت كرده است كه فرمود: النظر الى محاسن النساء سهم من سهام ابليس فمن تركه اذاقه الله طعم عبادة تسره  نگاه به زيبايى هاى زنان ، تيرى از تيرهاى شيطان است . پس هر كه از آن چشم بپوشد، خداوند به او شيرينى عبادتى را مى چشاند كه شادمان گردد.
- ازدواج با حورالعين
چهارمين فايده اى كه در اثر كنترل چشم به انسان مى رسد، ازدواج با حورالعين در بهشت است كه اين ازدواج ، توسط خالق يكتا براى بنده اش انجام خواهد گرفت . امام صادق (عليه السلام ( مى فرمايد: من نظر الى امراءة فرفع بصره الى السماء اءو غمض بصره لم يرتد اليه بصره حتى يزوجه الله عزوجل من الحور العين  هر كس نگاهش به زن نامحرمى افتد، پس چشم خود را به سوى آسمان بالا برد يا آن را ببندد. هنوز چشم خود را باز نكرده ، خداوند حورالعينى را به همسرى او در مى آورد.
- ازدواج در جوانى
يكى از مسائلى كه مى بايست جوانان بدان توجه داشته باشند مسئله مهم ازدواج و تشكيل خانواده است ؛ امرى كه رابطه تنگاتنگى با ايمان و طهارت روح و سلامت فكر و پيش ‍ رفت در زندگى جوان دارد مسئله اى كه خداوند در قرآن مجيد بدان پرداخته و پيامبر (صلى الله عليه وآله) و معصومين (عليهم السلام ) در سيره و گفتار و روششان به آن تكيه كرده و در روايات بى شمارى پيوسته بر تشكيل اين بناى خدا پسندانه اصرار ورزيده و مردم را تشويق فرموده اند.
در اين بخش ، براى بررسى بيشتر اهميت ازدواج ، نيم نگاهى به سيره معصومين (عليهم السلام ) خواهيم افكند.
الف . اهميت ازدواج
با مراجعه به منابع روايى و تاريخى ، به روايات زيادى بر مى خوريم كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم السلام ) به طور كلى بر امر ازدواج و اهميت آن اشاره كرده اند.
-سنت رسول الله
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در گفت گويى به حاضران فرمود: هر كه راه و روش مرا دوست مى دارد، به سنتم عمل كند و يكى از سنت هاى من ازدواج است در روايت ديگرى ، امام صادق (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل فرمود كه ازدواج از سنت من است ، پس هر كه از اين سنت و روش ، روى گردان شود از من نخواهد بود.
-محبوب خدا
از آن جايى كه خداوند به بنده اش بسيار علاقه مند است ، جز خير و خوبى براى او چيز ديگرى نمى خواهد از اين رو او را به سوى خوبى ها و زيبايى ها و فضايل اخلاقى هدايت و راهنمايى كرده است ؛ از جمله اين كه خداوند دوست مى دارد بنده اش در سايه اسلام و قرآن ، كانون گرم خانواده داشته باشد.
طبق فرموده رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله)، هيچ محبوبى براى خدا بهتر از كانون ازدواج نيست چنان چه امام صادق (عليه السلام ) از پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل فرموده كه : ازدواج كنيد، زيرا هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از خانه اى نيست كه در اسلام به وسيله ازدواج آباد شده باشد.
-حفظ كننده نصف دين
همان گونه كه مى دانيد دوران جوانى و پيش از ازدواج ، دورانى است بسيار حساس و خطرناك .
اما پيامبر رحمت ، به خاطر علاقه خاصى كه به جوانان داشت ، هماره در تلاش بود تا آن ها را به وسيله ازدواج و تشكيل خانواده از دام شيطان ها و وسواس هاى خناس حفظ كند. بدين جهت فرمود: هر كه ازدواج كند، نصف دين خود را حفظ كرده است ؛ پس در نصف باقى مانده دين خود، از خداى بترسد.
با اين بيان ، اگر قرار باشد با ازدواج نصف دين حفظ شود، بدون ترديد اگر ازدواج نكند، بيم آن مى رود كه تمام دينش در معرض خطر و نابودى قرار گيرد.
- برترى نماز متاهل
معصومين (عليهم السلام ) درباره فضيلت ازدواج و تشويق بر آن ، بر نماز جوان متاهل تكيه بيشترى كرده اند آن را بر نماز غير متاهل برترى داده اند. امام صادق (عليه السلام ) فرمود: دو ركعت نمازى كه متاهل مى خواند، برتر از هفتاد ركعتى است كه غير متاهل مى خواند.(129)
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نيز فرمود: متاهلى كه در حال استراحت است ، نزد خداوند برتر از آن روزه دار و نماز گذارى است كه عزب و غير متاهل است .
ب . گزينش همسر در جوانى
از مطالعه و بررسى زندگى معصومين (عليهم السلام ) در مى يابيم كه آن ها نيز در بهار جوانى ، همسران خود را انتخاب كرده اند؛ مثلا پيامبر بزرگوار اسلام (صلى الله عليه وآله) در 25 سالگى با حضرت خديجه ازدواج كرد؛ اميرمومنان (عليه السلام ) در 22 سالگى تشكيل خانواده داد و امام سجاد (عليه السلام ) در 19 سالگى ، امام محمد باقر)عليه السلام ) در 26 سالكى و امام جواد در 17 سالگى و به همين ترتيب ساير معصومين )عليه السلام ) در عنفوان جوانى به تشكيل خانواده پرداخته اند.
احاديث و روايات به خوبى گواهى مى دهند كه چه قدر پيامبر (صلى الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم السلام ) جوانان را به ازدواج تشويق مى فرمودند و در ضمن خطبه و سخنرانى اين مسئله را يادآور مى شدند و مى فرمودند: جوان ها ازدواج كنيد.
در روايتى ، رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) مى فرمايند: هر جوانى كه در ابتداى جوانى ازدواج كند، شيطان او به خروش آمده ، فرياد مى كند: واى بر او، واى بر او كه دو ثلث دينش ‍ را از دست من حفظ كرد.
ج . رفع موانع ازدواج
پيامبر عزيز هنگامى كه با جوانى برخورد مى كردند، ضمن آن كه آن ها را تشويق مى فرمودند، اگر متوجه مى شدند همسر ندارد، از او مى خواستند تا هر چه زودتر ازدواج كند و گاه شخصا اقدام كرده و براى رفع موانع ايجاد شده گام برمى داشتند؛ چنان چه از يكى از سران و شخصيت هاى عرب خواستند تا دختر خود را به جوانى به نام جويبر تزويج كند.
مرحوم كلينى ، از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده جوانى از انصار خدمت پيامبر (صلى الله عليه وآله) رسيده و از فقر و تهى دستى شكايت كرد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) به او فرمود: ازدواج كن .
آن جوان از محضرش بيرون رفت و شرم كرد تا بار ديگر براى عرض حاجت خود به محضرش باز گردد.
مردى از انصار كه شاهد ماجرا بود خود را به آن جوان رساند و گفت : من دخترى دارم و آن گاه دختر خود را به عقد آن جوان انصارى در آورد. پس خداوند متعال ، در اثر اين ازدواج ، بر او گشايش و وسعت در روزى قرار داد آن جوان براى تشكر به محضر پيامبر (صلى الله عليه وآله) رسيد و ايشان را از ماجرا با خبر ساخت .
پيامبر (صلى الله عليه وآله) به او رو كرد. و فرمود: اى گروه جوانان ، بر شما باد به ازدواج
د. كمك هاى مالى براى ازدواج جوانان
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: مردى به حضور پدرم رسيد آن حضرت فرمود: آيا همسر دارى ؟ گفت نه .
حضرت فرمود: دوست ندارم يك شب بدون همسر بخوابم ، اگر چه دنيا و هر چه در او هست از آن من باشد.
سپس فرمود دو ركعت نمازى كه متاهل مى خواند، برتر از مرد مجرد و غير متاهلى است كه شب را به نماز گذرانده و روز را به روزه . سپس پدرم هفت دينار به او داد و فرمود: با همين پول ازدواج كن در پايان به او گفت : پدرم از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) روايت كرده كه فرمود: ازدواج كنيد و تشكيل خانواده دهيد كه چنين كارى روزى شما را بيشتر خواهد كرد.
-نشاط و تفريح
خداى مهربان براساس حكمت و مصالحى كه خود بهتر مى داند، ساختمان انسان را به گونه اى آفريده كه پيوسته روح و بدنش بايد استراحت كند. خواب و استراحت را براى رفع خستگى بدن ما قرار داده ، اما براى رفع خستگى روح تفريح لازم است .
تفريح در لغت به معناى شادمان كردن روح است و از آن جايى كه هر چيزى نمى تواند روح آدمى را شاداب كند، بايد به دنبال آن چه كه روح را منبسط مى كند رفت و روح خسته را طراوت بخشيد.
امروز بسيارى از چيزها به عنوان تفريح تلقى شده اند، در حالى كه نه تنها روح آدمى را شاد نمى كند، بلكه بيشتر موجبات غم و غصه و گرفتگى انسان را فراهم مى كند قرآن مجيد و روايات و احاديث اسلامى كه مفسر اين جهان عظيم و پرده بردار گوشه اى از اسرار اين نظام هستى و آفرينش انسان هستند، به موارد زيادى در اين راستا اشاره نموده اند كه اين بخش بيانگر برخى از آن نمونه ها است .
- سير و سفر
يكى از بهترين موارد تفريحات سالم ، مسافرت است سير و سفر باعث شادى و نشاط و زدودن غم و گرفتگى هاى روحى است مسافرت ، افزون بر ايجاد شادى و نشاط در انسان ، موجب مى شود كه او به رشد و كمال مطلوب برسد؛ در صورتى كه هرگز چنين چيزى از گوشه نشينى به دست نمى آيد.
سير در زمين ، باعث رسيدن به عبرت هاى تاريخ و آگاهى از سرنوشت خوب و بد پيشينيان است كه سرنوشت آنها مى تواند نقطه ى عطفى در زندگى جوان باشد تا بدين وسيله از نعمت الهى قدردانى كند قرآن در سوره هاى متعدد و در آيات فراوان ، به سير در زمين (136) اشاره كرده و حتى در برخى آيات ، فرمان به سير داده است و دنبال همين آيات فوايد معنوى اين سير را بيان داشته است .
اميرمومنان (عليه السلام ) بر مسافرت هاى مفيد بسيار تكيه مى كرد و مى فرمود:

تغرب عن الاوطان فى طلب   العلى

و سافر ففى الاسفار خمس فوائد

تفرج هم و اكتساب معيشة

و علم و آداب و صحبة ماجد

براى رسيدن به درجات كمال ، از وطن خود فاصله بگير و سفر كن كه در مسافرت ها پنج فايده و اثر است : زدودن غم و غصه و به دست آوردن روزى و تحصيل علم و كسب فضايل اخلاقى و آداب و همراهى و آشنا شدن با دوستان است .
- زيارت دوستان
دوستان خوب و دانا و امين ، همانند پدر و مادر و برادر و فاميل بر انسان حق دارند كه مى بايد به نحوى حق آنان ادا شود. كم ترين حق آنان در اين است كه به زيارت و ملاقاتشان برويم و لحظاتى با آن ها به گفت گو بنشينيم .
بدون ترديد، جوان با حضور در كنار دوست خوب خود، احساس آرامش خواهد كرد.
گفت گو با وى باعث كم شدن فشارهاى روحى و زدودن غم و غصه و انبساط روح خسته او خواهد شد بدين جهت بايد گفت كه تفريحى بالاتر از اين نيست كه هم خود را خوشحال كند و هم دوست واقعى را. روايات بسيارى داريم كه بر اين سنت حسنه تكيه كرده اند:
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: تزاوروا فان فى زيارتكم احياء لقلوبكم  به زيارت و ملاقات يكديگر برويد كه اين زيارت ، باعث احيا و زنده شدن قلب هايتان است .
- صله رحم
بسيارى از جوانان هستند كه به هر، علتى آگاهانه يا ناخودآگاه ، از خويشان خود دورى مى جويند و چه بسيار شده كه حتى با خواهش پدران و مادران از رفتن به خانه فاميل و بستگان نزديك سر باز مى زنند؛ در حالى كه اين دورى و فاصله گرفتن ، از سوى آنان يك كوتاهى به حساب مى آيد كه نتايج زيان بارى را در بر خواهد داشت صله رحم نه تنها باعث خوشحالى تمام خويشان است بلكه موجب شادى و نشاط و طراوت روح و راحتى فكر و آرامش خاطر نيز مى شود صله رحم ، تفريح سالمى است كه جوان مى تواند با انجام اين امر خدا پسندانه ، هم خدا را از خود خشنود كند هم ديگران را امام صادق (عليه السلام ) فرمود: صله رحم بلاها را از انسان دور مى سازد. و در روايت ديگرى فرمود: از جمله گناهانى كه موجب مرگ زودرس مى شود، قطع رحم است
-كتاب خوانى
مطالعه آثار قلمى ديگران و آگاهى بر مسائل و جريانات گذشته و حال ، از ديگر مواردى است كه مى تواند در بسيارى از اوقات براى جوان ، تفريح به شمار آيد؛ چرا كه با خواندن كتاب ، هم سطح دانش او بالا مى رود، هم از اتلاف وقت جلوگيرى مى شود. و هم به يارى فكر خسته اش مى شتابد.
معصومين (عليهم السلام ) علاوه بر قرائت و تامل و تدبر و تفكر در آيات قرآن ، به مطالعه كتاب ، بسيار تكيه مى كردند مهم تر آن كه حفظ كتاب و نگه دارى آن را براى برخى از زمان ها بسيار لازم و ضرورى مى دانستند.
امام صادق (عليه السلام ) به مفضل بن عمر فرمود: بنويس و علمت را در ميان دوستانت منتشر كن و چون مرگت فرا رسد، آن ها را به پسرانت ميراث ده ؛ زيرا براى مردم زمان فتنه و آشوب فرا مى رسد، كه آن هنگام جز با كتاب انس نگيرند.
ممكن است مراد امام از نگه دارى كتاب و انس گرفتن با آنها، اين باشد كه زمانى فرا رسد كه آشوب ها و فتنه ها و مفاسد اجتماعى ، آن قدر افزايش يابد كه هيچ چيز بهتر از خواندن كتاب و دور ماندن از جريان ها و اتفاقات پيش آمده نيست و ممكن است زمانى فرا رسد كه بر اثر رسوخ افكار انحرافى و گمراه كننده ، اگر كتاب هاى مستند و معتبرى در بين نباشد كه مطالعه آنها باعث حفظ دين و اخلاق گردد، بى ترديد در دام دزدان عقيده خواهند افتاد.

الف ـ غض بصر (فرو خواباندن چشم)

سلامت فکر و روان فرد و جامعه و نیز زندگی اجتماعی انسان ها، در دوری کردن از گناه است و چشم منشأ گناه است که می بیند و دل در آرزوی رسیدن به آن، انسان را به سوی آنچه دیده است می کشاند تا خواهش دیده و دل را برآورد؛ در واقع، نگاه دریچه ای برای روح و نفس است که مشاهدات را تا اعماق روح و روان انسان جای می دهد.
امیرمؤمنان علی (ع) می فرمایند: «القلب مصحف البصر»؛ (1) قلب بایگانی چشم است؛ یعنی هر چیزی را که چشم انسان نظاره کند، در قلب و روان او جای گرفته، فکر و ذهن را مشغول می سازد.

من آنچه دیده ام ز دل و دیده دیده ام
گاهی بود ز دل گله، گاهی ز دیده ام

من آنچه تاکنون ز دل و دیده، دیده ام
از دل ندیده ام، همه از دیده دیده ام

راه حل چیست؟

دستور و راهکار خداوند برای در امان ماندن از عواقب شوم نگاه حرام، کنترل نگاه و فرو خواباندن چشم است؛ یعنی انسان هنگام دیدن نامحرم خود را قطع کند؛ بدون تردید هدف از غضّ بصر، (فرو خواباندن نگاه) بستن چشم نیست؛ بلکه منظور این است که چون انسان هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسیعی را زیر نظر می گیرد، از این رو هرگاه نامحرمی در حوزه دید او قرار گرفت چشم خود را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود؛ یعنی به او نگاه نکند؛ اما راه و چاه خود را ببیند. بعضی از افراد غضّ را به معنای کاهش گرفته اند یعنی کاستن و فرو گرفتن نگاه. خداوند می فرماید:
(قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون * و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن...)؛ (2) به مؤمنان بگو چشم های خود را از نگاه» [به نامحرم] فرو گیرند و عفت و پاک دامنی خود را حفظ نمایند... و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند.
خداوند در این آیه، ضمن دستور به غضّ بصر (کنترل نگاه و فروخواباندن چشم)، به رابطه نگاه و سلامت جنسی نیز اشاره کرده و بی درنگ به اثر مثبت آن ـ که پاک دامنی و کنترل غریزه جنسی است ـ اشاره می کند. نکته قابل توجه این است که کنترل نگاه به مردان اختصاص ندارد؛ ولی در مجموع آیات و روایات بیشتر بر کنترل نگاه از طرف مردان و حفظ حجاب، وقار، حیا، متانت و پوشیده نگاه داشتن زینت ها، از طرف زنان تأکید شده است.

