X
تبلیغات
.: مقالات :.

.: مقالات :.

چگونه خدا را شکر کنیم

چگونه خدا را شکر کنیم

سپاسگزاری اقسامی دارد: 1. "شکر قلب‌"; یعنی اندیشه کردن درباره نعمت‌; 2. "شکر زبان‌"; یعنی ثنا گفتن برای نعمت دهنده‌; 3. "شکر سایر اعضا"; یعنی همه اعضا و جوارح انسان به وظایف و تکالیف‌شان عمل کنند.
قرآن کریم می‌فرماید: "اعْمَلُوَّاْ ءَال‌َ دَاوُدَ شُکْرًا; (سبا، 13) ای آل داود، شکر ]این همه نعمت را[ به‌جای آورید." شکر بیشتر از مقوله "عمل‌" است و باید آن را در لابه‌لای اعمال انسان دریافت و شاید به همین علت‌، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است‌: "قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُون‌َ ; (ملک‌، 24) کم‌تر شکر او را به‌جای می‌آورید."; "وَ قَلِیل‌ٌ مِّن‌ْ عِبَادِی‌َ الشَّکُورُ ; (سبا، 13) اما عده کمی از بندگان من شکر گذارند." و در آیه 73 سوره نمل نیز می‌فرماید: " وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون‌َ ;(نمل‌، 73) بیشتر آن‌ها شکرگزاری نمی‌کنند." از طرف دیگز، با توجه به این نکته که نعمت‌های خداوند که سر تا پای وجود انسان را احاطه کرده‌، آن‌قدر زیاد است که قابل شماره نیست‌، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعی‌اش در برابر تمام نعمت‌ها به گونه‌ای که همه را بدون استثنا در طریق بندگی خدا ـ که نعمت‌ها برای آن آفریده شده است ـ به کار گیرد کم‌تر یافت می‌شود.
به تعبیر دیگر و به گفته بعضی از مفسران بزرگ‌، "شکر مطلق‌" آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد; بی هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد; بدون هیچ‌گونه معصیت‌; و اطاعت فرمان او کند خالی از هرگونه سرپیچی‌; و مسلم است که این اوصاف در کم‌تر کسی جمع می‌شود.
در حدیثی از امام صادق‌می‌خوانیم‌: "شکر النعمة اجتناب المحارم‌; شکر نعمت‌، پرهیز از گناه است‌." در حدیث دیگری کسی از این امام بزرگوار پرسید: "آیا شکر پروردگار حدی دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود؟" فرمود: "آری‌" پرسید: "چگونه‌؟" فرمود: "خدا را بر تمام نعمت‌هایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند و اگر در اموالی که به او داده حقی باشد ادا کند."(ر.ک‌: اصول کافی‌، شیخ کلینی‌;، ج 2، باب الشکر، ح 12، 10، 27، داراحیأ التراث العربی‌.)
توجه به این نکته نیز ضروری است که تشکر و قدردانی از کسانی که وسیله نعمتی برای انسان هستند نیز شعبه‌ای از شکر خداست‌.(ر.ک‌: تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 18، ص 51، دارالکتب الاسلامیة‌.)
راه تقویت این صفت خصوصاً در مقابل خدای متعال توجه به نکات زیر می‌باشد.
1. در منطق قرآن خدای متعال بی نیاز از تشکر ماست و شکر ما در واقع‌، منفعتش به سوی خود ما باز می‌گردد یعنی کاری است جهت تأمین منافع خودمان‌، لذا توجه به این نکته حسن منفعت خواهی ما را تقویت نموده و شکرگویی را بیشتر می‌کند.
"وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه‌;(نمل‌،40) هر کس شکر کند به سود خود شکر کرده است‌.
2. توجه به نعمت‌های الهی‌.
یکی از راه‌های تقویت حس شکرگزاری‌، توجه به نعمت‌های الهی است نعمت‌های بی پایانی که او به ما ارزانی داشته که اگر بخواهیم شماره کنیم هرگز نمی‌توانیم‌. قرآن مجید در آیه 14 نحل می‌فرماید:
او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید وسائل زینتی و کشتی‌ها برای بهره‌وری از فضل خدا در خدمت شماست لَعَلَّکُم‌ْ تَشْکُرُون توجه به این همه نعمت‌ها، حس شکرگزاری را در شما زنده می‌کند.(تفسیر نمونه‌، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 11، ص 181.)
3. استفاده از ابزار شناخت سوره نحل آیه‌، 78
می‌فرماید خدا شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ نمی‌دانستید اما برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را به جا آورید. چشم و گوش و عقل ابزار شناخت انسان است و استفاده صحیح از آن‌ها زمینه را برای شکر آماده می‌سازد.(همان‌، ج 11، ص 338.)
4. توجه به این نکته که شکر باعث زیادی نعمت می‌شود خود باعث تقویت حس شکرگزاری انسان می‌شود.
قرآن مجید در سوره ابراهیم‌، 7 می‌فرماید: "لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَ ?َزِیدَنَّکُم‌;(ابراهیم‌،7) شکر نعمت نعمتت افزون کند."
5. الگو پذیری از صالحان و انبیأ، یکی دیگر از راه‌های تقویت حس شکرگزاری پیروی از پاکان و انبیای الهی است که در همه لحظات زندگی و در برابر همه نعمت‌های الهی‌، کوچک و بزرگ‌، شاکر بودند و قرآن از آن‌ها با صفت شکرگزار تجلیل می‌کند و نه تنها از آن‌ها می‌خواهد که شاکر باشد که می‌گوید شکور یعنی مبالغه در شکر خیلی شکر بگویید.(تفسیر موضوعی قرآن‌، آیة الله جوادی‌، ح 7، ص 469.)

یکی از ستایش هایی که خداوند در قرآن از انبیاء (ع) دارد، داشتن روحیۀ شکر گزاری است. مثلاً در بارۀ حضرت نوح(ع) با آن همه صبر و استقامتی که در برابر بی وفائی همسر، فرزند و مردم متحمل شد، خداوند از شکر او یاد کرده و او را عبد شکور می نامد. "کان عبداً شکوراً" (اسراء، آیه 3)
البته توفیق شکر خداوند را باید از خدا خواست، زیرا همه چیز از ناحیۀ اوست و "توفیق" نیز "من الله" است. همانگونه که حضرت سلیمان (ع) از او چنین درخواست می کند: "رب اوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علیّ" (نمل، آیه 19)؛ یعنی خدایا به من الهام و عشق و علاقه نسبت به شکر نعمت هایت، مرحمت فرما.
ما غالباً تنها به نعمت هائی که هر روز با آنها سر و کار داریم توجه می کنیم و از بسیاری نعمت های آشکار و مخفیۀ دیگر، غافل هستیم، از جمله:
- آنچه از طریق نیاکان و وراثت به ما رسیده است.
- هزاران بلا و گرفتاری که به لطف الهی هر آن و لحظه از ما دور می شود.
- نعمت های معنوی، مانند ایمان به خدا و اولیای او، یا تنفر از کفر و فسق و گناه، که خداوند در قرآن از آن چنین یاد کرده است: "حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان" (حجرات، آیه 7)
در حدیث می خوانیم: "هر گاه نعمتی از نعمت های الهی را یاد کردید (به شما روی آورد)، به شکرانۀ آن صورت بر زمین گذارده و سجده کنید، حتی اگر سوار بر اسب (مرکب) هستید، پیاده شده و این کار را انجام دهید و اگر ممکن نیست و نمی توانید، صورت خود را بر بلندی زین اسب (مرکب) قرار دهید و اگر این کار را هم نمی توانید، صورت را بر کف دست قرار داده و خدا را شکر کنید." (کافی، باب شکر، حدیث 25)
شکر الهی گاهی با زبان و گفتار است و گاهی با عمل و رفتار ...
یکی از مصادیق شکر عملی، نماز است، نماز، بهترین نمونۀ شکر خداوند است. خداوند به پیامبرش فرمود: به شکرانۀ انکه ما به تو "کوثر" و خیر کثیر عطا کردیم، نماز برپا کن. "انا اعطیناک الکوثر؛ فصل لربک وانحر" (کوثر، آیات 1 – 2)

اگر توجه ما بر رنج متمرکز باشد ٬آنگاه رنجمان بیش از آنچه که هست به نظر می آید . بهتر است در میان رنجهایمان ٬ نعمتها و داشته هایمان را بر شماریم . ما معمولا فقط در یک قسمت از زندگی رنج میبریم . بنابراین چیزهای بسیار دیگری هست که باید از داشتن آنها شکرگزار باشیم . کاغذی بردارید و همه برکاتی را که هنوز از آنها برخوردارید بنویسید . اگر نعمتها و برکاتمان را بشماریم رنجمان کاهش میابد.

در همه شرایط زندگی بیایید از خدا تشکر کنیم . بیایید این شکرگزاری را به صورت یک عادت درآوریم . در هر گام و هر کار ٬ خدا را شکر کنیم . حتی در میان ترس ونومیدی ٬ تشویش واضطراب ٬ نومیدی وافسردگی ٬ بگذاریم که این کلمات از اعماق قلبمان برخیزد : ((خدایا متشکرم ٬ خدایا تو را شکر میگزارم .)) و آنگاه از آرامشی شگفت انگیز لبریز خواهیم شد . وقتی که در تمام اوقات ٬ تلخ یا شیرین از خدا تشکر میکنیم ٬ نردبانی از آگاهی برای خود میسازیم که ما را به قله آرامش رهنمون خواهد کرد . در هر وضعی که باشید ٬ هر رنجی که گرفتارش باشید ٬ خدا را شکر گزارید. با این کار قلبتان منبسط میشود و برای دریافت نیروهای یاری دهنده و شفابخش خدا آماده تر میشوید . در واقع هر انسانی نیاز به عمل دارد ٬ نه به کیش ها و آیین ها و مکتب های اخلاقی مختلف.

اگر همه ما ایمان داشته باشیم که خدا بر همه اعمال ما ناظر است ٬ از بسیاری کارهای غلط و آسیب زننده اجتناب میکردیم . ثمره چنین اعمالی است که بسیاری از رنجهای زندگی را به وجود می آورد . در واقع هر عملی دارای عکس العملی است . اگر عملی ناپسند و مضر انجام دهیم ٬ عکس العمل مضر و ناخوشایند دریافت خواهیم کرد و اگر کار نیکی انجام دهیم ثمره آن را به صورت نیکی دریافت خواهیم کرد . این قانون عمل و عکس العمل ـ قانون کارما ـ نام دارد. خداوند قوانین متعددی برای گردش منظم و دقیق هستی وضع کرده است .برخی از این قوانین به گردش امور طبیعت مانند قانون جاذبه زمین ٬ یا سیستم گردش خون در بدن انسان و... مربوط میشوند ٬ اما قانون ـ کارما ـ بر سراسر جهان هستی و تمام امور زندگی از کوچک و بزرگ ٬ عیان و نهان حکم میراند و بسیار دقیق عمل میکند . قانون ـ کارما ـ دارای اصولی طبیعی و جهانشمول است . بنابر یکی از اصول این قانون ٬ به هر چه بیندیشید همانطور خواهید شد . اگر به افکار پاک بیندیشید ٬ فردی پاک خواهید شد . اگر به بیماری جسمتان بیندیشید ٬ بیمار خواهید شد .قانون ـ کارما ـ فقط یکی از قوانین خداست و خدا همان عشق است . عشق هرگز کسی را مجازات نمیکند وکیفر نمی دهد ٬ اما پیوسته میخواهد شاهد رشد و کمال انسانها باشد . بنابراین این قانون ما را در محیطی قرار می دهد که از این فرصت رشد و تکامل شخصیت برخوردار باشیم و درد و رنج ٬ ابزار این رشد هستند .

دومین اصل قانون ـ کارما ـ میگوید : هر جه بکارید ٬ برداشت خواهید کرد . پس هیشه به افکار خوب بیندیشید . همیشه اعمال نیک انجام دهید . خدمت کنید ٬ محبت کنید ٬ بدهید ٬ ببخشید . به افراد بیشتری شادی ببخشید و بعد شادی به شما باز خواهد گشت . قانون ـ کارما ـ میگوید که نباید دروغ بگوییم ٬ دزدی کنیم ٬ از دیگران انتقاد کنیم ٬ بدگویی کنیم ٬ با شیوه های نادرست چیزی را به دست آوریم ٬ حق دیگران را تصاحب کنیم ٬ دیگران را فریب دهیم . وقتی که دیگران را فریب دهیم ٬ در واقع خودمان را فریب می دهیم ٬ چرا که قانون ـ کارما ـ را علیه خود فعال کرده ایم .

       شکر نعمت نعمتت افزون کند...

دیشب به آیه ای از قرآن کریم برخوردم که در مورد شکرو کفران نعمت سخن گفته بود، آیه ی 7 سوره ی ابراهیم ، در ذیل آیه تفسیری نوشته بود که برام جالب بود.

گوشه ای از تفسیر این آیه:

بدون شک خداوند در برابر نعمت هایی که به ما می بخشد، نیازی به شکر ما ندارد، و اگر به شکرگزاری دستور داده، برای باز افزایی آن نعمت هاست. مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست تا روشن شود که رابطه ی آن با افزونی نعمت چیست و چگونه می تواند خود یک عامل تربیتی باشد. حقیقت شکر،تنها تشکر زبانی مانند گفتن "الحمدلله"و مانند آن نیست بلکه شکر دارای سه مرحله است : نخست آن که به دقت بیندیشیم که بخشنده ی نعمت کیست و به او توجه کنیم. دومین مرحله ، شکر زبانی است. مرحله ی سوم که از همه مهم تر است، شکر عملی است ، یعنی اینکه درست بیندیشیم که هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است و آن را در مورد خودش به کار گیریم که اگر چنین نکنیم ، کفران نعمت کرده ایم. آری اگر نعمت چشم را در راه دیدن نشانه های الهی ، نعمت گوش را در راه شنیدن آیات خدا، نعمت عقل را در راه شناخت آفریدگار هستی و به طور کلی هر نعمتی را در مسیر خود مصرف کردیم، خداوند را شکر کرده ایم، اما اگر همین نعمت ها وسیله ای برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی از خدا شد، مسلماً کفران نعمت کرده ایم، اگر چه همواره با زبان ، خدا را شکر کنیم. امام صادق (ع)می فرماید:" کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی ، بدون آن که حدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد، و به آنچه خدا به تو اعطا کرده ، راضی باشی و آن را وسیله ی نافرمانی او قرار ندهی و با امر ونهی و با استفاده از نعمتهایش مخالفت نکنی"

از این جا روشن می شود که شیوه ی شکر کردن برای قدرت و علم و نیروی فکر و اندیشه و نفوذ اجتماعی و مال و ثروت و سلامت و تندرستی کدام است و کفران آن چگونه است. در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم " شکر نعمت ، پرهیز از گناهان است" همچنین از ایجاد رابطه ی میان شکر و فزونی نعمت روشن می شود. هر گاه انسان ها نعمت های خدا را درست در همان هدف های واقعی نعمت صرف کنند، در عمل ثابت می کنند که لیاقت و شایستگی سبب فیض بیشتر و موهبت افزون تر می گردد. در برابر این گروه ، افراد نالایق و ناشایستی هستند که حتی نعمتی که در اختیار دارند، برای آنان اضافی است، تا چه رسد به فزونی نعمت.

 

ای کریمی که از خزانه غیب گبـر و ترسا وظیفه‌خور داری

دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز وردق در برگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بحر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

انسان باید غافل از گذشته و حال نباشد وهمواره به شرایط ،آگاهی خویش را توسعه بدهد.وهمواره فضا را بسته نبیند وهمواره دید وسیعی داشته باشد.

 خالق محمدی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 14:33  توسط محمدی  | 