شأن نزول آیه

امام باقر (ع) درباره شأن نزول این آیه چنین فرمودند: جوانی از انصار در کوچه های مدینه با زنی رو به رو شد ـ در آن زمان، زنان مقنعه خود را پشت گوش ها قرار می دادند و صورت و گردن آنان نمایان بود ـ چهره آن زن توجه جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت، زن وارد کوچه باریکی شد و جوان که غرق تماشای آن زن بود، ناگهان صورتش به دیوار خورد و چیز تیزی (شیشه یا استخوان) که در دیوار بود صورت او را شکافت. همین که زن از نظر او غائب شد، جوان به خود آمد و دید که خون از صورتش جاری است و به صورت و لباسش ریخته است. سخت ناراحت شد و با خود گفت: به خدا سوگند! با همین حال نزد رسول خدا (ص) می روم و ماجرا را بازگو می کنم.
هنگامی که چشم رسول خدا (ص) به او افتاد، فرمودد: چه شده است؟
جوان ماجرا را تعریف کرد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و فرمان الهی را بیان کرد: (قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم...) (3)

ب ـ توجه به آثار مثبت کنترل نگاه

درک لذت عبادت

رسول خدا (ص) می فرمایند:
«ما من مسلم ینظر الی امرأة اول رمقة ثم یغض بصره و الا احدث الله له عباده یجد حلاوتها فی قلبه»؛ (4) هر مسلمانی که نگاهش به زیبایی های زنی بیفتد و چشمان خود را از نگاه فرو بندد، خداوند شیرینی عبادت را به او می چشاند.

چشیدن طعم ایمان

پیامبر اکرم (ص) به نقل از خداوند متعال در حدیثی قدسی می فرمایند:
«النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها من مخافتی ابدلته ایماناً یجد حلاوته فی قلبه»؛ (5) نگاه حرام، تیری زهرآگین از طرف شیطان است، هرکس به خاطر خوف از من [و رعایت حریم کبریایی خدا] از نگاه حرام پرهیز کند، شیرینی و لذت ایمان را در قلب او جایگزین می کنم.
رسول خدا (ص) فرمودند: «کسی که از نگاه های ناروا بپرهیزد، حق تعالی ایمانی به او عطا خواهد کرد که شیرینی آن را در قلبش احساس کند.» (6)

پاداش با حورالعین

امام صادق (ع) فرمودند: «هرگاه فردی نگاهش به زن نامحرمی بیفتد، سپس چشم خود را به سوی آسمان بدوزد یا چشم خود را فرو ببندد و نگاه خود را کنترل کند، قبل از روی هم قرار گرفتن پلک هایش، حور العینی را به ازدواج او در می آورد.» (7)

دیدن عجایب

پیامبر اسلام (ص) فرمودند:
«غُضُوا ابصارکم ترون العجایب»؛ (8) چشم های تان را از مناظر شهوت انگیز بپوشانید تا عجایب (مناظر ملکوتی یا باز شدن چشم برزخی) را ببینید.

نیکویی خصلت ها و عزتمندی

حضرت علی (ع) فرمودند:
«من عفّت اطرافه حسنت اوصافه»؛ (9) کسی که جلوی چشمان خود را از نگاه حرام بگیرد، اوصاف و خصلت هایش نیکو می شود.

شادمانی در قیامت

رسول خدا (ص) فرمودند: «یا علی! همه ی چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دیده: آن که در راه خدا بیداری کشیده، دیده ای که از حرام الهی بر هم نهاده شده و دیده ای که از بیم خدا بسیار اشک ریخته است.» (10)

ج ـ توجه به سنّت الهی

یکی از سنت های الهی این است: فردی که به ناموس دیگران به چشم شهوت نگاه می کند، باید بداند که چشمان ناپاک فرد دیگری، همان نگاه را نسبت به همسر، دختر، مادر یا خواهر او روا خواهد داشت.
امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:
«ما یأمن الذین ینظرون فی ادبار النساء ان ینظر بذلک فی نسائهم»؛ (11) کسانی که به پشت زنان مردم نگاه می کنند، ایمن نیستند از این که فرد دیگری همان نگاه را به پشت ناموس او بیندازد.»

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان
پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

حضرت به تمامی انسان ها هشدار می دهند:
«اما یخشی الذین ینظرون فی ادبار النساء ان یبتلوا بذلک فی نسائهم؟»؛ (12) آیا کسانی که به زنان مردم نگاه می کنند، نمی ترسند که همان گونه به خانواده او نگاه بشود؟

حکایت جوان گستاخ

نقل شده است که روزی جوانی نزد پیامبر (ص) آمد و با پرخاش شدیدی به طرف آن حضرت حمله کرد و گفت: محمد! چرا تو گفتی زنا باید در اجتماع محو شود و کسی حق ندارد به ناموس دیگری نگاه شهوت انگیز داشته باشد؟
اصحاب خواستند پاسخ بی ادبی و جسارت جوان را بدهند؛ ولی پیامبر (ص) آن ها را به صبر و آرامش امر فرمود، سپس رو به آن جوان کرد و پرسید: ای جوان! آیا تو خواهر و مادر داری؟
گفت: بله!
حضرت فرمود: اگر کسی بخواهد از لذت نزدیکی با نزدیکان تو بهره مند شود، تو چه خواهی کرد؟
جوان که انتظار شنیدن چنین پاسخی را نداشت، رنگ چهره اش تغییر کرد و از رفتار خود شرمنده شد و سوگند یاد کرد که دیگر بی عفتی نکند و به قوانین حکیمانه ی اسلام پای بند باشد (13)

د ـ توجه به حضور خداوند

یکی دیگر از راه های کنترل چشم این است که انسان بداند خداوند از تمامی حرکت های کوچک و بزرگ او آگاهی دارد و به فرموده قرآن: حتی ذره و کمتر از آن هم از دید خداوند پوشیده نیست.
خداوند می فرماید:
(یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور)؛ (14) خداوند از چشم هایی که به خیانت می گردد و به آنچه در سینه ها پنهان است، آگاهی دارد.
اگر انسان توجه داشته باشد و بداند که خداوند می بیند و چشم نیز به عنوان شاهد و گواه در روز قیامت شهادت خواهد داد، به طور حتم از بسیاری از نگاه های حرام چشم پوشی خواهد کرد.
از حضرت علی (ع) پرسیدند: چگونه انسان می تواند چشم خود را از نگاه حرام فرو بندد؟ فرمودند:
«بالخمود تحت سلطان المطّلع علی سترک»؛ (15) انسان هنگام گناه توجه داشته باشد که او تحت قدرت خداوند قرار دارد و او از اسرارش آگاه است.
امام صادق (ع) فرمودند: «تنها در صورتی چشم از حرام فرو بسته می شود که قلب، جلال و عظمت خداوند را مشاهده کند.» (16)

رئیس و زن باغبان

در بصره رئیسی بود. وی روزی در باغ خود چشمش به زن باغبان افتاد. آن زن در غایت حسن و نهایت عفاف بود. پس باغبان را پی کاری فرستاد تا از نزد او دور شد. رئیس زن را گفت: برو درها را ببند. زن رفت و باز آمد و گفت: همه ی درها را بستم الا یک در که نمی توان بست.
رئیس گفت: آن کدام است؟ زن گفت: آن دری است که میان تو و آفریدگار است که به هیچ سبیل (راه) آن در بسته نشود.
رئیس چون این سخن را بشنید استغفار کرد و به توبت و انابت مشغول شد.»

هـ ـ نظم و برنامه ریزی

از دیگر راهکارهای کنترل چشم این است که افراد، به خصوص جوانان با تنظیم اوقات شبانه روز از طریق ورزش، تفریح، مسافرت، مطالعه، تحصیل علم و دانش و... به طور صحیح از وقت و فرصت جوانی خود استفاده کرده، زمینه های رشد و تعالی خود را فراهم آورند، نه این که خدای ناکرده عمر و جوانی خود را به بطالت و بیهودگی بگذرانند و برای پر کردن اوقات شبانه روز خود، آواره کوچه و خیابان شده یا از طریق ماهواره، اینترنت و.... به چشم چرانی و نگاه حرام روی بیاورند که اگر در این راه به فلاکت و بدبختی دچار شوند، کسی جز خود را نباید سرزنش کنند.