بودا کیست وعقایدش چیست و بودیسم کیست؟


بودا کیست وعقایدش چیست؟

بنابر داستان‌های بودایی سیدارتا در نپال کنونی بدنیا آمده. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخهایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنجها و کاستیهای زندگی آشنایی نیابد.با اینحال سیدارتا از کاخ گریخت و با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را کنار نهاده و به جستجوی حقیقت بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگلها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیگرفت.
سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به مد ی تیشن نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به بیداری رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده است.هنگامى که بودا به حقیقت دست یافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را که از وى روى برتافته بودند، بیابد. او مى اندیشید که این پنج تن مانند وى در جستجوى حقیقتند و تعلیم دادن ایشان از سایر مردم آسانتر است .و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را دید که در میان بیشه اى نزدیک شهر نشسته اند و با هم سخن مى گویند.هنگامى که چشم آنان به بودا افتاد، به یکدیگر گفتند: (این سیدارتاست که مى آید؛ همان که دست از رهبانیت کشید؛ خوب است به او کارى نداشته باشیم(.اما چون بودا به آنان نزدیک شد به وى سلام کردند و از او خواستند در کنارشان بنشیند. آنگاه از وى پرسیدند:(سرانجام ، حقیقتى را که مى جستى ، یافتى ؟) بودا گفت : (آرى ، آن را یافتم(.راهبان گفتند: (پس به ما بگو حقیقت و حکمت و راز هستى چیست ؟) بودا پرسید: (آیا شما به کارما یعنى قانون کردار ایمان دارید؟) گفتند: (آرى .) بودا گفت : پس بدانید که همان سرآغاز حکمت و آگاهى از حقیقت است . از نیکو نیکو پدید مى آید و از بد بد. این نخستین قانون زندگى است و همه چیزهاى دیگر بر این قانون استوار است . گفتند: (این که تازگى ندارد.) گفت : (اگر چنین است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نیست ).راهبان پرسیدند: (چگونه ؟) بودا پاسخ داد: (زیرا آب همیشه سراشیبى مى رود، آتش همیشه داغ است و یخ همواره سرد. اگر براى همه خدایان هندوستان هم دعا کنیم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و یخ گرم نمى شود. زیرا در زندگى قانونهایى یافت مى شود که همه چیز بر آنها استوار است . از این رو، کارى که انجام گرفت ، قابل ابطال نیست و دعا و قربانى براى خدایان نیز سودى ندارد.)آنان با این سخن موافقت کردند و بودا افزود: (اگر این سخن درست است ، کتاب وداها که به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نیست و برخلاف گفته پیشوایان دینى ، من اعلام مى کنم که وداها مقدس ‍ نیستند.)راهبان از این جراءت بسیار شگفت زده شدند و از بودا پرسیدند: (تو مى گویى برهما هنگام آفریدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسیم نکرده است ؟) پاسخ داد: اصلا من باور ندارم برهما چیزى را آفریده باشد تا جهان آفریده او باشد. آنان پرسیدند: (پس جهان ساخته کیست ؟) بودا پاسخ داد: (به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چیز است که بایستى از آن پرهیز کرد: یکى زندگانى پر از لذت که زاییده خودخواهى و فرومایگى است و دیگر زندگى پر از رنج و خود آزارى که آن نیز سودى ندارد و هیچ یک از این دو به نیکبختى منجر نمى شود. سرانجام راهبان از بودا پرسیدند: (پس راه درست کدام است ؟) پاسخ داد: (راه میانه ، میان لذت و رنج است که از راه هشتگانه به دست مى آید.بودا در مدت 40 سال با مسافرتهاى فراوان ، آیین خود را در سراسر هندوستان تبلیغ کرد و به تربیت شاگردان همت گماشت که برجسته ترین آنان آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال 483 ق .م . به نیروانا پیوست .بودا می گفت که علت رنج کشیدن ،تمنا است ؛تمنا و تمایل به زندگی و بدست آوردن چیزهای بسیاراحساسات قدرتمندی چون عشق دنیوی ، نیز باعث رنج کشیدن می‌شودبه دنبال این طرز تفکر ، بودا چهار اصل را بنیان گذارداول آنکه رنج جزء جدایی ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است : تولد ، بیماری ، پیری و مرگدوم ، تمنا باعث رنج استسوم ، برای غلبه بر درد و رنج می بایست از تمامی تمنا ها وخودخواهی ها دور شدچهارمین اصل به بیان چگونگی دست یافتن به سه اصل قبلی پرداخته استروشی که بودا به تعلیم عقاید خود می پراخت به "راه هشتگانه" شهرت داردکه طبق آن می بایست هشت عمل صحیح را پیش گرفتپندار نیکهدف درستگفتار نیکرفتار نیکشغل درستتلاش صحیحتفکر صحیحو مد ی تیشنبودا بقیه عمر را به مسافرت و نشر افکار خود پرداخت و مردم هند را تعلیم دادوی طبقه بندی مردم را بر اساس اصول مذهب هندو مردود می دانستاز آنجا که پیروی از آیین هشتگانه بودا در میان مردم مشکل استراهبان بودایی به رهبانیت و ترک دنیا می پردازندهدف روحانیون مذهب بودا ، رسیدن به "نیروانا" یا همان عالم صلح و آرامش و آسودگی از رنج استاز جمله عقاید بودایی هازندگی مکرر انسان یا تناسخ استو معتقدند که انسان پس از مرگ ، دوباره متولد می‌شود بدین ترتیب هر زندگی بعدی ، عذاب یا پاداش زندگی قبلی خواهد بودیکی از عقاید و تعالیم مهم بودا آن است که نباید هیچ موجودی را از میان بردزیرا هر موجودی به تدریج و با توالی چندین زندگانی از حشره تا یک انسان کامل ، زندگی خواهد کردپس هر نوع از حیات ، مقدس استبودا هرگز ادعای پیامبری نکرد و تنها خود را یک معلم می دانست که راه صحیح زندگی را به مردم می آموزدبه همین علت بودایی ها به عبادت خدا نمی پردازندبلکه سعی در رسیدن به نیروانا دارندبودا به مردم می آموخت که بایدبه افکار خود طوری جهت دهند که تنها به اعمال درست و پسندیده بیندیشندبتوانند احساسات خود را کنترل کنند و قدرت امتناع از انجام گناه را تقویت نماینددر معابد بوداییان مجسمه های بزرگی از بودا وجود دارد که چهار زانو نشسته استبوداییان در برابر این مجسمه ها می نشینند تا به سبک بودا مد ی تیشن کننداین نوع نشستن در برابر این مجسمه ها به غلط پرستش بودا یا بت پرستی انگاشته شده است.تعالیم بودا در سه بخش گردآوری شده استبخش اول قوانینی برای راهبان، بخش دوم پندهای بودا،و بخش سوم نحوه تفکر بوداییانراهبان بودایی لباسی گشاد (احرام گونه) از پارچه ای نارنجی مایل به زرد (زعفرانی) می پوشند و پابرهنه راه می روندآنان سر خود را می تراشند و کاسه گدایی در دست می گیرند و در آن هدایای سایر بوداییان را حمل می کنند.بودایی ها در تعریف آیین خود می گویند ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار می‌شود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است . هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد . درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد. این حقایق عبارتند از: ۱. به رسمیت شناختن وجود رنج. ۲. اینکه دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. ۳. و اینکه بریدن از رنجها دستیافتنی است. ۴. و درک اینکه راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی وجود دارد .برای درک عمق اشتباه آیین بودا چند آموزه از ارد بزرگ در پی می آورم که که تامل بر آنها خود گواه دوری از حقیقت پیروان آیین بودا است :- زندگی رنج و درد نیست هدیه ایی است برای شاد بودن . مادر گیتی جام زهر بر دهان کودک خویش نمی گذارد چون او می پروراند برای بهروزی و خوشبختی .- بی پایبندی به نظم در گیتی ، ویژگی آدمهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند.- زندگی ، پیشکشی است برای شاد زیستن .بودایی ها می گویند : آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل تشخیص این بیماری بعنوان بیماری رنج در انسانهاست. حقیقت دوم دلبستگیها را بعنوان باعث و بانی این بیماری بازمیشناسد. سومین حقیقت شرایط را سنجیده و اعلام می‌کند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است.می دانیم که آب سرچشمه ، همیشه زلال تر از رودخانه است حال چطور در آیین بودا انسان از آغاز بیمار نامیده می شود ؟! این به معنای نفی نفس پاکی انسان های بی گناه است آیا بودا می گوید گناهان ما با تولد از زندگی های پیشین همراهمان هست و تا به حقیقت رنج نرسیم پاک نمی شویم ؟! فاصله آموزهای بودای شرقی با ارد بزرگ ایرانی از آسمان تا زمین است ببینید ارد بزرگ چه می گوید :- شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد .- آنکه نگاه و سخنش لبریز از شادی ست در دوران سختی نیز ماهی های بزرگتری از آب می گیرد .- بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند .- صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند می گویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی می گردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است ! حال آنکه هدف آدمی از زیستن پیشرفت و درک زوایای پنهان دانش است .- بجای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد .بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای رسیدن به ساحل رستگاری )موکشا) به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش می‌شود. به این روی این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.پس کمال مطلوب آیین بودا رسیدن به خاموشی و در واقع بی نیازی فردیست حال اگر این مسئله تعمیق و گسترش یابد این پرسش ایجاد می شود که آیا این افکار ما را آسیب پذیر در مقابل وحشیگری کشورهای استعمار گر و متجاوز نمی کند ؟! . سرزمینی که مردمش به خاموشی رسیده باشند مانند هندوستان که تا همین چندی پیش طعم تلخ استعمار و بردگی را نیز تجربه می کرد در نکبت و زبونی خواهند بود . به قول ارد بزرگ :- مردمی که نگاه ملی و آرزوهای خویش را به فراموشی سپرده اند ، همچون بیماران آسیب پذیرند .از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخه زاد و مرگ رهایی یابیم باید گرایش‌های نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همه موجودات و بندگان می‌شود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم .بزرگترین اشتباه پیروان آیین بودا در این است که آنها سعی دارند افکار تنهایان و ریاضت کشان کوههای هیمالیا را عمومی سازند . باید به آنها گفت ملت ها بی پناه و آسیب پذیرند آنچه آنها را حفظ می کند خموشی و گوشه نشینی و انزوای فردی نیست ، بلکه یگانگی ، دوستی و سعی در جهت پیشرفت دانش و فرهنگ است .ایران همواره سرزمین عملگرایان و خردمندان بوده است . و خردمند از درون و عمق تنهایی خویش سخن نمی گوید او کلی نگر است نه جزئی نگر ! به گفته ارد بزرگ : ایرانیان پیشرو ، نه در تنهایی خاور گرفتار آمدند و نه در افزون خواهی باختر . آنچه ایرانیان را سربلند و پیش آهنگ نموده : خردورزی ، راستی و کار است .   از هر پنج نفر مردمان جهان ، یک نفر معتقد به تعالیم بوداست . بودا در قرن ششم قبل از میلاد می زیست . در حقیقت "بودا" یک لقب است به معنی "فرد منورالفکر" یا به عبارتی "فردی که درک بالایی دارد" . اسم واقعی بودا ، سیدارتا از خاندان گوآتاما بود . وی فرزند رئیس قبیله ای در شمال هند بود و خود و تمام خانواده اش هندو مذهب بودند . بودا در ناز و نعمت بزرگ شد و چیزی از جهان پیرامون خود نمی دانست . تا آنکه پا به سنین جوانی گذاشت . در آن زمان با سه واقعه مواجه شد که این سه واقعه تمام زندگی وی را متحول کردند : مردی بسیار پیر و ناتوان به واسطه کهولت سن ، مردی پیر که دچار بیماری بسیار سختی بود)احتمالاً جذام) و یک جسد .   وی با دیدن این مناظر تصمیم گرفت تا راهی برای کمک به مردمانش بیابد و معنای واقعی زندگی را پیدا کند . بدین ترتیب علی رغم آنکه ازدواج کرده و یک پسر نیز داشت ، خانواده را ترک گفت و زندگی خود را وقف یافتن راهی برای فائق آمدن بر مشکلات مردمانش کرد . در ابتدا او به نزد دو روحانی هندو رفت ، اما آنها نتوانستند به سؤالاتش در مورد ریاضت پاسخ دهند . سپس بودا سعی کرد تا مانند یک راهب هندو زندگی کند و شش سال این کار را ادامه داد و بدترین ریاضتها و شکنجه ها را تحمل نمود تا در برابر دردها ومصائب روزگار مقاوم شود ، اما در نهایت آن را بی فایده یافت . بالاخره آن قدر زیر درخت سایه گسترش نشست تا به نور معرفت رسید و جواب سؤالش را یافت .   بودا می گفت که علت رنج کشیدن ، هوس است ؛ هوس و تمایل به زندگی و بدست آوردن چیزهای بسیار . احساسات قدرتمندی چون عشق دنیوی ، نیز باعث رنج کشیدن می‌شود . به دنبال این طرز تفکر ، بودا چهار اصل را بنیان گذارد . اول آنکه رنج جزء جدایی ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است : تولد ، بیماری ، پیری و مرگ. دوم ، هوس باعث رنج است . سوم ، برای غلبه بر درد و رنج می بایست از تمامی هوسها وخودخواهی ها دور شد . چهارمین اصل به بیان چگونگی دست یافتن به سه اصل قبلی پرداخته است . روشی که بودا به تعلیم عقاید خود می پراخت به "راه هشتگانه" شهرت دارد که طبق آن می بایست هشت عمل صحیح را پیش گرفت : پندار نیک ، هدف درست ، گفتار نیک ، رفتار نیک ، شغل درست ، تلاش صحیح ، تفکر صحیح و مراقبه (Meditaion )   بودا بقیه عمر را به مسافرت و نشر افکار خود پرداخت و مردم هند را تعلیم داد . وی طبقه بندی مردم را بر اساس اصول مذهب هندو مردود می دانست . از آنجا که پیروی از آیین هشتگانه بودا در میان مردم مشکل است ، راهبان بودایی به رهبانیت و ترک دنیا می پردازند . بودا در سن 80 سالگی در گذشت . هدف روحانیون مذهب بودا ، رسیدن به "نیروانا" یا همان عالم صلح و آرامش و آسودگی از رنج است . از جمله عقاید بودایی ها ، زندگی مکرر انسان یا تناسخ است و معتقدند که انسان پس از مرگ ، دوباره متولد می‌شود . بدین ترتیب هر زندگی بعدی ، عذاب یا پاداش زندگی قبلی خواهد بود . یکی از عقاید و تعالیم مهم بودا آن است که نباید هیچ موجودی را از میان برد ، زیرا هر موجودی به تدریج و با توالی چندین زندگانی از حشره تا یک انسان کامل ، زندگی خواهد کرد . پس هر نوع از حیات ، مقدس است . بودا هرگز ادعای پیامبری نکرد و تنها خود را یک معلم می دانست که راه صحیح زندگی را به مردم می آموزد . به همین علت بودایی ها به عبادت خدا نمی پردازند، بلکه سعی در رسیدن به نیروانا دارند .   بودا به مردم می آموخت که باید به افکار خود طوری جهت دهند که تنها به اعمال درست و پسندیده بیندیشند ، بتوانند احساسات خود را کنترل کنند و قدرت امتناع از انجام گناه را تقویت نمایند . در معابد بوداییان مجسمه های بزرگی از بودا وجود دارد که چهار زانو نشسته است . بوداییان در برابر این مجسمه ها می نشینند تا به سبک بودا مراقبه کنند . این نوع نشستن در برابر این مجسمه ها به غلط پرستش بودا یا بت پرستی انگاشته شده است . تعالیم بودا در سه بخش گردآوری شده است . بخش اول قوانینی برای راهبان ، بخش دوم پندهای بودا و بخش سوم نحوه تفکر بوداییان . راهبان بودایی لباسی گشاد (احرام گونه) از پارچه ای نارنجی مایل به زرد (زعفرانی) می پوشند و پابرهنه راه می روند . آنان سر خود را می تراشند و کاسه گدایی در دست می گیرند و در آن هدایای سایر بوداییان را حمل می کنند .   این طرز تفکر و به اصطلاح آیین ، در زمان حیات بودا به طور وسیعی در مرکز شبه قاره هند توسعه یافت . در 250 قبل از میلاد امپراتور آشوکا بودایی شد و سعی در حکومت طبق آیین بودا کرد و مبلغینی را به سایر کشورها اعزام نمود . به همین علت مردمان سری لانکا ، برمه ، لائوس ، تایلند و کامبوج عمدتاً بودایی هستند . بودیسم در تبت به نام "لامایی گری" شهرت دارد و در چین با تعالیم کنفوسیوس در هم آمیخته است . در ژاپن نیز مذهب شینتو با بودیسم مخلوط شده است . جای تعجب است که امروزه تعداد بسیار کمی در هند باقی مانده ، هر چند که این کشور منشاء بودیسم بوده است . شاید بتوان گفت که بودیسم در هند به تدریج در مذهب هند و تحلیل رفته است .     آئین بودایی بوداگرایی دین و فلسفهای مبتنی بر آموزههای سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیسته است.بوداگرایی بتدریج از هندوستان به سراسر آسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. بوداگرایی به عنوان دین پاکان یا Ārya dhrama در نظر گرفته میشد و یکی از ادیان شرمنی موجود است و با ۳۵۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به شمار میآید. بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد.آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.اخلاقیات بوداگرایانه بر بن-پایه های بی گزندی و رواداری برپا شده است.بوداییان همواره از روشهای درون پویی برای یافتن بینش نسبت به کارکردهای بنیادین روان آدمی و فرایندهای علّی جهان بهره میگیرند.آثار نوشتاری بوداگرایی بسیارند و بخش ارزندهای از ادبیات دینی جهان بشمار میروند.  _________ آموزههای بوداچکیده آموزه بودا اینست:ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است.(و این رنج زمانی پایان مییابد که دیگر منی ؛یا درک کنندهای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد(نگارنده)). هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد.درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد. این حقایق عبارتاند از:به رسمیت شناختن وجود رنج. دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. بریدن از رنجها دست یافتنی است. راهی برای رسیدن به جایگاه بیرنجی وجود دارد. این راه، راه اصیل هشتگانه نام دارد زیرا عوامل سازنده آن این هشت اصل هستند:گفتار درست کردار درست معاش درست کوشش درست توجه درست تمرکز درست جهانبینی درست پندار درست آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند:کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل تشخیص این بیماری بهعنوان بیماری رنج در انسانهاست. حقیقت دوم دلبستگیها را بهعنوان باعث و بانی این بیماری باز میشناسد. سومین حقیقت شرایط را سنجیده و اعلام میکند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است.درک این حقایق و اصول، به تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همه موجودات میگردد.این آموزهها آیین بودا (دارما) را تشکیل میدهند. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای رسیدن به ساحل رستگاری (موکشا) به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش میشود. به این روی این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.راه اصیل هشتگانه که نسخه تجویز بیداردل (بودا) برای درمان رنجهایی است که همه بُوَندگان (موجودات) دچار آن هستند خود به سه گروه دسته بندی میشود:درستکاری (شیلا)، یکدله شدن (سامادی) و فراشناخت (پرگیا).این سه مفهوم هسته تمرینهای روحانی بوداگرایی را میسازند. درستکاری که در راه هشتگانه به گونه گفتار درست، کردار درست و معاش درست آمده دستوراتی اخلاقی مانند خودداری از کشتن و دروغگویی را در بر میگیرد. یک بخش از درستکاری در بوداگرایی مربوط به دهش (دانا) میشود. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوتمندی محدود نمیشود و معنی مشخص دینی دارد، یعنی تأمین نیازمندیهای روزانه همایه (جامعه راهبان بودایی (سنگها)). هموندان (اعضاء) همایه نیز به نوبه خود به دهش میپردازند. دهش آنها بالاترین دهشها یعنی آموزش آیین بودا (دارما) است.مفهوم دوم راه هشتگانه یعنی دل را یکدله کردن یا کار کردن بر روی تمرکز است که سه بخش کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را در بر میگیرد. در این مرحله تمرکز شدیدی دست میدهد که در آن اندیشنده با موضوع اندیشه یکی میگردد. این پدیده، شهود و رسیدن به فراشناخت نیست بلکه یک پدیده روانی است. اینکار از راه یوگا و درونپویی انجام میگیرد. بوداگرایی همانند دیگر کیشهای هندی ذهن را ابزار بنیادین رهایی میداند و بر ورزیدگی درست ذهن تأکید مینماید. آماج کوشش درست یکپارچگی ذهنی و جلوگیری از پراکندگی اندیشه است. توجه درست باعث آگاهی از احساسات و آگاهی از کنشهای بدن و ذهن میگردد. این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست میرساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهیهای خلسه آمیز در حین درون پویی (مراقبه) است و با آزمودن خوشنودی بزرگی همراه است. رسیدن به این حالات را دروننگری (دیانا) مینامند.بخش آخر راه هشتگانه یعنی جهان بینی درست و پندار درست تشکیلدهنده فراشناخت(پرگیا) است. رسیدن به فراشناخت یا بعبارتی حکمت اعلاء در بوداگرایی به معنی یافتن دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است. این گام پس از گامهای درستکاری و یکدِلگی میآید و نتیجه یک درون پویی ویژه بودایی است. جهانبینی درست همان درک کامل چهار حقیقت اصیل و پندار درست همان مهرورزی و عشق است که ذهن را از شهوت، بدخواهی و ددمنشی میپالاید. اینها راه را برای رسیدن به فراشناخت هموار میسازند.چکیده اینکه:از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخه زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایشهای نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همهٔ موجودات و بوندگان میشود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم.__________________ خاستگاه اندیشههای بوداپیرامون سه هزار سال پیش شاخههایی از آریاییان ایران، از بقیه جدا شده و به سرزمین هند کوچیدند. پیش از ورود آنها به شبه جزیره هند تیره دیگری در آنجا نشیمن داشت که به نام دراویدی معروف است. آریاییها پیرامون ۲۵۰۰ سال پیش یعنی بهنگام زایش بودا در بیشتر سامانهای شمالی هند جایگزین شده و بر آن نواحی چیره گشتهبودند.سیدارتا گوتاما (بودا) با آنکه خود آریایی بود اما بیشتر اندیشههای بنیادین کیش او از ریشه دراویدی هستند. (برای جستاری مفصل در این باره نگاه کنید به: ع. پاشایی: هینه یانه، نشر نگاه معاصر، تهران ۱۳۸۰، صص ۱۱۹-۹۱).جامعه هندوستان در زمان بودا به چهار ردهٔ (کاست) بخش میشد: برهمنها ((روحانیان)، کشتریا (شهریاران و جنگاوران)، وایسیا (کشاورزان و بازرگانان) و سودرا (خدمتکاران برده). سیدارتا اسمآ به رده کشتریا تعلق داشت ولی اعلام داشت که از دید او همه مردم برابر و پاکزادند. بوداگرایی و ایرانسکه ای از پیروز پسر اردشیر ساسانی یافت شده که در آن وی از ارجگذاری خویش نسبت به دو دین زرتشتی و بوداگرایی خبر میدهد. در سده ۶ زایشی یک رشته داستانهای بودایی بنام جاتاکا از روی ویرایش هندوی آنها بنام پنچا تنترا به پارسی میانه ترجمه شد و کلیلگ و دمنگ نام گرفت. در سده ۸ زایشی روزبه پوردادویه آن داستانها را به عربی برگرداند و نام کلیله و دمنه بر آنها نهاد. ترجمه های لاتین و یونانی آن کتاب بعدها در سده ۱۴ پایه داستانهای آسوپ نوشته یک راهب بیزانسی را تشکیلداد. بوداگرایی در خراسان بزرگ تا اندازهای ریشه گرفته بود و یکی از کانونها و نیایشگاههای بزرگ آن در صومعه بودایی بلخ بود. این صومعه به سانسکریت ناوا ویهارا نام داشت که معنی آن صومعه نو است. این نام در فراگویی پارسی زبانان به گونه نوبهار درآمد. لقبی که به گردانندگان این صومعه در زبان سانسکریت داده بودند پراموکها بمعنی سرور بود و نام خانواده برجسته ایرانی برمکیان از همین لقب گرفته شده. برمکیها عهده دار و گرداننده این نیایشگاه بودایی بودند. بتازگی روزنامه آساهی ژاپن از قول یک باستان شناس برجسته ژاپنی بنام نوگوچی از یافته شدن ۱۹ تندیس بودا در استان فارس گزارش داد. در گزارش دیگری از شبکه بودیست نیوز درازای این تندیسها میان ۵ تا ۲۰ سانتیمتر و جنس آنها از گچ و گل اعلام شدهاست.   سرگذشت بودابودا (Buddha) به معناى بيدار لقب گوتاماشاكيامونى (Gautamamuni -Sakya) بنيانگذار مكتب اصلاحى بوديسم است . به عقيده بوداييان وى كه فرزند پادشاه شهر كاپيلاوستو (vastu-Kapila) در شمال هندوستان بود، در حدود سال 563 ق .م . به دنيا آمد و در آغاز سيدارتا (Siddhartha) يعنى كامياب ناميده مى شد. ستاره شناسان پيشگويى كرده بودند كه اين شاهزاده پس از مشاهده نمونه هاى بيمارى ، پيرى و مرگ و برخورد با يك رياضت كش دنيا را ترك خواهد كرد و به رياضت روى خواهد آورد. بدين سبب پدرش دستور داده بود وى را به دور از ناملايمات زندگى بشرى و در ناز و نعمت پرورش دهند و مراقب رفتار و كردار او باشند. شاهزاده با دخبر عمويش يشودهرا (Yasodhara) ازدواج كرد و داراى پسرى به نام راهولا (Rahula) شد. وى در 29 سالگى پس از مشاهده موارد مذكور، شبانه از كاخ و تنعمات آن گريخت و تحت ارشاد فردى به نام آلارا (Alara) زندگى راهبان را برگزيد و پس از شش سال رياضتهاى سخت و سنگين در جنگلها سرانجام هنگامى كه از وصول به حقيقت از طريق رياضت نوميد شد، رياضت را كنار گذاشت و به تاءمل و تفكر و مراقبت معنوى روى آورد. جهاد اكبر او نيز شش سال طول كشيد و پس از آن با هفت هفته توقف زير درختى كه بعدا درخت بيدارى ناميده شد، با مارا (Mara) يعنى شيطان ويرانگر مبارزه كرد و در نهايت به حقيقت دست يافت و بوداى دوره كنونى شد. به عقيده بوداييان در دورانهاى پيشين جهان نيز تعدادى بودا آمده اند. هر يك از اين بوداها قبل از ظهورشان بودى ستو (sattva-Bodhi) خوانده مى شود، يعنى كسى كه به معرفت كامل دسترسى دارد يا بوداى بالقوه است .بودا در مدت 40 سال با مسافرتهاى فراوان ، آيين خود را در سراسر هندوستان تبليغ كرد و بر اثر ملاقات با افراد مختلف ، به اصلاح نفوس و تربيت شاگردانى همت گماشت كه برجسته ترين آنان پسر عمويش آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال 483 ق .م . به نيزوانا پيوست .داستان زندگى شگفت آور بودا از قديم الايام جذابيت داشته و به همين دليل اين داستان دينى به زبانهاى گوناگون ترجمه و در سراسر جهان منتشر شده است . نقل عربى آن با اضافاتى از فرهنگ سريانى ، به عنوان داستان بلوهر و يوذاسف بين مسلمانان رواج پيدا كرد.(1)2-تاءسيس نظام انديشه هاى اصلاحى بودا در مخالفت با تعصب هاى برهمنان بود و اختلافات طبقاتى را باطل مى شمرد. تعاليم اخلاقى وى در مجموعه هايى مانند ترى پيتكا (pitaka-Tri) يعنى سه سبدگرد آمده است . اين تعاليم كه بر آيين هندو پايه گذارى شده است ، ترك دنيا، تهذيب نفس ، تاءمل ، مراقبه و تلاش براى رهايى از گردونه زندگى پر رنج اين جهان را توصيه مى كند و براى وصول به نيروانا اهميت زيادى قائل است و مفهوم آن را توسعه مى دهد. آيين بودا در قرون بعدى بخش عمدمه اى از خاك هندوستان را تسخير كرد و در كشورهاى همسايه نيز گسترش يافت . در قرون هشتم و نهم ميلادى ، دو تن از دانشمندان آيين هندو را نوسازى كردند و بر اثر آن ، آيين بودا اندك اندك از هندوستان برچيده و آيين هندو جانشين آن شد، اما اشكال گوناگون آن در خاور دور و مناطق ديگر گسترش يافت .3 - فلسفه بودا هنگامى كه بودا به حقيقت دست يافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را كه از وى روى برتافته بودند، بيابد. او مى انديشيد كه اين پنج تن مانند وى در جستجوى حقيقتند و تعليم دادن ايشان از ساير مردم آسانتر است .و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را ديد كه در ميان بيشه اى نزديك شهر نشسته اند و با هم سخن مى گويند.هنگامى كه چشم آنان به بودا افتاد، به يكديگر گفتند: (اين سيدارتاست كه مى آيد؛ همان كه دست از رهبانيت كشيد؛ خوب است به او كارى نداشته باشيم(.اما چون بودا به آنان نزديك شد به وى سلام كردند و از او خواستند در كنارشان بنشيند. آنگاه از وى پرسيدند: )سرانجام ، حقيقتى را كه مى جستى ، يافتى ؟( بودا گفت : ((آرى ، آن را يافتم(.راهبان گفتند: (پس به ما بگو حقيقت و حكمت و راز هستى چيست ؟)) بودا پرسيد: (آيا شما به كارما يعنى قانون كردار ايمان داريد؟)) گفتند: (آرى .) بودا گفت : ((پس بدانيد كه همان سرآغاز حكمت و آگاهى از حقيقت است . از نيكو نيكو پديد مى آيد و از بد بد. اين نخستين قانون زندگى است و همه چيزهاى ديگر بر اين قانون استوار است(.گفتند: (اين كه تازگى ندارد.)) گفت : (اگر چنين است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نيست (.راهبان پرسيدند: (چگونه ؟) بودا پاسخ داد: (زيرا آب هميشه سراشيبى مى رود، آتش هميشه داغ است و يخ همواره سرد. اگر براى همه خدايان هندوستان هم دعا كنيم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و يخ گرم نمى شود. زيرا در زندگى قانونهايى يافت مى شود كه همه چيز بر آنها استوار است . از اين رو، كارى كه انجام گرفت ، قابل ابطال نيست و دعا و قربانى براى خدايان نيز سودى ندارد).آنان با اين سخن موافقت كردند و بودا افزود: (اگر اين سخن درست است ، كتاب وداها كه به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نيست و برخلاف گفته پيشوايان دينى ، من اعلام مى كنم كه وداها مقدس  نيستند.) راهبان از اين جراءت بسيار شگفت زده شدند و از بودا پرسيدند: (تو مى گويى برهما هنگام آفريدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسيم نكرده است ؟) پاسخ داد: (اصلا من باور ندارم برهما چيزى را آفريده باشد تا جهان آفريده او باشد.) آنان پرسيدند: (پس جهان ساخته كيست ؟) بودا پاسخ داد: (به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چيز است كه بايستى از آن پرهيز كرد: يكى زندگانى پر از لذت كه زاييده خودخواهى و فرومايگى است و ديگر زندگى پر از رنج و خود آزارى كه آن نيز سودى ندارد و هيچ يك از اين دو به نيكبختى منجر نمى شود) 4-اخلاقيات سرانجام راهبان از بودا پرسيدند: (پس راه درست كدام است ؟) پاسخ داد:  راه ميانه ، ميان لذت و رنج است كه از راه هشتگانه به دست مى آيد. راه هشتگانه هشت قانون بزرگ زندگى را مى آموزد:1-پرهيز از آزار جانداران ؛2-پرهيز از دزدى ؛3-پرهيز از بى عفتى ؛4-پرهيز از دروغ ؛5-پرهيز از مستى ؛6-پرهيز از بدگويى ؛7-پرهيز از خودخواهى ؛8-پرهيز از نادانى ؛9-پرهيز از دشمنى .5- فرقه هاى بودايى آيين بودا سه فرقه دارد:1-مهايانا (yana-Maha) يعنى چرخ بزرگ ، آيين شمالى كه در چين رواج دارد. اين شعبه اى آيين بودا با طيفهايى از اعتقادات و سنن كنفوسيوس و لائوتسه در چين و شينتو در ژاپن در آميخته است . يكى از آداب آن كه به سانسكريت دهيانا (Dhyana) يعنى تاءمل ، به چينى (Chang) و به ژاپنى زن (Zen) خوانده مى شود، شهرت جهانى دارد.2-هينايانا (yana-Hina) يعنى چرخ كوچك ، آيين جنوبى كه در سرى لانكا (سيلان ) و كشورهاى جنوب شرق آسيا مشاهده مى شود. پيروان چرخ كوچك آيين خود را تراوادا (Theravada) يعنى آيين نياكان و بزرگان مى خوانند و كتب دينى آنان به زبان پالى است .3-وجريانا (yana-Vajra) يعنى چرخ الماس . اين فرقه در تبت وجود دارد و آيين بودا را با سحر و كهانت و توتم پرستى در آميخته و تشكيلاتى نيرومند براى خود پديد آورده است . آيين مذكور لامائيسم (Lamaism) نيز خوانده مى شود و عنوان رهبر مذهبى مقتدر آن دالائى لاما (Lama Dalai) به معناى رئيس درياگونه است . از چيزهاى جالب توجه اين فرقه آن است كه هنگامى كه رهبر مذهبى آن وفات يابد، راهبان براى پيدا كردن جانشين وى به جستجوى كودكى مى پردازد كه در لحظه درگذشت رهبر به دنيا آمده باشد. سپس اين كودك را با توجهات ويژه پرورش مى دهند. وى پس * از فراگيرى دانش و گذراندن مراحل مختلف به مقام مورد نظر نائل مى آيد. دالائى لاماى عصر ما پس از سرايت كمونيسم چينى به تبت رهسپار هندوستان شده و در آنجا به ارشاد و رهبرى مشغول است . اخيرا وى ، برخلاف سنت ، پسر بچه اى را براى جانشينى خود تعيين كرد و به خاطر اين مساءله مورد انتقاد قرار گرفت .6-كتب بودايى قديمى ترين كتاب مقدس بوداييان ترى پيتاكايعنى سه زنبيل ناميده مى شود كه داراى سه بخش است :1- قواعد رهبانيت ؛2-وسيله رستگارى ؛3- مفهوم فلسفى و روانشناسى .فرقه هاى مختلف بودايى نيز كتابهاى مخصوص به خود دارند__________________   گوتاما بودا تندیس بودا در بوروبودور (جاوه اندونزی) حدود ۴۸۳ تا ۵۶۳ پ.م. سیذارتا گوتاما بودا (هندی: गौतम बुद्ध) مؤسس مذهب و تفکر فلسفی بودایی است. بودا بین قرون چهارم و ششم قبل از میلاد در شمال هند می‌زیسته‌است. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیده‌است، واژه بودا با بئوذه /baodha/اوستا و بود و بوی فارسی همریشه است. این واژه در فارسی مدرن به بوی و بو تبدیل شده که هم به معنی فکر و اندیشه است و هم به معنی حس شامه. البته در دوران فارسی میانه (شاهنشاهی ساسانی) این واژه به عنوان وامواژه از زبان سانسکریت و به معنی خاص فرد بودا و دین بودایی با فرم بوت و یا بت به زبان فارسی میانه (پهلوی) وارد شده است و این همان واژه ای است که در فارسی مدرن به معنی بت (پیکره ای که پرستیده می شود) به کار می رود. محتویات  [۱ افسانه زندگی افسانه زندگی تصوير گوتاما بودا در حال مراقبه. بنا بر داستان‌های بودایی، سیدارتا (واژه سیدارتا بمعنی کمالجو است) شاهزاده‌ای بود بنام سیدارتا گوتما از تیره شاکیا در منطقه کاپیلاواستو در نپال امروزی می‌زیست. او در باغ‌های لومبینی در نپال کنونی به دنیا آمد. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخ‌هایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنج‌ها و کاستی‌های زندگی آشنایی نیابد. با این حال سیدارتای کمال‌جو از کاخ‌ها گریخت و در طی چهار بار گریز خویش با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را نهاده به جستجوی حقیقت شرایط آدمیان بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگل‌ها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیش گرفت. سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به درون پویی (مراقبه و مکاشفه) نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به دریافت رموز و بیداری کامل رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده‌است. ___________- بودا   مجسمه بودا نشسته در چین از دوران سلسله تانگ بودا لقبی است که در آیین بودایی به هر کسی که به «روشنی» (بودهی) رسیده باشد اطلاق می‌شود گرچه از آن بیشتر برای اشاره به سیذارتا گوتاما بودا، بنیانگذار مذهب بودایی استفاده می‌شود. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیده‌است. در بسیاری از منابع وقتی صحبت از «بودا» می‌شود منظور همان «گوتاما بودا»، بنیانگذار مذهب بودایی است و همین به این باور غلط که منظور از لفظ «بودا» تنها همان «گوتاما بودا» است دامن زده‌است. اما به باور بوداییان، بسیاری دیگر نیز به «مقام بودایی» رسیده‌اند. ۱ خلاصه زندگی بودا ۲ اولین خطابه بودا بعد از روشن بینی خلاصه زندگی بودا در سال ۵۶۳ قبل از میلاد مسیح در یک شب مهتابی در وایساکها در سرزمین پادشاهی کاپیلاواستو شاهزاده سادهودانا و همسرش ماهامایا در بیشه سلطنتی لومبینی در زیر درخت Sal صاحب پسری شدند. در روز پنجم تولد نوزاد سیدهارتها نامیده شد و در روز هفتم عمر مادرش به پایان رسید. خواهر کوچکتر ماهامایا به نام پراجابتی گاتامی این کودک را مانند مادری دلسوز پرورش داد.در سالهای آموزش شاهزاده سیدهارتها آموزش‌های اولیه لازم و جنگاوری را تعلیم دید، اما اطرافیان معمولاً او در افکار عمیق مشاهده می‌کردند – افکاری راجع به درد و رنج انسان‌ها. او مخالف بهره برداری انسان‌ها از یکدیگر، نابرابری، فقر، خشونت و طبقه بندی مردم جامعه بود. او در سن شانزده سالگی با شاهزاده خانمی بسیار زیبا به نام یاشودهارا، دختر پادشاه دوادها ازدواج کرد. سیدهارتها بیست و نه ساله بود که صاحب پسری زیبا به نام رادهولا شد واین واقعه را به عنوان دلبستگی جدیدی به این زندگی مادی تفسیر کرد. او قصر، پدر ومادرش، همسر زیبا و نوزادش را به جستجوی راهی برای نجات بشریت از چرخه رنج و عذاب را ترک کرد. با این تفکر که تحمل ریاضت‌های سخت و طاقت فرسا موجب مرگ او خواهد شد دوستانش را ترک کرد و در کناره شرقی رود نیرانجانا ساکن شد. در این مکان بود که ساجاتا دختر کدخدای دهکده سنانی به او شیربرنج تعارف کرد. بعد از پذیرش غذای ساجاتا سیدارتها به سمت دیگر رودخانه در جنگل اورولا رفت و دربعد از ظهر همان روز بر روی سبزه‌ در زیر درخت انجیر و رو به سمت شرق نشست. او که عزم خود را برای رسیدن به حقیقت جزم کرده بود جنگ خود علیه مارا شیطانی که عهد کرده بود مانع رسیدن او به حقیقت شود آغاز نمود. بعد از رسیدن به روشن بینی بودا هفت هفته دیگر را در هفت مکان مختلف پیرامون درخت ماهابودهی پرداخت به منظور استفاده از این دستاورد بزرگ برای زندگی انسانی و عدم تولد مجدد در این دنیا پرداخت.آنچه نیروانا را از سایر تجارب شخصیت‌های معنوی تاریخ متمایز می‌کند فقدان الوهیت و عدم استفاده از امور الهی و عدم تکیه بر الهیات و ماوراءالطبیعه در رسیدن به نیروانا از جانب بوداست.بودا ملحد نبود اما در راه رسیدن به حقیقت کار هستی کاملا به الهیات و ماوراءالصبیعه بی اعتنا بود و نیروانا حاصل کوشش یک انسان بدون هیچ کمک و مساعدت نیروهای الهی و ماورایی است .کشف بودا حاوی این حقیقت است که آرامش و رهایی و آگاهی ابتدا در کنترل ذهن او نهفته است نه هیچ شرط بیرونی دیگر و رهایی و آرامش کامل در "اینجا و اکنون" یافتنی است نه در یک قلمرو دور دست یا وضعیتی آسمانی و الهی فراتر از موجودیت فعلی او اولین خطابه بودا بعد از روشن بینی بودا تصمیم گرفت که دانش جدیدی که به آن دست یافته بود را با مردم به اشتراک بگذارد تا آنها نیز بتوانند چرخه زندگی و مرگ را تحت تسلط خود در آورند. او ابتدا می خواست دانش جدید را با استادانش در میان بگذارد ولی متوجه شد که دو استاد او دیگر در قید حیات نیستند. او برای انتقال این دانش دوستانش را در نظر گرفت و به محل اقامت آنها، ایزیپاتانا، رفت. وقتی که پنج دوست بودا او را دیدند تصمیم گرفتند که به او اعتنا نکنند چون می پنداشتند دلیل ترک اسکتیک گوتاما این بوده که از راه و روش زندگی مقدس خسته شده و تسلیم شده‌است. ولی آنها نتوانستند درخشندگی حضور او را نادیده بگیرند. آن شب شبی با ماه کامل در ماه جولای بود. در پارک آهو در ایزیپاتانا، بودا اولین خطابه خود را پس از روشن بینی ایراد کرد. این اولین خطابه دهاماچاکا نامیده شده‌است. دهاماچاکا به معنی بر پایی آگاهی است. اگرچه گاهی از آن به عنوان چرخ حقیقت یاد می‌کنند. یکی از دوستان بودا به نام کُندانا بعد از شنیدن اولین خطابه بودا به اولین مرحله از پیشرفت معنوی به نام سوتاپاتی رسید. ( این مرحله اولین مرحله از تقدس است و و اگر کسی به آن برسد او راابا عنوان« وارد شده به جریان» می نامند و قادر خواهد بود حداکثر تا هفت تولد دیگر از چرخه مرگ و زندگی خارج شود.) این خطابه به علت اولین خطابه بودن و در بر داشتن افکار بودا در خصوص حقایقی ناب و نشان دادن « راه میانی» از ارزش زیادی برخوردار است. «راه میانی» راهی بود که بودا پیمود تا به روشن بینی دست یابد. او ثروت و قدرت زیاد خود به عنوان یک شاهزاده و ریاضت کشیدن و شکنجه دادن خود با محروم کردن بدن از نیازهای اساسی را رها کرد و در عوض «راه میانی» را برگزید. او به نیازهای بدنش به جای خواسته‌های ذهنش توجه نمود. این «راه میانی» که او را در خروج از رنج و عذاب یاری نمود در اولین خطابه بودا در هشت نکته ارائه شده‌است: ۱. درک صحیح ۲. تفکر صحیح ۳. صحبت صحیح ۴. فعالیت صحیح ۵. امرار معاش صحیح ۶. تلاش صحیح ۷. اندیشه صحیح ۸. تمرکز صحیح پیروی از این هشت نکته باعث فهمیدن چهار حقیقتی می‌شود که باعث خروج انسان از چرخه مرگ و زندگی و رسیدن به نیروانا می‌گردد. نظر ادیان ابراهیمی درباره ی بودا علمای یهودی ومسیحی باتوجه به اسناد تاریخی که نشان میدهد بودا ادعای پیامبری نکرده اورا به پیامبری قبول ندارند اکثر علمای اسلامی نیز همین نظر رادارند اما عده ای با استناد به داستان بوداسف وبولوهر که شیخ صدوق وعلامه مجلسی در جلد ۱۷ بحار الانوار نقل کرده بودا را پیامبر میدانند وعده ای از علمای اسلامی ساکن اسیای شرقی بودا را همان ذوالکفل میدانند که در قران از اویادشده است همچنین مسعودی یکی از مورخین بزرگ اسلامی اورا بنیانگذار دین صائبین ومعاصر جمشید شاه میداند .و قاضی صاعد اندلسی بودا را بنیانگذار مذهب حنفا میدانست ______________________________________-   بودیسم از مجسمهٔ بودا در هندوستان بوداگرایی دین و فلسفه‌ای مبتنی بر آموزه‌های سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) می‌زیسته، است. بوداگرایی به تدریج از هندوستان به سراسر آسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. بوداگرایی به عنوان دین پاکان در نظر گرفته می‌شد و یکی از ادیان شرمنی موجود است و با ۳۵۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به شمار می‌آید. بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد. آماج این ورزیدگی‌ها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت می‌گیرد. اخلاقیات بوداگرایانه بر بن-پایه‌های بی‌گزندی و رواداری برپا شده‌است. بوداییان همواره از روش‌های درون پویی برای یافتن بینش نسبت به کارکردهای بنیادین روان آدمی و فرایندهای علّی جهان بهره می‌گیرند. آثار نوشتاری بوداگرایی بسیارند و بخش ارزنده‌ای از ادبیات دینی جهان به شمار می‌روند. محتویات  [۱ خاستگاه اندیشه‌های بودا ۲ آموزه‌های بودا ۲.۱ چهار حقیقت اصیل ۲.۲ راه اصیل هشتگانه ۲.۲.۱ درست‌کاری ۲.۲.۲ یک‌دله شدن ۲.۲.۳ فراشناخت ۳ شاخه‌های بوداگرایی ۴ بوداگرایی و ایران خاستگاه اندیشه‌های بودا پیرامون سه هزار سال پیش، شاخه‌هایی از آریاییان ایران، از بقیه جدا شده و به سرزمین هند کوچیدند. پیش از ورود آن‌ها به شبه جزیرهٔ هند، تیرهٔ دیگری در آنجا نشیمن داشت که به نام دراویدی معروف است. آریایی‌ها پیرامون ۲۵۰۰ سال پیش یعنی به هنگام زایش بودا در بیشتر سامان‌های شمالی هند جایگزین شده و بر آن نواحی چیره گشته‌بودند.[۴] جامعه هندوستان در زمان بودا به چهار ردهٔ (کاست) بخش می‌شد: برهمنها (روحانیان)، کشتریا (شهریاران و جنگاوران)، وایسیا (کشاورزان و بازرگانان) و سودرا (خدمتکاران برده). سیذارتا گوتاما بودا اسمآ به رده کشتریا تعلق داشت ولی اعلام داشت که از دید او همه مردم برابر و پاکزادند. آموزه‌های بودا   راهبان بودایی شیگاتسه، تبت   دورنمایی از صومعه مقدس قصر پوتالا. چکیده آموزه بودا این است: ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده می‌شویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار می‌شود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ می‌نامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است، رنج است. دوری از آنچه دلخواه است، رنج است. خلاصه این‌که دل بستن رنج‌آور است.(و این رنج زمانی پایان می‌یابد که دیگر منی یا درک کننده‌ای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد. هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد.[   از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخهٔ زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایش‌های نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همهٔ موجودات و بوندگان می‌شود و سپس از راه این درک‌ها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری می‌رسیم و از این دور باطل خارج می‌شویم. چهار حقیقت اصیل آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت می‌داند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل، تشخیص این بیماری به‌عنوان بیماری رنج در انسان‌هاست. حقیقت دوم، دلبستگی‌ها را به‌عنوان باعث و بانی این بیماری باز می‌شناسد. سومین حقیقت، شرایط را سنجیده و اعلام می‌کند که بهبود امکان‌پذیر است. حقیقت چهارم، تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است. درک این حقایق و اصول، به تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همهٔ موجودات می‌گردد. این آموزه‌ها، آیین بودا (دارما) را تشکیل می‌دهند. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی می‌نامد که برای چرخه‌شکنی و رسیدن به ساحل رستگاری به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق می‌رساند. آن‌جاست که شمع تمامی خواهش‌ها و دلبستگی‌ها خاموش می‌شود. به این روی، این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی می‌نامند.. درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل می‌دهد: فلبا، ال، اا و ا. به رسمیت شناختن وجود رنج:هیچ موجود زنده نمی‌تواند از رنج بگریزد. زایش، بیماری و مرگ همه باعث رنج هستند. رنج میتواند جسمانی یا روانی باشد. دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. بریدن از رنج‌ها با بریدن از تمایلات نفسانی دست یافتنی است. راه اصیل هشتگانه: راهی برای بریدن از تمایلات نفسانی و رنج وجود دارد که راه اصیل هشتگانه نامیده میشود. راه اصیل هشتگانه راه رهایی از رنج در این هشت چیز خلاصه میشود: گفتار درست کردار درست معاش درست کوشش درست توجه درست تمرکز درست جهان‌بینی درست پندار درست راه اصیل هشتگانه که نسخهٔ تجویز بیداردل (بودا) برای درمان رنج‌هایی است که همه بُوَندگان (موجودات) دچار آن هستند، خود به سه گروه دسته بندی می‌شود: درست‌کاری (شیلا)، یکدله شدن (سامادی) و فراشناخت (پرگیا). این سه مفهوم هستهٔ تمرین‌های روحانی بوداگرایی را می‌سازند. درست‌کاری درست‌کاری که در راه هشت‌گانه به گونهٔ گفتار درست، کردار درست و معاش درست آمده، دستوراتی اخلاقی مانند خودداری از کشتن و دروغگویی را در بر می‌گیرد. یک بخش از درست‌کاری در بوداگرایی، مربوط به دهش (دانا) می‌شود. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوت‌مندی محدود نمی‌شود و معنی مشخص دینی دارد؛ یعنی تأمین نیازمندی‌های روزانه همایه (جامعه راهبان بودایی (سنگ‌ها)). هم‌وندان (اعضاء) همایه نیز به نوبه خود به دهش می‌پردازند. دهش آنها، بالاترین دهش‌ها یعنی آموزش آیین بودا (دارما) است. یک‌دله شدن . مفهوم دوم راه هشت‌گانه یعنی دل را یک‌دله کردن یا کار کردن بر روی تمرکز است که سه بخش کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را در بر می‌گیرد. در این مرحله تمرکز شدیدی دست می‌دهد که در آن اندیشنده، با موضوع اندیشه یکی می‌شود. این پدیده، شهود و رسیدن به فراشناخت نیست، بلکه یک پدیدهٔ روانی است. این‌کار از راه یوگا و درون‌پویی انجام می‌گیرد. بوداگرایی همانند دیگر کیش‌های هندی، ذهن را ابزار بنیادین رهایی می‌داند و بر ورزیدگی درست ذهن تأکید می‌کند. آماج کوشش درست، یکپارچگی ذهنی و جلوگیری از پراکندگی اندیشه است. توجه درست، باعث آگاهی از احساسات و آگاهی از کنش‌های بدن و ذهن می‌شود. این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست می‌رساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهی‌های خلسه‌آمیز در حین درون‌پویی (مراقبه) است و با آزمودن خوشنودی بزرگی همراه است. رسیدن به این حالات را درون‌نگری (دیانا) می‌نامند. فراشناخت بخش آخر راه هشت‌گانه، یعنی جهان‌بینی درست و پندار درست، تشکیل‌دهندهٔ فراشناخت (پرگیا) است. رسیدن به فراشناخت یا به عبارتی حکمت اعلاء، در بوداگرایی به معنی یافتن دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است. این گام پس از گام‌های درست‌کاری و یکدِلگی می‌آید و نتیجهٔ یک درون‌پویی ویژهٔ بودایی است. جهان‌بینی درست، همان درک کامل چهار حقیقت اصیل و پندار درست، همان مهرورزی و عشق است که ذهن را از شهوت، بدخواهی و ددمنشی می‌پالاید. این‌ها راه را برای رسیدن به فراشناخت هموار می‌سازند. شاخه‌های بوداگرایی بوداگرایی از دیدگاه شمار پیروان، پس از مسیحیت، اسلام و هندوگرایی چهارمین دین جهان است. بوداگرایی به سه شاخه اصلی بخش می‌شود. راه بزرگ یا مهراه، راه کوچک یا کهراه و الماسراه (وَجرَیانا). بوداییان شاخهٔ مهراه را مهایانا و شاخهٔ راه کوچک را تیره واده یا هینایانا (هینه یانه) می‌نامند. کهراه، بوداگرایی سنتی است که بر اهمیت واپسین بیداردل تاریخی یعنی سیدارتا گوتما تأکید دارد. مهراهی‌ها گوتما را به‌عنوان بودا پذیرا هستند اما به شمار زیادی بوداهای دیگر نیز باور دارند.[نیازمند منبع] بوداگرایی در پی رویدادهای تاریخی از هند و نپال رخت بربست و به سوی سرزمین‌های شرقی کوچید. کشورهای جنوبی‌تر مانند سری لانکا پیرو شاخهٔ کهراه و شمالیترها مانند چین و ژاپن، پیرو گونه‌هایی از کیش مهراه هستند. بیشترین گسترش بوداگرایی زمانی رخ داد که آشوکا شاه به این دین گروید و به گستراندن آن کمر بست.[نیازمند منبع] بوداگرایی و ایران سکه‌ای از پیروز پسر اردشیر ساسانی یافت شده که در آن وی از ارج‌گذاری خویش نسبت به دو دین زرتشتی و بوداگرایی خبر می‌دهد. در سدهٔ ۶ زایشی یک رشته داستان‌های بودایی به نام جاتاکا از روی ویرایش هندوی آنها به نام «پنچا تنترا» به پارسی میانه ترجمه شد و «کلیلگ و دمنگ» نام گرفت. در سدهٔ ۸ زایشی روزبه پوردادویه آن داستان‌ها را به عربی برگرداند و نام کلیله و دمنه بر آنها نهاد. ترجمه‌های لاتین و یونانی آن کتاب بعدها در سدهٔ ۱۴ پایهٔ داستان‌های آسوپ نوشتهٔ یک راهب بیزانسی را تشکیل‌داد. بوداگرایی در خراسان بزرگ تا اندازه‌ای ریشه گرفته بود و یکی از کانون‌ها و نیایش‌گاه‌های بزرگ آن در صومعهٔ بودایی بلخ بود. این صومعه به سانسکریت، «ناوا ویهارا» نام داشت که معنی آن «صومعهٔ نو» است. این نام در فراگویی پارسی‌زبانان به گونهٔ نوبهار درآمد. لقبی که به گردانندگان این صومعه در زبان سانسکریت داده بودند، «پراموکها» به معنی «سرور» بود و نام خانوادهٔ برجستهٔ ایرانی برمکیان از همین لقب گرفته شده است. برمکی‌ها عهده‌دار و گردانندهٔ این نیایش‌گاه بودایی بودند. به تازگی روزنامه آساهی ژاپن از قول یک باستان شناس برجسته ژاپنی به نام «نوگوچی» از یافته شدن ۱۹ تندیس بودا در استان فارس گزارش داد. در گزارش دیگری از شبکه «بودیست نیوز» درازای این تندیسها میان ۵ تا ۲۰ سانتیمتر و جنس آنها از گچ و گل اعلام شده‌است.    