و ـ کنترل و مبارزه با زمینه های چشم چرانی

یکی از علل اصلی گناه و چشم چرانی، وجود زمینه های آن در جامعه است. هنگامی که همه نوع ابزار چشم چرانی و تحریک برای انسان فراهم باشد، در این صورت کنترل او کاری بس دشوار خواهد بود؛ بنابراین برای کنترل چشم، ابتدا باید زمینه های چشم چرانی از قبیل: بد حجابی ها، عکس ها و تصاویر مستهجن در قالب فیلم، سی دی، اینترنت، ماهواره و... کنترل شوند.
رسول خدا (ص) فرمودند:
«لعن الله الناظر و المنظور الیه»؛ (18) خداوند، چشم چران (نگاه کننده) و فراهم آورنده ی زمینه ی چشم چرانی را لعنت کند.
البته نباید با فرافکنی، گناه و کم کاری را به گردن دیگران بیندازیم، بلکه هر فردی در حد توان و ظرفیت خود باید به پیش گیری و مبارزه با این گونه موارد و مظاهر فساد اقدام کند.

حرف آخر

حضرت علی (ع) می فرمایند: «هر انسانی دارای چهار چشم است: دو چشم که با آن دنیا را می بیند و دو چشم که برای دیدن امر آخرت است (چشم بصیرت). وقتی خداوند خیر و نیکی بنده ای را بخواهد دو چشم قلب او را می گشاید تا عیب های خود را ببیند و خود را اصلاح نماید.»
اکنون ما که شیعه علی (ع) و دلباخته ی دیدن جمال بی مثال حضرت مهدی (عج) هستیم، آیا می توانیم با این چشمان آلوده به گناه و معصیت و چشمانی که به هر تصویری چشم دوخته است، جمال دلربای آن حضرت را ببینیم؟! آیا اگر حضرت چنین اجازه ای به ما بدهند، ما از شرمندگی و خجلت نخواهیم مرد؟

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم
گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

گفتم که روی خوبت از ما چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

 

براي كنترل نگاه به نامحرم چه بايد كرد؟

آيات مربوط به اين موضوع در آيه 30 سوره نور: «قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک ازکي ان الله خبير بما يصنعون» و آيه 31 از همين سوره مبارکه است: «و قل للمؤمنان يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و...».
در مورد نگاه به نامحرم توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم:
كنترل چشم تابعى از روح تقواست كه اگر در آدمى پديدار شد به تبع آن كنترل چشم نيز به دنبال آن خواهد آمد. راهى كه صددرصد گناه نكردن در تمام زندگى را تضمين كند براى افراد عادى بشر چيز سهلى نيست؛ زيرا انسان موجودى مختار و داراى تمايلات گوناگون است. ولي با عزمى آهنين و مبارزه‏اى دائمى و تدريجى با نفس مى‏توان به چنين جايگاه رفيعى دست يافت. موارد زير در اين زمينه بسيار سودمند است، ولى هيچ يك را تضمين قطعى نمى‏توان به حساب آورد. بلكه تضمين نهايى، در نفس و عزم راسخ خود انسان است:
1) مطالعه پيوسته در عوالم پس از مرگ و احوال برزخ و قيامت و جديت در ترس از عوالم پس از مرگ.
2) مطالعه پيرامون عواقب وخيم گناهان.
3) ارتباط پيوسته و قلبى با خداوند، خواندن قرآن، دعاها، نماز شب و ... وليكن با توجه و حال.
4) داشتن حالت انابه، خضوع، و تضرع دائمى، توبه و استغفار.
5) دورى از عواملى كه انسان را به گناه متمايل مى‏سازد؛ مانند محيط هاى آلوده به گناه.
6) از بين بردن زمينه‏هاى گناه؛ مثلاً كسى كه انحرافات جنسى دارد بايد هرچه سريع‏تر ازدواج كند.
7) نشست و برخاست با انسان‏هاى مؤمن و خداترس واقعى.
8) جديت در مبارزه با خواهش‏هاى نفسانى.
9) توجه به عواقب نگاه به نامحرم.
10) در برخورد با نامحرم سعي کنيد به حداقل ارتباط اکتفا کنيد. سخن کوتاه بگوييد و از اطاله کلام با آنها خودداري کنيد.
11) هنگام صحبت کردن به صورت آنها نگاه نکنيد و به طور کلي نگاه خود را فرو بيندازيد چنانچه قرآن مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم؛ به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و پايين بيندازند» همين دستورالعمل را براي زنان نيز دارد «قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن».
12) از قرار گرفتن با نامحرم در يک محيط خلوت که فردثالثي نيست خودداري کنيد.
13) آيات و رواياتي که شما را از نگاه به نامحرم توصيه مي کند در مقابل چشمان خود و جلوي چشم خود نصب کنيد.
14) جملات مربوط به گناه و پيامدهاي گناه را جلوي خود نصب کنيد و هر از چند گاهي آن جملات را تغيير دهيد و جملات جديدتر با الفاظ ديگري را جايگزين کنيد و سعي کنيد اين جملات را هر روز چند بار بخوانيد.
بهترين راه منصرف كردن نگاه و ديد و يا بازداشتن نگاه از تيزى و خيره نمودن است. حضرت على(ع) فرمود: «كسى كه چشم خود را پايين اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف كمتر خورد و از نابودى در امان ماند»، (غرر الحكم، ص 9122 - 9125).
هم‏چنين مى‏فرمايد: «هر كه نگاه‏هايش پاك باشد، اوصافش نيكو شود»؛ «كسى كه عنان چشم خود را رها كند، زندگى‏اش را به زحمت مى‏اندازد»؛ «كسى كه نگاه‏هايش پياپى باشد، حسرت‏هايش دائمى و پياپى خواهد بود»، (تحف‏العقول، ص 97)
و نيز فرمود: «بسا هوسى از نيم نگاهى حاصل است»، (بحارالانوار، ج 71، ص 293).
در قرآن كريم آمده است: «اى پيامبر! به مؤمنان و مؤمنات بگو كه در مقابل نامحرم چشم‏هاى خود را بپوشانند و نگاه خيره نكنند»، (نور، آيات 31 - 30).
15) تقويت اراده و استفاده از يک برنامه اخلاقي محاسبه نفس (تشويق و تنبيه) خواهد توانست به تدريج به کنترل دقيق و کامل چشم بيانجامد بنابراين توصيه مي شود هر روز صبح با خود عهد کنيد امروز به نامحرم نگاه نمي کنم ولي اگر نگاه شهوت آلود کردم خود را جريمه خواهم کرد. در طي روز نيز مراقب همين عهد خود با خود باشيد. در پايان روز نيز به محاسبه رفتار و نگاه هاي خود بپردازيد، اگر موفق بوديد خود را تشويق کنيد و شکر خدا کنيد و اگر در مواردي مرتکب خلاف شديد از خداوند عذرخواهي کنيد و برنامه تنبيهي تان را به اجرا گذاريد. اين برنامه عملي را هر روز پياده کنيد و پيگيري کنيد. مطمئن باشيد به تدريج خواهيد توانست چشم تان را کنترل کرده و موارد خطا را کاهش دهيد.
البته ناگفته نماند كنترل چشم از نگاه حرام كاري است مشکل ولي ممکن و شدني. اين کار نيز مثل هر کار دشوار ديگري با تمرين و جديت و مراقبت و اراده قوي آسان و راحت مي شود چون: کار نيکو کردن از پر کردن است.
بزرگان پس از سال ها کوشش و تربيت و رياضت علمي و عملي از جواني و ارتباط با بزرگان اهل کمال و انس با اهل معرفت و پيمودن فراز و نشيب هاي فراوان به اين مرحله از تسلط بر نفس و کنترل قوا و اعضا و خواهش ها رسيده اند که مي توانند نگاهي عاري از گناه و حرمت داشته باشند. اين کاري نيست که بدون آگاهي هاي نظري و علمي و بدون تکرار و تمرين و افتادن و برخاستن ممکن و عملي باشد. اگر انسان از نظر علمي و بينش به خوبي درک کند که عالم محضر خداوند است و باور کند هيچ امري از ما و اعمال و حرکات ما از ديد الهي پنهان نيست و اين مطلب را بارها و بارها به خود بفهماند و به نفسش تلقين کند تا به مرحله لمس و احساس و باور قلبي برسد. ترک خلاف و عملي که موجب ناخشنودي خداوند است کاري ممکن و شدني مي باشد.
پيامبر بزرگ اسلام(ص) در حديثي مي فرمايد: «يابن آدم... و ان نازعک بصرک الي بعض ما حرمت عليک فقد اعنتک عليه بطبقتين فاطبق؛ فرزند آدم!... اگر چشمت بخواهد تو را به نگاه حرام بکشاند من دو پلک در اختيار تو قرار داده ام، پس آنها را فرو بند» (تکاليف گوش و چشم و زبان، يوسف صديق عرياني).
و نيز پيامبر(ع) مي فرمايد: «هر چشمي در روز قيامت گريان است، مگر سه چشم؛ چشمي که از خوف خداوند بگريد و چشمي که از محارم الهي بسته گردد و چشمي که در راه خدا بيدار بماند».
حضرت صادق(ع) در حديثي نوراني مي فرمايد: «النظر سهم من سهام ابليس مسموم من ترکها لله عزوجل لا لغيره اعقبه امنا و ايمانا يجد طعمه؛ نگاه ناروا تيري مسموم از تيرهاي شيطان است. هر کس آن را تنها به خاطر خدا ترک کند، خداوند آرامش و ايماني به او مي دهد که طعم گواراي آن را در خود مي يابد» (همان).
امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: «هر کس چشمش را آزاد بگذارد، حسرتش زياد مي گردد» (بحارالانوار، ج 14، ص 38).
با سلاح مراقبه و مواظبت و آمادگي دروني و نفساني و توکل بر خداوند و سپردن دل و روح خود به خداوند از دستبرد شيطان مي توان محفوظ ماند. علاوه بر اين اگر انسان با وجود مواظبت و پاسداري از دل و چشمش گاهي فريب خورد و نگاهي نا به جا انداخت، مي تواند با توبه فوري، اين خطا را جبران کند و اثر سوء آن را از جان و روحش پاک کند و هر چند اين افتادن و برخاستن و خطا کردن و توبه نمودن نيز تکرار شود از پاي نيفتد و نهراسد تا به درجه اي برسد که احساس کند مالک و اختيار دار نفس و اعضا و چشم خود شده و مي تواند به راحتي از ديدن ناروا ،چشم فرو بندد.
مهم اين است که نگاه حرام به صورت عادت در نيايد و قبح آن شکسته نگردد، يعني بايد هوشيار باشد و از دل و چشم خود نگهباني دهد و اگر گرفتار خطا شد با سلاح توبه دشمن را ناکارا کند. چون اگر چشم رها و آزاد گردد و به هر صورت و هر منظره اي نگاه کند، اين کار عادت و ملکه انسان مي شود و در روايتي از امام عسکري(ع) آمده است: برگرداندن صاحب عادت از عادتش مانند معجزه است (بحار، ج 14، ص 38).
اگر انسان به خوبي بفهمد که بسياري از آلودگيها و انحرافات از يک نگاه ناروا که نگاههاي بعدي را به دنبال داشته و استغفار و توبه اي همراه آن نبوده، سرچشمه گرفته، همين فکر در عاقبت شوم آن عامل کنترل بسيار مهمي است که انسان بيدار و مؤمن و هوشيار را کنترل و حفظ مي کند.
اما درباره حساسيت تان نسبت به موسيقي مطرب بايد به عرضتان برسانيم که هر چند خود ارزشمند است و بايد خداوند متعال را شاکر باشيد که تمايلي به آن نداريد ولي براي بررسي علل و عوامل آن و دوگانگي به وجود آمده اطلاعات بيشتري از گذشته و حال شما در دست داشته باشيم و نمي توان اظهار نظر قطعي کرد. اميد است بتوانيد با عزمي راسخ و اراده اي محکم مشکل اول را حل نماييد. که در آن صورت دوگانگي از بين خواهد رفت و چشم همچون گوشتان نسبت به محرمات حساس خواهد شد و مسير صحيح و واحدي را انتخاب کرده و بر طبق آن عمل خواهيد نمود. البته با استعانت از خداوند متعال و بهره گرفتن از توجهات خاص ائمه اطهار(ع).