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 11:19  توسط محمدی  | 

سيستمهاي انرژي در ورزش (1)

سيستمهاي انرژي در ورزش

از نظر عملی، نحوه تمرینات یک دونده 100 متر با یک دونده 5000 متر کاملا متفاوت می باشد . برای یک فعالیتی نظیر یک دوی 100 متر ، ورزشکار نیاز به 45 تا 60 لیتر اکسیژن در دقیقه دارد. بعبارت دیگر اگر 100 متر در 10 ثانیه پیموده شود ، فرد مذکور به 8 تا 10 لیتر اکسیژن احتیاج دارد و بفرض محال اگر ورزشکار بتواند از عهده دریافت آن براید، به دو تا سه دقیقه وقت نیاز دارد تا بتواند بمصرف اکسیژن خود سرعت دهد و بعبارتی به حالت پایدار برسد؛ در صورتیکه در دوی 5000 متر ، ورزشکار نه تنها به اکسیژن کمتری در دقیقه نیاز دارد، بلکه چون طی مسافت مذکور در زمان بیشتری بطول می انجامد دونده می تواند به حالت پایدار در امر تنفس برسد و با کمبود اکسیژن مواجه نشود.

انرژی

بزبان عامیانه(( انرژی)) به زور، قدرت، نیرو و غیره اطلاق می شود ولی از دیدگاه ورزشی ، انرژی را می توان به توانائی انجام کار ورزشی ( انقباض عضلانی ) تعبیر نمود.

اینکه چگونه این انرژی تولید می شود، اساس بحث را در این قسمت تشکیل می دهد . انرژی که از سوختن مواد غذایی حاصل می شود مستقیما" برای انقباض عضلانی بکار گرفته نمی شود بلکه صرف ساختن یک ماده شیمیایی بنام آدنوزین تری فسفات(adenosine   Triphosphate )  میگرددکه به شکل ATP نشان داده می شود ، این ماده در سلولهای عضلانی بصورت ذخیره موجود می باشد و بعنوان سوخت در اختیار سلولهای عضلانی قرار می گیرد . ATP یک ترکیب شمیائی بسیار پیچیده است که از یک مولوکول آدنوزین ( که یک ترکیب قند دار است) و سه گروه سه گروه فسفات تشکیل شده است . به این معنی که با شکستن هر یک از این پیوندها که به پیوندهای پر انرژی موسومند- و آزاد شدن یک گروه فسفات، مقدار زیادی انرژی آزاد می شود ؛ به نحوی که از کل مولکول چیزی در حدود 8000 تا 12000 کالری تنرژی بدست می آید .

سیستم های مولد انرژی بدن

هر نوع فعالیتی که انجام دهید یا از سیستم هوازی( Aerobic ) کسب انرژی می نماید، یا از طریق سیستم غیر هوازی و یا از ترکیبی از این دو سیستم . وظیف مربی ابتدا آن است که مشخص نماید در رشته ا ی که تدریس می کند چه سیستمی بیشتر نقش تولید انرژی را دارد تا با توجه به آن برنامه تنرینی صحیحی را پی ریزی نماید. بطور کلی دو سیستم در بدن تولید انرژی می نمایند . شکل 1 2 خلاصه ای از سیستم های انرژی بدن را نشان می دهد . ایندو سیستم عبارتند از:

1-     سیستم  غیر هوازی

2-      سیستم هوازی

سیستم های انرژی زای غیر هوازی ( Anaerobic )

الف سیستم PC -  ATP : این سیستم برای کلیه فعالیتهائی که با شدت، قدرت و سرعت بسیار زیادی که زمان اجرای آن کمتر از 10 ثانیه باشد توام هستند ، تولیدATP می نماید مانند انواع پرتابها در دو و میدانی ، فعالیتهای شدید و کوتاه مدت در والیبال و بسکتبال و کشتی . مقدار انرژی حاصل از این سیستم در مقایسه با سیستم هوازی ناچیز است و ضمنا" مواد زائد حاصل از واکنشهای این سیستم هم ناچیز است. این سیستم بدون استفاده از اکسیژن انرژی تولید می نماید. انرژی حاصل از ATP سبب می شود که رشته های عضلانی بر روی هم سر خورده ، انقباض عضلانی بوجود آید .

کراتین فسفات ( CP ) از نظر آزاد کردن انرژی شبیه ATP عمل می کند . عدهای از محققین این عقیده را دارند که بعد از 10 تا 30 ثانیه CP شکسته شده ، انرژی حاصل از صرف ساختن ATP می شود؛ بعبارت دیگر سیستم   PC ATP در فعالیتهای شدیدی که به مدت 30 ثانیه طول می کشد ، تولید انرژی مینماید . بهر حال خواه تحقیق دانشمندان درست باشد و خواه غلط ، فعل و انفعالات ذیل صورت می پذیرد ولی اختلاف عقیده در مورد زمان آنها است.

ATP  >         ADP+P    

     C+P  >                CP     

بعد از یک فعالیت شدید و کوتاه مدت ، بدن می تواند از طریق استراحت های حساب شده، دوباره ATP تولید نماید.

درصد تولید ATP ( از طریق سیستم PC ATP )/ میزان استراحت بر حسب ثانیه بمقدار ناچیز                                   

به مقدار نا چيز <   زير 10ثانيه

50                    < زير 30 ثانيه

75                    < زير 60 ثانيه

88                    < زير 90 ثانيه

94                    < زير 120 ثانيه

100                  < بالاي 120ثانيه

ب سیستم اسید لاتیک ( گلیکولیز ): نظر به این که این سیستم ، اسید لاتیک تولید می نماید به آن سیستم اسیدلاکتیک گویند. البته در کتابهای فیزیولوژی این سیستم تحت عنوان گلیکولیز بررسی می شود. کلیه فعالیتهایی که با شدت زیاد و بمدت بیش از 30 ثانیه ( 2 تا 3 دقیقه) طول بکشند ، از این سیستم کسب انرژی می کنند و این زمانی است که بدن اکسیژن کافی در دسترس ندارد. تنها هیدراتهای کربن میتوانند بعنوان سوخت در اختیار این سیستم قرار گیرند. هیدراتهای کربن نه تنها برای این سیستم تولیدATP می نماید بلکه ترکیبات شیمیائی بخوصوصی بوجود می آورندکه برای شکسته شدن مولکو لهای چربی و پروتئینی لازم می باشند. ATP  حاصل از این سیستم از سوخت ناقص هیدراتهای کربن حاصل می شود . از شکسته شدن هر مولکول گلوکز در این سیستم، دو مولکول ATP بدست می آید که این مقدار، در حدود 5% از کل مقدار ATP می باشد از شکسته شدن یک مولکول  گلوکز در سیستم هوازی بوجود می آید . گرچه مقدار تولید ATP از این طریق کم می باشد ، ولی حائز اهمیت است زیرا زمانی که بدن با کمبود اکسیژن مواجه می شود، این سیستم شروع به کار می نماید . محصول نهایی این سیستم ( بعد از تولید ATP ) اسید لاتیک می باشد که مقدار زیاد آن سبب خستگی زود رس می شود . توانائی تحمل اسید لاتیک در ورزشهای غیر هوازی ، شرط موفقییت ورزشکاران محسوب می شود. تمرینات هوازی باعث می شود که اسید لاتیک زودتر تجزیه گردد. درباره سرانجام اسید لاتیک و مبارزه با آن، طی فصلی جداگانه مطالبی عنوان خواهد شد.

خلاصه ای از فعل و انفعالات شیمیائی که در این سیستم صورت می پذیرد بشرح ذیل است :

 2ATP + 2H2O + اسيد لاكتيك 2 < 2ADP + 2Pi + گلوكوز 

{ توضیح: ADP  در واقع ATP است که یک گروه فسفاتش را از دست داده و Pi گروه فسفات است .}

 سیستم هوازی ( AEROBIC )

این سیستم از نظر تقویت دستگاه گردش خون و تنفس حائز اهمیت می باشد و در پزشکی ورزشی، با تقویت این سیستم بیماران قلبی را مداوا می نمایند . توصیه می شود افراد مسن سیستم هوازی خود را تقویت نمایند تا بتوانند از سلامت بیشتری برخوردار گردند.

وقتی بدن در حالت پایدار باشد ، این سیستم تولید انرژی می نماید و این حالتی است که حرکات ورزشی در کمتر از حداکثر شدت(Submaxima1 ) اجرا شود. هر سه نوع مواد غذایی می توانند از طریق این سیستم سوخته، ATP تولید نمایند . در حضور اکسیژن یک مولکول گلوکز شکسته شده، 38 مولکول ATP تولید می کند.

{ توضیح : O H C = گلوکز }

طور کلی دو سری از واکنشهای شمیمیائی در سیستم هوازی برای تولید ATP دخالت دارند . شکل 1 . 2 خلاصه ای از اعمال فوق را نشان می دهد. در سیستم هوازی مواد غذائی قبل از اینکه بتوانند تبدیل به ATP شوند، ابتدا باید تبدیل بمواد شیمیائی دیگر گشته، وارد چرخه کربس و سیستم انتقال الکترونی شوند و سپس انرژی از آنها بدست آید.

چرخه کربس ( krebs  Cycle )

کلیه مواد غذایی قبل از اینکه وارد سیکل شوند باید به یک ماده شیمیایی بنام استیل کوآنزیم( A CO  Acety1 ) تبدیل و سپس وارد سیکل شوند .

دو عمل شمیائی در سیکل کربس انجام میشود:

1- تولید   CO2

2- آزاد شدن اتم هیدروژن ( یون پروتون و یک الکترون ) . co2 توسط دستگاه تنفس خارج می شود.

سیستم انتقال الکترون( System   Transport  Eiectron = ETS )

محصول نهایی این این سیستم آب می باشد . اتم هیدروژنی که از سیکل کربس خارج می شود با اکسیژنی که وارد بدن می شود ترکیب شده، آب را بوجود می آورد . اعمال فوق که منجر به تشکیل آب می شود مجموعا" سیستم انتقال الکترونی نامیده می شوند که در میتوکندری سلولهای عضلانی صورت می پذیرند .

O 2 H 2      >     2 O + e 4 + H 4

ATP طی یک سری از اعمال شیمیائی در حین تشکیل آب بوجود می آید . بعبارت دیگر زمانی که یون هیدروژن و الکترون توسط ETS منتقل می شوند تا با اکسیژن آب دهند، در همان زمان انرژی آزاد گشته ، ATP حاصل می شود. انتقال الکترون برابر است با آزاد شدن انرژی که انرژی بدست آمده، در واکنش زیر شرکت می کند:

ATP       <   انرژی + P + ADP

 لازم به توضیح است که 90 درصد از مجموع کل ATP از طریق این سیستم حاصل می شود.

جدول 1 . 2 مشخصات کلی سیستم های مولد انرژی بدن را ( در رابطه با اکسیژن، تولید ATP و مواد غذایی ) نشان می دهد

                               جدول شماره 1 .2

تولید ATP    نیازبه 2 O   مواد غذایی یا سوخت شیمیائی سیستمها

محدود وکم   ندارد   فسفات کراتین   الف- سیستم غیر هوا زی  PC - ATP 

بد و کم     ندارد   گلیکوژن ( گلوکز)     ب-  سیستم غیر هوازی اسیدلاکتیک

زیاد و نامحدود   ندارد  گلوکوژن،چربی،پروتئین  ج- سیستم اکسیژن(خواه)

جدول 2.2 حداکثر ظرفیت ( Capacity ) و توان ( power ) سیستم های مولد انرژی بدن را در رابطه با تولید ATP نشان می دهد.

                               جدول شماره 2.2

حداکثر ظرفیت                حداکثر توان تولید ATP    سیستمهای انرژی

و موجودی ATP (مولکول)  ( مولکول) در دقیقه 

7 %                                     6/3                PC ATP 

2/1                                     6/1                 اسید لاکتیک

%9                                     5/1                ( فقط از گلیکوژن) هوازی

به طور کلی تارهای عظلانی بدن از نظر هوازی بودن به دو دسته تقسیم می شوند:

۱ - رشته های عظلانی سفید یا تند اقباض ، که فعالیت های غیر هوازی ( سرعتی ) را بهتر انجام می دهد.

۲ - رشته های عظلانی قرمز یا کند اقباض ، که در انجام فعالیت های هوازی ( استقامتی ) موفق تر می باشند.

عظلاتی که تارهای سفیدشان بیشتر باشد اساسا غیر هوازی می باشند مانند: عظلات دوقلوی ساق ، دلتوئید ، دو سر بازو وعظلاتی که درصد تارهای تارهای قرمزشان بیشتر باشد هوازی هستند مانند عظلات راست شکمی، پشت پا و ....

جدول 3. 2 تقسیم بندی ورزشهای گوناگون از نظر دخالت درصد سیستم های انرژی بدن

انواع رشته های ورزشی      درصد سیستمهای       درصد سیستمهای     درصد سیستم

                                    A ATP و اسید لاکتیک    اسید لاکتیک و هوازی       هوازی

1-       اسکی                          

الف -  مارپیچ                        80                                    20                                 =

ب -  تفریحی                         34                                    33                               33

پ -  برف نوردی                    -                                       5                                 95

2- بسکتبال                          85                                    15                                 -

3- بیس بال                          80                                    20                                 -

4- تنیس                               70                                    20                               10

5- دو و میدانی      

الف - میدانها                       90                                    10                                -

ب- 100 و 200 متر              98                                      2                                 -

پ- 400 متر                         80                                    15                                 -

ت- 800 متر                         30                                    65                               5

ث- 3000 متر                       20                                    40                              40

ج- 1500 متر                        20                                   55                              25

چ- 5000 متر                        10                                   20                              70

ح- صحرا نوردی                    5                                    15                              80

خ- ماراتن                               -                                    5                                95

6- شنا و شیرجه

الف شیرجه و 50 متر       98                                   2                                 -

ب- 100 متر                          80                                  15                             5

پ- 200 متر                          30                                  65                             5

ت- 400 متر                          40                                  40                            20

ث-  1500 متر                       10                                  20                           70

8- فوتبال

الف- گلرو فورواردها           80                                  20                            -

ب- هافک ها                        60                                  20                           20

9- کشتی                             90                                  10                            -

10- قایقرانی                       20                                  20                           50

11- والیبال                           90                                  10                            -

12- شمشیر بازی               90                                  15                            -

13- گلف                               95                                  5                              -

14- هاکی روی چمن           10                                20                           20 

* لازم به ذکر است که رشته رزمی کیوکوشین از جمله ورزش هایی است که از کلیه

سیستم های انرژي استفاده می کند:

سیستم PC ATP  : اجرای یک کیهون ترکیبی

سیستم اسید لاکتیک: مبارزات آزاد

سیستم هوازی :تمرینات ایدو کیهون ( تمرینات ۳۵ دقیقه ) 

 

 

ادامه مطالب:

ضربان قلب موقع از خواب بلند شدن؛60 الي 70 در دقيقه در افراد سالم وبالغ ميباشد.

ضربان قلب بين 65 الي 75 درصد در دقيقه در حداكثر ضربان قلب يعني( 220-سن) چربي سوزي (هوازي) ميباشد.

بين 75 الي 85 درصد قند سوزي و بين 85 الي 95 درصد آستانه لاكتيكي ميباشد.

- فعاليتي كه بين صفر تا 3 ثانيه انجام ميگيرد ؛از ATP  موجود در عضله استفاده ميكند.

- فعاليتي كه بين 3 تا 10 ثانيه انجام ميگيرد ؛از ATP-CP  سيستم فسفاژن دار استفاده ميكند و اين سيستم وارد عمل ميشود.

- فعاليتي كه بين 10 تا 90 ثانيه انجام ميگيرد ؛ سيستم اسيد لاكتيك وارد عمل ميشود.

- فعاليتي كه بيش از 5 دقيقه انجام ميگيرد ؛ سيستم هوازي است و بايد اكسيژن باشد.

مطلب مهم ؛هر ورزشكار بايستي نسبت به نوع ورزش در سيستم انرژي آن ورزش فعاليت كند.

ادامه دارد....

خالق محمدي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:6  توسط محمدی  | 

محاسبه ضربان قلب از روشهای مختلف

محاسبه ضربان قلب از روش‌هاى مختلف

 

در اکثريت روش‌هائى که براى تجويز ورزش مناسب افراد، به‌کار گرفته مى‌شود، تجويز ورزش بر مبناى ضربان قلب هدف صورت مى‌پذيرد. با اين وجود در برخى از
بيماران نبايد ورزش را بر مبناى ضربان قلب هدف تجويز نمود. معمولاً براى تعيين شدت ورزش براساس ضربان قلب هدف، طيف ۸۵-۴۰ درصد Vo2 حداکثر در نظر
گرفته مى‌شود. براى تجويز ورزش در بيمارى که از آمادگى مطلوب دور است، حد پائين اين طيف منظور مى‌گردد. اگر بيمارى براساس ضربان قلب هدف ورزش
مى‌کند بايد نبض خود را در ناحيهٔ مچ دست کنترل نمايد.

لمس نبض در گردن و با استفاده از شرائين کاروتيد سبب فعال شدن رفلکس بارورسپتورى شده و لذا از
تعداد ضربان قلب مى‌کاهد. به فرد بياموزيد که نبض خود را براى ۶ ثانيه شمرده و بعد به آن عدد، صفر اضافه کند. اما شمارش ۱۰ تا ۱۵ ثانيه‌اى و ضرب در عدد ۶
يا ۴ دقت کار را بيشتر مى‌کند. بيمار هيچ‌وقت نبايد با انگشت شست نبض خود را لمس کند، چرا که اين انگشت نبضى دارد که ممکن است بيمار را به اشتباه
بياندازد. براى لمس، استفاده از انگشت وسط يا اشاره توصيه مى‌شود. براى محاسبه ضربان قلب از روش‌هاى مختلفى استفاده مى‌شود:
۱. براساس سن، ۲. روش ذخيرهٔ ضربان قلب، ۳. روش استفاده از حاصل‌ضرب تعداد ضربان قلب، ۴. روش استفاده از فشار خون سيستولي، ۵. نمودارها، ۶.
مصرف حداکثر اکسيژن، ۷. آستانهٔ بى‌هوازى ۸. تهويه.
براساس سن
يکى از ساده‌ترين راه‌هاى محاسبهٔ ضربان قلب حداکثر براساس سن شخصى است. اين روش محاسبه به‌صورت گسترده در کلاس‌هاى تمرين هوازى استفاده
مى‌شود و نيز بر روى ديوار بسيارى از باشگاه‌هاى ورزشى نصب شده است. مبنا بر آن است که حداکثر ضربان قلب در دقيقه معادل (Beat per minute - bpm)
دويست و بيست است که در هر سال اين ضربان حداکثر يک عدد کاهش پيدا مى‌کند. اين کاهش احتمالاً نتيجهٔ سفت‌تر شدن بافت قلبى و کاهش ظرفيت
پذيرش آن است. براى هر فرد انحراف معيار ۱۰± در دقيقه در نظر گرفته مى‌شود. اين روش اگرچه قابل قبول است، اما در مقايسه با ساير روش‌ها، احتمالاً
ضربان قلب هدف در حد کمترى محاسبه خواهد شد. در اينجا مثالى براى استفاده از اين روش مى‌آوريم:

۱. اگر بخواهيد يک فرد ۶۲ ساله در حد ۶۰% ضربان قلب حداکثر خود فعاليت کند، ضربان قلب هدف چه ميزان خواهد بود؟
پاسخ: ۹۵ ضربه در دقيقه

راه حل:
= ( سن - ۲۲۰ ) × ( ۶۰/۰ ) ضربان قلب هدف
= ( ۲۲۰ - ۶۲ ) × ( ۰/۶ )
= ۹۵

اطلاع فرد تجويزکننده فعاليت ورزشى از مصرف هرگونه داروئى که روى تعداد ضربان قلب اثر بگذارد (مثلاً مهارکننده‌هاى گيرندهٔ بتا)، حائز اهميت است. در
نتيجه، تخمين حداکثر ضربان قلب با استفاده از اين روش دقيق نخواهد بود. لذا حداکثر ضربان قلب را بايد با اين استرس تست حداکثر اندازه گرفت. اين روش نبايد
در بيماران مبتلا به اختلالات ريتم قلب يا نوروپاتى‌هاى محيطى به‌کار رود.

روش ذخيرهٔ ضربان قلب يا (Karvonen)

در روش ذخيرهٔ ضربان قلب (Heart rate reserve - HRR) يا کاروُنن از ضربان قلب در حال استراحت بيمار و نيز ضربان قلب حداکثر (روش براساس سن) استفاده
مى‌شود. براى اندازه‌گيرى ضربان قلب در حال استراحت بايد فرد چند دقيقه‌اى در حال استراحت مطلق باشد. شخص نبايد در شرايط گرماى زياد، کم‌آبى و يا
تحت تأثير مصرف اخير کافئين، نيکوتين و يا ساير داروهاى مؤثر بر ضربان قلب قرار داشته باشد. در مثال زير از روش کارونن استفاده شده است:

پاسخ، ۱۲۸ ضربان در دقيقه

راه حل:

(۰/ضربان قلب در حال استراحت+[ضربان قلب در حال استراحت-(سن- ۲۲۰)]×(۷۵) ضربان قلب هدف
=(۰/۷۵)×[( ۲۲۰ - ۷۶ ) - ۸۰ ] + ۸۰
= (۰/۷۵)×[( ۱۴۴ - ۸۰ ) ] + ۸۰
= (۰/۷۵ )× (۶۴) + ۸۰
= ۸۰ + ۴۸
= ۱۲۸

اين روش نبايد براى بيماران مبتلا به نوروپاتى محيطى يا اختلالات ريتم قلب استفاده شود. در صورتى‌که بيمار از داروهاى مؤثر بر تعداد ضربان قلب مثل
بتابلوکرها استفاده مى‌کند، ضربان قلب حداکثر را نمى‌توان با استفاده از سن تعيين نمود.