ساده ترین راه کنترل چشم و زبان

 

حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «اعْجَبُوا لِهذَ الإنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْم، وَیَتَکلَّمُ بِلَحْم، وَیَسْمَعُ بِعَظْم، وَیَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم؛ تعجّب کنید از این انسان که با یک قطعه «پى» مى بیند، و با قطعه «گوشتى» سخن مى گوید، و با «استخوانى» مى شنود و از «شکافى» نَفس مى کشد.(یعنى این کارهاى بزرگ و حیاتى را با این وسائل کوچک انجام مى دهد)».

در واقع این حدیث یکى از درس هاى بزرگ توحید و خداشناسى است و تعبیرات بسیار عالى و رسا و جمله ها حساب شده است. چند موضوع است که در انسان مهم است یکى چشم است که مهمترین وسیله ارتباطى انسان با جهان خارج است معلوماتى که از طریق چشم به دست مى آوریم از همه معلومات دیگر بیشتر است.

وسیله دیگر گوش است که معمولاً علوم نقلى از طریق آن به انسان منتقل مى شود. سوّمین وسیله زبان است که وسیله تعلیم و تعلّم و انتقال علوم از نسلى به نسل دیگر است، که اگر زبان نبود تمدن امروزى به وجود نمى آمد.

چهارمین وسیله که باعث بقاى انسان است، تنفس است که اگر دو دقیقه نفس کشیدن انسان قطع شود، مرگش حتمى است چون مقاومت سلول هاى مغز انسان در مقابل کمبود اکسیژن، از تمام سلول هاى دیگر بدن کمتر است و حدّاکثر مقاومتش دو دقیقه است، انسان مقاومتش در برابر غذا زیاد است تا جایى که بعضى تا پنجاه روز بدون غذا مقاومت کردند، و در مقابل کمبود آب هم مى شود چند روز مقاومت کرد، اما در مقابل کمبود هوا، مقاومت بسیار اندک است. امام على(علیه السلام) مى فرماید ببینید خداوند چه قدرت نمایى کرده و این چهار دستگاه و ابزار مهم را با مصالح ارزان و کم اهمیّت ساخته است .

از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد.

گوش از نظر شکل و دستگاه قیمتى ندارد فقط چند تکّه استخوان است اما از نظر شنوایى و بهره بردارى از آن بسیار ارزشمند است.

خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: اى فرزند آدم، اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند

زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد. یکى از کارهاى مهمّ زبان، تکلّم است که با فصاحت و بلاغت سخن مى گوید و باعث تعجّب انسان مى شود، علاوه بر اینکه کمک مؤثّرى به بلع غذا مى کند، در جویدن نیز نقش مهمّى دارد، مرتباً لقمه غذا را به زیر دندان ها هل مى دهد و بعد از خوردن غذا و فضاى دهن و دندان ها را تمیز مى کند، و در کنار زبان، خداوند «لب ها» را هم در اختیار ما قرار داد که نقش مؤثّرى در تکلّم دارند چون بسیارى از مقاطع حروف بوسیله لب ها ادا مى شود و حتى لب ها کمک زیادى به جویدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشیدن آب مى کند در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم:

«إنَّ اللهَ تعالى یقولُ: یابْنَ آدَمَ إنْ نَازَعَکَ لِسَانُکَ فیما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ فَقَدْ أعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَتَیْنِ، فأطْبِقْ، وإنْ نازَعَکَ بَصَرُکَ إلى بَعْضِ ما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ فَقَدْ أعَنْتُکَ عَلَیْهِ بَطَبَقَتَیْنِ، فَأَطْبِقْ ؛ خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: اى فرزند آدم، اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند».

چشم را معمولاً به یک دستگاه دوربین عکّاسى تشبیه مى کنند که فوق العاده ظریف و دقیق است و در شبانه روز ممکن است هزاران هزار عکس از صحنه هاى مختلف بردارد، امّا از جهات زیادى قابل مقایسه با پیشرفته ترین دستگاه هاى عکس بردارى و فیلم بردارى نیست چون در این دستگاه مردمک چشم که همان دریچه تنظیم نور است به طور خودکار در برابر نور تغییر شکل داده و در مقابل نور قوى تنگ تر و در مقابل نور ضعیف گشادتر مى شود. عدسى چشم دائماً تغییر شکل مى دهد گاهى قطر آن 5/1 میلیمتر است و گاه تا 8 میلیمتر مى رسد و این کار بوسیله عضلاتى که اطراف عدسى قرار گرفته اند، انجام مى شود.

از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد

دستگاه عکاسى چشم در تمام طول عمر در چهار جهت مختلف حرکت مى کند و عکس مى گیرد. چشم هاى انسان این قدر حافظه اش قوى و گسترده است که نیازى به عوض کردن فیلم ها ندارد.(بر خلاف دستگاه هاى عکس بردارى امروزى)

سطح چشم باید دائماً مرطوب باشد و این رطوبت دائمى از غدّه هاى اشک تأمین مى شود، که از یک سو وارد چشم شده و از رگ هاى بسیار باریکى که در گوشه چشمان قرار دارد بیرون مى رود و به بینى ها منتقل مى شود و بینى را نیز مرطوب مى کند. اگر غده هاى اشک خشک شود چشم به خطر مى افتد و حرکت پلک ها غیر ممکن مى شود، و اگر بیش از حد فعّالیّت کند، دائماً اشک به صورت جارى مى شود. یا اگر راه باریک فاضلآب چشم بسته شد باید دائماً آب هاى زیادى را از صورت خشک کنیم.

اگر انسان مقدارى در این عجایب خلقت دقت کند پى به عظمت آفریننده آن مى برد و ناخودآگاه سر تعظیم در مقابلش فرود خواهد آورد.

 

 

راهکارهاي عملي براي کنترل چشم چراني

چشم چراني متاسفانه يکي از بيماري ها و عادت هاي ناپسندي است که برخي از افراد جامعه به دلايل مختلف بدان دچار مي شوند. به منظور مبارزه با اين عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمينه هاي بروز آن آگاهي بدست آورد و سپس از راهکارهاي عملي براي کنترل آن سود جست. در نوشته زير تقريبا تمامي آنچه شما در زمينه کنترل چشم و درمان چشم چراني بدان نياز داريد, آمده است که اميد واريم مفيد باشد.

معناي چشم چراني:

چشم چراني در مقابل غض بصر و چشم پوشي, به معناي نگاه خيره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگيزه لذت طلبي جنسي انجام مي شود. ما در روابط اجتماعي خود با ديگران چه جنس مخالف يا موافق به طور طبيعي با آنها ارتباط حضوري و کلامي داريم و به آنها نگاه مي کنيم, نگاهي که به هيچ وجه در آن بحث تحريک شهوت و لذت جنسي مطرح نيست, اين نگاه ها داخل در مقوله چشم چراني نيستند, ولي نگاه هاي ادامه داري که با انگيزه لذت جنسي انجام مي شود و به تحريک شدن غريزه و ميل جنسي مي انجامد, تحت عنوان چشم چراني تعريف مي شود.
در قرآن آمده است : «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم » به مومنين بگو چشم هاي خويش را بپوشانند. يغضوا از ماده "غض" به معني نگاه و صوت کوتاه مي باشد و نقطه مقابل آن خيره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است . منظور اين است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد ؛ هر گاه نامحرمي در حوزه ديد قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گيرد که آن نامحرم از منطقه ديد مستقيم و عميق او خارج شود, يعني به او نگاه خيره نکند اما راه و چاه خود را نيز ببيند. درحديثي که ويژگي هاي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ را توصيف مي کند چنين آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتي که خوشحال مي شد چشمانش را به صورت نيمه بسته در مي آورد . مرحوم مجلسي اين جمله را در بحارالانوار چنين تفسير کرده است: پلک چشم را مي شکست و سر را پايين مي انداخت و چشمها را نمي گشود, چنين مي کرد تا از سبکسري و سرمستي به دور باشد . پس غض بصر يعني کم کردن نگاه و خيره نشدن.

چشم پوشي, وظيفه شرعي يک مسلمان:

قرآن کريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصيه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کريم مي فرمايد: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، اين براي آنها پاکيزه تر است و خدا به آنچه مي کنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِکَ اَزْکي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ .
و پس از آن فرمود : به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ...(2)پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي زن و مرد است و اين کار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.
نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه احتياط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نيز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است .
در روانشناسي ديني نيز ارتباط نزديکي ميان نگاهداري چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگي به زنا وجود دارد .
اما در مورد چرايي تقدم غض بصر بر حفظ فرج سيد قطب مي نويسد : « حفظ فرج پي آمد طبيعي خواباندن چشم است و گامي است در استواري اراده و هوشياري در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهاي نفساني ، از اين رو بين آن دو ، در يک آيه جمع کرده تا نشان دهد يکي سبب و ديگري نتيجه آن است . و هر دو گامهايي هستند پي در پي در صفحه دل و صحنه زندگي !

بيماري چشم چراني:

از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقي, چشم چراني هنگامي که به صورت يک عادت مزمن در مي آيد, يک بيماري رواني تلقي مي شود و همان طوري که بيماري ساديسم نقطه مقابل بيماري مازوشيسم است، شهوت و بيماري چشم چراني نيز نقطه مقابل بيماري خودنمايي است . خودنما فردي است که خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهد و چشم چران کسي است که ازتماشا ونگاه به ديگران لذت مي برد. خودنمايي در زنها به نسبت بيشتري ديده مي شود . در حالي که بيماري چشم چراني در مردها بيشتر رايج است. زن ها بيشتر از لمس لذت مي برند و مردها از نگاه و اين مربوط به تفاوتي است که در آستانه تحريک آن ها وجود دارد.

زناي چشم:

اسلام براي پاکدامني پيروان خويش حتي نگاه ريبه و شنيدن سخنان نامحرم را نيز اگر از روي غرض باشد، ممنوع کرده است . اين خود هشداري بجا و حساب شده است که تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت مي کند. البته رويارويي جدّي و ضروري و بدون هيچ گونه غرض، آنهم با حجاب کامل اسلامي و با رعايت ادب و ساير مسايل اخلاقي اشکالي ندارد.
پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه نامشروع براي هر عضوي از آدمي سهمي از زنا است؛ زناي چشم، نگاه کردن، زناي زبان، سخن گفتن و زناي گوش ها، شنيدن حرام است. لِکُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَينُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْکَلامُ وَ‌الأُذُنان زِناهُما السَّمْعُ .
همچنين درباره شوخي کردن با نامحرم فرمود : هر کسي با زن نامحرمي شوخي کند براي هر کلمه اي که با او در دنيا سخن گفته، هزار سال در جهنم زنداني مي شود. مَنْ فاکَهَ بِامْرَأَةٍ لا يَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَها فِي الدُّنيا اَلْفَ عامٍ فِي النّارِ...
حضرت علي ـ عليه السلام ـ به نقل از انجيل مي فرمايد : « در تورات نوشته شده زنا نکن ، ولي من مي گويم اگر حتي با نظر شهوت آلود به کسي نگاه کني همان وقت در دلت با او زنا کرده اي . و نيز مي فرمايد : « نابينا بودن بهترازنگاه هاي نامشروع است » پس فاصله بين نگاه و گناه اندک است .

عوامل بروز بيماري چشم چراني:

محروميت جنسي:

ويلهم اشتگل محروميت هاي جنسي را عامل اين بيماري دانسته و مي گويند : محروميت هاي جنسي باعث مي شود که (لي يبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با اين تمرکز، بستگي عصب چشم با اعصاب جنسي توسعه يافته وشخص از چشم چراني لذت مي برد و با ديدن اندام جنس مخالف تحريک مي شود.

خود نمايي زنان:

بيشترين عامل بروز اين بيماري در مردان حس خودنمايي در زنان است. مردان به طور طبيعي نسبت به زيبايي و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد يا بي حجاب با خودنمايي در عرصه جامعه اين گرايش مردان را تحريک مي نمايند. در تفاسير شيعه وسني ذيل آيه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزي در هواي گرم مدينه، زن جواني در حالي که روسري خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پيدا بود، از کوچه اي عبور مي کرد، مرد جواني از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گرديد و به دنبال آن زن حرکت نموده تا اين که صورتش به شي اي اصابت کرد و مجروح گرديد، هنگامي که به خود آمد، خدمت پيامبر(ص) رفت و جريان را براي او بيان داشت، اين جا بود که آيات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گرديد
قرآن کريم براي رفع اين معضل اجتماعي در آيات شريفه سوره نور، از يک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور مي دهد که نگاه هاي خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خيره نشوند و از فساد و آلودگي دوري کنند و از سوي ديگر به خانم ها دستور مي دهد پوشش مناسب را رعايت کرده و زيورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظير حادثه اي که آيه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نيفتد و جوانان از خود بي خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نيفتند و امنيت و آرامش خود و ديگران را خدشه دار نسازند.
در سوره احزاب نيز در يک جا به خانم ها دستور مي دهد: «در محاورات روزمره حالت عادي داشته و با ناز و کرشمه و طنازي صحبت نکنيد و در کوچه و خيابان با بدن هاي نيمه عريان و لباس هاي بدن نما، ظاهر نشويد.» چند آيه بعد مي فرمايد: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانيد.»(8) تمام اين برنامه و تأکيدها براي آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفيف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم نسازند. و چشم طمع ندوزند. و در نتيجه امنيت و آرامش قشر خانم ها در سايه چادر و رعايت ضوابط شريعت و پوشش اسلامي، تأمين شود.
در ادامه قرآن کريم مي فرمايد: با اين راه و روش، اگر بيماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذيت خانم ها ادامه داده و امنيت و آرامش آنان را تهديد کردند. برخورد شديدتري با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بيماردلان «شهوت پرست» و کساني که در شهر، اضطراب و نگراني به وجود مي آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «اي رسول» عليه ايشان مي شورانيم، در آن صورت، مدت کمي در مجاورت با تو در اين شهر زندگي خواهند کرد و نابود خواهند شد.» تا آرامش و امنيت در جامعه تأمين شود.
از مجموع مطالب ياد شده اين نتيجه به دست مي آيد که رعايت حجاب و پوشش اسلامي براي زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکليف الهي است. رعايت آن، علاوه بر اين که موجب عمل به دستورات الهي مي شود، شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محجوب و پاکدامن، سير صعودي پيدا کرده و نردبان تعالي و تکامل را يکي پس از ديگري طي خواهد کرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي کند. به اميد روزي که جوامع اسلامي و انساني از تمام آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.