روش استفاده از حاصل‌ضرب تعداد ضربان قلب در فشار خون (Rate pressure product - RPP)

روش فوق روشى منحصر به فرد براى تجويز نسخهٔ ورزى براساس ضربان قلب هدف است. (RPP) معادل حاصل‌ضرب تعداد ضربان قلب در فشار خون سيستولى
است. استفاده از اين معيار روشى غير تهاجمى براى اندازه‌گيرى ميزان مصرف اکسيژن عضلهٔ قلب يا (MVo2) است. واحدى براى اندازه‌گيرى معيار (RPP) وجود
ندارد، اما براى تجويز ورزش در بيماران مبتلا به اختلالات ايسکميک (بدون اينکه فقط مختص به آنها باشد)، قابل استفاده است. اين روش نبايد براى مبتلايان به
نوروپاتى محيطى يا اختلالات ريتم قلب مورد استفاده واقع شود. به‌علاوه اندازه‌گيرى فشار خون سيستولى حداکثر، مستلزم انجام يک استرس تست حداکثر
مى‌باشد. براى مثال:
۱. قرار است براى بيمارى برنامه و نسخهٔ ورزشى تنظيم شود. پس از انجام تست ورزش حداکثر، نتايج زير به‌دست آمده‌اند:
ميلى‌متر جيوه ۱۵۵ = فشار خون سيستولى حداکثر
ضربه در دقيقه ۱۲۸ = حداکثر ضربان قلب
ميلى‌متر جيوه ۱۱۰ = فشار خون سيستولى در حال استراحت
ضربه در دقيقه ۶۵ = ضربان قلب در حال استراحت
۱۰۰: حداکثر ضربان قلب × فشار خون حداکثر سيستولى = RPP حداکثر
۱۰۰: ضربان قلب استراحت × فشار خون سيستولى استراحت = RPP حداکثر
۱۹۸ = ۱۰۰ : (۱۲۸×۱۵۵) = RPP حداکثر
۷۱ =۱۰۰ : (۶۵×۱۱۰) = RPP استراحت
استفاده از (RPP) براى محاسبهٔ نوع تجويز ورزشي، يا جايگذارى (RPP) در روش کارونن (روش ذخيرهٔ ضربان قلب) و ايجاد يک تناسب صورت مى‌پذيرد. براى
ساده‌تر شدن محاسبه، (RPP) تقسيم بر صد خواهد شد. با اطلاعات فوق، ضربان قلب حداکثر با استفاده از شدت ۵۰% به‌صورت زير محاسبه مى‌شود:

راه حل:

= (۰ /۵۰) × ( حداکثر RPP - استراحت RPP ) + استراحت RPP هدف RPP
= ( ۰/۵۰ ) ×[ ( ۱۹۸ - ۷۱ ) ] + ۷۱
( ۰/۵۰ ) ×[ ( ۱۲۷ ) ] + ۷۱
= ۶۳ + ۷۱
= ۱۳۴

حال براى تعيين ضربان قلب هدف، عدد ۱۳۴ را در معادلهٔ زير قرار مى‌دهيم:

X = ضربان قلب هدف
ضربان قلب حداکثر (۱۲۸)*(۱۳۴) RPP هدف = ضربان قلب هدف (X)* RPPحداکثر (۱۹۸)

با حل معادلهٔ يک مجهولى فوق، ضربان قلب هدف معادل ۸۶ ضربه در دقيقه خواهد شد. دقت کنيد که اگر در اين مثال از روش براساس سن استفاده مى‌شد،
ضربان قلب هدف معادل ضربان در حال استراحت يا ۶۴ محاسبه مى‌گرديد که به مقدار قابل توجهى پائين‌تر از ضربان قلب هدف مناسب براى تمرين است.

روش استفاده از فشار خون سيستولى

فشار خون سيستولى (SBP) را مى‌توان به‌جاى ضربان قلب براى پايش شدت ورزش به‌کار برد. اين روش به‌خصوص به هنگام تجويز ورزش براى بيماران مبتلا به
فشار خون بالا يا در معرض ابتلاء به آن، يعنى موارد پيوند قلب يا بيمارى‌هاى عروقى محيطى سودمند است. اين روش مستلزم انجام تست ورزش حداکثر جهت
تعيين حداکثر فشار خون سيستولى و سپس جايگزينى آن در معادلهٔ کارونن است (روش ذخيرهٔ ضربان قلب). با استفاده از روش ۱ يا همان روش تخمين بر مبناى
سن، فشار خون سيستولى هدف ممکن است پائين‌تر از فشار خون در حال استراحت بيمار محاسبه شود و لذا استفاده از آن توصيه نمى‌شود. مثالى براى
استفاده از اين روش در اينجا آورده شده است. تصور کنيد فشار خون سيستولى حداکثر معادل ۱۸۵ ميلى‌متر جيوه، فشار خون سيستولى زمان استراحت ۱۴۰
ميلى‌متر جيوه و شدت ورزش هم ۶۰ درصد باشد. با استفاده از معادلهٔ کارونن (روش ذخيرهٔ ضربان قلب):

پاسخ: ۱۶۷ ميلى‌متر جيوه

راه حل:

۰/۶۰× SBP استراحت + [(SBP استراحت ) - (SBP حداکثر)] = فشار خون سيتوليک هدف
= (۰/۶۰) × (۴۵) + ۱۴۰
= (۰/۶۰) × ( ۱۸۵ - ۱۴۰ ) + ۱۴۰
= ۱۴۰ + ۲۷
= ۱۶۷

نمودارها

استفاده از نمودارهاى درک نسبى فعاليت روش مناسبى براى تجويز و نظارت بر شدت ورزش است. اين روش در بيمارى که تمايل ندارد يا نمى‌تواند نبض خود را
در حين ورزش کنترل نمايد، روش انتخابى به‌شمار مى‌رود. در اين مرحله ۳ نمودار بررسى مى‌شوند:

۱. نمودار RPE يا Borg

۲. نمودار تنگى نفس

۳. امتيازبندى بر مبناى شدت لنگيدن.

آموزش نحوهٔ استفاده از اين نمودارها به بيمار حائز اهميت بسيار است.

- نحوهٔ استفاده از نمودارها :

براى مثال، اگر در حال پياده‌روى يا دوچرخه‌سوارى هستيد، فقط به عضلات دخيل در فعاليت - مثلاً پاها - فکر نکنيد و توجه خود را معطوف به اثر ورزش روى کل
بدن نمائيد.

براى مثال، اگر در حال پياده‌روى يا دوچرخه‌سوارى هستيد، فقط به عضلات دخيل در فعاليت - مثلاً پاها - فکر نکنيد و توجه خود را معطوف به اثر ورزش روى کل
بدن نمائيد.


افراد خيلى مضطرب يا داراى تيپ شخصيتى A، احتمالاً شدت فعاليت خود را کمتر از حد واقعى آن تخمين مى‌زنند. به‌علاوه حدود ۱۰ درصد مردم توانائى
استفادهٔ دقيق از اين نمودارها را ندارند.
درجه‌بندى RPE
در کل بدون فعاليت 6
شديداً سبک 7 , 8
خيلى سبک 9 , 10
سبک 11 , 12
تا حدودى سنگين 13 , 14
سنگين 15 , 16
خيلى سنگين 17 , 18
شديداً سنگين 19
حداکثر شدت 20


مصرف اکسيژن حداکثر

(Vo2 حداکثر يا حداکثر ظرفيت عملي)


در تشريح سطح آمادگى جسمانى فرد، Vo2 حداکثر حرف اول را مى‌زند. اين معيار از طريق اندازه‌گيرى ميزان گازهاى بازدمى در طى استرس
تست قلبى ريوى محاسبه مى‌شود. ارتباط مستقيمى بين ضربان قلب و Vo2 وجود دارد. اين ارتباط باعث مى‌شود که تجويز نسخهٔ ورزشى براساس ضربان قلب
هدف منطبق بر درصد ظرفيت عملى فرد باشد. به‌طور معمول، ورزش با شدت ۸۵-۴۰ درصد ظرفيت عملى توصيه مى‌شود. براى بيمارانى که آمادگى جسمانى
لازم را ندارند، ۴۰% و با پيشرفت آمادگى رقم ۸۵% مورد استفاده قرار مى‌گيرد. پس از انجام استرس تست قلبى ريوي، ضربان قلب از Vo2 به‌دست آمده و بعد
ضربان قلب هدف در حين ورزش تعيين مى‌شود. براى کسب اطلاعات بيشتر در مورد Vo2 حداکثر به بحث تست قلبى ريوى مراجعه نمائيد.

درجه‌بندى تنگى نفس
حداکثر 10
خيلى خيلى شديد 9
خيلى شديد 7
شديد 5
تا حدودى شديد 4
متوسط 3
خفيف 2
خيلى خفيف 1
خيلى خيلى خفيف، در حد صفر 0.5

آستانهٔ بى‌هوازى

اين آستانه به‌صورت نقطه‌اى در نمودار استرس تست قلبى ريوى مشخص مى‌شود که در آن منحنى تنفس از خط صاف، شيب تندى به سمت بالا
پيدا مى‌کند. اين امر احتمالاً زمانى رخ مى‌دهد که شدت ورزش سبب افزايش سريع در ميزان اسيد لاکتيک شود. اين اسيد لاکتيک در سيستم بافرى بدن
خنثى شده و به‌صورت دى اکسيد کربن دفع مى‌گردد که سبب افزايش تهويه مى‌شود. ورزشى که در سطح آستانهٔ بى‌هوازى يا کمى پائين‌تر از آن تجويز شود،
براى اکثر بيماران قابل تحمل است. شدت فعاليت در بالاى سطح بى‌هوازى سبب خستگى و ناتوانى در ادامهٔ فعاليت مى‌شود. بهبود شرايط بدن مى‌تواند با
تجويز ضربان قلب هدف در سطح آستانهٔ بى‌هوازى يا کمى پائين‌تر از آن تأمين مى‌گردد. براى محاسبهٔ آستانهٔ بى‌هوازي، استرس تست قلبى ريوى با
اندازه‌گيرى گازهاى بازدمى مورد نياز است. ضربان قلب هدف منطبق بر افزايش سريع در تهويه را مى‌توان براى تجويز شدت ورزش در نظر گرفت. اطلاع از اين
امر از اين جهت حائز اهميت است که در ابتدا و در اثر هيپرونتيلاسيون، احتمال يک افزايش کاذب در تهويه وجود دارد. براى کسب اطلاعات دقيق‌تر در مورد آستانهٔ
بى‌هوازى به بحث استرس تست قلبى ريوى مراجعه نمائيد.



تهويه

مى‌توان ورزش را براسا درصد تهويهٔ بيمار نيز تجويز نمود. در بيمارى‌هاى مزمن ريوي، ضربان قلب معادل ۸۰-۷۰ درصد تنفس ارادى حداکثر (
Maximal voluntary ventilation - MVV) و يا آستانهٔ بى‌هوازى (در هر کدام که تعداد ضربان قلب پائين‌تر بود) توصيه مى‌شود (روش آستانهٔ بى‌هوازي). براى
کسب اطلاعات بيشتر در زمينهٔ آستانهٔ بى‌هوازى به مبحث استرس تست قلبى ريوى مراجعه شود.

گردآورنده :خالق محمدي پرگو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 9:39  توسط محمدی  | 

قدرت كلام وارتباط موثر

            

                                    قدرت كلام وارتباط موثر         

مرگ وزندگي در قدرت زبان است.

زبان نرم ،خشم را برميگرداند ؛اما سخن تلخ ،غيظ را به هيجان مي آورد.

تا مرد سخن نگفته باشد         عيب و هنرش نهفته باشد

كليد برقراري ارتباط وگفتمان:

1-طوري سخن بگوئيد كه ديگران دلشان بخواهد گوش بدهند.

زبان حكيمان علم را زينت ميبخشد،واما دهان احمقان به حماقت تنطق مي نمايد.

2-ترغيب كردن را ياد بگيريد.

دل مرد حكيم دهان اوراعاقل مي گرداند و علم را بر لبهايش مي افزايد.

3-قبل از حرف زدن گوش بدهيد.

هر كه سخني را قبل از شنيدن اش جواب دهد،براي وي حماقت وعار ميباشد.

4-در حرف زدن كند عمل كنيد ،وبه دقت مراقب حرف هايتان باشيد.

آيا كسي را مي بيني كه در سخن گفتن عجول است ؟اميد بر احمق زياده است از اميد بر او.

5-هرگز ديگران را خرد نكنيد ؛بلكه آنها را بسازيد.

6-جلوي زياده گوئي خود را بگيريد.

كثرت كلام از گناه خالي نمي باشد،اما آن كه لبهايش را ضبط نمايد  عاقل است.

7-حكمت حقيقي را مطرح كنيد.

دهان صديقان حكمت را مي روياند.

8-همواره حقيقت را بگوئيد.

كسي كه بغض را مي پوشاند دروغگو مي باشد ،وكسي كه بهتان را شيوع ميدهد احمق است.

-اقبال خوب اينست كه بين كساني زندگي كنيم كه ،خوب مي دانند چه بگويند و چگونه و چه وقت آنرا بگويند.

مطالبي ديگر در رابطه با ارتباط:

مي‌توانيم با ارتباط خوب و به كمك ديگران به خواسته‌هايم برسيم.ارتباط خوب باعث دوستي‌هاي خوب مي‌شود و هيچوقت تنها نمي‌مانيم.توانايي برقراري ارتباط فقط مربوط به انسان نيست. حيوانات نيز با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. ولي ارتباطات ما به قدري پيچيده است كه ما را از حيوانات جدا مي‌كند. تصور كنيد كه انسان‌ها مي‌توانند درباره اتفاقاتي كه پيش آمده با هم صحبت كنند. آنها مي‌توانند درباره آن نظر دهند. آنها مي‌توانند درباره آينده فكر كنند و تصميمات جديد بگيرند. انسان‌ها درباره نيازهاي خود با هم حرف مي‌زنند، آنها درباره تخيلات خود كه براي هيچكس قابل ديدن نيست با هم صحبت مي‌كنند. ارتباطات در زندگي ما خيلي اهميت دارد. بدون ارتباط ما نمي‌توانيم زندگي كنيم.

اگر ما با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيم، خواسته‌هاي خود را درست و واضح بيان كنيم، به صحبت‌هاي آن‌ها خوب گوش كنيم، نظرات و خواسته‌هاي آن‌ها را درك كنيم و در شنيدن و درك نظرات ديگران صبور باشيم و به آن‌ها احترام بگذاريم، آن وقت ارتباطات و دوستي‌هايي را تجربه مي‌كنيم كه زندگي ما را شادتر و لذت‌بخش‌تر مي‌كند.

ولي اگر نتوانيم به ديگران احترام بگذاريم، اگر جرات نداشته باشيم درباره خواسته‌ها و يا نيازهايمان با ديگران صحبت كنيم. اگر نتوانيم حرفي غير از حرف‌هاي خودمان را بپذيريم و اگر ما با ديگران بدرفتاري كنيم آن وقت تنهايي را تجربه مي‌كنيم و شادي و لذت دوستي‌هاي خوب را تجربه نخواهيم كرد.

تعريف ارتباط :

ارتباط فرآيندي است كه طي آن افكار، عقايـد و احساسات يك فرد به فرد ديگر منتقل مي شود ارتباط فرآيندي است آگاهانه يا ناآگاهانه، خواسته يا ناخواسته كه از طريق آن احساسات و نظرات به شكل پيامهاي كلامي و غير كلامي بيان، ارســال، دريافت و ادراك مي شوند. بنا به تعريفي ديگر ارتباط فرآيند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده به شرط اين كه ذهنيات مورد نظر فرستنده به گيرنده پيام انتقال يابد و بالعكس مي باشد.

ارتباط چه كمكي به ما مي كند ؟

مشكل گشايي و تصميم گيري

تائيد و تصديق و يا تعديل باورها

مهار موقعيت

اعتماد به نفس

خوش بيني و مثبت نگري

عشق و علاقه به مردم و موضوع رابطه

حسن نيت

توجه به شباهت ها بجاي تفاوت ها

خواب و استراحت كافي

تغذيه مناسب

ورزش و تفريح مناسب

رعايت زمان و مكان و موقعيت مخاطب

توجه به احساسات خود و ديگري

اغماض كردن

غلبه به حرص وحسد و طمع

شنونده خوبي بودن

تبرئه كردن

 

ارتباط در سه سطح برقرار مي شود كه عبارتند از:


1 ـ‌ ارتباط درون فردي Intrapersonal communication :


همان ارتباط با خود است و شامل فعاليت هايي مثل پرورش افكار ،تصميم گيري، خودنگري و …. مي شود.

2 ـ ‌ارتباط بين فردي Interpersonal communication :


ارتباط بين دو يا چند نفر گفته مي شود و فعاليت هايي مثل مصاحبه، مشاوره، تهيه نوشته يا مقاله را شامل مي شود.

3 ـ ارتباط عمومي (جمعي ) public (mass) communication :


در اين ارتباط پيام براي جمعي از مخاطبين ارسال مي شود. اين نوع ارتباط ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم (راديو، تلويزيون، مجله و … ) باشد.

اجزاء فرآيند ارتباط:

1. پيام دهنده (منبع):برقرار كننده ارتباط

2. پيام گيرنده(مخاطب):دريافت كننده ارتباط

3. پيام :محتوي (آنچه كه بخاطر آن ارتباط برقرار شده است)

4. وسيله ارتباط:ابزاري كه بوسيله آن ارتباط برقرار ميشود

5. باز خورد:عكس العمل به وجود آمده در گيرنده

فرستنده ( انتقال دهنده پيام ) بايد از دو ويژگي مهم برخورددار باشد:


اولاً : بر محتواي پيامي كه قصد ارسال آن را دارد مسلط باشد.
ثانياً : بتواند از نظر عاطفي با گيرنده يا مخاطب توافق نموده و به عبارت ديگر با دقت و علاقـه به مسايل مطـــرح شده توسط مخاطب گوش كند.

گيرنده (مخاطب ) ممكن است پيام را به طور مؤثر دريافت ننمايد. علت اين امــر وجود تعدادي موانع ارتباطي است كه اهم آنها به شرح ذيل مي باشد .


موانع ارتباطي :

الف : موانع پيام: تعد د پيام ،تداخل پيام

ب: موانع وسايل ارتباط:موانع فيزيكي، سر وصدا ،گرما ،پارازيت ، وسعت مدار ارتباطي

ج:موانع گيرنده:احساسات ،عواطف،پيش داوري آموخته هاي قبلي،ادراك كليشه اي

د:موانع فرستنده:استفاده از لغات چند پهلو ومبهم،ضعف مهارت ارتباطي،حالات وحركات نامناسب،و...

ارتباط ممكن است :

با طبيعت باشد : كوه ، دشت ، دريا ، آسمان

با خداوند متعال باشد

با فرد ديگري باشد

با خود باشد

بهترين نوع ارتباط آن است كه ما همزمان با خود و ديگري و خداوند ارتباط برقرار كنيم .

انــواع ارتبـاط :


1 ـ ارتباط كلامي
2 ـ ارتباط غيركلامي

ارتباط كلامي

در اين نوع ارتباط براي انتقال پيام از كلمات استفاده مي شود. انتقال پيام مي تواند به صورت گفتاري يا نوشتاري باشد ارتباط كلامي بيشتر براي بيان ايده ها ، حقايق و نظرات به كار مي رود.

ارتباط غير كلامي

انتقال اطلاعات و احساسات بدون استفاده از كلمات ارتباط غيركلامي است. در اين ارتباط تمام رفتارها، علايم و اشيا باعث مبادله پيام مي شوند.

انواع ارتباط غير كلامي :

1-ظاهر فيزيكي :

شامل آنچه كه يك فرد را در برخورد اول جذاب يا غير جذاب
مي سازد نژاد، جنس، قد، وزن ، قيافه فرد و طرز لباس پوشيدن، حتي چگونگي لبخند زدن فرد مي شود. بسته به ظاهــــر فيزيكي فرد يك تصور اوليه در ذهن افراد درباره سطح سواد، وضعيت اجتماعي و اقتصادي، عقايد و ارزش هــاي او شكل مي گيرد.

2- زبان بدن:

شامل چهار قسمت است كه عبارتند از:


الف:طرز قرار گرفتن

طرز نشستن يا ايستادن و راه رفتن پيام هاي مهمـي را منتقل مي كنند طرز قرار گرفتن فــرد در حين ارتباط، قدرت عمل فرد، طرز فكر فـــرد در آن موقعيت درباره خودش و احساس فرد دربــاره موضوع مورد بحث را نشان مي دهـد. ( هــرچند كه فرد قصد انتقال پيام نداشته باشد)

ب:ژست

شامل حركات ريز و درشت دست ها مي باشد و بيان كننده احساس
فرد در آن موقعيت مي باشد

ج:بيان چهره

نشان دهنده احساس غمگيني، شـــادي، خشم، تعجب و سردردگمي و … است

د:تماس چشمي

به دو منظور به كار مي رود

1 ـ بيان علاقه و صميممت

2 ـ بيان تسلط ،قدرت و كنترل

هر چه رابطه بين دو فرد صميمي تر باشد طول مدت تمـــاس چشمي بين آنها بيشتر مي شود و هر چه قدرت يك فـــــرد در رابطه بيشتر باشد تماس چشمي كمتري برقرار مي نمــــايد. وقتي فرد به گوينده توجه داشته باشد به طور مستقيم در چشمان گوينده نگاه خواهد كرد.

3- لمس و تماس بدني:

بايستي از لمس استفاده كرد، البته بكارگيري آن بايستي متناسب با انتظارات فرهنگي و قابليت قبول مخاطب باشد.

4 ـ صدا :

تن صـــــدا و طول كلام دو جنبه غيركلامي گفتار هستند كه پيام هايي را به شنونده منتقل مي كند سرعت، قدرت، طنين، مكث و شدت صدا هر كدام معنايي خاص دارند.38% از اولين برداشت شنوندگان از ما بر اساس صداي مااست.

5ـ زمان و فضا:

خود به سه قسمت تقسيم مي شود كه عبارتند از:


الف ـ وقت:

استفاده عمدي و غيرعمدي از زمان، انتقال دهنده پيام است. افراد بر اساس استفاده از زمان با ديگران ارتباط برقرار مي كنند.


ب ـ محيط :

محيط فيزيكي كه در آن ارتباط رخ مي دهد پيام منتقل مي كند نحوه چيدن وسايل و لوازم در محيط باعث انتقال پيام مي شود.