عواقب و آسيب شناسي چشم چراني:
عامل غفلت و فراموشي:

چشم چراني يکي از مصاديق حب دنيا و عامل مهمي براي بروز غفلت از ياد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسي است که انسان در سر راه کمال و سعادت خود دارد و بيداري اولين نياز او براي حرکت در اين مسير است. چشم چراني باعث مي شود که انسان هر چه بيشتر به خواب رود و از بيداري و ياد خدا دور ماند.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چيزي در بدن کم سپاستر از چشم نيست، خواسته اش را ندهيد که شما را از ياد خدا باز مي دارد. لَيْسَ فِي الْبَدَنِ‌ شَيءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَيْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل

اولين گام انحراف عملي:

چشم چراني و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسي است. نگاه هاي آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا مي کند.
حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: چشم چراني، تخم شهوت را در دل مي کارد و چنين کاري براي نگاه کننده کافي است که منشأ فتنه گردد.
نگاه کردن به ناموس ديگران،‌ خواست شيطان است. چشمي که تيرهاي آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب مي کند، محل کمين شيطان است. شيطان از کمان چشم هاي او ناموس ديگران را نشانه مي گيرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ في الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفي بِها لِصاحِبِها فِتْنَ
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تير زهرآلودي از تيرهاي شيطاني است. انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبليسَ ...
پس بايد مراقب چشمان خويش باشيم، تا شيطان از آن براي تخريب ايمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.

حسرت و اندوه طولاني:

امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: چه بسا نگاه هايي که غصه هاي طولاني را در پي دارد . به اين معني که چشم قوي ترين ابزار حسي است . يعني ميدان آستانه تحريک چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريکات حسي را دريافت مي کند و اين دل است که بعد از نگاه به کار مي افتد يعني آنچه را ديده ، مي بيند ، دل طلب مي کند و چون امکان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نمي شود ؛ افسردگي و رنجوري عايد انسان مي شود .
از فحواي حديث رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ که فرمود: همه چشمها روز قيامت گريانند جز سه چشم: چشمي که از ترس خدا بگريد، چشمي که از نامحرم فرونهاده شود، چشمي که در راه خدا (و پاسداري از کيان اسلام) شب زنده دار باشد, فهميده مي شود که علاوه بر حسرت دنيوي, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشيماني چشماني گريان خواهد داشت. کُلُّ عَيْنٍ باکِيَةٌ يَومَ القِيامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعيُنٍ: عَيْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشيَةِ اللهِ وَ عَيْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَيْنٌ باتَت ساهِرَة في سبيلِ الله

به خطر افتادن امنيت و سلامت جامعه:

در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد که فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشکلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت. چشم چراني دام شيطاني، بذر شهوت و رويشگاه فسق و فجور است که دل را مي لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه مي شود.
لذا چشم چراني، اين تير مسموم و زهرآلود شيطاني اگر بدون قيد و بند، رها شود يقيناً سلامت و امنيت طرفين را به خطر مي اندازد، جوان و نوجواني که به کوچه و خيابان راه مي افتد اگر دستور اسلام را رعايت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف ديگر، کساني که بايد حجاب و پوشش اسلامي را رعايت کنند، رعايت نکنند، چشم جوان به صحنه هاي شهوت انگيز خواهد افتاد، و نيروي قدرتمند شهوت به جوشش و غليان آمده و تحريک خواهد شد، درچنين شرايط حساس و خطرناکي، اين جوان، يا بايد به عياشي، فساد و تجاوزگري روي آورد و به خواسته هاي قوه شهواني جواب مثبت دهد، امنيت خود و ديگران را به خطر اندازد، و يا با تخيل و تصور، با حالت افسرده و پريشان، زندگي بيمار گونه خود را ادامه داده آسايش و آرامش خانواده را برهم زند.

ايجاد نگراني و اضطراب :

آنچه از مجموع آيات، روايات و تجربيات کارشناسان به دست مي آيد اين است که: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش هاي اسلامي از جمله حجاب و پوشش اسلامي، رعايت شود از چشم چراني و نگاه هاي آلوده جلوگيري به عمل آيد وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعايت کنند يقيناً زمينه هاي فساد زدوده شده دام هاي شياطين برچيده خواهد شد، آرامش روحي و رواني براي افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنيت در جامعه پديد خواهد آمد. امام علي(ع) مي فرمايد: «کسي که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام مي گيرد.»(19) و نعمتي بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. اين موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلي پيدا کند، جامعه نيز به طبع اعضا و افراد خود، داراي امنيت و آرامش خواهد شد.
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
که هر چه ديده بيند دل کند ياد
اين همه آفت که به تن مي رسد
از نظر تو به شکن مي رسد
ديده فرو پوش چو دُر در صدف
تا نشوي تير بلا را هدف

عذاب اخروي:

علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوي، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر کند، تا وقتي که به حساب مردم رسيدگي کند، سپس امر مي شود که او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَيْنَيْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ القِيامَةِ بِمَساميرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّي يَقْضِيَ بَيْنَ‌ النّاسِ ثُمَّ يُؤمَرُ بِه اِلَي النّارِِِ(20)

چشم پاکي و نتايج آن :

هر يک از اعضاي بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظيفه خاصي بر عهده دارد که اگر بدان وظيفه عمل کرد، ارزشمند است.

چشمي که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زير مي گردد:
1- ديدن شگفتيها:

رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: چشمهايتان را (از نامحرم) بپوشانيد تا عجايب و شگفتيها را ببينيد. غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ

2- راحتي قلب:

امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (22)

3- نيک خويي:‌

همچنين آن حضرت فرمود: کسي که نگهاه هايش کنترل شود، صفاتش نيکو گردد. مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (23)

4- پاداش الهي:

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هر کسي زني را ببيند و بلافاصله ديده اش را به آسمان بدوزد يا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اينکه خداوند حوريان بهشتي را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلي امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِليَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ يَرْتَدَّ اِلَيْهِ بَصَرُهُ حَتّي يُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العينِِ.

5- چشيدن شيريني ايمان:

پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ايماني به او عطا کند که شيريني اش را در دل خويش احساس کند. اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْليسَ‌ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ايماناً يَجِد حَلاوَتَهُ في قَلْبِهِِ .

6- بروز صفت شجاعت:

شجاع ترين مردم کسي است که بر خواهش نفساني اش چيره شود. اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ .

معالجه خوي زشت چشم چراني:

قرآن مجيد حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ را به عنوان قهرمان ميدان «عفاف» مطرح مي کند تا جوانان مسلمان که در پي قهرمان يابي و الگوپذيري هستند، از يوسف ـ عليه السلام ـ که شجاعترين مرد روزگار خود در مخالفت با هواي نفس و شيطان بود پيروي کنند.
نکته شايان توجه در داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ"استمداد" از خداي سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدي اوست که هيچ چيز جز ايمان به پروردگار نمي تواند جلوي نفس سرکش و غريزه نيرومند شهوت را بگيرد.
از اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ سؤال کردند : به کمک چه چيزي مي توان چشم از نامحرم پوشيد؟ پاسخ داد : با خاموش کردن آتش شهوت، زير نظر قدرتمندي که بر مخفيگاهت آگاه است. بما يستعان علي غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلي سَتْرِکَ.
نکته ظريف ديگري که در مسأله ناموس ‌نهفته است و روايات نيز آن را تأييد کرده اند اين است که به هر دستي بدهي به همان دست پس مي گيري، چنان که فرموده اند : آن طور که جزا دهي جزا بيني. «کَما تُدينُ تُدانُ (28) امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ مردي با زني زنا کرد وقتي به خانه خويش آمد، مردي را با زن خود ديد، آن مرد را نزد حضرت موسي آورد و از او شکايت کرد. در آن لحظه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس ديگران تجاوز کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسي به آن دو فرمود: با عفت باشيد تا ناموستان محفوظ بماند.