ج ـ فاصله :

فاصله اي كه افــــراد بين خود و گيرنده پيام ايجاد مي كنند انتقال دهنده پيام است.

تفاوت ارتباط كلامي و غيركلامي:


1 ـ ارتباط غيركلامي مداوم و پيوسته است زيرا ما به صورت مداوم صحبت نمي كنيم، اما از طريق ارتباط غيركلامي به صور مختلف ارتباط برقرار

مي كنيم.


2 ـ ارتباط غيركلامي مبهم و پيچيده است به اين علت كه به صورت همزمان از چندين كانال (طرز لباس پوشيدن، بيان چهره و … ) براي انتقال اطلاعات استفاده مي شود.

 

3 ـ ارتباط غيركلامي براي انتقال احساسات بهتر است، زيرا افراد قدرت كنترل كمتري روي آن دارند.


4 ـ در يك ارتباط چهره به چهره سهم ارتباط غير كلامي در انتقال پيام 65 درصد و سهم ارتباط كلامي 35 درصد مي باشد پس در انتقال پيام توجه به ارتباط غير كلامي اهميت بيشتري دارد.


5 ـ ارتباط غير كلامي وظيفه تنظيم جريان مكالمه، تكميل و تأكيد آن را به عهده دارد.

بنابر اين براي برقراري ارتباط موثر

به نكات ذيل توجه فرمائيد :

1- از گفتگوهاي كوتاه استفاده كنيد و آنها را جدي بگيريد.

به اين منظور از سوال در مورد مسائل خصوصي پرهيز كنيد.

از جملاتي مطمئن كه احتمال خطا و اشتباه كمتر در آنها وجود دارد استفاده كنيد . اين جملات معمولاً مسائل كاملاً عادي و روزانه است .

2 - مهارتهاي گوش كردن فعال را در خود تقويت كنيد:

از قطع كردن صحبت ديگران بپرهيزيد.

انعكاس احساس و محتوا داشته باشيد.

در صورت عدم تمايل به ادامه گفتگو به راحتي با سكوت كردن به صحبت خاتمه دهيد.

3- مثبت باشيد:

مختصر ، شيرين و خوب صحبت كنيد .

4- از لطيفه و شوخي استفاده كنيد.

5 - سوالهاي خود را گزينش كنيد.

6- به علائم غير كلامي توجه كنيد:

حالات بدني

لحن صدا

لبخند

ارتباط چشمي

ادامه مطالب:

برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد. اهل هر جا كه باشيد،  براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بالاخره بايد يك چيزهايي را بدانيد و رعايت كنيد.

ژاپني ها ساكت اند، امريكايي ها پر سر و صدا، آلماني ها خشك و مقرراتي، انگليسي هامعروف اند به اين كه در لفافه حرف مي زنند و از منظور اصلي طفره مي روند و استراليايي ها، دقيقا برعكس، به رك گويي مشهورند و . . .

اما برقراري ارتباط، اين جا و آن جا ندارد! اهل هر جا كه باشيد، براي ايجاد يك ارتباط خوب و موثر بايد چيزهاي خاصي را بدانيد و از اصول ثابتي پيروي كنيد.


۵ ثانيه اول مهم تر است!


                رابرت هلر مي گويد: 5 ثانيه اول هر ملاقاتي از 5 دقيقه بعدي اش، مهم تر است. نمي دانم شما خودتان هم اين موضوع را تجربه كرده ايد يا نه، ولي او واقعا راست مي گويد.

ههههببم اساسي در برقراري ارتباط موثر در بربقراري ارتباط موثر

                                                       هفت گام اساسي دربرقراري ارتباط موثر

مقدمه :

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

 

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:

- اينكه گوينده كيست؟

- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن

 

صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را  حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم: همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.  بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد  غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت  كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا  مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )

-حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

 خالق محمدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:20  توسط محمدی  | 

قوانين و مقررات رشته ورزشي يوگا (قسمت چهارم)

 

                                              «قوانين و مقررات رشته ورزشي يوگا »

تعريف يوگا: ورزشي است جسمي و ذهني كه تعادل لازم بين جسم و ذهن را ايجاد مي‌نمايد و معمولاً به عنوان راهكاري براي دستيابي به آرامش ذهني و بالابردن توان جسمي كاربرد دارد.

اين رشته ورزشي داراي سبك‌هاي متعددي مي‌باشد كه در تمامي آنها تمرينات بشرح زير مشترك است كه اين تمرينات عبارتند از:

الف) تمرينات اخلاقي (‌ياما ونياما)

ب) تمرينات بدني ( آسانا)

ج) تمرينات تنفسي ( پراناياما)

د) تمرينات آرام‌تني ( يوگا نيدرا)

و) تمرينات تمركزي ( پراتي‌آهارا)

هـ) تمرينات تأملي (‌ديانا)

كه اين تمرينات با روشهاي متفاوت در كشورهاي مختلف و با توجه به فرهنگ و سيستم فيزيكي بدني ورزشكاران انجام مي‌گردد.  در ايران روشي تحت نام روش هماهنگ يوگا كه در  برگيرنده موارد قيد شده  مي‌باشد، طراحي و اجراء مي‌گردد. رشته يوگا بيشتر جنبه تمريني و آمادگي جسماني دارد  وافرادي كه به اين ورزش مي‌پردازند قصد دارند سطح قابليت‌هاي ذهني و جسماني خود را با انجام تمرينات مستمر و طبقه بندي شده بالا برده و از  بدني سالم و ذهني آگاه برخوردار گردند. براي ايجاد انگيزه و بالابردن هرچه بيشتر سطح آمادگي جسماني و ايجاد رقابتي سالم در جهت تعميم و گسترش اين رشته ورزشي مسابقات و رقابتهاي توسط فدراسيون جهاني پيش‌بيني گرديده كه از سال 1990 به مرحله اجراء گذاشته شده كه مسابقات جهاني آن هرساله در يكي از كشورهاي متقاضي برگزار مي‌شود.

مسابقات : مسابقات اين رشته در رده‌هاي سني مختلف و به تفكيك آقايان و بانوان پيش‌بيني گرديده‌است كه اين مسابقات هم بصورت گروهي با نمايش آسانه‌هاي يوگا و هم بصورت  انفرادي انجام مي‌شود.

محل مسابقات: براي انجام مسابقه اين رشته از تشك يا تاتامي استفاده مي‌گردد كه ابعاد اين تشك 6×6 متر و بصورت مربع مي‌باشد.

رده‌هاي سني: در حال حاضر مسابقات رسمي و بين‌المللي اين رشته هم در بخش خانمها و هم در بخش آقايان در رده‌هاي سني زير برگزار مي‌گردد:

1-      كودكان (در 3 سطح 4 تا5 سال و 6تا7 سال و 8تا 12 سال)

2-      نوجوانان  ( 13 تا 17 سال)

3-      جوانان (در 2 سطح 18تا 25 سال و 26 تا35 سال)

4-      ميانسال ( 36 تا 40 سال)

5-      بزرگسالان( 41 تا 60 سال)

6-      بالاتر از بزرگسالان ( 61 سال به بالا )

نحوه اجراي مسابقات:

مسابقات اين رشته در دو بخش انفرادي و تيمي يا گروهي برگزار مي‌گردد.

مسابقات انفرادي: در اين بخش ورزشكار بصورت انفرادي در رده سني خود در مدت زمان تعيين شده  توانائيهاي خود را به معرض نمايش مي‌گذارد به رقابت مي‌پردازند و در سه مرحله مجموعاً 22 حركت آسانا را به معرض نمايش مي‌گذارد . كه در مجموع بهترين فردي كه بتواند بيشترين امتياز را كسب نمايد برنده مسابقه شناخته مي‌شود.

در واقع مسابقات اين رشته، ارائه نمايشي از حركات زيباي آساناهاي يوگا خواهد بود كه در آن انعطاف‌پذيري-تعادل- كشش –قدرت- استقامت و هماهنگي اعصاب و عضله و آرامش مورد سنجش قرار خواهد گرفت كه مدت مسابقه از زمان اعلام داور تا آماده شدن وي  جهت ارائه نمايش و پايان آن 5 دقيقه خواهدبود.

مسابقات گروهي يا تيمي: در اين بخش كه تعداد نفرات تيم مي‌تواند از 2 تا 10 نفر باشد هر فرد يك يا چند آسانا را به نمايش مي‌گذارند كه اين نمايش بايد در يك زمان توسط اعضاء به تيم انجام شود.

كه تركيب نمايشي و زيبايي و هماهنگي نفرات ملاك كسب امتياز بيشتر ميباشد.

تعداد داوران و  هيأت ژوري – براي امر قضاوت مسابقات 3 نفر هيأت ژوري و 4 داور امر قضاوت را بعهده دارند. داوران در چهارنقطه تشك قرار گرفته و به امر قضاوت مي‌پردازد امتيازات ورزشكاران با علامت اعلام توسط ثبات در برگه ثبت و به رئيس هيات ژوري ارائه مي‌گرددو بهترين ورزشكار و گروه مشخص خواهد شد.

در هيأت ژوري يك نفر به عنوان رئيس و يك نفر وقت نگهدار و يك نفر ثبات امتيازات انجام وظيفه مي‌نمايند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 14:15  توسط محمدی  | 

آموزش یوگا-تای چی (قسمت سوم)

 

 

قسمت سوم

آموزش يوگا - تاي‌چي


كمي درباره يوگا :
در گستره ای پهناور از تاریخ كه آغاز آن بر كسی آشكار نیست , گروهی از انسانها كه روحی لطیف و فكری خلاق داشتند در جست و جوی خواسته های فطری و عمیق جان خود, علمی را پی افكندند كه هندیان آن را « یوگا» خواندند . آنها با راهنمایی و الهام نداهای آسمانی توانستند روشها و فنونی را برای بر انگیختن نیرو و توانایی های بالقوه و همچنین توسعه حوزه دید و رویت درونی خود طراحی و ابداع كنند. منظور و مقصود از این فنون ،رسیدن و غرقه شدن در عمیق ترین خواسته های اصیل خویش یعنی سرور و آرامش ناب ( آناندام ) توسعه دید درون و امكان رویت اشیاء در میدان های مختلف آگاهی یا آگاهی ناب ( چیتام ) , و سرانجام درك حقیقت خویش یا حقیقت ناب ( ساتیام ) بود .
یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است . این معرفت شهودی در پی سلوكی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می شود . در پی این سلوك فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن ، احساسات و افكار خود پیدا می كند ودر نهایت می تواند خود را از حیطه تغییرات احساسی و نگرانیهای فكری فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار یابد. جایی كه تلاطمات فكری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری برآن داشته باشد.
در مورد معنای واژه « یوگا » تنوعی دیده می شود . آن را به معنای : « اتحاد و وصال » ، « رویت و نظاره » و « كنترل و به زیر یوغ در آوردن » به كار برده اند. یوگا تعریفی از یك یا گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست . بلكه بیشتر اشاره به مجموعه ای از فنون ، از ساده تا بسیار پیشرفته و احوال باطنی مختلف و در واقع یك سیر و سلوك كامل دارد .
روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزكیه نفس و مراقبه های ژرف، حالاتی از آگاهی را كشف و تجربه كردند . مجموعه این حالات و فنون و تعالیم كه برای درك و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد « یوگا» خوانده می شود .
● تاریخچه یوگا چیست؟
از لحاظ تاریخی سابقه معرفت و سلوك یوگا را تا دو منبع كهن می توان ردیابی كرد .
۱) تمدن دره سند
۲) تمدن ودایی
بر اساس كشفیات باستان شناسان تمدن دوره سند لااقل قدمتی بالغ بر ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد دارد . این تمدن كهن اولین بار در محلی به نام موهنجو درو (تپه مردگان) در دره لركنه(Larkana) در پاكستان امروزی پیدا شد . بعدها قسمتهای دیگری از این تمدن در منطقه ای به نام هرپا ( Harappa) در فلات پنجاب كشف شد . این تمدن در منطقه وسیعی گسترده بود و از فلات پنجاب و سند تا راجستان شمالی و ناحیه كتیهاور (Kathyavar) در هند غربی را در بر می گرفته است.
بعدها پیش آهنگ این تمدن را در آبادیهای كوه پایه ای بلوچستان یافتند كه به نام فرهنگ نال و كولی(Nal-Kulli) مشهورند اما عصر ودایی را با ورود بعضی طوایف آریایی به شمال هند از حدود هزار و پانصد تا پانصد پیش از میلاد تخمین زده اند.
اصولاً در تمدن ودایی ، بیشتر تقدیس قوای طبیعی و توصیف نیروهای شگفت هستی به چشم می خورد .
● این توصیفات كه در چهار كتاب به نام های
۱) ریگ ودا
۲) ساماودا
۳) یاجور ودا
۴) آتاروا ودا نوشته شده اند که ظاهراً مجموعه ای تنظیم شده بر اساس كشف و شهود روشن بنیان « ریشی ها » بوده اند.
تا اینجا مطالبی درباره تاریخچه وماهیت یوگا از پیش رو گذراندیم . با تعریفی كه از یوگا داشتیم به نظر می رسد كه یوگا, علم كهن و جامعی است برای نیل به خود شناسی و بیداری تمام قوای ذهن و بدن و از همه مهمتر استقرار در طبیعت حقیقی خود . با این وجود ، به خصوص در كشورهای غربی دیده شده است كه بعضاً از یوگا به عنوان ورزش ،راههایی برای لاغری ، زیبایی و تناسب اندام و حتی روشی در مانگر ، یاد شده .
هر چند كه هدف غایی یوگا هیچ كدام از موارد یاد شده نیست اما در عین حال می تواند تمام موارد فوق را برای انسان به ارمغان آورد .
● چه تحقیقات و مطالعاتی در مورد تاثیرات یوگا بر سلامتی انسان وجود دارد ؟
یوگی ها و اصولاً یوگا با بلند نظری و مناعت طبع خود، بدون درنظر گرفتن نژاد و ملیت ،خواستار بهره مند شدن تك تك انسانها از این علم هستند . خوشبختانه درنیم قرن اخیر تحقیقات وسیع و دامنه داری در ارتباط با یوگا و سلامتی به عمل آمده كه نمی توان از نتایج آن صرف نظر كرد .
در واقع نتایج این تحقیقات چنان حیرت انگیز و تكان دهنده بوده است كه امروزه از یوگا به عنوان یك طب پیشگیر و مكمل نیز یاد می شود. از آنجایی كه در علم پزشكی ثابت شده است كه بیش از ۷۰ در صد بیماری ها ریشه عصبی دارند ، می‌توان از یوگا به عنوان طبی پیشگیر و درمانی موثر در هر دو حوزه تن و روان سود جست . از مهمترین شاخص های یوگا ، بررسی دقیق ذهن ، مغز ، اعصاب و اصولاً روان انسان است . در این راستا یوگا به عنوان علمی در متعادل كردن نیم كره های مغزی و هماهنگی بین ذهن و بدن ، پیش تاز است .
در ۵۰ سال گذشته تحقیقات گوناگونی در نقاط مختلف دنیا بروی یوگا و ارتباط آن با سلامت جسم و روان انجام شده این تحقیقات در زمینه هایی چون :
۱) تاثیر تمرینات بدنی ( آساناها ) بر روی جسم
۲) تاثیر تمرینات ذهنی ( كه در بعضی مواقع با حركات جزئی بدنی نیز همراه است )
۳) تاثیر تمرینات نظافتی ( شات كارماها ) بر روی ذهن وبدن
۴) تاثیر مراقبه در كاهش استرس و فشارهای عصبی و درمان بیماری هایی كه منشاء عصبی دارند .
وقتی كلمه یوگا را می‌شنوید چه چیزی را در ذهن‌تان مجسم می‌كنید؟
اگر یك گروه از خانم‌هایی را مجسم می‌كنید كه در حال انجام حركات به‌نظر عجیب و غریب هستند ، پس كمی ‌از یوگا اطلاع دارید اما فقط همین. برای‌اینكه كاملا یوگا را بشناسید باید بیشتر با آن آشنا شوید.
یوگا مجموعه‌ای از آگاهی‌‌های كهن از كشور هندوستان است كه به بیش از پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. كلمه از كلمه سانسكریت به‌معنی وصل یا هماهنگی گرفته شده است. بنابراین یوگا به‌معنی اتحاد بین آگاهی فردی و آگاهی از كاینات است.
یوگی‌‌های عهد باستان براین عقیده بودند كه برای‌اینكه فردی با خود و محیط اطرافش هماهنگی پیدا كند، باید جسم و روح و ذهن خود را با هم یكی كند. برای یكی كردن آنها، احساسات، اعمال و شعور آدمی ‌باید با هم در تعادل باشند. یوگی‌‌ها راهی را برای رسیدن به این تعادل و حفظ آن ابداع كردند كه به وسیله ورزش، تنفس و مراقبه انجام می‌گیرد و اینها سه ساختار اصلی یوگا هستند.
در یوگا، با بدن با ملایمت و احترام رفتار می‌شود چون بدن اولین وسیله انسان برای حركت و رشد است. حركت‌های یوگا باعث تقویت جریان خون و دستگاه‌‌های شكمی‌ می‌شوند و سیستم غددی بدن را تحریك می‌كنند و در نتیجه كیفیت سلامت ما را بالا می‌برند.
تكنیك‌‌های تنفسی بر طبق فرضیه‌ای به‌وجود آمده‌اند كه می‌گوید نفس سرچشمه زندگی است. در یوگا، شاگردان با افزایش تدریجی تنفس خود، روی آن تسلط پیدا می‌كنند. با‌این كار، ذهن خود را برای مرحله بعدی یعنی مراقبه آماده می‌سازند.
افراد بسیاری هستند كه فكر می‌كنند در مدیتیشن باید ذهن را از هر فكری آزاد نمود اما اصلا ‌این‌طور نیست. در مراقبه، شاگردان فعالیت ذهنی خود را تحت كنترل درآورده و در نتیجه ذهن خود را آرام می‌كنند. در یوگا با انجام حركت‌های بدنی و تكنیك‌‌های تنفسی، آگاهی جسمی‌ما بالا رفته و تمركز ما بهتر می‌شود و از فشار‌های روزمره زندگی‌مان نیز كاسته می‌شود.
● شش شاخه یوگا
‌هاتا یوگا یا یوگای حركتی: ‌هاتا یوگا متداول‌ترین روش یوگاست و در كشور‌های غربی طرفداران زیادی دارد. در‌این شاخه از یوگا، از حركات بدنی یا آسانا، تكنیك‌های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می‌شود كه باعث می‌شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیك‌تر شود. در‌این بخش از حركات متعددی استفاده می‌شود.
اگر به دنبال ذهنی آرام و جسمی‌سالم هستید،‌‌هاتا یوگا می‌تواند برایتان بسیار سودمند باشد.
باكتی یوگا یا یوگای ازخودگذشتگی: باكتی یوگا متداول‌ترین روشی است كه در هندوستان از آن استفاده می‌شود. باكتی یوگا، روش دل و ازخودگذشتگی است. یوگی‌‌هایی كه از‌این روش استفاده می‌كنند، در همه كس و همه چیز ‌ایزد یكتا را می‌بینند. باكتی یوگا توسط پرورش عشق فردی و قدرت او برای پذیرفتن هر چیز ممكن، به شخص می‌آموزد كه به ایزد یكتا و یا به براهما (خدای هندو‌ها) وفادار بماند.
راجا یوگا یا یوگای خودداری: راجا به ‌معنی همایونی است و‌این روش، شاه یوگا به‌حساب می‌آید كه ممكن است به‌‌دلیل ‌این باشد كه بیشتر افرادی كه این روش را انتخاب می‌كنند، در انجمن‌‌های مذهبی و یا معنوی به نوعی مشغول به فعالیت می‌باشند. راجا یوگا بر پایه تعلیمات هشت‌گانه یوگا بنا شده است كه در یوگا سو‌ترا مشاهده می‌شود.
یك راجا، یوگی خود را مركزیت می‌بیند و برای همین احترام گذاشتن به خود و به تمامی ‌مخلوقات هستی امری واجب برای راهش به‌شمار می‌آید. آنها اول یاد می‌گیرند كه بر نفس خود غلبه كنند و به این ‌ترتیب خود را محترم بشمارند.
اگر دوست دارید به خودتان و كار‌هایتان نظم دهید، پس راجا یوگا برایتان بسیار مفید خواهد بود.
جنانا یوگا یا یوگای ذهن: جنانا یوگا شاخه‌ای از یوگا است كه اساسا با فكر و ذهن سروكار دارد و روی هوش و شعور فرد تمركز می‌كند. جنانا یوگی‌‌ها شعور و آگاهی را با هم برابر می‌دانند و هدف‌شان یكی ساختن ‌این دو به‌منظور از میان برداشتن محدودیت‌‌هاست. از آنجایی كه می‌خواهند به آگاهی برسند، به تمامی‌فلسفه‌‌ها و مذاهب نیز در سبز نشان می‌دهند چون باور دارند كه یك ذهن باز و منطقی برای شناخت روح، حیاتی است.
كارما یوگا یا یوگای خدمت‌گذاری: كارما یوگا روش خدمت‌گذاری است چون در‌این روش اعتقاد بر این است كه شرایط حال فرد بر اساس اعمال گذشته او شكل گرفته است. بنابراین چنانچه در زمان حال مخلصانه خدمت‌گذاری كند،‌ آیند‌ه‌ای به دور از جنبه‌‌های منفی و خودخواهی برای خود انتخاب خواهد كرد. كارما یوگی‌‌ها رفتار خود را اصلاح می‌كنند و با‌این عمل روح خود را تغییر می‌دهند و مسیر سرنوشت خود را عوض می‌كنند
تانترا یوگا یا یوگای تشریفاتی: تانترا یوگا از مراسم تشریفاتی استفاده می‌كند تا به راز‌ها و چیز‌های مقدس پی برد. چون هدف از‌ این روش درك راز‌ها و چیز‌های مقدسی است كه ما به‌طور روزمره با آنها سروكار داریم. تانترا یوگی‌‌ها باید صفاتی نظیر خلوص نیت، انسانیت، فداكاری و ازخودگذشتگی نسبت به استادشان عشق به هستی و صداقت درباره چیز‌های دیگر داشته باشند.
مردمان زیادی از مسلمانان گرفته تا بودایی‌‌ها، یهودیان و مسیحیان، یوگا انجام می‌دهند بنابراین یوگا وابسته به دین و مذهب خاصی نیست.
بسیاری از مردم به اشتباه فكر می‌كنند یوگا نوعی ورزش است كه می‌توان از طریق آن تناسب ‌اندام به‌دست آورد.‌ این تا حدودی درست است اما اگر فكر می‌كنید یوگا فقط و فقط به همین‌جا ختم می‌شود، به شدت در اشتبا‌هید. یوگا بدن را می‌سازد چون یك بدن ضعیف و مریض مانع از رشد معنوی می‌شود. بنابراین فقط برای بدن‌سازی ساخته نشده و روی جنبه‌‌های روحی و معنوی نیز تمركز دارد.
● نقش یوگا در زندگی شما
شاید سوال كنید به‌طور حتم شما هم می‌توانید. هركسی كه می‌خواهد می‌تواند یوگا انجام دهد. احتیاج به هیچ دستگاه و لباس خاصی ندارد. تنها چیزی كه به آن احتیاج دارید، اراده شما برای دست یافتن به یك زندگی سالم‌تر و بدون فشار است. ممكن است در ابتدا از یوگا فقط برای كاهش وزن و تناسب‌اندام استفاده كنید و ‌این هم هیچ اشكالی ندارد. یوگا در تقویت سلامت شما بسیار موثر است چون انجام حركات كششی باعث سفت شدن عضلات و ورزش دادن به ستون فقرات و به‌طور كلی سیستم اسكلتی شما می‌شود 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 12:37  توسط محمدی  | 

آشنائی بایوگا-الفبای یوگا-(قسمت دوم)

قسمت دوم

آشـنایی با یوگا :الفبای یوگا

تاریخچه یوگا


● فلسفه مکتب یوگا
یوگا یکی از مکاتب فلسفی عرفانی رایج در هند است که مبتنی بر آداب خویشتن داری، ورزش بدنی و ذهنی می باشد. هر یک از مکاتب بنا به روش خود تزکیه نفس و اصول اخلاقی را به پیروان خود تعلیم می دهند.
این مکاتب فهرست وار عبارتند از :
١) مکتب «نیایه» به معنی آنچه که فکر را به نتیجه هدایت کند و این مکتب منسوب به حکیمی است به نام «اکش پادگوتم».
٢) مکتب «وی شیشکا» که این نام مأخوذ از کلمه «وی شیشه» به معنی خاص است و این دو مکتب نماینده روش تحلیلی فلسفه اند.
٣) مکتب «سانکهیا» که مبتنی بر دوگانگی وجود است و یکی از مکاتب فلسفی بعد از ویدانت است.
٤) مکتب «جوک» یا یوگ، که به معنی اتحاد است و به تفصیل درباره آن صحبت می شود.
٥) مکتب «پوروامیمانسا» که مکتب آداب و مناسک هندو است و اساس آن بحث و تجسس در «دارما» است که تکلیف و وظیفه است.
٦) مکتب ویدانت که به معنی مقصد بید (وید) است و در وحدت وجود سخن می گوید.
یوگا یکی از مکاتب فلسفی عرفانی هند و مبتنی بر آداب خویشتن داری، آموزش های جسمانی و ذهنی است.
مواجهه با رنج، مشقت، ناکامی و نادانی از مباحث عمده در یوگاست.
یوگا یک روش فلسفی - کاربردی در فهم و درک مسائل وجودی، مراتب ذهنی، ریشه های رنج و متعادل سازی و رفع آنهاست.
● مبانی آئین یوگا
یکی از مبانی یوگا مبحث رنج است، جهان دیری است فانی مملو از ناکامی و مشقت، جسم جایگاه رنج است و حواس و ادراکات حسی رنج آفرین اند و لذایذ نیز آبستن ناکامی و اندوه اند، لذا همه چیز برای انسان فرزانه در جهان ادراکات حسی رنج آور است، پس باید به هر نحو خود را از این رنج آزاد کرد.
راه آزادی در مکاتب هندی به طرق گوناگون حاصل می شود، در «نیایاسوترا» توسط شناخت درست مقولات شانزده گانه و روش استدلالی حاصل می شود. در «وی شیشکا» به کمک تفکیک و شناخت مقولات ششگانه بدست می آید. در «سانکهیا» توسط شناخت تفکیکی بین روح و ماده حاصل می شود و در «ودانتا» به وسیله اشراق وردماسوی الله کسب می گردد.
در «یوگا» توسط تمیز حق از باطل و روح از ماده که در این جهان بر اثر مشارکت ظاهری بصورت واحد جلوه می کنند بدست می آید. دوم مبحث نادانی است، پیوند روح و ماده بر اثر عدم شناخت تحقق می یابد و مادام که نادانی وجود دارد زایش دوباره خواهد بود و انسان در گردونه باز پیدایی اسیر است.
نادانی در حقیقت عدم تشخیص روح از مراتب ذهنی است، مانند اینکه می پنداریم «من می دانم»، «من رنج می برم» و «من می فهمم» و کلمه من را به روح یعنی «پوروشا» نسبت می دهیم و این خود نادانی و توهم است. به عبارت دیگر نادانی پیوند روح با عقل است و عقل مخزن تأثرات و ترکیبات ذهنی و تجارت پیشین است. به عقیده «ویاسا» عقل متکی بر تاثرات ناشی از نادانی است و به نتیجه کار خود که نمایش روح است، دست نمی یابد.
از این رو دوباره با همان وظیفه ظاهر می گردد. اما در صورتی که عقل به نتیجه کار خود که هدفش اظهار و نمایش روح است نائل گردد از وظیفه خود فارغ می شود و از نادانی رهایی می یابد و دیگر بار بوجود نمی آید.
با توجه به شناخت علت نادانی و اینکه ریشه و منشاء درد و مشقت بی پایان است، یوگا به جنبه های علمی این موضوع می پردازد و معتقد است که تنها فلسفه اولی قادر به رهبری و نجات انسان از چرخه حیات نیست و به همین دلیل آداب و فنونی ضمیمه این فلسفه می نماید تا آگاهی که تاکنون صرفاً از طریق تعقل ادراک می شده فعلیت یابد و به واسطه آمیزش این معرفت به سرشت خویش وجدان و مخزن تأثرات دیرینه را نابود سازد و آگاهی دیگر و شعوری برتر را جایگزین سازد، هشیاری عالیتری که عقل را بدان راه نیست و استدلال از درک آن ناتوان است.
پس هر دیدگاه فلسفی برای تحقق اندیشه ها باید به رویه های علمی ریاضت و ورزش خاص آراسته گردد.
● تاریخ پیدایش مکتب یوگا
هنوز به خوبی روشن نشده است که فنون و آداب یوگ اولین بار به وسیله چه کسانی تدوین و بکار برده شده، تاریخ پیدایش یوگا را کهنتر از زمان تدوین کتاب «یوگا سوترا» می دانند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات را به خدایان هندی (مظاهر احدیت) نسبت می دهند، اما اتفاق رأی محققین بر این است که حکیم و فیلسوف هندی (پاتانجلی) مبانی آئین یوگا را در رساله خود به نام یوگا سوترا (Yoga Sutra) تدوین کرده است.
ترجمه، تفسیر و تدوین یوگا سوترا از لحاظ تاریخی به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت داده شده هر چند آراء دیگری درباره پیدایش و نگارش این رساله وجود دارد. به عقیده یاکبی و کیث این اثر در سده های سوم الی پنجم میلادی نگاشته شده زیرا در این رساله به تیره «ماهایانای» بودائی اشاره شده است اما داسگوپتا (Dasgupta) در خصوص نظریه یاد شده معتقد است که غرض از مکاتب بودائی که در یوگا سوترا بدان اشاره شده مکاتبی است که به اصالت ذهن معتقد بودند مانند مکتب «ویجینیاناوادا» آئینی که بنیانگذار اصالت خلاء جهانی بود.
یوگا تاریخچه ای چندین هزار ساله دارد (بین ۲ تا ۱۵ هزار سال قبل از میلاد را آغاز یوگا می دانند) با آنکه کلمه یوگا برای نخستین بار در نوشته های آریایی ها آمده است ولی تاریخ شناسان عقیده دارند یوگا پیش از آریایی ها در هند وجود داشته است و تقریبا چهار قرن قبل از میلاد یک دانشمند و فیزیک دان به نام پاتانجالی در کتابی به نام یوگا سوترا مراحل هشتگانه یوگا را که اساس یوگای امروز است، شرح داد. بعدها کتاب پاتانجالی توسط دانشمند ایرانی "ابوریحان بیرونی" به زبان عربی ترجمه شد و این دانشمند یوگا را به عنوان روشی برای خلوص نفس و خلوص تن ذکر کرد.
و متحمل است مقصود مکتب قدیمتری است که پیش از تکوین و ایجاد مکاتب فوق موجود بوده است. داسگوپتا در تحقیقات خود در زمینه یوگا به کتاب ابوریحان بیرونی به نام «پتنجل الهندی فی اخلاص من المثال» که ترجمه عربی یوگا سوترای پاتانجلی است اشاره کرده و پس از تجزیه و تحلیل و مقایسه آن با یوگا سوترا به این نتیجه رسیده است که ترجمه حکیم ابوریحان بیرونی از روی متن دیگری بوده که در آن مبانی پاتانجلی تا حدی تغییر کرده و تمایل به یکتا پرستی در آن مشهود است و به نظر داسگوپتا رساله بیرونی معترف تحولی است که به واسطه آن یوگا سوترا وارد مجرای تازه ای شده که به سهولت می توانست منجر به مکاتب ودانتا و شیوایی و حتی تانترا گردد.
در گیتا یوگا، معانی مختلفی دارد و معنی کلی آن بنظر داسگوپتا از ریشه (Yuj) به معنی پیوستن است و چون پیوستن به امری مستلزم گسستن از امری است لذا پیوند با یوگا منجر به جدائی از تعلقات عالم و تجرد از عالم ماده و ضمائم آن تعبیر می شود.
اما در گیتا یوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفسانی نیست بلکه اتصال به بارگاه ارزلی است که با پیروی از روشهای یوگا از جمله «کارمایوگا» طریقت کردار و تکالیف شرعی و «دیانایوگا» روش مراقبه و معرفت تحقق می یابد. طریقت یوگا در گیتا به عنوان راه میانه مطرح است.
برخی از پژوهشگران تاریخ تدوین این علم کهن را به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت داده اند.
برخی تعالیم یوگا را به خیلی قبل از این تاریخ نسبت می دهند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات را به مظاهر احدیت نسبت می دهند.
یوگا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) به معنی اتحاد گرفته شده و آن اتحاد و هماهنگی بین تن و روان و نیروهای مثبت و منفی وجود انسان است.
در گیتا آمده است : «یوگا برای آن کس که در خوردن افراط می کند میسر نیست و نه برای آن کس که از خوردن پرهیز می کند، نه مناسب حال کسی است که بسیار می خوابد و نه مناسب کسی که شب زنده داری می کند، اما برای آن کس که در خوراک و تفریح و خواب و بیداری معتدل است یوگا راه انهدام کلیه مصائب است.»
این روش میانه یوگا در گیتا با روش یوگای کلاسیک پاتانجلی متعارض است زیرا در یوگا سوترای پاتانجلی کمتر به نیازهای طبیعی انسان توجه می شود و انسان را مقید می سازد خلوت به درون نگری، خودکاوی و قطع مراتب ذهنی و نفسانی گزینی، سکون و اعتکاف را جایگزین تحرک و فعالیت اجتماعی می نماید.
این نوع یوگا فراتر از اخلاقیات بشر عادی و ورای ارزشهای جاری جوامع سیر می کند و کمتر به عواطف انسانی و عشق و محبت ارتباط دارد.
بدون شک یوگا قدیمی ترین روش ارتقاء شخصیت آدمی است و تاثیرات شگرفی بر انسان می گذارد به همین دلیل است که مدت هزاران سال پایدار مانده است و حتی با گذشت زمان جنبه های مقدس اعتقادی و پیروان فراوان کسب کرده است یوگا قرن ها در سرزمین های هند و خاور دور به حیات خویش ادامه داد تا آنکه در پایان قرن ۱۹ در اروپا و آمریکا اشاعه یافت و اندیشه غربی سرانجام یوگا را به آزمایشگاهها کشاند. یکی از مراکز مهم تحقیقاتی بیمارستان "کارولینسکا" در استکهلم بود که تایید کرد، کنترل ذهن و جسم در نتیجه یوگا نه تنها افسانه نیست بلکه حقیقت محض می باشد و این چنین بود که یوگا مقبولیت عام یافت و اینک هر روز میلیونها نفر از طریق کتب و نشریات و وسایل ارتباطی دیگر با یوگا آشنا می شوند و از آن بهره می گیرند.
ایرانیان از دیر باز با یوگا آشنایی داشته اند چنانکه حسین منصور حلاج عارف بزرگ ایرانی مدت ۵ سال در هند با یوگیان تعلیم دید و پس از بازگشت به ایران صاحب قدرتهای روحی چشمگیری شده بود.
عرفای خراسان نیز با یوگا آشنا بودند که از آن جمله علاءالدوله سمنانی است که بدون آنکه نامی از یوگا ببرد راجع به مراکز انرژی که در یوگا بسیار حائز اهمیت هستند صحبت می کند. دیگر نشان آشنایی ایرانیان با یوگا ترجمه کتاب پاتانجالی توسط ابوریحان بیرونی می باشد.
متاسفانه با سقوط مکتب اصیل عرفانی و ایجاد خانقاههایی که مملو از خرافات و اعمال انحرافی بود یوگا هم به اشتباه و به نام جوکی مورد بی مهری قرار گرفت و با وجود اینکه همواره در فرقه های مختلف عرفانی رد پایش دیده می شد تقریباً به دست فراموشی سپرده شد تا اینکه در صد سال اخیر میرزا حبیب خراسانی و یاران او که یکی از آنها به نام دکتر هندی معروف بود، بار دیگر یوگا را در روشهای عرفانی خود به کار بردند. در دهه های اخیر همراه با توسعه تمدن فرنگی در ایران، یوگا نیز از طریق غرب و نوشته های غربیان به ایران آمد به طوری که اکثر کتاب های موجود در بازار ایران از زبان های اروپایی ترجمه شده است و هنوز جز نوشته های ابوریحان بیرونی ترجمه های مستقیمی از یوگا نداریم.
● یوگا چیست ؟
یوگا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) گرفته شده و بمعنی اتحاد است و هنوز در زبان لاتین بصورت کلمه (Yungr) باقی است اتحاد بین تن و روان، بین نیروهای مثبت و منفی وجود انسان، بین جریانات (Yin) و (Yang) اتحاد بین نیروی «پرانا» و «آپادانا»، اتحاد بین نیروی مثبت خورشیدی و نیروی منفی ماه.
مترادف همین کلمه در زبان انگلیسی (Yoke) است که بمعنی آلت یا وسیله اتحاد است.
در زبان فارسی کلمه «یوغ» به معنی وسیله اتحاد است و آن چوب مخصوصی است که به گردن دو گاو می بندند تا از ترکیب قدرت آنها در شکافتن زمین و شخم زدن استفاده کنند. لذا یوغ که بمعنی قید است ابزاری برای وحدت نیروی دو موجود و یوگا نیز روشی است که نیروهای مثبت و منفی و جنبه های جسمی و روانی انسان را نخست پرورش داده شکوفا می سازد و سپس بین این دو اتحاد و توازنی برقرار می کند که در سایه آن فرد بر خویشتن حاکم می شود و خودیت خویش را باز می یابد و از تنهایی و سرگردانی در اقیانوس متلاطم جوامع بشری به سکون و آرامشی می رساند که توفان حوادث و فشارهای خرد کننده عصبی او را از خط تعادل خارج نساخته آرامش او را بر هم نمیزند.
● یوگی کیست ؟
یوگی کسی است که وجود خود را فتح کند. کسی که آرامش درونی او را، سرما و گرما، اندوه و شادی، احترام و توهین نتواند برهم زند، کسی که هستی اش بر شخصیت عالی استوار است و قدرتهای باطنی اش با دانش و معرفت خارج از جهان مادی سیراب شده، احساس بزرگ او به خاک و طلا یکسان می نگرد.
آری یوگی، کسی که از تعلیمات مکتب یوگ سرشار است، چنین شخصیتی است.
در جهان پرآشوبی که اکنون ما زندگی می کنیم مشکلات بی حد و حصری وجود دارد که ناشی از کثرت جمعیت، عدم هماهنگی افکار و اندیشه ها، مسائل اقتصادی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی و... است برخورد انسان با هر یک از این مشکلات اگر با خامی و عدم آمادگی قرین باشد موجب گسیختن تعادل روانی در فرد خواهد شد.
پاتانجلی مفسر یوگا در رساله خود (یوگاسوترا) می گوید : «یوگا حذف مراتب ذهنی است که شامل مراتب عقلی و نفسانی نیز می گردد.» و درباره تموجات ذهنی مفسر سوتراهای پاتانجلی می گوید : «خاصیت واقعی ذهن حالت وصال مطلق است و مراتب ذهنی عبارتند از :
١) پراکندگی
٢) پریشانی و گسیختگی
٣) قرار یافته
٤) متوجه به چیزی واحد
٥) کاملاً خاموش
حالات یک و دو وضعیت ذهنی کلیه افراد است و مرتبه سوم زمانی حاصل می شود که نیروی ذهنی شخص متوجه مطالعه و تحقیق است و مستلزم ورزش ذهنی مانند حل مسئله ریاضی، دو مرتبه آخر که تمرکز ذهنی در شی واحد است و آرامش مطلق از جمله مراتبی است که در اثر تعلیمات یوگا حاصل می شود و این معرف حالات و شعور خاصی است که با شعور عادی ما متفاوت است و بدان نمی رسیم مگر بمدد ریاضت و ورزش ذهنی.
هدف واقعی یوگا از بین بردن منیت و شخصیت کاذب ذهنی است و برای نیل بدین منظور مقرراتی دارد که بر خلاف خوی و خصلت غریزی انسان فرمان می دهد.
این دستورات منجر به تمرکز قوای ذهنی در نقطه ای واحد می گردد که هر چند رسیدن به آن مرحله دشوار است اما بمدد دستورات و ورزشهای خاص یوگا قابل دسترسی است پاتانجلی در مورد آداب یوگ که منجر به آزادی روح و فنا فی الله می گردد نظراتی دارد از جمله :
بزرگترین مانع یوگی در نفس کشی و رسیدن به درون نگری و انهدام امواج ذهنی همین تأثرات ذهنی ضمیر ناخودآگاه است، تأثرات ذهنی که خود محصول تأثرات و کردار پیشین است به نوبه خود می تواند انگیزه پدید آوردن کردار و مراتب ذهنی دیگری باشد و در واقع دایره ای از تسلسل علت و معلولی بوجود آورد، نفس در زندگی همواره بیقرار و مشوش است زیرا به رنجهای پنجگانه زیر گرفتار است :
١) جهل و اشتباه فانی (غیر ابدی)
٢) خطای تشخیص در اینکه فرد خود را با بدن و خرد یکی بداند
٣) علاقه به لذایذ
٤) تنفر از اشیاء نامطبوع
٥) عشق غریزی به حیات و ترس از مرگ از مشخصات برجسته یوگ انضباط و نظم عملی است که به وسیله غلبه بر امیال و تسلط بر حالات ذهنی به دست می آید.
یوگا در معنای عمیق یک حرکت کمال گرایانه برای پیوستن به بحر بیکران هستی و غوطه خوردن در امواج فیض الهی است.

 خالق محمدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 12:35  توسط محمدی  | 

معرفی یوگا واقسام آن-(قسمت اول)

مطالیی در رابطه با یوگا (قسمت اول) 

يوگا از کلمه‌ی يوگ که يک لغت سانسکريت است گرفته شده و آن به معنی يکی شدن يا ملحق شدن است. معادل فارسی آن يوغ و انگليسی آن to yoke به معنی جفت شدن يا جفت کردن يا يکی کردن است، و يوگا يعنی الحاق يا وحدت با جهان هستی.

 اقسام يوگا  
يوگا چهار شاخه دارد كه اين چهار شاخه خود به زير شاخه های ديگری تقسيم می شوند. اين چهار شاخه ی اصلی عبارتند از :

۱. كارما يوگا ( Karmayoga): رسيدن به وحدت ازطريق كاروخدمت.

۲. بهاكتی يوگا (Bhaktiyoga) : رسيدن به وحدت از طريق محبت به همنوع و عشق به خدا .

۳. گيانايا جنايايوگا (Jnanayoga): رسيدن به وحدت از طريق ياد گيری علم و دانش.

۴. آشتانگايوگا (Ashthangayoga): رسيدن به وحدت از طريق كنترل وانضباط و پرورش تن و روان.

اصول و مبانی يوگا حدود سه هزار سال پيش توسط دانشمندی هندی به نام پاتانجلي(Patanjeli) در كتابی به نام «يوگا سوتراس» (Yogasotrus) به رشته ی تحرير در آمد، پاتانجلی يوگا را به هشت مرحله تقسيم بندی كرد كه به نام يوگای هشت مرحله ای كه در زمان سانسكريت با آن آشتانگا (yoga Ashthanga) و در فارسی به آن هشت می گويند معروف شد. در كتاب فوق آمده است كه از هر كس در هر شرايط ميتواند با تمرينات يوگا تكامل جسم و ذهن را تجربه كند.

يوگای هشت مرحله‌ای يا آشتانگا يوگاعبارت است از:

۱. ياما (Yama): به معنای كنترل و آن خودداری و پرهيز از عوامل تباه كننده تن و روان است.

۲. نياما (Niyama): به معنای داشتن نظم و انضباط در زندگی روزمره در تمام مدت زندگي.

۳. آسانا (Asana): باستقرار بدن در حالتی خاص با انجام حركات بدنی يوگا و استقرار در حالت بدنی خاص.

۴. پراناياما (Pra nayama): ama): به معنای نيروی حيات و يا مايتی كنترل و منظور از آن كنترل نيروی حياتی باانجام تمرينات تنفسی يوگا می‌باشد.

۵. پراتی آهارا :(Pratayahara) به معنای تربيت و انضباط حواس

۶. دهارانا (Dharana): به معنای كنترل و انضباط فكر (بدست آوردن تمركز فكر).

۷. دهيانا (Dhyana): به معنای به جريان انداختن فكر متمركز شده يا تفكر عميق يامراقبه (Meditation).

۸. سامادهی (Samadhy): به معنای رسيدن به وحدت يا هو شدن با جهان هستی،

لازم به ذكر است كه مراحل ۱ و۲ و۷ و۸ بيشتر دستورهای اخلاقی و تمرينات خود سازی است. مراحل ۳ تا ۷ تمرينات جامع بدنی ،تنفسی و فكری است كه بيشتر مورد توجه بود و امروزه در اكثر مراكز يوگای جهان از تكنيك های بدن برای سالم سازی تن وروان استفاده می كنند. اين ۸ مرحله خود به دونوع يوگای كلی تقسيم می شوند: ۱. هاتايوگا (Hathayoga) و ۲.راجا يوگا (Rajayoga).

هاتايوگا به تمرينات بدنی و تنفسی يوگا گفته می شود و شامل تمرينات ۱. بدنی ۲. تنفسی ۳. رهاسازی می‌باشد. راجا يوگا به تمرينات ذهنی وتمركزی يوگا گفته می شود و شامل ۱. تمرينات كنترل احساسات ۲. تمرينات كنترل افكار (تمركزفكر) ۳. تمرينات تفكر عميق يا مراقبه (Meditation) می باشد.