بنابراين، مؤمن با غيرت هرگز به ناموس ديگران نگاه حرام نمي کند، چرا که نمي خواهد کسي به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر که باشد نظرش در پي ناموس کسان
پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان
شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد: آيا نگاه کردن به پشت سر زنهايي که عبور مي کنند جايز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما اين گونه نگاه کنند، خوشنود مي شويد؟! آنگاه فرمود: براي مردم همان را بخواهيد که براي خود مي خواهيد.
يکي ديگر از راه هاي پيشگيري از انحراف اين است که مؤمن با نامحرم در جاي خلوت اجتماع نکند، چرا که دور از چشم مردم، زمينه لغزش و انحراف فراوان است.
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: آن که به خدا و روز جزا ايمان دارد نبايد در جايي بخوابد که صداي نفس زن نامحرم شنيده مي شود .مَنْ کانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ و اليَوْمِ الاخِرِ فَلا يَبيتَ في مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ امْرأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند که کسي در آنجا نباشد در حالي که ديگري هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند، بايد از آنجا بيرون بروند .
اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ مردي با زني(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردي با زن بيگانه اي خلوت کند، سوّمي آن دو شيطان است .لا يَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا کانَ الشًّيطانُ ثالِثَهُما
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ براي گريز از خطر آلوده شدن و رهايي از دام شيطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، اين گونه رهنمود مي دهد:
اگر يکي از شما زني را ديد و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود که آنچه او ديده است، همسرش نيز دارد و مواظب باشد که شيطان را بر دل خويش راه ندهد و آن که متأهل نيست، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زياد سپاس گويد و صلوات بر پيامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نيز با رحمت خويش او را از راه مباح بي نياز مي گرداند .
به اميد آنکه با ياري خداوند، تمام اعضاي خويش را از آلوده شدن حفظ کنيم و عفت و پاکدامني بر جامعه اسلامي سايه گستر باشد ان شاء الله.

خدای متعال مواهب ارزنده ای را برای همه ما انسانها قرار داده است. از جمله ی این مواهب، نعمتها و مواهب جسمی است.

برای شنیدن گوش،برای استشمام بینی،برای خوردن و چشیدن زبان،برای درک کردن و فهمیدن، قلب را و برای دیدن و نگریستن چشم ها را؛ کمترین انتظاری که خالق مهربان از بندگان خود دارد این است که از مواهب او در مسیر دشمنی با او استفاده نشود.

با گوش؛ آنچه را که او نمی پسندد نشنویم. با زبان آنچه که او راضی نیست را نچشیم و با چشمان با ارزشی که هدیه ی ویژه او برای عبرت گیری و تماشای عالم فرینش است حرامی را مرتکب نشویم.

اما انسانهای غافل، توجهی به این امر ندارند و علیرغم آنکه همه چیز را از جانب خدا می دانند و نسبت به استفاده صحیح از آنها واقف می باشند، در عین حال با نعمت های خدادادی نافرمانی و معصیت خدا را می کنند و به دست خود از آفریدگار بزرگ، فاصله می گیرند.

بحث این نوشتار عمدتاً پیرامون نعمت چشم است. نعمتی که می توان به وسیله آن جهان را به دقت مشاهده کرد و از آن عبرت گرفت و درسهای فراوان آموخت.

می توان با آن نگاه های محبت آمیز را به والدین و فرزندان نثار کرد و به این وسیله تقرب و نزدیکی به خدا یافت.

می توان با آن صفحات نورانی قرآن را مشاهده نمود و از این طریق در درک آیات الهی بهره برد.

اما چرا با این نعمت ارزشمند، گناه می کنیم و خدا را از خود ناراضی می نماییم؟

نگاه آلوده در بیان روایات و احادیث به طور بسیار جدی و صریح مورد نکوهش قرار گرفته است.

امام صادق علیه السلام بارها و بارها نگاه آلوده را به تیر مسموم شیطان تشبیه فرموده اند.
اساساً هر گناهی از جمله گناه چشم که آن را چشم چرانی می نامند، ابتدا با هدف تداوم و تکرار از آدمی سر نمی زند بلکه به عنوان اولین و آخرین بار تلقی می شود. اما با سماجت و حیله گری ابلیس، این گناه به شکل یک عادت زشت و ناپسند در می آید و صفحات طلایی و نورانی کتاب زندگی افراد را کدر می کند و او را از معنویت دور می نماید

حضرت می فرمایند:

"النَّظَرُ سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نَظرَة اَورَثَت حسرة طویلة "

نگاه آلوده؛ تیری است آلوده و زهرآگین که از چله کمان ابلیس رها شده و چه بسا نگاه هایی که حسرت و پشیمانی طولانی در پی داشته باشد.

اساساً هر گناهی از جمله گناه چشم که آن را چشم چرانی می نامند، ابتدا با هدف تداوم و تکرار از دمی سر نمی زند بلکه به عنوان اولین و آخرین بار تلقی می شود.

اما با سماجت و حیله گری ابلیس، این گناه به شکل یک عادت زشت و ناپسند در می آید و صفحات طلایی و نورانی کتاب زندگی افراد را کدر می کند و او را از معنویت دور می نماید.

برخی بر این باورند که می توان تا حدٌ اشباع به صحنه های نا پسند نگاه کرد چرا که فرد پس از حد اشباع به شکل طبیعی از آن فاصله می گیرد!!

غافل از اینکه اگر نفس امّاره، انسان را درگیر گناه آن هم این نوع از گناه کند، هرگز سیری نمی یابد و لحظه به لحظه بر عطش آن افزوده می شود.

اسلام اصل صیانت را برای سالکان وادی عبادت پیشنهاد می نماید. بدین معنا که خود را نگه داریم و دامانمان را آلوده ی به گناه نکنیم تا نخواهیم به رفع و دفع شرور شیطان فکر کنیم.

به تعبیری اسلام بیش از درمان به پیشگیری توصیه می کند.

اما آثار مخرب گناه چشم بسیار فراوان است.

حضرت عیسی بن مریم (علیهماالسلام) می فرمایند:

"ایاکم و النظرة فَاِنَّها تَررَعُ فی قلب صاحبها الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة"

برحذر باشید از نگاه آلوده. پس همانا نگاه حرام در قلب انسانِ چشم چران، بذر شهوت می کارد و برای این که شخصی گرفتار در فتنه شود همین کافی است.

اگر کسی به فضایی برای ابتلا به این گناهِ شوم دسترسی دارد؛ باید از اساس آن فضا و شرایط را از بین ببرد.

اگر جوانی در تلفن همراه خود تصاویری که مورد رضای خدا نیست را ذخیره کرده، صرفاً به خاطر اینکه به نیازهای کاذب و لذّت های زودگذر خود پاسخ مثبت دهد، باید شجاعانه آثار آن را محو کند و راه نفوذ شیطان را مسدود نماید.

اگر به ماهواره و صفحات نامناسب اینترنت دسترسی دارد، بی ملاحظه و بدون درنگ باید از آن فاصله بگیرد و خود را از لوث گناه دور نگه دارد.

اگر در ارتباطات فامیلی و دوستانه و یا در فضای جامعه و روابط با نامحرمان است ،برای اسیر شدن در دام نگاه های بیمار، باید با قوت و شهامت بر روابط خود مدیریت کند و زمینه ی تسلط شیطان را بر خود و روابط فی ما بین خود و دیگران غیر ممکن سازد.

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند:

"... فَمَن تَرکَهاًَ حوفاً من الله اعطاهُ الله ایماناً یَجِدُ حلاوَتََهُ فی قلبه"

هر کس از بیم خدا نگاه خود را از حرام نگه دارد، خدای متعال هم به او ایمانی خواهد داد که شیرینی آن را در قلب خود خواهد چشید.

چشم - گوش - زبان

ذهن و تفکر و طرز کار مغز

انسان با اینها سر وکار دارد و باید مراقب آنها باشد و آنها را کنترل کند.

من این کلام را  هرروز و هر لحظه به کار میبرم:

خدایایک لحظه مرا به حال خود وامگذار وخدایا از من مراقبت کن و کمکم کن

(من شخصا" تجربیاتی دارم که فقط و فقط خدا کمکم کرده است؛

وشاید بعضی ها نظرشان اینست که ضمیر باطن پاکشان یا وجدان بیدارشان کمک کرده است)

هرکسی هر نظری میده همه آنها قابل احترام هست در هر صحبتی تامل  هست و نکته هست وزیبا و پند آموز.

 

مهم این است که ما به یک چیزی اعتقاد داریم و ایمان داریم و قبول میکنیم وآن را باور داریم ،اول باید از خدا بخواهیم چون فقط وفقط باذکر خدا دلها آرام میگیرد،بعد خودانسان ؛شامل خودسازی و تربیت و...

خالق محمدی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 11:20  توسط محمدی  | 

مطالب قدیمی‌تر