به طور كلی می توان گفت يوگا علم وهنری است كه می توان برای پيشگيری از بيماريها ،حفظ و ارتقا سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بهره گرفت. يوگا آرامش روانی، تعادل و هماهنگی اركان متشكله روان انسان را تامين می‌نمايد. يوگا استرسهای بيماری زای جسمی و روانی فرد و جامعه را بر طرف می‌کند. يوگا از طريق آرامش روانی، ارتباط آرام و سالم را بين افراد تقويت نموده، با اين روش راههای رسيدن به سلامت اجتماعی را ميسر می سازد. انجام تمرينات يوگا نيازمند وسايل خاصی نمی باشد و می‌تواند توسط هر فرد با حداقل امكانات نسبت به ساير ورزشها از كودكی تا كهنسالی و در تمام مدت عمر انجام شود و نهايتاً اينكه سلامت تن و روان را برای فرد به ارمغان آورده انسان را به آرامش درون نائل گرداند.

مطالبي ديگر:

وقتی كلمه یوگا را می‌شنوید چه چیزی را در ذهن‌تان مجسم می‌كنید؟
اگر یك گروه از خانم‌هایی را مجسم می‌كنید كه در حال انجام حركات به‌نظر عجیب و غریب هستند ، پس كمی ‌از یوگا اطلاع دارید اما فقط همین. برای‌اینكه كاملا یوگا را بشناسید باید بیشتر با آن آشنا شوید.
یوگا مجموعه‌ای از آگاهی‌‌های كهن از كشور هندوستان است كه به بیش از پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. كلمه <یوگا> از كلمه سانسكریت <یو> به‌معنی وصل یا هماهنگی گرفته شده است. بنابراین یوگا به‌معنی اتحاد بین آگاهی فردی و آگاهی از كاینات است.
یوگی‌‌های عهد باستان براین عقیده بودند كه برای‌اینكه فردی با خود و محیط اطرافش هماهنگی پیدا كند، باید جسم و روح و ذهن خود را با هم یكی كند. برای یكی كردن آنها، احساسات، اعمال و شعور آدمی ‌باید با هم در تعادل باشند. یوگی‌‌ها راهی را برای رسیدن به این تعادل و حفظ آن ابداع كردند كه به وسیله ورزش، تنفس و مراقبه انجام می‌گیرد و اینها سه ساختار اصلی یوگا هستند.
در یوگا، با بدن با ملایمت و احترام رفتار می‌شود چون بدن اولین وسیله انسان برای حركت و رشد است. حركت‌های یوگا باعث تقویت جریان خون و دستگاه‌‌های شكمی‌ می‌شوند و سیستم غددی بدن را تحریك می‌كنند و در نتیجه كیفیت سلامت ما را بالا می‌برند.
تكنیك‌‌های تنفسی بر طبق فرضیه‌ای به‌وجود آمده‌اند كه می‌گوید نفس سرچشمه زندگی است. در یوگا، شاگردان با افزایش تدریجی تنفس خود، روی آن تسلط پیدا می‌كنند. با‌این كار، ذهن خود را برای مرحله بعدی یعنی مراقبه آماده می‌سازند.
افراد بسیاری هستند كه فكر می‌كنند در مدیتیشن باید ذهن را از هر فكری آزاد نمود اما اصلا ‌این‌طور نیست. در مراقبه، شاگردان فعالیت ذهنی خود را تحت كنترل درآورده و در نتیجه ذهن خود را آرام می‌كنند. در یوگا با انجام حركت‌های بدنی و تكنیك‌‌های تنفسی، آگاهی جسمی‌ما بالا رفته و تمركز ما بهتر می‌شود و از فشار‌های روزمره زندگی‌مان نیز كاسته می‌شود.
● شش شاخه یوگا
‌هاتا یوگا یا یوگای حركتی: ‌هاتا یوگا متداول‌ترین روش یوگاست و در كشور‌های غربی طرفداران زیادی دارد. در‌این شاخه از یوگا، از حركات بدنی یا آسانا، تكنیك‌های تنفسی یا پرانایاما و مدیتیشن یا مراقبه استفاده می‌شود كه باعث می‌شوند تا سلامت فرد بهتر شده و به بُعد معنوی خود نزدیك‌تر شود. در‌این بخش از حركات متعددی استفاده می‌شود.
اگر به دنبال ذهنی آرام و جسمی‌سالم هستید،‌‌هاتا یوگا می‌تواند برایتان بسیار سودمند باشد.
باكتی یوگا یا یوگای ازخودگذشتگی: باكتی یوگا متداول‌ترین روشی است كه در هندوستان از آن استفاده می‌شود. باكتی یوگا، روش دل و ازخودگذشتگی است. یوگی‌‌هایی كه از‌این روش استفاده می‌كنند، در همه كس و همه چیز ‌ایزد یكتا را می‌بینند. باكتی یوگا توسط پرورش عشق فردی و قدرت او برای پذیرفتن هر چیز ممكن، به شخص می‌آموزد كه به ایزد یكتا و یا به براهما (خدای هندو‌ها) وفادار بماند.
راجا یوگا یا یوگای خودداری: راجا به ‌معنی همایونی است و‌این روش، شاه یوگا به‌حساب می‌آید كه ممكن است به‌‌دلیل ‌این باشد كه بیشتر افرادی كه این روش را انتخاب می‌كنند، در انجمن‌‌های مذهبی و یا معنوی به نوعی مشغول به فعالیت می‌باشند. راجا یوگا بر پایه تعلیمات هشت‌گانه یوگا بنا شده است كه در یوگا سو‌ترا مشاهده می‌شود.
یك راجا، یوگی خود را مركزیت می‌بیند و برای همین احترام گذاشتن به خود و به تمامی ‌مخلوقات هستی امری واجب برای راهش به‌شمار می‌آید. آنها اول یاد می‌گیرند كه بر نفس خود غلبه كنند و به این ‌ترتیب خود را محترم بشمارند.
اگر دوست دارید به خودتان و كار‌هایتان نظم دهید، پس راجا یوگا برایتان بسیار مفید خواهد بود.
جنانا یوگا یا یوگای ذهن: جنانا یوگا شاخه‌ای از یوگا است كه اساسا با فكر و ذهن سروكار دارد و روی هوش و شعور فرد تمركز می‌كند. جنانا یوگی‌‌ها شعور و آگاهی را با هم برابر می‌دانند و هدف‌شان یكی ساختن ‌این دو به‌منظور از میان برداشتن محدودیت‌‌هاست. از آنجایی كه می‌خواهند به آگاهی برسند، به تمامی‌فلسفه‌‌ها و مذاهب نیز در سبز نشان می‌دهند چون باور دارند كه یك ذهن باز و منطقی برای شناخت روح، حیاتی است.
كارما یوگا یا یوگای خدمت‌گذاری: كارما یوگا روش خدمت‌گذاری است چون در‌این روش اعتقاد بر این است كه شرایط حال فرد بر اساس اعمال گذشته او شكل گرفته است. بنابراین چنانچه در زمان حال مخلصانه خدمت‌گذاری كند،‌ آیند‌ه‌ای به دور از جنبه‌‌های منفی و خودخواهی برای خود انتخاب خواهد كرد. كارما یوگی‌‌ها رفتار خود را اصلاح می‌كنند و با‌این عمل روح خود را تغییر می‌دهند و مسیر سرنوشت خود را عوض می‌كنند
تانترا یوگا یا یوگای تشریفاتی: تانترا یوگا از مراسم تشریفاتی استفاده می‌كند تا به راز‌ها و چیز‌های مقدس پی برد. چون هدف از‌ این روش درك راز‌ها و چیز‌های مقدسی است كه ما به‌طور روزمره با آنها سروكار داریم. تانترا یوگی‌‌ها باید صفاتی نظیر خلوص نیت، انسانیت، فداكاری و ازخودگذشتگی نسبت به استادشان عشق به هستی و صداقت درباره چیز‌های دیگر داشته باشند.
مردمان زیادی از مسلمانان گرفته تا بودایی‌‌ها، یهودیان و مسیحیان، یوگا انجام می‌دهند بنابراین یوگا وابسته به دین و مذهب خاصی نیست.
بسیاری از مردم به اشتباه فكر می‌كنند یوگا نوعی ورزش است كه می‌توان از طریق آن تناسب ‌اندام به‌دست آورد.‌ این تا حدودی درست است اما اگر فكر می‌كنید یوگا فقط و فقط به همین‌جا ختم می‌شود، به شدت در اشتبا‌هید. یوگا بدن را می‌سازد چون یك بدن ضعیف و مریض مانع از رشد معنوی می‌شود. بنابراین فقط برای بدن‌سازی ساخته نشده و روی جنبه‌‌های روحی و معنوی نیز تمركز دارد.
● نقش یوگا در زندگی شما
شاید سوال كنید <آیا من هم می‌توانم یوگا انجام دهم؟> به‌طور حتم شما هم می‌توانید. هركسی كه می‌خواهد می‌تواند یوگا انجام دهد. احتیاج به هیچ دستگاه و لباس خاصی ندارد. تنها چیزی كه به آن احتیاج دارید، اراده شما برای دست یافتن به یك زندگی سالم‌تر و بدون فشار است. ممكن است در ابتدا از یوگا فقط برای كاهش وزن و تناسب‌اندام استفاده كنید و ‌این هم هیچ اشكالی ندارد. یوگا در تقویت سلامت شما بسیار موثر است چون انجام حركات كششی باعث سفت شدن عضلات و ورزش دادن به ستون فقرات و به‌طور كلی سیستم اسكلتی شما می‌شود

 

مطالبي ديگر:

تمرینات بدنی یوگا به شما می آموزد كه چگو نه هر قسمت از بدن خود را كنترل نموده و آن را بهبود بخشید. تمرینات یوگا ساده و لذت بخش است. بدون در نظر گرفتن سن و یا این كه چه اندازه شما ممكن است نا متناسب باشید می توانید تمرینات یوگا تمام اعضای داخلی و خارجی بدن شما را ورزش می دهد. چنا نچه قسمتی از پیكر بندی شما پا یین تر از حد تعادل – خشك ،سفت و یا ضعیف است یوگا با كمی پشتكار و زمان بر تمام انها چیره خوا هد شد .
تمرینات بدنی یوگا ، هاتایوگا نامیده می شود . ها تا یوگا شامل تمرینات نظا فتی و كششی و تنفسی می باشد . نتیجه این حر كات لذ تبخش وا قعاًحیرت اور است. هاتایوگا وزن شما را مناسب، بر خستگی و سستی غذایی مغذی استفاده می كنید. چنانچه عا قلانه بخورید می توا نید با مصرف غذا ی كمتر از سلامتی و نیر وی زند گی لذت ببرید. كسی كه به غایت بخورد لزو ماُ یك فرد سالم از نظر جسمی و فكری نیست .
یك مبحث مجذوب كننده تغذیه یو گا بر این باور است كه نوع غذایی كه می خورید می تواند سطح ا گا هی شما را تغییر دهد. شخصی كه این را درك كند می تواند با تغییر عا دات خوردن درجه هو شیاری خو یش را افزایش و یا كاهش دهد . در یوگا هو شیاری و یا كیفیتهای بودن را گونا می نامند.
در بخش تغذیه جز ییات بیشتدی در مورد گو ناها خو اهید یا فت و اینكه چگونه ممكن است این مبحث به شما كمك كند تا به فكری ثا بت تر و شا دمانی بیشتر دست یا بید . تمرین ها تا یوگا تر كیب شده با اصول غذایی یوگا می تواند جزبخشی از زندگی روز مره شما در امده و برای شما اثرات مطلو بی به ار مغان اورد .

مطالبي ديگر:

یوگا از طرفی به معنای «کنترل کردن» آمده‌است و در آن صورت یوگا را می‌توان علم کنترل امواج فکر و علم مهار قوای ذهن به منظور تسلطی همه جانبه بر توان بالقوة خود دانست. در این صورت به «روش» این دانش که همانا کنترل قوای تن و فکر است تأکید می‌شود. با توجه به چنین درکی، یوگا، در کتاب شاندیلیوپانیشاد (Shandilyopanishad)، این گونه تعریف شده‌است: «یوگا عبارت از کنترل امواج ذهنی است.» از طرف دیگر می‌توان یوگا را به معنای نظاره کردن و دیدن، در نظر گرفت که در نتیجه یوگا علم نظارة خود و خودشناسی است. بدین ترتیب غایت این دانش آشکار می‌شود. یعنی واقع شدن در طبیعت اصیل خویش و شکافتن تمامی حجابهای نفسانی. بر همین اساس در باگاواد گیتا (Bhagavad gita) اوج یوگا، رویت ذات درونی از طریق ذهن پاک و خالص شده توصیف شده‌است، و سرانجام یوگا را به معنی «وصل و یکی شدن» نیز ترجمه کرده‌اند که در آن صورت غرض از انجام تمرینات یوگا آشکار و هویدا می‌شود. به این معنا، یوگا عبارت است از عملکرد هماهنگ قوای فردی و اتحاد قوای ذهنی (Chitta shakti) با قوای حیاتی تن و حواس (Prana shakti) که منجر به تلخیص انرژی، توسعة آگاهی و در نهایت اتحاد با آگاهی متعال خواهد شد. بنابر این تصور، در رودرایا مالاتانترا (Rudrayamatantra) گفته شده : «یک یوگی، فقط در اتحاد با آگاهی متعال، به تجربة یوگا نایل می‌گردد.» بدین ترتیب هر کدام از معانی واژة یوگا، قسمتی از این معرفت عمیق باطنی را آشکار می‌سازد و اختلاف ذاتی در میان آنها دیده نمی‌شود. یک واژه سانسکریت است .

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی می‌باشد. به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد. تمرینات یوگا می‌تواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند، تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است. این معرفت شهودی در پی سلوکی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می‌شود. در پی این سلوک، فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن، احساسات و افکار خود پیدا می‌کند. و در نهایت می‌تواند خود را از حیطة تغیرات احساسی و نگرانیهای فکری فراتر برده، در عمق قلب خود قرار یابد، جایی که تلاطمات فکری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری بر آن داشته باشد. در مورد واژة «یوگاً اختلافاتی دیده می‌شود، و آن را به معانی :»اتحاد و وصال«، »رؤیت و نظاره«و»کنترل و به زیر یوغ آوردن" به کار برده‌اند. نه تنها در مورد ریشة واژة یوگا اختلافاتی دیده می‌شود، بلکه در تعاریف و توضیحات مشروحی که دربارة یوگا در متون گوناگون آمده نیز تفاوتهایی وجود دارد. این در حالی است که متون کهن و مختلف یوگا، تعاریف متنوع یکدیگر را تأیید کرده‌اند. ولی در واقع هیچ تعریف مشترکی پیرامون این تجربة عمیق ارائه نشده‌است. ظاهراً در اکثر موارد، زاویة دید اساتیدی که یوگا را تعریف کرده‌اند با یکدیگر متفاوت بوده‌است.

یوگا تعریفی از یک گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست، بلکه بیشتر اشاره به مجموعه‌ای از فنون، از ساده تا بسیار پیشرفته، و احوال باطنی مختلف و در واقع یک سیر و سلوک کامل دارد.

روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزکیه نفس و مراقبه‌های ژرف، حالاتی متفاوت از آگاهی را کشف و تجربه کردند. مجموعة این حالات و فنون و تعالیمی که برای درک و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد "یوگاً خوانده می‌شود.

هر کدام از این خردمندان، جنبه‌هایی خاص از این معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده، براساس آن تعریفی ارائة کرده‌اند. البته این تعاریف از هم بیگانه نیستند. آنها تماماً در حول خودشناسی و بالا بردن توان فردی و توسعة آگاهی متمرکز می‌باشند. ولی برخی روش این علم و بعضی غرض از اجرای این فنون و گروهی نیز غایت این تعالیم را توصیف و تشریح کرده‌اند. بنابر این برای درک بهتر از این معرفت گسترده و نه چندان روشن، مطلوبتر آن است که این تعابیر مختلف را در کنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بریم.

مطالبي ديگر:

فوايد و روش هاي يوگا



لغت "يوگا" بمعناي "اتحاد" است. يوگا شكلي از ورزش ميباشد كه بر پايه اعتقادي بنـا شـده اسـت كـه بـدن و تنـفـس ارتـبـاط تـنـگاتنگي با ذهن و فكر دارند. با كنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي ثابت يا همان "آساناس" يوگا ايجاد توازن(هارموني) مي كند. بهرحال يوگا سحر و جادو نيست. يوگي ها (اساتيد يـوگـا) قادر به ناپـديـد شدن و يا بـلـنـد شـدن از روي سـطح زمـيـن نيستنـد. امـا آنها ميتوانند كارهاي غير عادي و شـگفت آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان براي سـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، انجام دهند.

تمرين يوگا شامل 5 عنصر كليدي ميباشد: تنفس مناسب , تمرين, تمدد اعصـاب, رژيـم غذايي, تفكر مثبت و تعمق (مديتيشن). تمرينها - و يا آساناس- به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـاي بدن طرحريزي شده اند.

تنفس و تمدد اعصاب مناسب

تنفس زندگي ميبخشد، اين هم به هـمـان سـادگيـست. بـدون اكـسيژن هـيـچ كـدام از سلول هاي بدن نميتوانند بيش از چند دقيقه زنده بمانند. اغلب مردم تنها از بخشي از ظرفيت كامل تنفسشان استفاده ميكنند، درحدود يك سوم اكسيژني كه شـشهايشان قادر به استفاده است را بدرون ششها ميبرند. اين منجر بخـسـتگي و استرس ميشود. روش تنفس يوگايي به شـما ميـامـوزد كه از طـريق بـيني تنفس كنيد، به بازدم بيش از دم توجه و تمركز كنيد و ششها را پاكيزه و از سموم عاري گردانيد. اين تكنيكها منسوب به افزايش سلامتي جسمي و روحي شما هستند. تـنفـس صـحـيـح متـمـركز بر تكنيك تنفس با بيني براي رها كردن انرزي و سرزندگي ميباشد. تـمـريـنـهاي تـنفسي بر عمل بازدم و نه برعمل دم تمركز ميكنند، تا بـتوانند ششها را از هواي مانده و غير تازه پاك، و سموم را از بدن بيرون كنند. آزاد سازي تـنـش از طريق تمدد اعصاب براي سلامتي بدن حياتي است. هر جلسه آساناس يوگا را با تـمدد اعـصـاب شـروع و خاتمه دهيد و مابين حالتها استراحت كنيد. اين كار اجازه ميـدهد تـا اينكه انرژي آزاد شده آزادانه جاري گردد.

تفكر مثبت و مديتيشن تعمق-مديتيشن
حالت حس آگاهي است. هنگامي كه مديتيشن را تمرين مي كـنـيد، ابـتـدا شـمـا بـايد بياموزيد كه چگونه ذهن خود را آرام، و انرژي فكري خود را به درون متمركز كنيد. مديتيشن ميتواند بشما كمك كند تا استرس را تسكين داده و انرژي از دست رفته يتـان را بازگردانيد. هرگاه بصورت مرتب تمرين كنيد، متوجه خواهيد شد مـي توانيد واضح تر و مثبت تر بينديشيد.

 مطالبی دیگر:

تعریف مقدماتی یوگا در زبان سانسکریت ، بیان وحدت با جهان هستی یا تجربه یگانگی با واقعیتی عظیم است . یوگا به معنای تجربه ای از حقیقت، آگاهی از واقعیت و وحدت با ملکوت است . معنای دیگری هم از یوگا وجود دارد و آن سری تکنیک های عملی است که به شکل علمی تکامل یافته و بصورت هوشمندانه ای تدوین شده است .
این تکنیک ها انسان را قادر می سازد تا تمام آلودگی هایی که از طبیعت بر روی جسم ، ذهن و احساسش بوجود آمده است را بیرون ریخته، اندیشه هایش را به شکلی والاتر متمرکز کند . یوگا به معنای هر چیزی است که ممکن است انسان انجام دهد تا طبیعت پست ترش را پاک ، احساسش را مهار و ذهنش را تا رسیدن به سطح عمیق درونی و نهایتاً تا رسیدن به خداوند هدایت کند و سرنجام اینکه یوگا درک وحدت درونی است برای یکی شدن با جهان هستی . استفاده از یوگا عمومی و جهانی است ، این تقاضا ممکن است در چهار چوب مذاهب باشد .
مسلماً یوگا مذهب نیست ولی هرکس با هر مذهب و هر تعصب و هر آئین و مکتبی می تواند یوگا را انجام دهد، تمرینات معنوی یوگا که گستردگی و مدت زمان اجرای آن از زمان خلقت انسان تاکنون تداوم داشته است در این قرن پر ماجرا و پر حادثه هم می تواند برای حفظ و رهایی انسان ها مورد استفاده قرار گیرد که در اینجا سعی می کنیم به گوشه هایی از آن اشاره کنیم .
در ابتدا و در مقدمه باید بگویم، بعضی مردم فکر می کنند یوگا اساساً مهار بدن به شکل های عجیب و غریب است مثل چرخاندن ستون فقرات و یا وانمود کردن ژست های عجیب و غریبی که در کتاب یوگا آمده است . به کاربردن این تکنیک ها به درستی نمونه واضح از تمرین یوگا است اما قسمت اساسی و ضروری یوگا را تشکیل نمی دهد . حالت های فیزیکی بدن تنها جزئی از تمرینات یوگا به حساب می آید .
یوگا نمایش کارهای جادویی و سحرآمیز نیست . من مخصوصاً یاد آور می شوم که خیلی ها که تعدادشان کم نیست به غلط این تصور را در مورد یوگا دارند . این ادعا توسط یوگی های بدلی و یوگاهی دروغین ساخته می شود .
مطمئناً یوگا نه سحر و جادو است، نه نمایش شاهکاری فوق العاده و یا کار صوفیانه غیر عادی. یوگا مرتاضیسم نیست که معمولاً توسط مسافران و توریست ها بخصوص از طریق اخبار با یک میل شدید و هیجان انگیز منتشر می شود تا این عقیده را بوجود آورد که یوگا شکلی از خود آزاری است . خوابیدن روی تخت میخ دار، مدفون شدن زیر زمین ، جویدن یا بلعیدن تکه های شیشه ، نوشیدن اسید ، قورت دادن میخ یا سوراخ کردن خود با سنجاق و سوزن ، هیچکدام آنها از طریق یوگا انجام نمی شود و یوگی های واقعی چنین کارهایی را انجام نمی دهند .
یوگا یک سنت ( مراسم ) عجیب و غیر عادی یا مناسک مخصوص نیست . یوگا هندوئیسم نیست ، یوگا بی دینی نیست ، یوگا کف بینی نیست ، یوگا پیش گویی نیست ، یوگا طالع بینی نیست ، یوگا فکر خوانی نیست ، اعمال سحر و افسون برای دفع ارواج شیطانی یا تسخیر آن هم نیست ، یوگا هیپنوتیزم یا خود هیپنوتیزم نیست . یوگا انجام سحر و جادو و یا نمایش کارهای یکنواخت دست و پا نیست . یئگا تجربه ای نیست که از مصرف اسید ها یا داروهای محرک یا قارچ های الهی بدست آید .
این تجربه ها نه یوگا است نه محصولات یوگا ، اینها اصلاً یوگا نیست ، بدانید اگر افرادی با انجام چنین کارهای غیر عادی خود را یوگی بنامند مطمئن باشید که آنها از نام یوگا سوء استفاده کرده اند .

خالق محمدی-تلفن تماس ۰۹۳۸۴۰۸۹۸۸۱

 

 

 

 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 12:29  توسط محمدی  |